با سلام.

به سایت خانه و خاطره خوش آمدید.

 

آرش کمانگیر از اسطوره تا واقعیت

 

میتولوژی آریایی؛

 

آرش کمانگیر

(بنقل از جستارها و نوشتارهای پژوهشی)

 

او از سرداران سپاه "منوچهر شاه پیشدادی" است. آرش کمانگیر در اسطوره ها و میتولوژی آریایی ، سمبل و نماد جوانمردی و جانفشانی در راه استقلال و آزادی میهن است.

 

منوچهر شاه پیشدادی

گفته میشود منوچهر شاه پیشدادی، پدر اصلی ایرانیان امروزیست؟!

 

آغاز هزاره نهم در حالت آمیخته با پادشاهی فریدون

گذری کوتاه در میتولوژی و حماسه های اسطوره های آریایی:

 

فریدون نوه جمشید شاه

فریدون که نوه جمشید و دارای فره ایزدی بود و از بیم دهاک و از بچه گی در نهان پرورده شده بود ، به کاخ دهاک بتاخت. ستمکار را با "گرز گاو" سر بشکست و به سفارش سروش و آوای ایزدی و پیام آور اهورامزدا در زنجیرش کشید و در کوه دماوند بداشت.

 

فریدون پادشاهی راستین بود و در زمانه او آرامش و آبادانی بار دگر بر سراسر آریاویچ حکمفرما شد. فریدون 500 سال پادشاهی کرد. فریدون پادشاهی جهان هفتگانه آریاویچ را میان سه پسرش تقسیم کرد:

- سرزمین های غرب را به پسر بزرگترش سلم داد،

- شمال و مشرق ایران را که شامل توران و چین بود به تور داد،

- و سرزمین میانی را که "خوانیره" نام داشت و ایران کنونی بخشی از آن بود به پسر کوچکترش ایرج بداد.

 

سلم ، تور و ایرج ؛ پسران فریدون شاه

این تقسیم بندی حسادت برادران بزرگتر را برانگیخت. سلم و تور در زمان حیات پدر ایرج را به قتل رساندند و شالوده دشمنی دیرپایی را میان خاندانهای شاهی ایران و توران و ترُکستان بریختند.

 

منوچهر نوه دختری ایرج

ایرج پسری نداشت تا کین خواهی خون پدر کند ، اما منوچهر نوه دختری ایرج که دلبند فریدون و پرورده او بود سرآنجام به تخت برآمد.

 

سردار کارن پسر کاوه آهنگر

منوچهر به یاری سردارش کارن پسر کاوه آهنگر، سلم و تور را که عموهایش بودند در نبردی بشکست و بکشت و چنانچه گویند ایرانیان را از چنگ شرمساری رها ساخت.

 

افراسیاب بعد از سلم و تور

بعد از سلم و تور که بر سرزمینهای غرب و شمال شرقی "سرزمین آریاویچ" پادشاهی داشتند ، افراسیاب در سرزمین تورانیان به پادشاهی رسید.

 

جنگهای افراسیاب با منوچهر

افراسیاب در پادشاهی منوچهر شاه پیشدادی به ایرانشهر تاخت و سپاه ایران را بشکست و وادارشان کرد تا به حدودهای تپورستان (طبرستان) و مازندران فعلی عقب نشینی کنند و دشمنی میان ایران و توران بالا گرفت و حدود مرزها مشخص نبود.

 

پیشنهاد صلح منوچهر شاه پیشدادی به افراسیاب

در آن زمان منوچهر شاه پیشدادی پیشنهاد صلح نمود و صلح میان دو کشور و دو خویشاوند هنگامی برقرار گردید که هر دو طرف موافقت کردند که تیری را از طبرستان بگشایند و هر جا که آن تیر فرود آید ، آنجا مرز مشترک دو کشور ایران و توران تعیین شود.

 

آرش کمانگیر از بهترین سرداران منوچهر شاه

پرتاب تیر از تپورستان توسط آرش کمانگیر

آرش کمانگیر از بهترین سرداران منوچهر شاه و از بهترین تیراندازان ایرانزمین بود.

