با سلام.

به سایت خانه و خاطره خوش آمدید.

 

فاطمه نورمحمد ملقب به انیس الدوله سوگلی و ملکه ناصرالدین شاه

 

انیس الدوله

دريافت نشان حمايل آفتاب / "بست انيس الدوله" در حرم شاه عبدالعظيم

(زاده .... / وفات 1275 یا 1276 خورشیدی- بعد از ترور ناصرالدینشاه)

 

نام اصلی او فاطمه است. فاطمه دختر نورمحمد ، از گرجیانی بود كه در زمان صفویه ، اجدادش را از گرجستان كوچانده و در مازندران سكونت داده بودند. نورمحمد در جوانی درگذشت و از آن پس فاطمه نزد عمه‏اش زندگی می‏كرد و بتوسط او به حرم خانه ناصرالدین شاه قاجار (۱۲۶۴ ـ ۱۳۱۳قمری) راه یافت و جیران خانم فروغ السلطنه ـ كه در آن زمان زن سوگلی شاه بود ـ انیس را به خدمت خود نگاه داشت. پس از مرگ جیران كلیه اموال او به فاطمه سپرده شد. وی در دربار تصميم گرفت باسواد شود ، لذا دو سه نفر از ملا باجی های اندرون ، مامور تعليم و تربيت او شدند.

 

چگونگی لقب انیس الدوله ، زن صیغه ای ناصرالدینشاه

در سفر سلطانیه ، شاه فاطمه را صیغه كرد (۱۲۷۶ قمری) و فاطمه خانم را انیس الدوله لقب داد و بعد هم مالیات شهر كاشان و دهات آن را به انیس‏الدوله واگذار كرد. و به دلیل لیاقت ، كفایت ، كاردانی و آداب ‏دانی به تدریج مورد توجه و علاقه شاه قرار گرفت و مقام و منزلت ممتازی در میان زنان عقدی و صیغه‏ای شاه به دست آورد.

 

انیس الدوله در اروپا

انیس الدوله اولین زن ناصرالدینشاه بود که به همراه شاه قاجار در اولین سفرش به فرنگ (1252 خورشیدی/ تا مسکو) رفت. انیس الدوله در واقع ملکه بود، ولی فرزندی نیاورد. شاه او را از ته دل و با تمام جان دوست داشت و چندین بار خواست وی را در زمره زن های عقدی خویش درآورد ، ولی انیس الدوله نپذیرفت و اظهار داشت که نمی خواهد ساعت سعد زناشویی خود را بر هم زند. انیس الدوله، به همراه شاه و همراهان وی از راه انزلی عازم اروپا شدند ، اما چون موضوع  حجاب انیس الدوله مطرح بود و ظاهری کاملا متفاوت با زنان اروپایی داشت، به اجبار او را از مسکو به تهران بازگرداندند اما شاه به حدّی به او فکر می کرد که به هنگام سفر به انجلیز(انگلیس) پیکره ای از خود را به همراه کارت پستالی برای او فرستاد این البته به جهت روزی بود که در بلاد فرنگ عشاق برای معشوق انجام می دهند تا نشان دهند فکرشان به او مشغول است (هدیه روز والنتین در پیش مسیحیان). ناصرالدین شاه درباره همراه بودن انیس الدوله در این سفر در خاطرات خود چنین نوشته است : کسانی که همراه به فرنگستان آمده اند از این قرار است در دو کشتی ؛ کشتی اول : صدراعظم ، انیس الدوله ، عایشه ، معصومه ، خورشید کنیز انیس الدوله... با مشکل پیش آمده و عدم تناسب لباس انیس الدوله با زنان اروپایی ، قرار شد ، آن ها (زنان همراه) به ایران بازگردند. ناصرالدین شاه می گوید : امروز بنا شد انیس الدوله و حرم از این جا ، فردا بروند تهران. با ساری اصلان (رحمت الله خان) و میرشکار، محمد حسن خان برادر انیس الدوله ، حاجی سرور ، آقا علی و غیره... انیس الدوله راضی نمی شد. گریه کردند. خیلی به ما بد گذشت ، خیلی بد ، خیلی سخت ، اگر همراه می بردیم برای جا ، منزل ، کالسکه ، کشتی نشستن اشکالات داشت. اگر بروند تهران دل ما می سوخت. بسیار بسیار بد گذشت. آخر میرشکار ، ساری اصلان راضی کردند به خودشان که این جا بد می گذشت مثل حبس بودند. روز بعد ناصرالدین شاه در یادداشت خود آورده است: ... آمدیم عمارت ، انیس الدوله اینها می خواستند بروند. زیاد گریه کردم و آن ها هم گریستند. اوقاتم بسیار تلخ شد. خدا انشاالله به سلامتی همه را به وطن خود برساند. انشاالله به خصوص انیس الدوله هرچند در طول سفر خاطرم از وی فارغ نمی شد.

