با سلام.

به سایت خانه و خاطره خوش آمدید.

 

تاریخ موجودیت کرُدان

و نقش آنها در پایداری و استقلال ایران

 

 پرچم طوایف دامنه های پرُ رمز و راز زاگرس؛

 

ز خود رمیده چه داند، نوای من ز کجاست    جهان او دگر است و جهان من دگرست

(اقبال)

 

"هر کجا کرُد هست ، آنجا ایران است"

آنچه در این نوشتار بسیار مجمل می آید، واقعیت های مستند تاریخی است، تلاشی است در برابر اندیشه های کسانی که در درون خویشتن خویش دربدرمانده، هم آوا با بنیادهای آمریکایی ساخته، به جان تاروپود هستی ماندگار این سرزمین افتاده و میگویند: «"ایران" تنها یک واژه است که از روزگار پهلوی به این سرزمین تحمیل شده ؟! و یا "فارس ها" سرزمین های دیگر ملتهای ستمدیده را اشغال کرده اند ؟! پس کرُدها ، بلوچ ها ، عربها و ... باید جدا شوند؟ چه استدلال بی پایه ای (خود گویی ! خودخندی عجب ... »

 

در اینکه تبعیض قومی، جنسیتی و بی عدالتی و نابرابری های اجتماعی و اقتصادی وجود دارد، دردی است سراسری، حرفی نیست ولی راه حل منطقی این کاستی ها جدایی خواهی نیست. به باور من راه انتخابی این گروه که نفی هویت ایرانی خود را، چاره رفع این تبعیض ها می دانند به ترُکستان است، گریز به دامان بیگانه است و در راستای رضایت استعمار و برانگیختن ستیز قومی و به کژراهه کشاندن جنبش مدنی و مردم سالاری خواهی ایران، به شوره زار جنگ قومیت هاست؛ تا شاید از آب گل آلوده ماهی باب میل استعمار را صید کنند ولی بهتر است بدانند با همه نامرادیها و سختیها و تبعیض ها، "دیری است در کوچه های باور مردم، درها بر روی هرزه گردان وابسته ازهر قماش بسته است."

 

در آشفته بازار امروز جهان که جمعی ناآگاه، جمعی مغرض، جمعی بی تفاوت، جمعی بد ستور، جمعی خشک سر، جمعی نان به نرخ روز خور و جمعی... از کنار واقعیت های گذشته خود می گذرند، باید به اندیشه ورزان گرایش های مختلف هشدار داد که به خود آیند و در کشاکش تلاش ملت برای مردم سالاری، در راستای منافع بیگانه، جبهه های دروغین و سنگرهای پوشالی برپا ندارند که ایرانیان از همه اقوام از کنار این مواضع ساده عبور نمی کنند، از این رو، برآنم دست کم به نوبه خود به عنوان یک ایرانی کرُد به گذشته خود مراجعه کرده، بگویم از کجا آمده ام و نیاکانم کیانند تا سربلند برخلاف یاوه سرایان دستوری بیان کنم به راستی، ایران پیش از هر قومی، سرای کرُدان بوده و هست. جمله ای است مشهوراز ملا مصطفی بارزانی، بزرگ مرد میدان های نبرد غیر کلاسیک که "هر کجا کرُد هست، آنجا ایران است."

 

آنانکه کرُد را متهم به جدایی خواهی می کنند و یا چنین هذیانی در سر دارند باید نخست در ایرانی بودن خود شک کنند و بر تاریخ چند هزار ساله خود خط بطلان بکشند وهم میهنان ایرانی از هر قوم و تیره بهتر است پیش از هر چیز مطالعه خود را نسبت به خود و چگونگی تشکیل ایران و ایرانیان ژرفتر کنند و تکلیف خود را با مدعیان دروغین تازه از راه رسیده به دور از غرض ورزی ها و تاثیر پذیری از بیگانه مغرض روشن کنند، چرا که به باور من در ایران در صورت وجود جامعه پلورال و کثرت گرا، گرایش های ایران گریزی اگر هم به تحریک وجود داشته باشد هیچگونه زمینه ای نیز نخواهد داشت و به عنوان یک کرُد زاگرس، البرز، الوند و خلیج همیشه فارس را نماد پایداری ایران می دانم.