 

سپنتا آرمیتی "اسفندارمذ"؛

 

ایزد اسفندارمذ (سپنتا آرمیتی) یاور آرش

آرش با تیر و کمانی که ایزد "اسفندارمذ"(سپنتا آرمیتی) به او داده بود ، از فراز (البرز) کوه تیری از کمان بگشاد که به لطف اهورا مزدا یک روز در راه بود و شامگاهان بر کران رودخانه جیحون یا "آمو دریا" بر درختی گردویی فرود آمد و بدین ترتیب افراسیاب و منوچهرشاه رود "آمو دریا" یا جیحون را بعنوان مرز مشترک دو کشور پذیرفتند و برای مدتی صلح و آرامش دوباره بر قرار گردید. منوچهر و پسرش "نوذر" حدود 120 سال پادشاهی سرزمین آریاویچ را داشتند (نوذر فقط پنج سال).

 

ایزد (فرشته) "اسفندارمذ" (اسفند) که به "سپنتا آرمیتی" نیز معروف میباشد، بنا به گفته ای نقش دختر "اهورامزدا" را دارد. در مورد "سپنتا آرمیتی" و "سه زن خدای ایران" (سیمرغ، آرمیتی، آناهیتا یا ناهید) میتوان به آثار فیلسوف منوچهر جمالی و انتشارات کورمالی در لندن مراجعه کرد).

 

هستی آرش کمانگیر در گرو پرتاب تیر

اما همانطوری که ایزد "اسفندارمذ" یا "اسفند"، ایزد و فرشته "عشق و فروتنی" به آرش کمانگیر گفته بود، او می بایستی تمام هستی اش را فدای این تیراندازی کند ، تا تیرش درست به هدف بخورد. آری، آرش کمانگیر با تمام نیرو و توان و هستی اش تیر از کمان بگشود و آنگاه بدون اینکه فرصتی داشته باشد تا بتواند نتیجه کارش را ببیند، بر خاک پای ایرانزمین بر زمین افتاد و روان از تن جدا کرد و جاودانه شد. منوچهر و پسرش نوذر حدودا 120 سال پادشاهی کردند.

 

نگاره آرش کمانگیر از سایت یتا اهو؛

 

آرش کمانگیر و جشن تیرگان (13 تير ماه)

سیزدهم تیرماه هم زمان است با یکی از جشنهای كهن اين مرز و بوم به نام جشن تيرگان. تيرگان كه یکی از جشنهای همنام شدن نام روز و ماه است ، به دليل ستايش از آب و نيز سالگرد تير انداختن آرش و بزرگداشت پيروزی او از اهميت ويژه ای در ميان جشنهای این چنینی برخوردار است.

 

ایزد تيشتر (ستاره شباهنگ) ، اصل همه آب ها ، سرچشمه باران و باروری

در زندگی عامه در خیلی مواقع ايزدان به مراتب مهمترند. شماری از اين ايزدان ، خدايان باستانی ، پيش از زردشت بودند كه به صورت ايزدان ، نيروهای خير و ياری دهنده اهورامزدا در اين دين متجلی شدند. از جمله اين ايزدان مهم ، ایزد تيشتر (اوستا: تيشتريه Tishtry) است كه با باران ارتباط دارد و از اين رو ، اصل همه آب ها ، سرچشمه باران و باروری است. در متن ها ، صورت متجلی او را ستاره تابان شكوهمند نام برده اند كه احتمالا همان ستاره "شعرای یمانی" يا ستاره "شباهنگ" است. در "ودا"، کتاب مقدس هندیان، نام او به صورت تيسيا (Tisya) آمده است و در زبانهای اروپایی به سيريوس (Sirius) معروف است که همان ستاره سهُیل است. در مورد سیریوس یا ستاره سهیل و ستاره شباهنگ به نوشتارهای پایینی توجه کنید.

 

تيشتر را همتای ميكاییل ، فرشته رزق دين يهود و اسلام ، نيز پنداشته اند. دشمن بزرگ اين ايزد ، اپوش (اوستا: اَپوشَه) ، ديو خشکسالی است كه تباه كننده زندگی است. در تيشتر يشت اوستا (يشت هشتم) ، داستان نبرد اين دو چنان زيبا توصيف شده كه گویی با نمايشنامه ای قوی رو به رو هستيم و بسيار قابليت های تصويری دارد ، در اين داستان ، تيشتر سه بار باران میآورد ، هر بار ده روز تمام . و اين وقايع در طول یک ماه اتفاق میافتد ، یعنی در همان ماه تير. اسطوره ‌تيشتر هم چون ساير اساطير ، در اعصار جدیدتر كاركرد اجتماعی- آیینی خود را از دست داده و به حماسه تبديل میشود‌.