می توان ادعا کرد که همه نویسنده ها او را از نظر اخلاقی و وقار و نجابت بسیار ستوده اند. به عنوان نمونه دکتر فووريه در وقايع هفتم تا دوازدهم ربيع الثاني 1307 ق. که همراه ناصر الدين شاه به قصر دوشان تپه رفته است ، می نويسد: می گويند (انیس الدوله) زنی خيرخواه و زيرک است. به هرحال در لطف و خوش صحبتی او حرفی نمی رود و همه وقت متبسّم و خوش احوال است.

 

اقامتگاه انیس الدوله در تهران؛

 

از احوالات علياحضرت انيس الدوله ، بست انیس الدوله در شاه عبدالعظیم

خانم کارلا سرنا نيز در ديدار خود با انيس الدوله شيفته اخلاق او شده می نويسد: علياحضرت انيس الدوله با من خیلی دوستانه دست دادند و با اشاره دست ، نزد خود در قسمت جلوی جايگاه ، جایی را نشان دادند. آن گاه به خانم مترجم ، خطاب کردند که همين مطلب را برای من ترجمه کند ، ولی به زودی ما موفق شديم به زبان اشاره منظور همديگر را خوب درک کنيم. انيس الدوله اولين زن حرمخانه ناصرالدين شاه بود، که عنوان ملکه را دريافت کرد و وظايف متعدد ملکه ها را به عهده گرفت. همچنين وی اولين زن حرم خانه شاهی بود که مفتخر به دريافت نشان حمايل آفتاب شد. قبل از سفر اول ناصرالدين شاه به فرنگ ، نشان حمايل آفتاب در آن سامان متداول بود که به ملکه ها داده می شد. پذیرایی از مهمانان زن خارجی نیز بر عهده وی بود ، ایشان حتی وقتی باخبر می شد یکی از سفیران قصد ترک ایران را دارد برای خدا حافظی از زنان همراه آنان دستور برپایی مجلسی را به افتخار آنها می داد. انيس الدوله چون خودش رعيت زاده بود ، بهتر می توانست وضعيت رعيت را درک کند، لذا نقطه ای را در حرم شاه عبدالعظيم حسنی (ع) معروف به "بست انيس الدوله" تعيين کرده بود. هر کس آنجا بست می نشست ، نشانه آن بود که به انيس الدوله تظلم کرده و اين ملکه بايد به کارش رسيدگي کند. انيس الدوله بدين ترتيب مرجع و ملجا کسانی بود که حتّی از حفظ جانشان بيمناک بودند و به آستان او پناه می بردند. حتّی گاهی اتفاق می افتاد افراد از دست مامورين ناصرالدين شاه به انيس الدوله پناه می آوردند؛ مثلا سردسته یکی از ايلات که گويا مختصری نافرمانی کرده و مورد خشم و غضب فوق العاده ناصرالدين شاه واقع شده بود؛ در حضرت عبدالعظيم به عنوان تحصن بست نشست. انيس الدوله به او تامين جانی داد و از طرف ديگر ماموران دولت که از طرف شاه برای سرکوبی و تنبيه اين آدم رفته و با تحصن او در حصن انيس الدوله روبه رو شده بودند ، از ترس سطوت ملکه جرات نکردند کاری به او داشته باشند و وقتی با اعتراض ناصرالدين شاه مواجه شد ، عذر آورد که ترسيده اگر او مخالفين شاه را پناه ندهد ، آنها به سفارت روس يا انگليس پناهنده شوند و اين برای اقتدار کشور بسيار نامناسب است. اين امر نشان از زيرکی و دوراندیشی و در عين حال وطن دوستی انيس الدوله دارد.