 

شوربختانه، کرُدان را در ترکیه «ترُک کوهی» می خوانند و در عراق کرُدان طی سالیان مبارزه، پس از سقوط بعث سرانجام موجودیتشان به عنوان بخشی از کشور تازه تاسیس عراق رسمیت یافت ولی در ایران وطن اصلی آنان، کرُدان همواره، ایرانی و به راستی صاحبخانه بوده و هستند و چه جانفشانی هایی در راه استقلال و ماندگاری ایران نکرده اند. اما چگونه ؟

 

در این جستار مجمل، به صدای رخدادهای تاریخ که از لابلای سنگ ها و سنگ نبشته های سده ها، پژواک آوایش هنوز گوش جانهای جستجوگران این وادی را می نوازد، گوش فرا دهیم که بزرگی، شرف و زمزمه یگانگی ملی، زمزمه تاریخی ایران و همبستگی ایرانیان است.

 

دل آرام داریم و به قضاوت تاریخ بنشینیم که یادآوری آن، امید و غرور ملی را زنده نگه می دارد، تا پی نبریم کجای جهان ایستاده ایم، تا ندانیم نیاکان ما چه کسانی بودند، تا ندانیم در کجای مختصات نظام سلطه جهانی ایستاده ایم و چه موضعی و از چه خاستگاهی و چه خود آگاهی ملی برخورداریم، شایسته ی ستم ها و سرشکستگی ها و دو دستگی ها هستیم که درد بزرگمان نا آگاهی است.

 

امپراتوری ماد ، نخستین دولت آریایی (708 پیش از میلاد)

تغییر خطی تصویری «ماسی سورات» به میخی

در دوره های پیش از تاریخ، کرُد و کرُدستان در سرزمین گسترده ای که سرانجام به امپراتوری ماد نامبردار شد و سده ها بعد، بخش هایی از آن سرزمین به نام کردستان مشهور گردید و طوایفی از کرُدان در دامنه های پرُ رمز و راز زاگرس سکنا گرفتند. از آثار به جای مانده از دوره باستان، از قوم هایی که در شمال و دامنه های خاوری و باختری رشته کوه های زاگرس و سرزمین های خاوری و باختری دریاچه چیچست (ارومیه) همان سرزمین آتروپاتکان زندگی می کردند. امپراتوری بزرگ ماد تشکیل شد. قوم ماد متشکل از چندین طایفه بود که دیاکو نخستین فرمانروای ماد آنها را متحد کرد و دولت ماد را روی کار آورد. این نخستین دولت آریایی است که در سال 708 پیش از میلاد بنیان یافت. و 150 سال دوام کرد. (1) این مردمان برای ثبت رخدادها و آثار خود از خطی تصویری به نام «ماسی سورات» که توسط سورات که از کرُدهای آن منطقه بود اختراع کرده و استفاده می کردند که بعدها به خط میخی تغییر شکل یافت و ابتدا مادها و سپس با کامل تر کردن آن هخامنشیان آن را به کار می بردند.

 

دو تا سه هزار سال پیش از زایش مسیح (ع) پارس ها از شمال باختری و شمال خاوری دریای مازندران و هزاران سال پیش از آنها قوم هایی دیگر از همان راهها آمده و در این ناحیه ها سکنا گزیدند. در این دوره مادها و پارس ها به جنوب ایران کوچ کردن و در پارس و استخر دولتی تشکیل دادند زیر نفوذ حکومت مرکزی ماد و زبانشان ابتدا کرُدی مادی و رفته رفته تغییر یافت که ریشه ی زبان پارسی باستان شد.