عصر حماسه ، عصر قهرمان و قهرمانپروری

در عصر حماسه (در عصر کارهای نشدنی و غیرممکن) یعنی در دوران ويژه‌ای از تاريخ یک ملت ، قهرمان و قهرمانپروری شكل میگیرد. آرش همانند رستم نمونه ‌ای از اين پهلوانان اساطيری به شمار می ‌رود. برخی معتقدند آرش تجسم انسانی "تيشتر" است و به همين دليل او را مرد تيشتری بنام كرده‌اند. در اوستا بهترين تيرانداز را آَرَخش ناميده‌اند و تصور می رود كه مقصود آرش است ، برخی محققان اين كلمه را تصحيف عبارت اوستایی خشوی وی ايشو می دانند، زيرا معنی اين عبارت صاحب تير سريع است كه صفت يا لقب آرش بوده و در تير يشت بند 6-7 چنين آمده است: تيشتر ستاره زيبا و با شكوه را می ‌ستاییم كه به جانب فراخكرت (رود) به همان تندی روان است كه تير از كمان آرش آریایی ، كه از همه آرياییان سخت كمان تر بود.

 

در شاهنامه فردوسی نامی از آرش نرفته ، چرا كه فردوسی به روال معمول خود، به درستی آن را حذف كرده است ، تا رقیبی كه نتوان او را به دست رستم كشت ، برای رستم وجود نداشته باشد. در نوشته های دوران اسلامی نظير آثارالباقيه و مجمل التواريخ كه برگرفته از روايات كهن پارسی است ، چنين آمده كه: افراسیاب تورانی ، منوچهر پادشاه پيشدادی را در تبرستان محصور میكند. سرانجام هر دو خواهان آشتی میشوند. و برای آنكه مرز دو كشور روشن شود ، از تبرستان تيری به جانب خاور پرتاب میكنند تا هر جا تير فرود آمد ، همانجا مرز دو كشور باشد.

 

(ایزد) سپندارمذ به منوچهر فرمان می دهد كه تير و كمان خاصی برای اين كار تهيه كند. چوب اين تير و كمان از جنگل های خاص ، پر آن از پر عقاب برگزيده و آهن آن از کانی های ويژه آماده می ‌شود. آرش ، پهلوان ایرانی انجام اين مهم را به عهده میگیرد. فرشته زمين به آرش گفت تا كمان بردارد و تير را به جانب خاور پرتاب كند. او همه نيروی خود را با ياد سرزمين ايران به تير می بخشد. تير سپيده دم رها می شود و از كوه و دره و دشت می گذرد ، ايزد باد (وايو) به ياری می آيد تا سرانجام در غروب آفتاب ، در سرزمين بلخ و در ناحيه گوزگان ، در كنار آمو دریا= جيحون بر درخت گردویی می نشیند و مرز ايران و توران مشخص میگردد.

آب پاشی بهنگام جشن تیرگان (13 تیرماه)

اما بعد از پرتاب تیر، از آرش كه پهلوانی تندرست بود و همه را به گواهی تندرستی خود طلبيده بود ، ديگر چیزی باقی نمی ماند ، زيرا او هستی خود را به تیری بخشيده كه سرزمين ايران را گسترده ‌تر كرده است. جشن تيرگان كه به ستاره تير و ايزد تيشتر مربوط است ، بياد قهرمانی آرش كمانگير برگزار می شود و در اين روز مردم به يكديگر آب میپاشند.

 

حماسه آرش ، حماسه طوایف آریایی و مادی و بومیان ؛ حماسه آرش ، حماسه ای ملی و مذهبی و قهرمانی امیدبخش

حماسه آرش زمانی تدوين شده است كه طوايف آريایی و مادی خود را برای اتحاد بيشتر با طوايف بومی و تشكيل یک حکومت مقتدر آماده می ساختند و نياز به داستان های حماسی بزرگ و این چنینی داشته‌اند كه: هم ملی باشد و هم مذهبی ، و هم قهرمانی باشد و در عين حال اميد بخش.