 

انیس الدوله در جریان واقعه تنباکو

یکی از برگهای زرين زندگی انيس الدوله نقش او در واقعه تنباکو است. ملکه با آن که  می بايست حافظ منافع دربار باشد، ولی منافع ملت و اطاعت از مرجعيت دینی را مقدم بر منافع کوتاه مدت دربار می ديد و با تدبير و درايت خاص خود نهضت را در داخل قصر پيگيری کرد.

ناصرالدين شاه يکباره ديد فرمان جهاد ميرزای شيرازی تا لايه های زيرين و پنهانی قصر او نيز نفوذ کرده است. وقتی شاه به اندرون انيس الدوله وارد شد، از او پرسيد: خانم! چرا قليان ها را از هم جدا و جمع می کنند؟ جواب داد: برای آن که قليان حرام شده. ناصر الدين شاه روی درهم کشيده و با تغير گفت: کی؟ چه کسی حرام کرده؟ انيس الدوله با همان حال گفت: همان کس که مرا به تو حلال کرده. شاه هيچ نگفت و برگشت و برای آن که مبادا به احترامش لطمه وارد آيد ، بعد از آن به هيچيک از نوکران خود دستور نمی داد قليان بياورند و در تمام دربار قليان ها را جمع کردند.

 

چگونگی وفات انیس الدوله

پس از کشته شدن شاه روزی برایش (انیس الدوله) دسته ای اسکناس آوردند و چون تمثال شوهر را روی آن ها دید، چنان بر سینه و شکم کوفت که سخت بیمار شد و پس از چند ماه به همسر خویش پیوست (1275 یا 1276 خورشیدی).

 

(منبع: سایت "دین زرتشت و ایران سرزمین جاوید")

 

.................. ................. ............... ...............

 

گروه زنان قاجاری؛

 

زنان در جنبش مشروطیت و آزادیخواهی

... زنان از این مرحله در جنبش مشروطیت نقش دارند. زنان در لحظه لحظه ی این حرکت مهم سیاسی اجتماعی حضوری چشمگیری داشتند. هنگامی که مخالفت با دولت آغاز شد و مردم در مسجد شاه تهران بارها و بارها بست نشستند ، زنان نیز عهده دار مسئولیتهای مهمی بودند. زنان ضمن همراهی با مردان در آوردن علما به مسجد برای سخنرانی ، مسئولیت حفظ جان علما را هم بر عهده داشتند. و یکی از زنان بنام زن حیدرخان تبریزی و گروهش وظیفه داشتند در موقع شلوغی با چماقهایی که در زیر چادر خود پنهان کرده بودند از جان علما محافظت کنند. در مهاجرت صغری هم همراه با سید محمد طباطبایی و سید عبدا... بهبهانی زنان نیز حضور داشتند. همان طور که میدانیم عین الدوله سعی می کرد مظفرالدین شاه را در بی خبری قرار دهد در چنین شرایطی زنان برای آگاه کردن شاه از وضع موجود، پیش قدم میشوند...

 

امیر بهادرخان

 

زنان در کنار پیشوایان دین و پادشاه اسلام

و هنگامی که مظفرالدین شاه برای دیدار امیر بهادرخان به منزل وی میرفت ، زنان فرصت را غنیمت شمرده و گرد کالسکه ی او را میگیرند و فریاد میزنند: "ما آقایان و پیشوایان دین را میخواهیم، عقد ما را آقایان بسته اند. ای پادشاه اسلام اگر روس و انگلیس با تو طرف شوند، شصت کرور ملت ایران، به حکم این آقایان جهاد میکنند."

 

روایتی درباره امیر بهادرخان و مجلس ملی و عدالتخانه

خيابان حافظ امروزی که در قديم شاهپور نام داشت ، در سر پل امير بهادر ، خانه‌ای بود با تون‌های بلند و آينه کاريهای نفيس که اين خانه بعد‌ها محل "انجمن حفظ آثار ملی" شد ، که هر ساله از سوی صاحب اين خانه ، امير بهادرخان معروف به امير بهادرجنگ ، (از نزديکان و ياران مظفرالدين شاه و محمد علی شاه) ، روضه خوانی‌های مفصلی بر پا می‌شد که زبانزده عام و خاص بود. نقل است يک روز جمعی از مشروطه خواهان در همين خانه به ديدن امير بهادرخان رفتند تا پيامشان را به گوش شاه برسانند ، امير بهادر از آنها پرسيد حرفتان چيست؟

گفتند: مجلس ملی و عدالتخوانه می‌خواهيم.