 

"مادها به هنگام کوچ کردن های خود از بخارا و سمرقند گذشته و رو به جنوب ره گشودند و پس از رسیدن به پارس در آن سکونت اختیار کردند." (2) پارت ها نیز از همین راه به خراسان کوچ کردند و از دیگر سوی گروههای بزرگ دیگری از همان قوم ماد همراه پارس ها از نواحی مینسک و مسکو و بخش های خاوری آن تا شمال دریای مازندران از راه قفقاز در باختر و شمال باختری ایران ساکن شده اند.

 

دیرینه ترین مادها ، «کاردوها»

دیرینه ترین مادها، «کاردوها» هستند که دو هزار سال پیشتر و در دامنه های زاگرس و میان رودان و جنوب خاوری آسیای صغیر سکونت پیدا کرده بودند. با گذشت زمان گروه های دیگری آمدند و به آنان ملحق شده در اثر آمیزگاری و ازدواج، قوم بزرگ کاردو را در آن سرزمین تشکیل دادند. و گروه های دیگری از ماد پس از آنها به سوی خراسان و جنوب بلخ کوچ کردند. مادها افزون بر زاگرس و میان رودان و آسیای صغیر، همراه پارس ها در سرزمین جدید به هر سو رفته در دامنه های البرز و در سراسر ایران نیز مستقر شده اند.

 

از آغاز تشکیل دولتهای ایرانی چه مادها، چه هخامنشیان و سپس اشکانیان و ساسانیان برای همیشه در سراسر تاریخ و بعد از اسلام هم، کرُدان را به خاطر جنگجویی و سوارکار بودن همراه لشکرکشی های شاهان هر زمان، از سویی به سویی دیگر برای دفاع از مرزهای ایران گسیل نموده و در محل های تازه مقیم می گشتند. پژوهشگران آلمانی مهاجرت بسیاری از طوایف را از پارس به سرزمین ماد چنین نوشته اند:

 

قوم بزرگ «سیرتی» ، قبایل «آزاکارتیا»

در قرن پنجم پیش از میلاد به علت لشکرکشی های شاهان هخامنشی به آسیای باختری، بسیاری از طوایف صحرانشین جنگجو از پارس و خاور ایران به بخش های باختری کوچانده شده اند. و این نقل و انتقال در تمام ادوار ایران باستان ادامه داشته است. از آن جمله از قوم بزرگ سیرتی، نخستین طایفه هایی که به سوی باختر انتقال داده شدند، قبایلی بودند به نام «آزاکارتیا» که نخست در خاور فارس سکنا داشتند که توسط "هوخشتره" (سیاکسار) پادشاه ماد در دوره ی سلطنت آشور به سرزمین ماد گسیل شدند که "هوخشتره" به یاری آنان دولت آشور را منقرض کرد و نینوا را تصرف نمود. همین قوم «آزاکاریتا» در دوره ی کورش بزرگ در سده های پنجم و ششم پیش از میلاد به نواحی مرتفع یعنی اربیل قدیم کوچ کردند. داریوش بعضی از سران قوم «آزاکارتیا» را به پایتخت خود آورد که در نقش های سنگ برجسته بیستون قیافه و هیکل امیر آن قوم با لباس و هیات کرُدهای امروزی دیده می شود.

