با سلام.

به سایت خانه و خاطره خوش آمدید.

 

اطلاعاتی

در مورد، سرزمین فرغانه، منطقه مولتان، توران و ترُکان، امپراتوری بیزانس یا روم شرقی، و ...

 

 فرغانه

 

سرزمین فرغانه

فرغانه سرزمین و دره‌ای در آسیای میانه است. این درّه بر مسیر سیردریا واقع شده که از جنوب خاوری به ترُکستان چین محدود است و اطراف آن را کوه‌های تین‌شیان فرا گرفته. قسمتی از فرغانه را دشت بسیار حاصلخیز قرا قالپاق فرا گرفته است و قسمتی از آن بیابان است. امروزه فرغانه به سه بخش در کشورهای ازبکستان، تاجیکستان و قرقیزستان تقسیم شده است.

 

  دختری از سرزمین فرغانه

 

شهر فرغانه در ازُبکستان امروزی

در گذشته در کشورها و ایالت‌های کرانه‌های سیردریا صنایع گوناگون و مهمی وجود نداشت و بیشتر صادرات آنجا غلام و کنیز بود. صادرات طبیعی ایالت فرغانه طلا، نقره، فیروزه، زیبق، آهن و مس همچنین نشادر، نفت و قیر بود که از معادن آنجا استخراج می‌گردید.

 

مولتان

مولتان (در اردو: ملتان) یکی از شهرهای استان پنجاب در کشور پاکستان و مرکز ناحیه مولتان است. این شهر در بخش جنوبی استان جای دارد. این شهر با جمعیت ۱٬۴۲۳٬۹۱۹ نفر (برآورد سال ۲۰۰۷) ششمین شهر بزرگ پاکستان به شمار می‌آید. جمعیت ناحیه مولتان در سال ۱۹۹۸ بالغ بر ۳٫۸ میلیون نفر بوده است. مولتان به عنوان شهر صوفیان بزرگ و زیارتگاه‌ها شناخته می‌شود.

 

 دانشگاه پنجاب   نشان ملی پاکستان

 

استان پنجاب

استان پنجاب، یکی از استان‌های کشور پاکستان است. مرکز این استان لاهور می‌باشد. این استان پرجمعیت‌ترین استان پاکستان است. زبان رایج در این استان زبان پنجابی است. همچنین پنجاب، منطقه ایست در آسیا که قسمتی از آن متعلق به پاکستان و قسمتی متعلق به هند است. منطقه ایست جلگه‌ای که رودخانه آیند از میان آن جریان دارد و خاک بسیار حاصل خیزی دارد. منطقه متعلق به هند پرُ درآمد ترین منطقه در هند نسبت به جمعیت است. درآمد منطقه بیشتر از روی کشاورزی است.

 

..................         .................        ...............      ...............     ............

 

توران و ترُکان

 

توران به سرزمین ماوراءالنهر یعنی سرزمین میان جیحون و سیحون مشاهده می شود. مطابق قول خوارزمی (ص 111) ایرانیان سرزمین مجاور جیحون را مرز توران مینامند. به گفتة یاقوت حموی (ذیل ماده) توران کشور ماوراءالنهر است و پس از آنکه فریدون جهان را به سه بخش تقسیم کرد ترُکان سرزمین خود را به نام نخستین فرمانروای خود توج، توران نامیدند. یاقوت همچنین از دهی به نام توران در نزدیکی حران یاد کرده است . مطابق قول دمشقی (ص 125ـ126) سیحون مرز بین ماوراءالنهر یعنی سرزمین هفتالیان / هیاطله (تولان = توران ) و سرزمین ترُکستان (فرغانه ) را تشکیل می دهد. رود ولگا نهر توران و محل اردوگاههای فرمانروایان قدیم توران (یعنی خوانین پیشین قپچاق ) خوانده شده است ( د. اسلام همانجا).