گفت : که چه بشود؟

گفتند: برای اينکه شاه تنها سلطنت کند و مسئول نباشد و اين مجلس و دولت باشند که مسئوليت بر عهده گيرند.

گویند امير بهادرجنگ خنده‌ای کرد و گفت: "اين نشدنی‌ست ، تا امروز سی کرور رعيت بود و يک شاه ، که همگی از او اطاعت می‌کرديم اما حالا شما می‌خواهيد يک نفر رعيت باشد و سی کرور شاه ، نه ، ما که از عهده بر نمی‌آئيم. (سایت ایران امروز و بیژن صف سری و با تشکر)

 

زنان آزادیخواه و دوران محمد علیشاه

حتی در جریان آزاد کردن شیخ محمد واعظ اصفهانی از عاملان فعال مهاجرت صغری زنان نقش زیادی را ایفا کردند به طوری که ما شاهد درگیری آنها با سربازان هستیم. در مورد تحصن در سفارت انگلیس هم زنان تصمیم به مشارکت گرفتند، اما هنوز نگرانی از تماس نزدیک با اجانب نامسلمان مانع از تحقق خواست آنان می شد. با این حال زنان ناامید نشدند. در همین جریان تحصن در سفارت انگلیس زنی یک دسته اسکناس به حاجی محمد تقی نامی می دهد و میگوید: این پول را خرج متحصنین کنید. سرانجام مشروطه خواهان پیروز شدند اما... اما از آنجا که اندیشه ی مرد ایرانی بسته بوده و استبداد و مرد سالاری در جزء جزء بدنه ی این جامعه ریشه دوانده است ، متأسفانه با تشکیل مجلس ، زنان نه حق انتخاب کردن داشتند و نه حق انتخاب شدن... در واقع در ردیف اطفال و اتباع بیگانه به حساب می آمدند.

 

اتحادیه غیبی نسوان و متمم قانون اساسی

در جریان تضعیف مشروطه توسط محمد علی شاه ، "اتحادیه ی غیبی نسوان" از متمم قانون اساسی دفاع کرد. محمد علی شاه افراد زیادی را جهت ضربه زدن به مشروطه تحریک می کرد. در این دوره شاهد حمله ، قتل و غارت زیادی هستیم. در این برهه ی زمانی نیز زنان ازهیچ گونه کمک جانی و مالی دریغ نکردند و این مطلب مؤید ایثار و شعور فوق العاده ی زن ایرانی است.

 

اوج مخالفت محمد علی شاه به توپ بستن مجلس در 1287 شمسی بود. در این حادثه و قتل عام مشروطه خواهان ، تنها زنان جرات یافتند ، پیکر جوانان مجاهد را از زمین بردارند و بعد از استیلای مجدد مستبدین ، منزل عمه ی میرزا جهانگیرخان صوراسرافیل محل استقرار مشروطه خواهان بود.

 

ولی با همه ی این فداکاریها، باز هم شاهد تضییع حقوق زنان در جامعه هستیم ، زیرا مانند سال 1324 ه.ق. (1285 شمسی)، در نظام نامه ی انتخاباتی که در تاریخ 12 ذیقعده ی 1329 قمری (1290 شمسی) به تصویب مجلس رسید باز به صراحت زنان از حق انتخاب شدن و انتخاب نمودن محروم شدند....

 

(منبع: سایت "تاریخ از یاد رفته")

 

.................. ................. ............... ...............

 

انیس سوگلی ناصرالدین شاه

در پی انتشار حكم تحريم تنباكو (توسط آيت الله شيرازی) مردم بيدرنگ دست به كار شدند قليانها را شكستند و مواد را در ميادين آتش زدند. فتوا با سرعت در سراسر ايران انتشار يافت ، تمام توتون فروشها مغازه‏های خود را بستند. در مدت قلیلی به طور كامل استعمال تنباكو و توتون در تمام كشور متروک گرديد. و در بعضی نقاط تظاهرات مستقيما عليه شاه صورت گرفت. در حرمسرای ناصرالدين شاه هم قليان و چپق پيدا نمی شد همه را شكستند و جلوی خوابگاه ناصرالدين شاه ريختند. ناصرالدين شاه یک روز به اندرون برای سرکشی سراغ انيس الدوله سوگلی حرم می‏رود. می‏بيند غلامان و كلفت‏ها مشغول پياده كردن قليان های نقره و مرصع هستند و خانم ناظر بر اعمال آنها، سؤال می‏كند: علت چيست؟ انيس‏الدوله جواب می‏دهد: برای اينكه قليان حرام شده. شاه با تغير می‏گويد: کی حرام كرده؟ انيس‏الدوله جواب می‏دهد: همان کسی كه مرا به تو حلال كرده است.