 

"کردو" نام نخستین طایفه مهاجر ایرانی  

مهاجرت اقوام ایرانی کرُد از خاور به باختر تدریجی بوده و این اقوام پس از مدتی جدایی از یکدیگر باز در کوهستان های زاگرس و سواحل دجله به هم رسیده اند و چون در نژاد و اخلاق و آداب ایرانی متحد بودند آمیزش و اختلاط آنها با یکدیگر به سهولت انجام پذیرفت و رفته رفته کلمه "کردو" که نام نخستین طایفه مهاجر ایرانی یا نام کوهستان های باختر بود به تمامی قبایل ساکن آنجا اطلاق شد. (3)

 

در فارس که گاهواره ساسانیان است از روزگاران کهن، تیره های گوناگون آریایی نژاد می زیسته اند که کرُدها هم یکی از آنان بوده اند. استرابون جغرافی نگار نامدار یونان باستان از 5 گروه از مردم پارس نام می برد و می گوید: "گروه های گوناگون که در پارس می زیستند "پاتیشخوار"، "هخامنشی ها "، "مجوس ها "، "کورتی ها" و "مردها" می باشند که سه گروه آخری ماد و کرُد هستند." (4)

 

در زمان هخامنشیان در میان طوایف چادرنشین فارس به نام کرُد برمی خوریم. در دوره ساسانیان شمار زیادی کرُدها در نواحی مرکزی ایران می زیسته اند و طایفه های دیگر از کرُدان در اطراف دریاچه نیریز تا کرمان و از آنجا تا اطراف بوشهر هم بوده اند. منابع تاریخی از آن جمله سعید نفیسی به ما می گوید که ساسانیان اصلاً کرُد بوده اند. (5)

 

بر خلاف ملت ایران استعمار در یک صد سال اخیر همواره کوشیده است با ترفند و دسیسه های ظاهر فریب، کرُدان را جدا از دیگر ایرانیان بنمایاند یا وادارد، در حالی که کرُدان مردمی جدا از مادها و پارس ها نبوده و نیستند و جایگاهشان سراسر ایران است. (6)

 

امروز نیز کرُدها که در جاهای دنیا پراکنده اند هر جا که باشند مردمی ایرانی اند با منشی به مثابه درفش کاوه در اهتزاز، خواه درروزی لبنان، خواه کرُدهای گولان در سوریه و خواه در عراق، خواه ترکیه و روسیه و حتا در افغانستان، پاکستان، هندوستان. در لوک از دهستانهای فعلی افغانستان، کرُدها سکونت داشته اند و در کتاب «کرُدان گوران» آمده است در دوران باستان و بعد از اسلام در خاور ایران، افغانستان، سیستان و خراسان قبایل بسیاری از کرُدها ساکن بوده اند. (7)

 

قوم ماد یا کرُدان

مردم ایران از هر قوم و تیره در تمامی تاریخ در برابر هر دشمن خارجی با همدستی و یگانگی یکدیگر از مرز و بوم خود دفاع کرده اند. به ویژه قوم ماد یا کرُدان که بیش از دیگر اقوام ایرانی در معرض هجوم و موقعیت دفاع قرار می گرفته اند. به همین علت است که کرُدان و تاریخ نویسان کرُد ؛ نقش خود را در دفاع از میهن در آیینه گزارشهای حماسی شاهنامه فردوسی می بینند و جنگ های پادشاهان و پهلوانان شاهنامه را جنگ های کرُدان با انیران و اهریمنان می خوانند و می نویسند : پیشدادیان کرُد بودند، کیانیان کرُد بودند، کاوه آهنگر که بر ضحاک شورید کرُد بود، خاندان سام و زال و رستم، کرُد بودند که از غرب با ایل و تیره خود برای پاسداری از مرزهای شرقی کشور گسیل شده اند و خاندان میلاد و خاندان گیو و گودرز نیز همینطور. از این رو بر این باورم که تا کرُد هست، ایران هست.

