با سلام .

به سایت خانه و خاطره خوش آمدید.

 

آتش و آتشکده های زرتشتیان ؛ آتش نماد مهر ایرانی

 

نگاره ای از آتشکده های زرتشتی دوران ساسانیان؛

 

دیدار ما در آتشکده

سه آتشکده بزرگ محل ستایش مخصوص بود (محل دیدارگاه یا زیارتگاه به زبان امروزی) که در آنها سه آتش بزرگ قرار داشت.

 

- آتشکده آذر فرنبغ

- آتشکده آذر گشسب

- آتشکده آذر برزین مهر

 

تهمورث پیشدادی و تقدس آتش

طبق نوشته های کهن کتاب بندهشن متون پهلوی اوستا در زمان پادشاه داستانی (نوشته های تاریخی و نه داستان بافی) تخمورب نام (تهمورث)، جماعتی سوار گاو داستانی موسوم به سرسئوک شده، از کشور خونیرس (سرزمین اصلی آریاویچ) به شش کشور دیگر سفر کردند و از نوع بشر جز به این وسیله کسی نمیتوانست به آن شش اقلیم برود. و شبی در میان اقیانوس، باد سه آتشی را که بر پشت گاو روشن بودند به آب افکند، اما آتش ها مانند سه موجود زنده در مکان سابق خود بر پشت گاو مجددا برپا شدند و هوا را روشن کردند.

 

جم و بنای آتشکده

یم (جم) که جانشین تهمورب شد بر فراز کوه خورومند در خوارزم آتشکده ای بنا کرد و آتش فرنبغ را در آن جای داد، که محقق نشده که چه زمانی بود. اما هوفمان گوید که آتش جاودانی شهر آساک در ایالت استائوئن که ارشک رییس سلسله اشکانی (پارتیان که از سالهای 256 قبل از میلاد تا 224 بعد از میلاد در سرزمینهای ایران حدود 480 سال فرمانروایی داشتند) در حضور آن به تخت شاهنشاهی نشست ، نسبتی با آتش آذر برزین مهر دارد، زیرا مکان این آتش را در عهد ساسانیان در شهر "آساک" میدانند. بنا بر روایت زردشتی این سه آتش به سه طبقه از طبقات اجتماعی ایران متعلق بوده که عبارتند از:

 

- موبدان،

- نظامیان ( شاهان می بایستی جنگجو می بودند)،

- دهقانان،

 

و گویند سه فرزند زردشت هر یک موسس یکی از این طبقات بوده اند و به عبارتی:

 

- آذر فرنبغ: آتش طبقه روحانی (مینویی اوستا)،

- آذر گشسب: آتش طبقه جنگیان یا آتش پادشاه،

- آذر برزین مهر: آتش طبقه کشاورزان و دهقانان (آحاد مردم) بوه اند.

 

در عهد ساسانیان (از سالهای 224 تا 651 بعد از میلاد- تا مرگ یزدگرد سوم- حدود 428 سال) مکان این سه آتش معلوم است و بنا بر روایات متداوله، شهریاران قبل از عهد هخامنشی این سه آتش را در آن مکانها قرار داده بودند.

 

کنگره زرتشتیان ایران در آتشکده (آدریان) یزد (درب مهرنوش)/ 1343 خ.؛

 

آذر فرنبغ (آذر جوی= آذر خورا) ، آتش روحانیون

آذر فرنبغ یا آتش روحانیان زرتشتی مطابق کتاب بندهشن ایرانی در کوه درخشان کواروند در بلوک "کار" بوده است. کواروند را بخارآلود (مه آلود) معنی کرده و با شهر "کاریان" ایالت فارس یکی دانند که بین بندر سیراف و دارایجرد بوده و امروزهم آثار ویرانه معبد قدیمی پدیدار است. ظاهرا آتش مقدس را به وسیله منبع نفتی افروخته نگاه می داشتند و به روایت مسعودی تاریخ نگار این معبد را "آذر جوی" می خواندند که به معنی "نهر آتش" است و مسلما این همان آتشکده ای است که در کتاب تاریخ بیرونی بنام "آذر خورا" مذکور است.

 

"هرتسفلد" استنباط می کند که آتش فرنبغ در ناحیه کنارنگان واقع بوده و در جلگه نیشاپور و تا قرن دهم میلادی (حدود 350 سال اسلامی)، آتش سایر آتشکده ها را از آتشکده شهر کاریان یا جلگه نیشاپور می برده اند، زیرا از عهد باستان رسم بر این بود که آتش معابد کم اهمیت را به وسیله آتش سه آتشکده بزرگ تجدید میکردند.

 

آذر گُشسب ، آتش شاهان

آذر گشُسب یا آتش شاهان یا آتش سلطنت، در گنجک (شیز) واقع در آذربایجان (آذرپاتکان) بود و این آتشکده در جایی بود که اکنون به خرابه های تخت سلیمان معروف است و مابین ارومیه و همدان واقع شده. پادشاهان ساسانی در ایام سختی به زیارت این معبد می شتافتند و زر و مال و ملک و غلام (اشتباه کریستنسن، زیرا برده داری هیچوقت در حکومتهای باستانی ایرانی نبوده و ایدیولوژیهای ایرانی و مزدایی و میترایی مخالف برده گی و اسارت انسانهاست و اساسأ برده داری از اندیشه اهریمنی بحساب میآید) در آنجا نذر می کردند.