 

(منبع: سایت گوناگون)

 

.................. ................. ............... ...............

 

زنی که قلیانها را در حرمسرای ناصری شکست

 

انیس الدوله کی بود

در یکی از سفرهای ناصرالدین شاه به روستای امامه از قرای لواسان او با دختری دهقان‌زاده آشنا برخورد کرد که اسمش فاطمه بود. وی با وجود صغر سن به سوالات شاه جوابهای مناسب داد. هوش و درایت دختر مورد توجه ناصرالدین شاه قرار گرفت و او را با خود به حرمسرا برد و به سوگلی محبوبش جیران سپرد. طی سالیان بعد پس از مرگ جیران، کلیه اموال او به فاطمه داده شد و در سفر سلطانیه (1276 قمری) به عقد پادشاه درآمد. هوش و درایت این تازه وارد قدرت و نفوذش را در حرمخانه سلطنتی افزایش داد و طینت پاکش او را به کسب لقب انیس‏الدوله رهنمون ساخت. بنابه گفته اعتمادالسلطنه یکی از مورخان آن عصر وی زنی پاکدل بود و در مواقع ضروری غضب شاه را فرو می‏نشاند و همواره از بیچارگان حمایت می‏کرد و خود را دور از مردم نمی‏دانست. در هر حال مورد توجه و علاقة شاه واقع شد و سوگلی مخصوصش گشت. به طوری که انیس‏الدوله زن حرمسرای شاهی بود که مفتخر به دریافت نشان حمایل آفتاب گشت. این نشان در فرنگ(انگلستان) به ملکه‏ها اعطا می‏گشت و چون او جشن تولد مفصلی برای شاه ترتیب داده بود که خارج از حدّ تصور بود، شاه این نشان را به او بخشید. از آن به بعد اداره امور حرفخانه شاهی و برقراری حفظ و تعادل زنان اندرونی و ادارة آنان برعهده انیس‏الدوله قرار گرفت. علاوه بر این، مسئولیت پذیرایی از کلیه میهمانان خارجی زن در کلیه مراسم جزو وظایف انیس‏الدوله قرار گرفت. او حتی در پاره‏ای از مسائل مملکتی مورد مشورت شاه قرار می‏گرفت و عرایض مردم را به عرض شاه می‏رسانید و وساطت آنان را می‏نمود. انیس‌الدوله در اعیاد و میهمانیها در حالیکه نیم تاج بر سر و غرق در نشانها و جواهراتی بود که شاهان کشورهای خارجی برایش فرستاده بودند از زنان اعیان و اشراف و شاهزادگان پذیرایی می‏نمود. اما همین زن قدرتمند هنگامی که مردم ایران در برابر امتیاز رژی مخالفت کرده و علما تنباکو را تحریم نمودند در مبارزه مردمی علیه سیستم استبدادی شرکت کرد و با وجود دستورات اکید شاه با ایمان کامل به مخالفت با امتیاز تنباکو پرداخت. در آن زمان زنان به پیروی از علما در صف اول مبارزات قرار گرفته بودند و با روبنده‏های سفید، پیچه و چادر در جلوی صف تظاهرکنندگان قرار داشتند. آنان یا علی و یا حسین گویان به بستن دکاکین تنباکو فروشی می‏پرداختند و کلیه آلات و ادوات آن را نابود می‏ساختند و با صدای بلند می‏گفتند: ای شاه باجی، شاه باجی سبیلو، ای لامذهب ما تو را نمی‏خواهیم، ای خدا می‏خواهند دین ما را ببرند، علمای ما را بیرون کنند و عقدمان را فرنگیان ببندند، اموات ما را فرنگیان دفن کنند و بر جنازه ما فرنگیان نماز بخوانند. شدت این تظاهرات به حدی بود که در بسیاری از شهرها تعدادی از تظاهرکنندگان دستگیر و زندانی شدند. در تهران دستور تیراندازی صادر شد و عده‏ای کشته و جمعی مجروح بر جای ماند. به دنبال این جریانات مبارزه منفی شروع شد و مردم با وجود تعلق خاطری که به مصرف توتون و تنباکو داشتند مغازه‏های خود را بستند و تمامی قلیان‏ها را برچیدند و نه تنها در شهر بلکه در اندرون شاهی نیز هیچ کس لب به دخانیات نمی‏زد. تمام قهوه‏خانه‏ها و ادارات دولتی استعمال توتون و تنباکو را کنار نهادند. در حرمخانه سلطنتی نیز انیس‏الدوله سوگلی و ملکه قدرتمند حرمسرای شهی قلیانها را جمع کرد. هنگامی که شاه مطلع شد و علت آن را پرسید، انیس‏الدوله گفت : به دلیل آنکه حرام شده آن را جمع کردیم. شاه متغیر شد و گفت چه کسی حرام کرد؟. انیس‏الدوله گفت : همان کسی که ما را بر تو حلال کرده است! شاه متغیر شده و چیزی نگفت و برگشت و به فاصله چند روز امتیاز رژی را ملغی نمود. بدین ترتیب انیس‏الدوله ملکه و سوگلی ناصرالدین شاه با وجود قرار گرفتن در محیط بسته حرمسرا از همراهی و همکاری با مردم خودداری ننمود و به ایفای نقش مهمی در پیروزی نهضت تنباکو پرداخت.