 

نكته مهم ديگر اينكه قهرمانی نظير آرش مختص همه جوامع نمی باشد ، چرا كه حماسه های بزرگ كه به دين اعصار باستانی باز می گردد ، نياز به جامعه ای مناسب با اقتصاد و فرهنگ پويا دارد ، تا بتواند جود اشرافیتی نيرومند يا جنگاوری پيروزمند را به صورت شاهان و دلاوران حماسی (نظير آرش) تضمين و تأمين كند.

 

از شب های اثیری کرمان: پایین سمت راست ستاره سهیل و بالا سمت چپ ستاره شباهنگ؛

 

ایزد تیشتر یا ستاره سهیل ، ستاره تابان شکوه مند ؛ تیر ، شب یلدا ، شب تولد میترا و ستاره Sirius

شاید خیلی از ما ایرانی ها اسم ستاره سهیل را زیاد شنیده باشیم اما تعداد کمی از ما تا الان این ستاره را در آسمان دیده ایم ، که به دلیل ارتفاع کم این ستاره پرُ نور و زیبا در عرض های شمالی است ، شاید این روزها با نزدیک شدن به شب یلدا ، بلندترین شب سال و همچنین اوج گرفتن این ستاره فرصت خوبی برای دیدن ستاره سهیل، دومین ستاره پُر نور آسمان، در کنار ستاره شباهنگ پرُ نورترین ستاره آسمان باشد.

 

در عکس ستاره سهیل در پایین سمت راست تصویر و در نور شهر کرمان کاملا مشخص است ، برای پیدا کردن آن می توانید از صورت فلکی زیبای سگ بزرگ نیز کمک بگیرید که ستاره شباهنگ در بالا سمت چپ آن راهنمای خوبی برای یافتن این صورت فلکی در آسمان است. البته هر چه عرض جغرافیایی محل سکونت شما بیشتر باشد ، کار سخت تری را برای دیدن این ستاره پرُ شکوه و کم پیدا آسمان شب ، خواهید داشت.

 

ستاره شباهنگ ، سمت راست بالا؛ ستاره سهیل ، پایین و در کنار خورشید؛

ستاره سهیل ، پُر نورترین ستاره آسمان ؛ کجایی؟ پیدات نیست. ستاره سهیل شدی!

کجایی؟ پیدات نیست. ستاره سهیل شدی! شما هم حتما این عبارت را بارها شنیده اید. در این اصطلاح از ستاره ای خاص نام برده میشود. اما چرا "ستاره سهیل"؟ مثلا" چرا نمی گویند: ستاره "شعرای شامی" شدی؟!! چه رازی در این ستاره نهفته است؟ مردم عادی از این اصطلاح استفاده می کنند و دانستن اینکه این ستاره چه ویژگی دارد برایشان مهم نیست. بیایید ببینیم که چرا ستاره سهیل را برگزیده اند؟!


ستاره قطبی همیشه پیداست (البته نه در روزها!). ستاره های اطراف ستاره قطب شمال
سماوی هم همیشه دیده می شوند. به تدریج از شمال سماوی دور شویم ، ستاره ها می آیند و می روند در واقع طلوع و غروب می کنند. وقتی به جنوب می رسیم ، ستاره هایی را می بینیم که هنوز کاملا بالا نیامده ، در افق جنوبی فرو میروند و غروب می کنند. اجداد ما برای این مثل باید چنین ستاره ای را پیدا می کردند. این که چه ستاره هایی ، چه مدت در آسمان باشند ، به عرض جغرافیایی محل سکونت شما بستگی دارد. عرض جغرافیایی تهران تقریبا 36 درجه است ، یعنی هموطن تهرانی ستاره قطبی را در ارتفاع 36 درجه مشاهده میکند و مسلما ستاره هایی که تا 36 درجه از ستاره قطبی فاصله دارند برای او غروب نخواهند کرد (به شرط آنکه کوه و یا ساختمان های بلند مزاحم دید او نشوند). به همین ترتیب ستاره هایی که از قطب جنوب سماوی تا 36 درجه فاصله داشته باشند از تهران هرگز قابل رویت نخواهند بود. به ستاره سهیل برگردیم.