 

"وهرام پنجم" (بهرام پنجم یا بهرام گور از 420 تا 438 میلادی شاه ساسانی ایران) سنگهای قیمتی تاجی را که از خاقان هیاطله و زنش (در تاریخ به هون های سفید معروفند و پیدایش آنها وحشتی را از شرق ایران تا چین بوجود آورد. بهرام شب ها در نهان بسوی آنان حرکت کرد و با سرعت حیرت انگیزی در طلیعه صبح جنگی با آنان کرد و خاقان را کشت و غنایم زیاد گرفت و تا رود جیحون تعقیبشان کرد و تا هنگامیکه بهرام گور سلطنت داشت هونهای سفید جرأت نکردند بطرف ایران بیایند)، گرفته بود به آتشکده آذر گشسب تقدیم کرد .

 

"خسرو اول" (انوشه روان- انوشیروان عادل از 531 میلادی تا 579 میلادی) را که بزرگترین شاه ایران دانسته اند ، نیز نظیر این را عطا نمود. "خسرو دوم" (خسرو پرویز که از 590 تا 628 میلادی در ایران سلطنت می کرد و پیغمبر مسلمانان در سالهای حدود هشتم هجرتش بود که شنید خسرو دوم بقتل رسیده- 628 میلادی-) نذر کرد، اگر موفق به مغلوب نمودن وهرام چوبین (بهرام چوبین) بشود، زینت های زر و هدیه های سیم به آتشکده آذر گُشسب شهر شیز رضاییه بفرستد و به وعده خویش وفا کرد.

 

تخت سلیمان محل آتشکده آذرگشسب در شرق شهر تکاب ساخته کیخسرو پسر سیاوش؛

 

تخت سلیمان محل آتشکده آذرگشسب ؛ عجایب زادگاه زرتشت چشم به راه تماشاگر

همه چیز برای انتخاب این مقصد هیجان‌انگیز بود. از چهارمین اثر ثبت شده در یونسکو گرفته تا افسانه‌ها و داستان‌های عجیبی که می‌توانست وسوسه رفتن و از نزدیک دیدن را برای هر کسی دو چندان کند. مقصد یا حالا دیگر بهتر است بگوییم مسیر پرجاذبه‌ای که تجربه آن تنها یک سفر نبود، بلکه ترکیبی از کوهپیمایی، پیاده‌روی و طبیعت گردی، بازدید تاریخی، غارنوردی و ده‌ها تجربه جدیدی بود که جذابیت منطقه را دو چندان می‌کرد. پس از پشت سر گذاشتن مسیر یک ساعته جاده دندی به محوطه تاریخی تخت‌سلیمان رسیدیم. جایی که گذشته از تمام تعریف‌ها و اسطوره‌هایی که از آن به گوش می‌رسد و گذشته از این که چهارمین اثر ثبت‌ شده کشور در یونسکو است باید به تماشای آن رفت تا از نزدیک قدم به شاهراه چاکرا‌های زمین‌ گذاشت.

 

به گفته کارشناسان و انرژی درمانان، بزرگترین چاکرای زمین که انرژی از آن ساطع می‌شود، درست در محل دریاچه حیرت‌آور تخت ‌سلیمان واقع شده است. برخی هم معتقدند شهر تاریخی شیز (زادگاه زرتشت) همین تخت‌سلیمان کنونی است که بعدها به دلایل مختلف مانند فوران کوه‌های آتشفشانی اطراف مدفون شده است. مجموعه تخت‌ سلیمان شامل دریاچه‌ای همیشه خروشان که حاصل یک چشمه آتشفشانی است، برج و باروی سنگی، چهارطاقی آتشکده آذر گشسب (آتشکده پادشاهان و جنگاوران)، نیایشگاه آناهیتا، کاخ‌های دوران ساسانی و ساختمان‌های مربوط به سلاطین ایلخانی می‌شود. درباره دریاچه عجیب و شگفت‌انگیز تخت ‌سلیمان روایت‌ها و گمانه‌ زنی‌های مختلفی وجود دارد و از جمله معروف‌ترین آنها این است که این دریاچه با عمق 112 متر و قدمت دو میلیون سال محل مقدسی برای ریختن گنج‌ها و ثروت پادشاهان مختلف به عنوان نذر درون آن بوده است.