 

(منبع: سایت "مرکز اسناد انقلاب اسلامی" ؛ پژوهشگر نیلوفر کسری)

 

.................. ................. ............... ...............

 

ناصرالدین شاه و تعدادی از زنان خاصه حرم در عمارت جاجرود ، شمس الدوله در وسط عکسناصرالدین شاه با عده ای از زنان حرمسرایش/ عکس از وبلاگ تاریخ قاجار؛

 

زنان و فرزندان ناصرالدین شاه

 

1- شاهزاده گلین خانم نخستین همسر شاه که در دوران ولیعهدی گرفت و از جمله زنان معقوده بود. ناصرالدین شاه از گلین خانم سه فرزند داشت ، سلطان محمود میرزا که ولیعهد خوانده شد و در دو سالگی درگذشت و دو دختر به نام های افسرالدوله و فخرالدوله.

2- ستاره خانم که از زنان عقدی شاه بود ، ناصرالدین شاه در نظر داشت جیران خانم فروغ السلطنه را به عقد دائم خویش درآورد و چون چهار زن عقدی داشت ، ناچار شد ستاره خانم را طلاق دهد. ستاره خانم از ناصرالدین شاه فرزندی نداشت.

3- عفت السلطنه ، دختر صارم الدوله و از زنان صیغه ناصرالدین شاه بود. دو فرزند داشت ، سلطان مسعود میرزا ظل السلطان که بزرگترین پسر ناصرالدین شاه بود و دختری به انم بانو عظمی.

4- شاهزاده خانم اخترالسلطنه دختر حسن علی میرزا قاجار و خواهر شاهزاده اکتای قاآن میرزا بود و فرزندی نداشت.

5- شاهزاده خانم شکوه السلطنه که دختر شاهزاده شعاع السلطنه پسر فتحعلی شاه بود و از جمله زنان معقوده ناصرالدین شاه. تنها فرزند شکوه السلطنه مظفرالدین میرزا بود که ولیعهد گشت و پس از پدر شاه شد.

6- شاهزاده خانم خجسته خانم تاج الدوله ، دختر شاهزاده سیف الله میرزا پسر فتحعلی شاه ، از چهار زن معقوده ناصرالدین شاه ، دو فرزند داشت ، شاهزاده خانم عصمت الدوله که به عقد دوست محمد خان معیر المملک درآمد و دوست علی خان معیرالمملک فرزند اوست و شاهزاده سلطان معین الدین میرزا که ولیعهد خوانده شد و در نه سالگی درگذشت. هنگامی خبر فتح هرات به تهران رسید شاه در شهر نبود و شاهزاده در سلام بر تخت نشست.

7- جیران خانم فروغ السلطنه از زنان معقوده شاه بود و دو پسر داشت به نام های ملک قاسم میرزا و ملک شاه که هر دو ولیعهد شدند و در کودکی درگذشتند. فروغ السلطنه در حیات ناصرالدین شاه درگذشت.