 

به نوشته تمام محققان و مورخان ، کرُدان در دوره هر یک از چهار سلسله در ارتش های ایران دلیرترین جنگاوران و سربازان را تشکیل می داده اند. کلیم اله توحدی (اوغازی) می نویسد به شهادت تاریخ، کرُدها از قدیمی ترین آریایی هایی هستند که در سرزمین آسیا اسکان یافته و نام مقدس ایران را که به معنای پرستشگاه است بر آن سرزمین نهادند (این نوشته پاسخی است به نوشته های بی پایه ای که در روزنامه آمریکایی منتشر شد که نام ایران از سال 1935 به سرزمین پرشیا اطلاق گردید) و نخستین حکومت منظم جهان آن روز را تحت عنوان ماد تشکیل دادند و با دولت مقتدر و متجاوز آن روزگار به مقابله برخاسته و از حریم ایران دفاع کرده اند و در تمام این فداکاریها و مبارزه ها همواره یک هدف را دنبال می کرده اند و آن حفظ استقلال ایران بوده است. (8)

 

اگر در دو قرن اخیر بخش بزرگی از مناطق کرُدنشین که قسمتهایی از خاک ایران بوده و هست به سبب بی کفایتی سلاطین و زمامداران وقت به وسیله استعمارگران شرق و غرب پاره پاره شده، در عوض مهر و دلبستگی کرُدان از این دوری به ایران محکم تر شده است. جدا ماندن سرزمین های کرُد از مام وطن دلیل آن نیست که کرُدان در آن نواحی ایرانی بودن خود را فراموش کنند، بلکه همه آنها در هر کجا که هستند با عمال و دست نشاندگان امپریالیسم در نبردند در عراق و ترکیه ... "دست های بریده قهرمانانی چون سارو بیره در جنگ چالدران که دست چپش بر پیکرش آویزان بود همچنان با دشمن می جنگید و امیرخان برادوست (له په زرین) در آذربایجان و یا قلب شکافته شده جه جوخان در خراسان همه و همه دال بر جانبازی دلاوران کرُد در راه استقلال ایران است." (9)

 

از قول گزنفون درباره کرُدان ساکن زاگرس در ارتش هخامنشیان که با لشکریان در حال عقب نشینی یونان جنگ و ستیز می کردند بسیار سخن رفته است. از زبان فردوسی و استرابون جغرافی دان یونان باستان و اراتسن دبیر اسکندر و همچنین از زبان مارکوارت خاورشناس آلمانی درباره بسیاری طوایف مختلف آریایی نژاد اقلیم فارس که کرُدان بخش عظیمی از آن بودند و لشکریان کرُد جنگجوی مقیم پارس، سید محمد باقر نجفی در مقدمه ای بر ترجمه کتاب «کرُدان گوران» می نویسد که: تنها محدوده ای را نمی تواند محل سکونت کرُدان دانست بلکه همه جای ایران را سرای کرُدان می داند و می نویسد: استخری جغرافیدان به نام از 340 هجری نوشته است : کرُدان فارس در سرزمین فارس بیش از صد طایفه هستند و من سی و اند طایفه را از جمله خسروی شاهکانیه، استا مهریه، آذرکانیه، بنداد مهریه، رامانیه، مهرکیه، شاهدیه و ... نام می برم که همه نامها برخاسته از هویت فرهنگی ایران است. (10)

 

یا دکتر جواد صفی نژاد استاد جامعه شناسی عشایری می نوسید: "کردان فارس" نامی است که جغرافی نویسان دوران اسلامی به عشایر فارس داده اند. یا تقدسی در 375 هجری در «احسن التقاسیم فی معرفته الاقالیم» نوشته : سی وسه ایل کرُد در فارسند که هر یک پانصد خانوار هستند. (11) ابن خلکان در کتاب «وفیات الاعیان» در قرن دوم هجری در خراسان خبر می دهد که : "ابوالقاسم خراسانی از زمره کرُدان و از میان کرُدان خراسان قیام کرده است. " (12)

 