 

به اعتقاد برخی از کارشناسان هم نذر معروف کوروش پادشاه هخامنشی به عنوان نذر پیروزی درون این دریاچه سالها است با خیال آسوده و در امان بودن آرمیده است. تقریباً می‌توان گفت دسترسی، شنا، غواصی و حتی به کارگیری تجهیزات برای رسیدن به کف دریاچه غیرممکن است. به دلایل مختلفی مانند عمق بی‌نهایت، املاح زیاد و فشار حاصل از حفره آتشفشانی و شاید هم به اعتقاد محلی‌ها به علت طلسم این دریاچه، امکان دسترسی به داخل آن وجود ندارد و همین نکته گمانه ‌زنی‌ها در مورد گنج بی‌نهایت کف دریاچه را قویتر می‌کند. اما گذشته از تمام روایت‌ها و قدمت تاریخی تخت سلیمان، فضای عجیبی که در اطراف دریاچه و محوطه وجود دارد حس و حال عجیبی به گردشگران و هر کس که برای تماشای این محوطه بکر آمده باشد منتقل می‌کند. حتی فکرش هم خیال شیرین و دل‌انگیزی است. قدم زدن در جایی که می‌گویند زادگاه زرتشت است، دومیلیون سال قدمت دارد، دریاچه‌ای دارد با عمق 112 متر که با وجود دو خروجی آب، هیچ‌گاه آبش خشک یا حتی کم هم نمی‌شود، یکی از بزرگترین نیایشگاه‌ها و آتشکده‌های دوران ساسانی است و از همه مهم‌تر محل تلاقی انرژی‌های نیک‌زمین است.

 

تخت سلیمان مجموعه‌ای عظیم، فوق‌العاده و متنوع است که هیچ تماشاگری از نظاره آن پشیمان نخواهد شد. اما با وجود تمام این جاذبه‌ها سالهاست به دلیل محرومیتی که حاصل بی‌غمی و نگرانی برخی‌ها در منطقه است در سکوت همیشگی خود چشم به راه دیده شدن به انتظار نشسته است. انتظاری طولانی که حتی گذر زمان هم مرهمی بر آن نمی‌شود. شاید قبل از آنکه نگاه کسی به شگفتی‌های منطقه جلب شود از سکوت و خلوتی عجیب چنین منطقه پرجاذبه متعجب شود.

 

اینجا به طرز عجیبی خلوت است آنقدر که لازم است چند بار تابلوی ثبت در یونسکو را بخوانی و به اطلاعات قبلی‌ات پافشاری کنی تا مطمئن شوی اشتباه نیامده‌ای و تازه وقتی مطمئن می‌شوی بیشتر تعجب می‌کنی که چرا زادگاه زرتشت، سرزمین اسطوره‌ها و تاریخ و شگفتی‌های بی‌پایان حتی به اندازه یک پارک کوچک هم مورد توجه قرار نگرفته است؟ به گفته مردم محلی از زمان‌های دور تا به امروز برخی افراد به دلیل ترس از به خطر افتادن منافع‌شان اجازه رونق امکانات توریستی در منطقه را نداده‌اند و کاش هتل، رستوران، اقامتگاه، جاده مناسب و... امکاناتی بود تا بهانه‌ای می‌شد برای رد این ادعا! نمی‌دانم چه شد که چوب منفعت ‌طلبی بار دیگر به جان پیکر بی‌رمق کهن تاریخ این مرز و بوم افتاده است و هیچ‌ کس یادش نیست تخت‌سلیمان که در محاصره معادن باارزش اطراف است، هیچ از معدن طلایی که در چند کیلومتری آن قرار دارد کم ندارد و کاش به همان اندازه کسی نگران معادن طلای تاریخ هم بود.

 

25 و 26 شهریور 1389 ؛ مراسم گاهنبار در آتشکده آذرگشسب در شیز و شرق شهر تکاب؛

 

"آتشکده آذرگُشسب" یا "آتشکده شیز" در تخت سلیمان

یکی از مشهورترین و بزرگ ترین آتشکده های فلات ایران که در آذربایجان غربی و در 49 کیلومتری شمال شرق شهر تکاب کنونی قرار دارد، "آتشکده آذر گشسُب" یا "آتشکده شیز" است. امروزه به آن تخت سلیمان میگویند. در دوره شاهنشاهی اشکانیان مهمترین پادشاه آذربایجان "آریو برزن" و پسرش "ارت وزد" بوده است.

 

بیشتر پادشاهان ایران پس از نشستن بر اریکه شاهنشاهی (جلوس) به نیاشگاه آذر گشسب آذربایجان میرفتند و به درگاه خداوند نیایش و سپاس و درود می فرستاده اند و سپس هدایایی تقدیم می کردند. آتشکده شیز نیز همان آتشکده آذرگُشسب است که خرابه های آن نزدیک تخت سلیمان است. ساخت این آتشکده به بیش از 3000 سال باز میگردد و در کتاب هفتم دینکرد در بند 39 سازنده آن را کیخسرو پسر سیاوخش شناخته شده است، که فرّ ایزدی به او رسیده بود. آتشکده آذرگشسب در کنار دریاچه چیچست قرار دارد و در گذشته کاخهای بسیار با شکوه و سترگ در اطراف آن بنا بوده است. این دریاچه به صورت خودجوش هر ثانیه 44 لیتر آب از خود بیرون میدهد.