8- منیرالسلطنه از زنان صیغه بود و یک پسر داشت به نام کامران میرزا که نایب السلطنه و وزیر جنگ بود.

9- قمر تاج خانم از زنان صیغه و خواهر شهاب السلطنه بود و فرزندی نداشت.

10- زینت السلطنه از زنان صیغه دختر حسن خان سالار جنگ های خراسان بود. یک فرزند داشت ، نصرت الدین میرزا سالار السلطنه.

11- شاهزاده خانم سرورالسلطنه از زنان صیغه و دختر شاهزاده عمادالدوله پسر فتحعلی شاه بود و فرزندی نداشت.

12- شاهزاده خانم بدرالسلطنه از شاهزادگان بزرگ و فرزند اکتای قاآن میرزا بود. یک پسر آورد به نام رکن السلطنه.

13- شاهزاده خانم شمس الدوله از زنان صیغه و دختر شاهزاده عضد الدوله مولف تاریخ عضدی و پسر فتحعلی شاه بود. شمس الدوله فرزندی نیاورد.

14- انیس الدوله که پس از جیران همسر ناصرالدین شاه شد. وی از ناصرالدین شاه فرزندی نیاورد. گویند پس از کشته شدن ناصرالدین شاه در حرم عبدالعظیم روزی برای او بسته ای اسکناس آوردند و چون تمثال شاه را روی آن دید چنان بر سینه و شکم خود کوفت که سخت بیمار شد و درگذشت.

15- زبیده خانم امینه اقدس از زنان صیغه و عمه عزیزالسلطان بود و فرزندی نیاورد.

16- ندیم السلطنه مادر ضیاءالسلطنه همسر آقا زین العابدین امام جمعه بود.

17- هما خانم والی زاده که دختری آورد به نام خانم والیه ، خانم والیه زن اعتضاد الملک بود و پس از او همسر مهدیقلی خان مجدالدوله شد .

18- خازن الدوله دو دختر داشت ، شاهزاده خانم فخرالدوله و شاهزاده خانم فروغ الدوله. فخرالدوله از زیبا ترین دخترهای ناصرالدین شاه بود و شعر می سرود . وی به همسری مجدالدوله درآمد . فروغ الدوله مشهور به ملکه ایران شد و به همسری ابرهیم خان ظهیرالدوله در آمد.

19- وجیه الدوله یک دختر داشت ، اخترالدوله که به همسری غلامعلی خان عزیزالسلطان درآمد.

20- مرجان خانم از زنان صیغه و مادر شاهزاده یمن الدوله و شاهازده خانم فرح السلطنه بود.

21- توران السلطنه از زنان صیغه و مادر شاهزاده عضد السلطنه و شاهزاده خانم تاج السلطنه نویسنده کتاب خاطرات تاج السلطنه بود.

22- حرمت السلطنه از زنان صیغه و مادر شاهزاده افتخارالسطنه بود.

23- محبوب السلطنه از زنان صیغه و مادر شاهزاده خانم عزالسلطنه و شاهزاده خانم عزیزالسلطنه بود.

24- مهبد السلطنه از زنان صیغه که فرزندی نداشت.

25- وقار السلطنه از زنان صیغه و مادر شاهزاده خانم شرف السلطنه بود.

26- خانم باشی از زنان صیغه و دختر باغبان باغ اقدسیه بود. وی در اواخر سلطنت به همسری ناصرالدین شاه درآمد .ناصرالدین شاه می گفت این دختر را از آن روی می خواهم که چشمانش اندک شباهتی به چشمان فروغ السطنه دارد.

27- قمر سلطان خانم از زنان صیغه و مادر شاهزاده خانم قدره السلطنه بود.

28- خجسته خانم دختر میرزا عبدالمطلب خان مستشار پست خانه از زنان صیغه بود و فرزندی نداشت.

 

(منبع: وبلاگ "تاریخ قاجار")

 

.................. ................. ............... ............... ............

 

با تشکر از سایت "دین زرتشت و ایران سرزمین جاوید" و وبلاگ "تاریخ قاجار" و "مرکز اسناد انقلاب اسلامی" و سایت "گوناگون" و سایت "تاریخ از یاد رفته" و پژوهشگر نیلوفر کسری/ سایت خانه و خاطره / سروش آذرت / خرداد ماه 1391 خورشیدی/ 2012 میلادی/