ملک الشعرای بهار در تعریف «بسام کرُد» در دربار یعقوب لیث می نویسد که او نخستین شاعر کرُد و دومین یا سومین فارسی سرای ایران است که به فارسی شعر سروده است (13) و یا باستانی پاریزی به نقل از کتاب طبری «الرسل و الملوک» می نویسد در دوره یعقوب لیث، رئیس عشایر فارس احمد بن لیث کرُدی بود. (14) رشید یاسمی در ذیل «دیلمیان و اکراد» می نویسد در سال 380 هجری فولاد بن منذر با جماعتی فراوان از سواران و دلاوران کرُد از شیراز برخاست. صمصام الدوله امیر دیلمی از بیم جان شیراز را ترک و به فخرالدوله پناه برد. و کرُدان سیراف و مهتر آنان به نام راشدی والی خلیفه را طی جنگی شکست داده و او را به اسیری به حضور یعقوب بردند. (15)

 

شاه عباس اول چهل هزار خانواده از ایل چشمیگزک را که چند سالی در ورامین سکونت داشتند به خراسان کوچاند، بخشی از آنها در چناران سکونت گزیدند به کیوانلو و دسته هایی که در قوچان و شیروان اسکان یافتند به زعفرانلو مشهور شدند و دسته سوم به عنوان شادلو حوالی بجنورد را برای سکونت اختیار کردند. (16) امیر شرف خان بدلیسی مناطق زندگی کرُدان را در کنار دریای هرمز، خلیج فارس تا سواحل دریای هند و از آنجا به ولایت ملاطیه و سپس ولایات فارس و نواحی مرکزی ایران و آذربایجان، ارمن صغرا و ارمن کبرا و طرف جنوب آن موصل و دیار بکر نوشته است (17) و از قول ابن بلخی پروفسور لمتون در تاریخ ایلات ایران می نویسد: کرُدان زبدگان لشکر ساسانی بودند.

 

احمد کسروی می نویسد: پیش از صفوی هیچ شاعر ترُک گویی در آذربایجان پیدا نشد چون زبان فارسی در آنجا زبان نوشتار و گفتار بود و همگی مردم هر که ماد و آریایی تبار بودند به زبان پهلوی آذری گفتگو می کردند که همانند لرُی و کرُدی بود. (18) در تاریخ عالم آرای عباسی می خوانیم که ایرانیان قدیم لفظ دیلم را بر کرُدان طبرستان اطلاق می کردند. (19)

 

ابوریحان بیرونی می نویسد که طاهریان، صفاریان و سامانیان را از نوادگان بهرام چوبینه هستند که محققین کرُد او را کرُد می دانند. همینطور ایوبیان که سر سلسله آنها صلاح الدین ایوبی که در سیاست و شجاعت و کاردانی قهرمان دوران و در جنگهای صلیبی افتخارات و پیروزیهای بزرگی برای جهان اسلام به دست آورد، از کرُدان بود.

 

دکتر عزیز ژیان می نویسد: دو دولت مقتدر صفوی و عثمانی قریب 300 سال گاه بی گاه با هم در جنگ بودند و کرُدها به علت داشتن نژاد مشترک با ایرانی ها همواره متحد ایرانیان بودند. (20) و یا علی اصغر شمیم می نویسد: شاه عباس مرزهای باختری ایران را به رود دجله رساند و به مرزهای طبیعی خود رسید. و تمامی نواحی کرُدنشین در داخل حدود کشور قرارگرفت و اقوام کرُد همه وقت و همه جا از حقوق خود و مرزهای ایران دفاع کردند. (21) و یا تیمورخان حاکم اردلان با این که سلطان مراد عثمانی به او عنوان پاشایی داده بود ولی هرگز از پشتیبانی به شاه اسماعیل دست بر نداشت. (22)

 

آنچه تقدیم شد بخش هایی بسیار مجمل از تاریخ مستند ایران بود و نقش جانبازی ها و فداکاری های کرُدان در ازای تاریخ این مرز و بوم در دفاع از استقلال مرزهای ایران زمین، آنانکه تاریخ نمی خوانند مجبور به تکرار آن هستند ولی ملت ایران کرُدان را از خود و کرُدان خود را از ملت بزرگ ایران می دانند. آنانکه جدا طلبی کرُدان را زمزمه می کنند از پی آمدهای ضد فرهنگی این جدایی سازی های ساختگی که به مرور به از میان رفتن فرهنگ اقوام و تحلیل آنها در فرهنگ های غالب می انجامد، بی خبرند. آنها یا نادانند یا مغرض و یا مامور.