 

پان تورانیسم ، پان ترُکیسم

در شاهنامه و دیگر منابع دوره اسلامی ترُکان جای دشمنان بزرگ ایرانیان را گرفتند و نام تورانیان به ایشان اطلاق شد. ترُکان نیز اخبار و روایات مربوط به تورانیان را تاریخ باستان خویش دانستند چنانکه در قدیمترین فرهنگ ترُکی معروف به دیوان لغات الترک (کاشغری ذیل «تعاز») نیای بزرگ و پهلوان ترُکان آسیای میانه یعنی تنکاالب ار با افراسیاب یکی دانسته شده است. بر مبنای چنین تفکری سلسلة قراخاییان، یا ایلک خانیان که از نژاد ترُک چگلی بودند و مدتها در کاشغر و بلاساغون و ختن و ماوراءالنهر حکومت کردند خود را آل افراسیاب نامیدند (نیولی ص 119). تداوم و استمرار این تفکر در میان ترُکان سبب شد که از اوایل سدة چهاردهم / آغاز سدة بیستم میلادی در ترکیه اندیشة پان تورانیسم و به تبع آن پان ترُکیسم قوت بگیرد.

 

پان ترُکیست ها آسیای میانه را جایگاه باستانی ترُکان نامیدند، بر یکی بودن ترُکان با تورانیان پافشاری کردند و اقوام بسیار آسیای مقدم نظیر عیلامی ها، سومری ها، هوریاییان، گوتیانُ، کاسی ها،ُ میتانی ها، اورارتوها و مادها را از اقوام ترُک دانستند. بدین ترتیب مورخان پان ترُکیست نه تنها آسیای مرکزی بلکه بخش بزرگی از جهان از جمله منطقة اورارتو (منطقه ارامنه) را سرزمین توران نامیدند.

 

علی کمال مورخ ترُک منکر وجود قوم ارمنی و سرزمین ارمنستان شده و نوشته است که تا سده ششم پیش از میلاد در شرق شبه جزیره آناطولی حتی یک ارمنی وجود نداشته و در این سرزمین ترُکان دولت تورانی اورارتو را پدید آورده بوده اند (به نقل رضا ص 84). ضیاء گوکالپ نیز مدعی است که وطن ترُکان نه ترکیه است و نه ترکستان بلکه کشور بزرگ و جاودانی توران است.


منابع :

ابن خرداذبه ابوریحان بیرونی الا´ثار الباقیة عن القرون الخالیة چاپ ادوارد زاخاو لایپزیگ 1923 / بندهش ایرانی دستنویس ت د 2 چاپ ماهیار نوابی و کیخسرو جاماسپ اسا شیراز 1978 / محمدبن احمد خوارزمی ترجمة مفاتیح العلوم از حسین خدیوجم تهران 1362 ش / داتستان دینیک در بخشهایی از روایات پهلوی داتستان دینیک نامکیهای منوچهر و گزیده های زاتسپرم دستنویس د 7 چاپ ماهیار نوابی و کیخسرو جاماسپ اسا شیراز 1355 ش / محمدبن ابی طالب دمشقی کتاب نخبة الدهر فی عجائب البرو البحر بیروت 1408/ 1988 / دینکرت : بخش دوم از نیمة کتاب هفتم تا پایان کتاب نهم دستنویس د 10 الف چاپ ماهیار نوابی و کیخسرو جاماسپ اسا شیراز 1355 ش / عنایت الله رضا آذربایجان و اران ( آلبانیای قفقاز ) تهران 1360 ش / ابوالقاسم فردوسی شاهنامة فردوسی ج 1 چاپ برتلس مسکو 1963 / محمودبن حسین کاشغری نامها و صفتها و ضمیرها و پسوندهای دیوان لغات الترک ترجمه و تنظیم و ترتیب الفبایی محمد دبیرسیاقی تهران 1375 ش / آرتور امانوئل کریستن سن مزدا پرستی در ایران قدیم چاپ ذبیح الله صفا تهران 1376 ش / یاقوت حموی

 

 (منبع: مهران باهاری از سایت  türkoloji-iran)

 

..................         .................        ...............