 

سهیل، ستاره ای است از قدر 7/0- و بعد از شعرای یمانی ، پرُ نورترین ستاره آسمان است. میل ستاره سهیل 52- درجه است ، یعنی حدود 38 درجه از قطب جنوب سماوی فاصله دارد. با یک محاسبه ای ساده درمی یابیم که بیشترین ارتفاع ستاره سهیل در تهران تنها 2 درجه است. (2=36-38) و میتوان گفت که ستاره سهیل عملا در تهران قابل مشاهده نیست. پس مثل "ستاره سهیل شده ای!" در تهران ساخته نشده است! در شهرهای جنوبی کشور اوضاع متفاوت است. مثلا در بندرعباس (یا حتی جنوبی تر از آن ، جزایر کیش و ابوموسی) دیدن ستاره سهیل اصلا دشوار نیست. عرض جغرافیایی شهر بندرعباس 27 درجه است ، بنابراین ستاره سهیل در آسمان آنجا تا ارتفاع 11 درجه بالا می آید و البته باز بودن افق جنوبی به مشاهده آن کمک می کند. نتیجه میگیریم این اصطلاح در این مناطق هم ساخته نشده است. در عرضهای میانی کشور (مثلا شهرهای اصفهان ، یزد ، اهواز ، کرمان) وضعیت ستاره سهیل طوری است که پس از طلوع ، تا ارتفاع کمی از افق بالا آمده ، دوباره سر خم میکند و در افق پنهان میشود(غروب می کند). به عنوان مثال در شهر یزد که عرض جغرافیایی آن 32 درجه است ، ستاره سهیل تا ارتفاع 6 درجه صعود میکند (6=32-38)، که اگر افق کاملا باز باشد میتوان آن را در مدت کوتاهی مشاهده کرد. دیدن ستاره سهیل در این مناطق کار ساده ای نیست ، و مدت زمانی که این ستاره قابل مشاهده است بسیار کوتاه است ، پس احتمالا اصطلاح "ستاره سهیل شدی!" در همین مناطق شکل گرفته است. حالا یک نقشه آسمان جلوی خود بگذارید و تعیین کنید که اگر بخواهید این اصطلاح را در شهر خودتان بازسازی کنید، بهتر است به جای سهیل نام کدام ستاره را استفاده کنید.

 

منابع:

- از دل نوشته های "حسن نقاش".

- سایت "زرتشتیان ایران".

- جستاری از سعید بهرامی نژاد از سایت "سپهر نیلگون".

- جستاری از احمد رضا مطلق از سایت "باشگاه مهندسان ایران".

 

از طوفان نوح و فریدون و کاوه آهنگر تا آرش کمانگیر

- آیا میدانستید "نوح" پیغمبر یهودان همزمان با شاهنشاه فریدون پیشدادی و کاوه آهنگر بودند؟! (ادامه در آینده نزدیک)

- آیا از آرامگاه کاوه آهنگر و فرزندانش در روستای اسکندری در پيرامون روستای مشهد کاوه در حاشيه زاينده‌رود اصفهان خبر داشتید؟! اگر نه ، رجوع کنید به کاوه آهنگر.

- آیا از آفرینش دوازده هزار ساله میتولوژی آریایی اطلاع داشته اید؟! اگر نه ، رجوع کنید به میتولوژی آریایی .

 

 

(پژوهش، گردآوری، تدوین و پیرایش از آتوسا شهریاری و سروش آذرت)

.................. ................. ............... ............... ............

 

"کورش بزرگ در روایات زرتشتی" / "تاریخ زرتشتیان " به اختصار/ "نقش زرتشتیان در انقلاب مشروطیت"/

با تشکر از سایتهای "زرتشتیان ایران"، "سپهر نیلگون"، "باشگاه مهندسان ایران"، و از "حسن نقاش"، "سعید بهرامی نژاد"، و از "احمد رضا مطلق"، / سایت خانه و خاطره / آتوسا شهریاری/ تیرماه 1390 میلادی برابر با 2011 میلادی و برابر با تیرماه 1379 یزدگردی/