 

پراکندگی کرُدها در ایران

پراکندگی کرُدها در ایران را، سید علی میرنیا در کتاب «ایل ها و عشایر کرُد» به شرح زیر آورده است :

 

ـ کرُدان گیلان :

عمارلو ، رشوند در رودبار ، در گلوگاه ، بهتویی ، ولی یاری ، باجلان ، چمش گزک و کلهر و ..


ـ کر
ُدان قزوین :

طایفه چگنی ، جلیلوند ، مافی ، رشوند ، کاکاوند ، باجلان ، پاپلی ، غیاثوند ، کرمانی ، ولی یاری و .. .


ـ کر
ُدان رودبار :

تیره های عمارلو : قبه کرانلو ، استاجلو ، بیجانلو ، بیشانلو ، شمخانلو ، طایفه کرُد رحمت آباد : برامکله ، حاتمی ، پیراصلو ، عمارلو و ... .


ـ کر
ُدان زنجان و تاکستان قزوین :

زعفرانلو ، ارامانلو ، کیوانلو ، قراچورلو ، عمارلو ، شادلو ، باوه نور و... .


ـ کر
ُدان ملایر و همدان :

طایفه های زنگنه ، زند ، لک و بهتونی ( بتونی ) و ... .


ـ کر
ُدان مازندران :

جهان بیگلو ، ملانلو ، دراره ده در ساری ، عبدالملکی و ... ، تیره های کلبادی ، مسگر ، اشکارگر ، خواجه وند ، در کلارشتاق شرف وند ، در کجور طایفه لک ، طایفه های غیاثوند ، اصانلو ، ایرانلو .


ـ کر
ُدان گرگان :

طایفه های حسنوند ، کاکاوند ، طایفه های کردکرد کوی : زعفرانلو ، کاکاوند ، جهانبگلو ، عمرانلو ، دوانلو ، سپانلو ، منوچهرلو ، عرب خویشانلو ، حسینلو ، طایفه های کرد زیدی ، باباکردی ، کتولی و...

 
ـ کر
ُدان شاهرود :

چگنی ، رشوند .


ـ کر
ُدان دماوند و خوار و ورامین :

طایفه های کردبچه ، جاوان ( جابان ) ، شادلو ، زعفرانلو ، بوربور ، ایزانلو ، قراچورلو ، پازوکی .


ـ کر
ُدان کرمان :

طایفه های بامری در جبال بارز ، لک در پاریز ، خواجوینی ( خواجه وند ) .


ـ کر
ُدان خراسان :

طوایف زعفرانلو ، ارامانلو ، سعدانلو ، کیوانلو ، عمارلو ، شادلو ، بچاوند ، باوه نور در قوچان که همگی از ایل بزرگ حسنلو هستند ، کاوانلو در رادکان ، دوانلو در مزوج و بجنورد ، عمارلو در نیشابور ، ایزانلو در شیروان ، شیخ امیرانلو ، سووانلو ، پیچپرانلو ، شاملو ، بهادرانلو در قوچان ، پالکانو در جیرستان ، پهلوانلو در باجگیران ، توپکانلو ، تیتکانلو ، حمزه لو ، رشوانلو ، رودکانلو ، زیدانلو در قوچان و بجنورد و درگز ، سیفکانلو در اوغار ، کم کیلانلو در باجگیران ، سپرسپرانلو در جیرستان ، شهرانلو ، دولت خانی و شیخکانلو در اوغار و چناران و قاسملو در اسفراین در درگز ، طایفه های شیخوانلو ، باچوانلو ، قراچورلو ، زیدانلو ، مادانلو ، کیکانلو ، پالکانلو ،کیوانلو زنگنه تورانلو ، دوله شانلو ، ارتکانلو ، بریوان لو ، چگنی ، صوفیانلو ، بادلو ، کپکانلو ، گوشانلو ، گیلانلو و ...