 

مرز میان سرزمین ایران - توران و ترکستان

مرزهای ترکستان در سال 322 هجری مهی (قمری) / 313 خورشیدی

ذکر فرارود (ماوراءالنهر)

 

ابواسحاق ابراهیم محمدالفارسی الاصطخری که در سال 322 ه.ق درگذشته، در کتاب "ممالک و مسالک" در ذکر فرارود (ماوراءالنهر) می‌نویسد: «جانب شرقی (فرارود)، راشت و مامر و حدود ختل از حد زمین هندوستان، بر یک خط است. جانب غربی (فرارود)، ولایت غزنه و حد طراز بر تقویس باز گردد تا فاراب و بیسکند و سغد و نواحی بخارا تا خوارزم و کنار دریا و جانب شمالی (فرارود)، حدود ترُکستان تا حد فرغانه و طراز بر خط راست به حکم آن که ختل بر جریاب است. و جانب جنوبی (فرارود)، از جیحون نخست از بدخشان درآید تا دریای خوارزم، بر خطی مستقیم و ختل را در شمار ماوراءالنهر نهانیدم زیرا که ختل میان رود جریاب و وخش آب افتاده است... هیچ دارالحرب، صعب‌تر و دشوارتر از ترُکستان نیست و خوارزم ثغراسلام در پیش ترُکستان و همه‌ی ماوراءالنهر، ثغر است.»

 

مرزهای ترکستان در سال 372 هجری مهی (قمری) / 361 خورشیدی

نگارنده‌ی کتاب «حدودالعالم من المشرق و المغرب» که تالیف آن در سال  372 ه.ق به پایان رسیده است، مرزهای ایرانشهر و سرزمین تیره‌های ترُک را به روشنی نشان می‌دهد. در فصل «سخن اندر ناحیت ماوراءالنهر و شهرهای وی» درباره‌ی فرغانه  می‌خوانیم: «ناحیتی است آبادان و بزرگ با نعمت‌های بسیار و اندر وی کوه بسیار و دشت و شهرها و آب‌های روان و در ترُکستان است.»

درباره‌ی اسپیجاب می‌نویسد: «ناحیه ای است بر سرحدّ مسلمانان و کافران (ترُکان شمنی)، جایی بزرگ است و آبادان و بر سرحدّ ترُکستان و هر چیز از همه ترُکستان خیزد، آن‌جا افتد.»

درباره‌ی کاژ (کات) مرکز خوارزم می‌نویسد: «کاژ قصبه خوارزم است و در ترُکستان غوز (غُز) است و بارگاه ترُکان و ترُکستان و ماوراءالنهر و خزران.»

درباره‌ی گرگانج می‌نویسد: «گرگانج شهری است که اندر قدیم، آن مُلک خوارزم شاه بودی و اکنون [372 مهی[ پادشاهی‌اش جداست و پادشاه او را امیر گرگانج خوانند و شهری است با خواسته بسیار و در ترُکستان است.»

 

مرزهای ترکستان در سال 621 هجری مهی / 603 خورشیدی

یاقوت در معجم‌البدان که تالیف آن در سال 621 ه.ق است، زیر واژه‌ی ترُکستان و درباره‌ی تغرغز می‌نویسد: «بلاد تغرغز و سامان ایشان چین و تبت است و سایر ترُکان خزلج و کیماک و غزجفر و بجناک و بذکش و اذکش و خفشاق و خرخیزاند و حدود ایشان، از ملک مسلمان‌نشین فاریاب است

او درباره ی شهر جندو چنین می‌نویسد: «شهر بزرگی در بلاد ترُکستان است که میان آن و خوارزم، ده روز راه است و بلاد ترُک را از ماوراءالنهر نزدیک به سیردریا می‌گیرند.»