 

تصویر آتشکده آذرگُشسب شیز ارومیه

مسعودی تاریخ نگار در قرن ده میلادی، "آتشکده آذر گشسب" را چنین توصیف می کند:

 

امروز در آن شهر (شیز) آثار عجیبی از ابنیه (آنچه که بعد از ویرانیش و غارتش بجا مانده باشد یا آثاری که در طی این سه قرن و نیم بجا مانده) و نقوش گوناگون هست که کرات سماوی و ماه و ستارگان و عوالم بر و بحر (دریا) و اراضی مسکون و نباتات و حیوانات و سایر عجایب را نشان میدهد. شاهنشاهان آتشکده ای در این شهر داشتند که در عهد سلسله های ایران، مقدس و محترم بودند. این آتشکده را |آذرخوش" می گفتند و آذر به زبان عجم (ایرانی) آتش و خوش یعنی نیکو است.

 

شاهنشاهان ایران هنگام رسیدن به پادشاهی با کمال میل و احترام پیاده از پایتخت خود تیسفون به زیارت این معبد می شتافتند و نذرها بود و هدیه ها و خواسته ها و آرزوهای بسیار که با خود برای دیدار به آنجا میبردند.

 

آتشکده آذرگُشسب علامت اتحاد و یگانگی و سمبل دولت ساسانیان و مردم ایران

آتشکده آذرگشسب علامت آتحاد و یگانگی دین مردم و باورهای مردم با دولت بود و نمونه و سمبل دولت ساسانیان و مردم ایران بشمار میرفت که به واسطه اتّحاد با دیانت (باورهای مردمی و رسم و رسوم عقیدتی) قوت و استوار گشت. بر خلاف دوره اشکانیان، که هر یک از ملوک الطوایف و شهربانان (ایالات های مختلف و شاهان کوچک مختلف) معبدی مخصوص خویش داشت و در این باب در نامه تنسر هست.

 

تنسر رییس روحانیون زرتشتی دوران اردشیر اول

تنسر رییس روحانیون زرتشتی که لقب موبذان موبذ یا هیزبذان هیزبذ داشت، در زمان اردشیر اول- بنیان گذار سلسله ساسانیان که از 224 تا 241 میلادی سلطنت کرد- به یکی از بلند ترین مقام های دولتی ارتقاء یافت ضمنأ او مسئول جمع آوری آوستا و تدوین نوینش بود.

 

در "وصیت نامه تنسر" که پاپ زرتشتی بود و به نامه تنسر معروف شده، که به احتمال قریب به یقین ، از وقایع تاریخی گرفته شده است ، چنین آمده:

 

وصیت نامه تنسر (نامه تنسر)

در "نامه تنسر" آمده: ملوک الطوایف هر یک برای خویش آتشگاه ساخته- دوره اشکانیان- و آن همه بدعت بود، که به فرمان شاهان قدیم نهادند (میترائیسم و نوآوری در دین دوره اشکانی)، و شهنشاه باطل گردانید (احتمالا از شهنشاه اردشیراول باطل گشته) و با مواضع اول نقل فرمود، که:

 

- ایجاد آتش شاهی واحد توسط ساسانیان، برقراری مجدد اوضاع زمان دارای بزرگ بود.

 

آذر برزین مهر، آتش اجتماع مردمی ، در شهرهای مغان و مهر

آذر برزین مهر یا آتشکده کشاورزان و مردم و دهقانان، در مشرق مملکت در کوه های ریوند و شمال غربی نیشاپور واقع بود و "قریه ریوند" را "قریه مغان" می نامیدند و مکان آتشکده ای در "قریه مهر" نیز بوده که در سر راه خراسان و میاندشت و سبزوار قرار دارد.

 

آتشکده شهر یزد/ 1390 خورشیدی؛

 

آتشکده ها ، محل دیدارگاه ها

ای خانه ی دلدار که از بیم بد اندیش روی از تو همی تافته و دل بتو دارم

رو تافتنم را منگر ز آنکه به هر حال جان بهر تو می بازم و منزل بتو دارم

 

این سه آتشکده عظیم محل ستایش مخصوصی بوده و بیش از سایر زیارتگاه ها (به سنن زرتشتی، دیدارگاه ها) زینت و ثروت داشتند و خود را به یکی از شاهان داستانی یا خود زرتشت و یا به خاندان های جنگاوران نسبت میدادند مانند: معبد طوس، معبد نیشاپور، معبد ارجان فارس، معبد کرکوی سیستان، کویسه بین فارس و اصفهان که آثارش هنوز استوار و محکم مانده.

 

آتشکده های سرزمین ماد قدیم (جبال)

در تواریخ بسی از آتشکده های جبال که سرزمین ماد قدیم باشد، نام برده اند، از آن جمله: آتشکده قزوین، آتشکده شیروان، و آتشکده کومش است که شاید این همان آتشکده شهر "صد دروازه" اشکانیان (در دوره اشکانیان این شهر حتی پایتخت بوده) باشد و یا آتشکده های بهرامی که به اردشیر اول ساسانی نسبت می دهند.

 

کاوشهای علمی که گیرشمن در سالهای 1935 میلادی/ 1314 شمسی در شهر شاپور انجام داد، منتهی به کشف آتشکده ای شد که از زمان شاهپور اول (پسر اردشیر اول از 241 تا 271 میلادی به تخت سلطنت نشست و به داریوش اول سلسله ساسانیان معروف گشت) بوده است. در سالهای اخیر در بسیاری از ویرانه های آتشکده های ایران تحقیقات علمی صورت گرفته از آنجمله :

 

- معبد اردشیراول در فیروزآباد،

- آتشکده هایی که در قصر شیرین و مابین خانقین و کرمانشاه وجود داشته، از جمله:

- آتشگاه "جیره" در ناحیه شاپور،

- و آتشکده ای نزدیک قم بنام "قلعه دختر" و غیره.