و درباره‌ی ختن می‌نویسد: «شهر و ولایتی است، پایین‌تر از کاشغر و آن طرف بوزکند که جزء بلاد ترُکستان به شمار است!»

و درباره‌ی شلجیک می‌نویسد: «شهری از ناحیه‌ی طراز، از حدود ترُکستان بر کناره‌ی سیحون است.»

درباره‌ی کاسان چنین می‌نویسد: «کاسان شهر بزرگی است در اول بلاد ترُکستان، آن طرف رود سیحون (سیردریا) و چاچ و قلعه‌ی حصینی دارد و بیابان اخسیکث بر دروازه‌ی آن است.»

درباره‌ی کاشغر چنین می‌نویسد: «شهری است با دهکده‌های اطراف آن، از سمرقند و نواحی آن، بدان‌جا راه است و در میانه‌ی بلاد ترُکستان است.»

 

با بررسی اسناد در دست آشکار می‌شود سرزمین و خاستگاه راستین ترُکان در شرق سرزمین آریانشین در این مناطق بوده است: «صحرای تکله (تکله مکان) در ترُکستان چین و کنار کاشغر دریا (قزل‌سو) و کناره‌های یارکند دریا (رود تارم) و کنار دریاچه‌ی ایسیگ گول در شمال ایران بزرگ و کناره‌های رود «چو» و دریاچه‌ی خوارزم (آرال) و شمال شبه جزیره‌ی منقشلاق.»

 

هم چنین: «تیره‎‌های آریایی سکایی و سرمت و ... تورانیان در بخش شمال شرقی ایران جای داشتند و میانه‌ی سرزمین ایران و ترُکستان را تیره‌های هندواروپایی زبان تشکیل می‌دادند.»

 

(منبع: میلاد جعفری از "سایت تاریخ ایران و جهان")

 

..................         .................        ...............

 

روم شرقی/ بیزانس/ کنستانتین/ قسطنطنیه/ استانبول

 

بیزانس نام پايتخت امپراطوری روم شرقی است که بر کل امپراطوری، «امپراطوری بیزانس» نیز اطلاق می شود.

امپراطوری بيزانس يا روم شرقی از 330 تا 395 میلادی در قسمت شرقی قلمرو امپراطوری روم در آسیای صغیر به وجود آمد و تا سال 1461 ميلادی پايدار بود.

 

سه دوره تاريخ امپراطوری روم شرقی (بیزانس)

1- از 330 تا 641 میلادی؛ عهدی که ادامه دوران روم باستان است.

2- از 641 تا 1204 میلادی؛ عهدی که ادامه دوران امپراطوری رومی و يونانی است. در اين دوره يونانی و شرقی شدن امپراطوری کاملاً تحقق يافت و عربها و اسلاوها کاملاً مطيع آن شدند.

3- از 1204 تا 1461 میلادی؛ عهد امپراطوری منقسم، که در طی آن لاتينيان، بيزانسيان و ترُکان با يکديگر مشغول نزاع بودند.

 

بنیاد بیزانس/ 667 قبل از میلاد

پايتخت بيزانس یا امپراطوری روم شرقی در محل استانبول امروزی در سال 667 قبل از ميلاد به دست يونانیان بنا شد و به سبب موقعیتی که بر تنگه بُسفر یا داردانل داشت، از همان ابتدا اهميت فراوان يافت. در جنگهای پلوپوزی چند بار در ميان دو سپاه دست بدست شد تا اينکه در 196 بعد از ميلاد در دوره امپراطوری سه وروس، رومی ها این شهر را گرفتند و در 320 ميلادی به دستور امپراطور کنستانتين اول یا کبیر-قسطنطین کبیر(درگذشت 337 میلادی) شهر جديدی در اين محل ساخته شد که کنستانتین (کنستانتینپل) نام گرفت که به عربی قسطنطنيه (استانبول امروزی) گفته میشود و این شهر پايتخت امپراطوری روم شرقی گرديد.