 

عمارت و آرشیتکت آتشکده ها از ساختمانی گنبددار و چهارطاق بوده که ابنیه اضافی و غالبا دارای باغی نیز بوده و در بالای تپه ای نزدیک اصفهان نیز ویرانه آتشگاهی دیده می شود که بسیار معروف است.

 

"آدریان (آتشکده) ایرانشاه" اودا وادا؛

 

"آتشکده ایرانشاه اود وادا" پارسیان در گجرات هندوستان ؛ "اودا وادا" با آتش مهر ایرانی

"اودا وادا" شهری از ایالت گجرات هندوستان است که زرتشتیان در نخستین مهاجرت خود از ایران پس از ساسانیان به این شهر رفتند و آتش، نماد مهر ایرانی را که با خود به یادگار برده بودند در این شهر آتشکده یی به نام "ایرانشاه" بنا کردند که هم اکنون از زیارت گاه های پارسیان هندوستان و مسافران زرتشتی است که از سراسر جهان به این کشور میروند. آتشکده دیگری نیز برای پژوهش و دیدار از نوشته های آیینی و گفتگو با موبدان نزدیک به هزار سال بعد در نزدیکی آن بنا شده است.

 

"آتشکده اردشیر"، کاخ و آتشکده (آناهیتا) اردشیر اول ساسانی در ویرانه های شهر استخر؛

 

"آتشکده اردشیر" یا "معبد آناهیتا= ناهید" در شهر استخر استان فارس

آتشکده اردشیر در شهر استخر استان فارس (از شهرهای مشهور دوران ساسانی) می باشد که نام دیگرش آتشکده آناهیتا یا ناهید می باشد. چون اردشیر بابکان بنیانگذار سلسله ساسانی از خانواده موبدان بزرگ بوده است به همین دلیل این آتشکده را به شادمانی برقراری سلسله جدیدش در ایران ساخت.

 

در تاریخ بلعمی و طبری آمده است که: چون یزدگرد سوم نوه خسرو پرویز بوده است پس بزرگان ایران او را به مقام پادشاهی رساندند و در آتشکده اردشیر استخر تاج شاهنشاهی را بر سر وی گذاشتند و سپس او را به پایتخت ایران در بغداد تیسفون فرستادند.

 

آتشکده کاریان (آذر فرنبغ یا آذر خورداد) در شهر "اردشیر خره" یا "اردشیر خوره" ، شهر شکوه و جلال اردشیر اول

"آتشکده کاریان" که نام دیگر آن "آتشکده آذر فرنبغ" یا "آذر خورداد" است که در معنی می شود آتش فره ایزدی. مکان آن در شهر فیروزآباد یا "اردشیر خره" یا "اردشیر خوره" در صد و بیست کیلومتری جنوب شیراز است و کاخ بزرگ آن که توسط شاهنشاه اردشیر بابکان ساخته شده بود هم اکنون فرو ریخته است.

 

"ارتخشر خوره" یا "شهر گور" یا "شهر فیروزآباد" در استان فارس

اردشیر اول به این جهت نام شهر را ارتخشر خوره (ارت خشتر) نامید، که در معنی میشود شهر شکوه و جلال اردشیر. خوره نیز به معنی فرّ و شکوه و جلال است. این شهر بعدأ به شهر گور یا فیروزآباد نیز نام گرفت. این مکان از دیدارگاه های بزرگ (زیارتگاه های بزرگ) مردمان فلات ایران بوده است.

 

فخر الدین اسعد گرگانی در داستان ویس و رامین که به دوره شاهنشاهی اشکانیان مربوط است نوشته است: به خاصه زین دل بدبخت رامین   که آتشگاه خرداد است و برزین

 

آتشکده آذر برزین مهر ، آتش مهر بالنده ،آتش مقدس در کوه ریوند

آتشکده آذر برزین مهر، یکی از سه آتشکده مقدس ایران است (آذر گشسُب- آذر برزین مهر- آذر کاریان یا آذر فرنبغ ) که در شهر نیشابور یا ابرشهر خراسان قرار دارد. در پهلوی به نام "آتور بورگین میتر" خوانده میشود که به معنی آتش مهر بالنده است. تاریخ ساخت آن بسیار کهن است به طوریکه به زمان اشو زرتشت باز میگردد و در بند 8 از فصل 17 بندهش آمده است :

 

آذر برزین مهر تا زمان گشتاسب در گردش بوده و پناه جهان، تا اینکه اشوزرتشت اسپنتمان دین آورد و گشتاسب شاه دینش را پذیرفت آنگاه گشتاسب آتش مقدس را در کوه ریوند و در آذر برزین مهر قرار داد.