کنستانتینپل یا قسطنطنيه در چهارمین جنگهای صلیبی (از 1202 تا1203 میلادی) از سوی مسيحيانی که از اروپای غربی و مخصوصأ از فرانسه آمده بودند و کمبود غذا و پوشاکی داشتند مورد حمله و تاراج واقع گردید و پس از آن امپراطوری بيزانس به امپراطوری لاتینی و قسطنطنيه و ممالک مستقل تجزيه شد.

حدود 1258 میلادی بغداد و آخرین خلیفه عباسی بتوسط مغولان از صحنه روزگار محو شدند و سه سال بعد و در سال 1261 ميلادی ميخائيل فرمانروای نيقيه، قسطنطنيه را تصرف کرد و امپراطوری قدیمی را تا حدودی تجديد کرد.

اما سرانجام در دوره کنستانتين نهم و در حالیکه منتظر کمک از طرف برادران و رقیبان مسیحی کلیسای کاتولیک روم بود، بعد از شش هفته محاصره در سال 1453 میلادی، قسطنطنيه به تصرف سلطان محمد فاتح (محمد دوم) درآمد و بدين ترتيب امپراطوری بيزانس از بين رفت و دولت تُرکان عثمانی جانشين امپراتوری روم شرقی گرديد و نام قسطنطنيه نيز به استانبول (شهر اسلام) تغيير يافت.

 

امپراطور کنستانتين اول

از کنستانتینپل یا قسطنطنیه در دنيای اسلام بنام "روم" ياد ميشود. دقيقاً معلوم نيست کی امپراطوری روم شرقی شروع شد. خیلی ها بر اين باورند که امپراطور کنستانتين اول ، اولين امپراطور بوزانتين ها می باشد. کنستانتین کسی بود که پايتخت امپراطوری را از روم به بوزانتيوم (بیزانس) و يا روم جديد انتقال داد.

چند روز آغازين سلطنت تیودوسيوس زمانی بود که اختلاف سياسی بين امپراتوری شرق و غرب بالا گرفت. اما بعضیها شروع این اختلافها را در اواخر سال 476 میلادی میدانند، زمانیکه روميليوس آوگوستولوس (Romulus Augustulus ) آخرین کایزر امپراتوری روم غربی، بتوسط «اُدُاکر» آلمانی عزل شد و به این ترتیب شاهان لاتین- آلمانی ها (گوتهای شرقی آلمانی که در کناره دریای سیاه میزیستند) تا 565 بعد از میلاد در روم غربی به فرمانروایی میرسند و امپراطوری شرقی را بحال خود رها میکنند. و برخی دوباره سازی امپراطوری را منتسب به هيلاريوس می دانند زمانیکه حروف و القاب لاتين جای حروف و القاب يونانی را گرفته بود. در هر حال تغييرات کلی در حدود سال 330 میلادی بود، زمانيکه قسطنطنیه به عنوان پايتخت جديد انتخاب شده بود. روند يونانی شدن و افزايش مسيحيت از قبل در جريان بود.

 

سقوط امپراتوری روم شرقی/ 1453 میلادی

امپراطوری روم شرقی رسماً در سال 1453 میلادی (22 سال بعد از سوزاندن ژاندارک فرانسوی) بعد از سقوط قسطنطينه به دست ترکان عثمانی و سلطان محمد فاتح پايان يافت. با اين وجود قوانين يونانی تا سالها بعد از آن در سرزمينهای تحت سلطه امپراطوری، تا سال 1460 و در زمان سقوط موستراس و 1461 سقوط کایزر  Trapezunt استفاده می شد.

 

..................         .................        ...............      ...............     ............

 

با تشکر از سایت تاریخ ایران و جهان و میلاد جعفری و مهران باهاری و سایت  türkoloji-iran و سایت جامعه و سیاست/ سایت خانه و خاطره/ سروش آذرت/ شهریور 1390 /2011 /