 

آثاری از آتشکده آذر برزین مهر در سبزوار؛

 

"آتشکده برد سوره فریدون شاه"

به گفته مسعودی در کتاب نامدار مروج الذهب این آتشکده توسط "فریدون شاه پیشدادی" بنا شد که آتش آن را از طوس خراسان آورده بود و در بخارای ایران قرار داد.

 

"گشتاسب شاه" موسس "آتشکده آذر شب" در بلخ

"آتشکده آذر شب" آتشکده ای است که گشتاسب شاه در بلخ بنا کرد و به گفته مورخین گنجهای خود را در آن قرار داد. شهر بلخ در تاریخ جزوی از خراسان بزرگ بوده است که متاسفانه در دوره ننگین قاجار به روس ها فروخته شد.

 

"آتشکده آذر نوش" یا "آتشکده نوش آذر" در بلخ

"آتشکده آذر خوش" یا "آتشکده نوش آذر"، آتشکده ای است در بلخ که این نیز همچون "آتشکده آذر شب" در خراسان بزرگ ایران بوده است. بلخ نیز همچون مرو شهری از شهرهای ایران بوده است که در دوره قاجارهای وطن فروش (قاجارهای مغولی- ترکی حس وطن دوستی یا میهن پرستی یا احساسات ناسیونالیستی که ما ازشان انتظار داریم، ندارند. برای آنان زمین یا ملکی که به زور بدست آمده ، فروختنش آسانتره- نقل به مضمون از زنده یاد سعید نفیسی و از خانه و خاطره) در قراردادهای ننگین ترکمانچای و گلستان به روس داده شد. فردوسی بزرگ این آتشکده را "آتشکده نوش آذر" نامیده است. فردوسی می فرماید : شهنشاه لهراسب را در شهر بلخ بکشتند و شد روز ما تار و تلخ و از آنجا به نوش آذر اندر شدند.

 

آتشگاه امروزی شهر باکو؛

 

"آتشکده باکو"

"آتشکده باکو"، آتشکده ای بزرگ بوده است در ایران شمالی (باکو) که در نزدیکی چاه نفت قرار داشته است. محل آن در روستای سوراخانی در 15 کیلومتری باکو میباشد. تاریخ ساخت آن به سال 400 پیش از میلاد به توسط ایرانیان میباشد. بدلیل مواد نفتی موجود این منطقه، این آتشکده همیشه در نزد ایرانیان روشن و برافروخته بوده است.

 

باکو از باگوان زبان پهلوی ایران گرفته شده است و شهری ایرانی است که در دوره قاجار به روس فروخته شد. این مکان مقدس پس از یورش تازیان ویران شد ولی سالها بعد از آن ویرانی دوباره مرمت و بازسازی شد ولی آتش آن خاموش بود تا سال 1975 میلادی که آتش آن دوباره روشن گشت و به مکانی توریستی تبدیل شد.

 

"آتشکده سیروان"

"آتشکده سیروان"، این آتشکده پیش از به پادشاهی رسیدن انوشیروان دادگر محل بت ها بود و پس از وی، بت ها ویران شدند و آتش مقدس را در آنجا قرار دادند. محل آن سیروان و ری بوده است. به گفته مسعودی، تاریخ نگار مشهور، این آتشکده پیش از ظهور زرتشت ساخته شده است.

 

آتشکده نیاسر در شمالغربی کاشان شهر گلاب؛

 

"آتشکده نیاسر" اردشیر بابکان

"آتشکده نیاسر" توسط شاهنشاه اردشیر بابکان ساخته شده است. طول و عرض آن 14 متر در 14 متر میباشد. این بنا پس از یورش تازیان ویران شد ولی سپس توسط مردم بازسازی گشته است و امروز تقریبا سالم میباشد. شهر نیاسر در 35 کیلومتری شمال غربی شهر کاشان قرار دارد و در منطقه ای کوهستانی در ارتفاعات کرکس میباشد. چشمه ای باستانی به نام چشمه اسکندر نیز در آنجا قرار دارد. در نیاسر غاری که متعلق به دوره پارتیان بوده است نیز وجود دارد. به احتمال قوی این غار معبد میترایی بوده است که امروزه از مکانهای دیدنی این شهر میباشد.

 

آثاری از آتشکده آناهیتا یا معبد ناهید در اورامان کردستان ایران؛

 

"آتشکده آناهیتا" یا "معبد آناهیتا" در کنگاور کرمانشاهان

"آناهید" یکی از چهار عنصر مقدس آب و آتش و هوا و خاک است. در معنی میتوان گفت که پاک و با عفت و با تقوی است که ارمنیان درست آن را تلفظ میکنند. این زیارتگاه پس از آتشکده آذر گشسب از بزرگترین مکانهای باستانی و مقدس ایران بوده است که از دوره شاهنشاهی اشکانی (پارتیان) باقی مانده است.

 

این آثار در شهر کنگاور در مسیر کرمانشاهان قرار دارد. ستون ها و پلکان این معبد هنوز پس از بیش از 2000 سال باقی و مستحکم است. این مکان در شهر کُردنشین ایران بوده است و در نزد کُردان آریایی دارای احترام خاصی میباشد. کردستان ایران و منطقه اورامان آن، یکی از مشهورترین مناطق اصیل ایران است و هنوز بسیاری زرتشتی دارد و به زبان پهلوی سخن میگویند. ریشه زبان کرُدی امروزی نیز پهلوی باستانی ایران است. پیر شهریار یا پیر شالیار از افراد مشهور هورامان کردستان است. وی موبدی زرتشتی بود و چند کتاب از وی بر جای مانده است. ابن فقیه در کتاب مشهورالبلدان (شهرهای مشهور) نوشته است : هیچ ستونی شگفت انگیزتر از ستونهای معبد آناهیتا کنگاور نیست.

 

"آتشکده دارابگرد= دارابجرد" یا "آتشکده آذر جوی" ، محل "آتش مقدس جمشید شاه" پیشدادی

به گفته تاریخ مروج الذهب مسعودی "آتشکده دارابگرد" به فرمان اشوزرتشت بنا گشت. زرتشت به یستاف شاه فرمان داد تا "آتش مقدس جمشید شاه" را که مورد احترام وی بوده است را بیابند و بیاورند. یستاف شاه این آتش را در خوارزم پیدا نموده است و به دارابجرد فارس آورد و اطرف آن را شهر زیبایی ساخت. این آتشکده در سال 332 هجری قمری به نام "آتشکده آذر جوی" نیز نامیده می شده است.

 

آثاری از شهر "شاپور" و آتشکده اش در روم شرقی؛

 

آتشکده شاهپور

در ساحل خلیج قسطنطنیه روم پس از اینکه شاهنشاه شاپور پسر اردشیر پسر بابک وارد شد این "آتشکده شاهپور" را بساخت. این آتشکده تا دوران خلفای اسلامی نیز پا برجا بود.

 

"آتشکده پوران"

"آتشکده پوران" توسط ملکه پوران دخت ساسانی دختر شاهنشاه خسروپرویز ساسانی در عراق عجم و در نزدیکی مدینه السلام ساخته شده است.

 

"آتشکده کرکویه"

"آتشکده کرکویه" در شمال سیستان کنونی قرار داشته است. مردمان این شهر احترام بسیاری برای این آتشکده قایل بودند و به "گنبد رستم" نیز مشهور بوده است. این آتشکده تا قرن 17 هجری که قزوینی آن را وصف کرده است بسیار خرم و زیبا بوده است. ساخت آن به روزگار کیخسرو باز میگردد که بسیار کهن است. دو شاخ بزرگ گاو داخل آن قرار داشته است و در وسط آنها آتشگاه قرار داشته است.

 

"آتشکده بارنوا"

به گفته مسعودی دومین روز پس از به قدرت رسیدن شاهنشاه اردشیر بابکان "آتشکده بارنوا" ساخته شد. مکان آن در جنوب ایران است.

 

"آتشکده سرده"

در یزد بخش تفت روستایی به نام سرده قرار دارد که دارای آتشکده ای کوچک بوده است که پس از یورش تازیان مردم از نابودی آتش این مکان توسط تازیان جلوگیری کردند.

 

"آتشکده آذرباد"

"آتشکده آذرباد"، آتشکده ای در تبریز بوده است که در متون پهلوی "آتشکده آذربادگان" هم نوشته شده است که به معنی "نگهدارنده آتش" است. به احتمال قوی اثری از این آتشکده فعلأ به جای نیست.

 

مشتاقان اشوزرتشت در آدریان یزد/ نوروز 1389 ، (1379 یزدگردی)/ مارچ 2010 میلادی؛

 

"آتشکده اردشیر" ، "آتشکده زروان" و "آتشکده مهراردشیر" در اصفهان ساخت اردشیر بابکان

حمزه اصفهانی مینویسد اردشیر (بابکان ساسان) در یک روز سه آتشکده در اصفهان یا اسپهان بنا کرد. یکی در شرق، دیگری در میان شهر و آخری در غرب شهر. دلیل آنرا از طلوع خورشید تا غروب آن دانسته است. اولی به نام "آتشکده اردشیر" است که در منطقه قلعه ماربین یا مارین واقع شده است. دومی "آتشکده زروان" نام دارد که در قریه دارک از روستای خوار است. سومی "آتشکده مهراردشیر" نام دارد که در اردستان واقع شده است. مهمترین و سالمترین آنها در کوه آتشگاه امروزی واقع است. ارتفاع آن از دشت 200 متر و از شهر اصفهان تقریبأ 8 کیلومتر فاصله دارد. معبد آن نیمه ویران است و امروزه به آتشکده اصفهان معروف است.

 

"آتشکده ری" یا "آتشکده بهرام گور" (یا بهرام پنجم: از1388 خورشیدی)؛

 

"آتشكده‌ی ری" یا "آتشکده بهرام گور" یا "آتشکده فریدون پیشدادی"

"آتشکده‌ی بهرام" یا "آتشكده‌ی ری" كه به آن "تپه ‌ميل" نیز گفته میشود، آتشكده‌ای بزرگ با پيشينه‌ی بيش از 2000 سال و از آثار روزگار ساسانیان در شهر ری است. گمان می ‌رود که این بنا، "آتشکده بهرام گور" بوده باشد.

 

"آتشکده‌ی ری" در 12 کیلومتری جنوب ‌خاوری شهر ری به سوی ورامین بر بلندای تپه‌ای پهناور در روستای قلعه ‌نو است. آتشكده‌ی ری از آن‌روی به تپه ‌ميل نامدار شده كه دو پایه‌ی بزرگ اين آتشكده از دور شبیه به میل است. گستردگی تپه و آتشکده بيش از 2000 متر مربع است‌. این آتشکده پیش از این‌ دارای چهار طاق بزرگ به درازای 20 متر بوده که هر یک بر سه پایه استوار بوده است‌. هم‌اكنون دو طاق آن ويران شده و تنها دو طاق برجای مانده است‌. بخش زیرین مجموعه، یک راهروی کم ‌پهنا دارد که سراسر طول بنا را طی میکند. آتشكده از سنگ، ساروج، خشت و گل ساخته شده ‌است. نیزارهای پيرامون تپه بيانگر وجود دریاچه‌ای پيرامون آتشكده در گذشته است كه هم‌ اكنون خشک شده‌ است. بر بالای تپه، بنای اصلی آتشكده در راستای شرقی غربی برپاست. نمای كلی بنا، تالار ستون‌ داری بوده با دو ردیف ستون چهار گوشه‌ی سه تایی. بخش بزرگی از آتشکده تا چندی پيش در زیر خاک پنهان بوده ‌است. شمار بالای سفالینه‌ها و ستون‌های بدست آمده از این آتشكده نمايانگر ارزش، شكوه و ارجمندی بسزای آن در روزگار ایران باستان است‌. 

 

بر پايه‌ی نوشته‌ ها، این آتشکده یکی از ارزشمند ترين آتشکده‌های ایران بوده که گويا به‌ دست اسکندر گجستک (مقدونی) ويران شده است‌. در كتاب مروج ‌الذهب مسعودی، او ساخت آتشكده‌ی ری را به فريدون نسبت داده ‌‌است. و راويان آورده‌اند كه مسلمانان در فتح ری، چون با مردم آنجا صلح كردند، آتشكده را برجای گذاردند. هم‌ اكنون در پای اين تپه‌ی باستانی و اين آتشكده، بی‌هيچ‌ توجهی، مردم در حال كشاورزی هستند و با ماشين‌های بزرگ كشاورزی زمين را شخم میزنند و در حجمی وسيع، آبياری میکنند و توجهی به حريم اين گستره‌ی باستانی نمی‌شود. از تپه ميل به عنوان اثری بر ‌جای ‌مانده از يك آتشكده‌ی دوره ساسانی ياد شده كه در سياهه‌ی (فهرست) آثار ملی ايران نيز ثبت شده است.

 

آتشخانه ی ساسانی ِ کُنارسیاه "آتشکده کُناره سیاه" در استان فارس؛

 

"آتشکده ساسانی کُناره سیاه"

"آتشکده ساسانی کُناره سیاه" در استان فارس که یک چهار طاق بسته و پوشیده است و شباهت عجیبی به لحاظ فُرم معماری با طاق نماهایِ زیر گنبدش با آرامگاه های سامانی در بخارا دارد و میتوان گفت که یک الگو برای آن بوده است.

 

" طواف به دور آتش" یک "سنت زرتشتی" در بخارا

روزی من (مسعود محمدی) در بخارا بودم و دوست همراهم در "بخارا" خانم "شهناز" (شَه نوزه) برایم تعریف می کرد که در بخارا هنوز این رسم در مراسم ازدواج برقرار است که داماد باید عروس را پیش از ورود به خانه ی نو، سه دور به دور آتش بچرخاند و این که خودش هم در مراسم ازدواج اش این رسم را بجای آورده ولی گمان نمی کند که این مراسم یک سنت اسلامی باشد!

 

با شگفتی پاسخ دادم: البته که اسلامی نیست! این یکجور طواف به دور آتش است و یک سنت زرتشتی است که بهدینان عهد ساسانی در دالان دور تا دور چهارطاق های گشوده، گرداگرد گنبدخانه ای که آتش مقدس را در زیر آن گذاشته بودند بجا می آورده اند.

 

منابع:

- برگذیده ای کوتاه از کتاب "ایران در زمان ساسانیان"، اثری از کریستنسن و با ترجمه رشید یاسمی.

- وب سایت "کوروش نیکنام".

- سایت "دانشنامه جام پارسی".

- نوشته ای از ميترا دهموبد، خبرنگار سایت "امرداد".

- سایت علمی ادبی "مسعود محمدی".

 

 

(تدوین و پیرایش از سروش آذرت: 21 تیر 1392 / 12 یولی 2013 میلادی)

 

.................. ................. ............... ............... ............

 

سرگذشت "درفش کاویان" سرگذشت دوران سیادت ملی میهنی / ششم فروردین ماه "روز تولد اشو زرتشت" /

با تشکر از سایتهای "دانشنامه جام پارسی" ، "امرداد" ، "علمی ادبی مسعود محمدی" و از میترا دهموبد و مسعود محمدی / سایت خانه و خاطره/ آتوسا شهریاری/ مهرماه 1389 خورشیدی / اکتبر 2010 میلادی/