کرُدان در کلات :

اردلان ، شارلو ، گوشانلو ، ترسانلو ، بادللو و ...

 
کر
ُدان کرمانشاه :

ایل ها و طایفه های : سنجابی ، کلهر ، گوران ، قبادی ، چوپان ، کاوه ، باباخانی ، ولدبیگی، مصطفی سلطانی ، کانی سانی .


کر
ُدان منطقه کامیاران:

طایفه های کمانگر ، لطف الله بیگی، شهیدی، کشککی احمدی.


کر
ُدان منطقه سنندج:

طایفه های اردلان سنندجی: حبیبی، کلماسی، زند، آصف، اردلان، شاه ویسی (شاه اویسی)، بابان، وکیل . صادق وزیری مسعود وزیری ، معتمد وزیری ، آصف وزیری ، مردوخی و ...


کر
ُدان بانه :

طایفه های شهیدی ، بهرام بیگی ، احمدی ، توکلی ، لطف الله بیگی و ...


کر
ُدان منطقه جوان رود :

عناقی ، امامی ، رستم بیگی ، باباخانی و ...


کر
ُدان منطقه سقز :

فیض الله بیگی ، گورک ، تیله کوهی ، جاف ، سقز ، کلالی و افشار و ...


کر
ُدان آذربایجان غربی :

طایفه های ایل شکام در سلماس ، بیک زاده در غرب ارومیه و ...


کر
ُدان ماکو و خوی :

ایل میلان ، خلکانی ، جلالی ، حیدرلو ، و کره سنی و مامش

 
کر
ُدان منطقه نقده :

ایل زرزا ، ایل مامش ، ایل هرکی ، ایل سادات ، ایل پیران و ...


کر
ُدان منطقه مهاباد :

ایل ها و طایفه های گورک ، منگور ، دهیکری ، عثمان بیگی ، قاسملو و ...


کر
ُدان منطقه سردشت :

ایل ها و طایفه های باسک کوله ، بریاحی ، پیشدری ، کلاسی و ایل مکاری و ...


کر
ُدان خوزستان :

طایفه های سگوند ، رحیم خانی ، سگوند حاجی خانی ، طایفه ممله و طایفه های جانکی و جوانکی و لرکی و ...


کر
ُدان در فارس :

طایفه های زراسو ، دنیا رانی ، بهداروند ، احمد خسروی ، بابااحمدی ، دورکی ، بابادی ، بختیاروند ، طایفه های محمدصالح ، موگویی ، محی وند ، کیان ارثی .


کر
ُدان در بلوچستان :

طایفه های سهراب زایی ، مصطفی زایی ، میرابلوچ زایی ، گدازایی ، شه کرم زایی ، الله رسان زایی ، جمال زایی ، کمال خانی زایی ، علم خان زایی ، درزاده ، غلام رسان زایی ، شهدادزایی ، سید خان زایی ، سالار زایی ، علما خان زایی ، میریحیا زایی ، مرادزایی ، گل محمود زایی ، ناگزی زایی شهمراد زایی ، گنگدازایی ، بولگاک زایی ، متیم زایی ، عجب زایی ، کرم زایی ، ناروزایی .


کر
ُدان لرستان :

ایل و طایفه های حسنوند ، کاکاوند ، کولیوند ، بوسغوند ، دلدوند ،تاج وند ، مظفروند ، باریکوند .


ایل ها و طوایف پر شمار دیگری از کر
ُدان را می توان نام برد که در سراسر ایران پراکنده اند که یادآوری همه آنها از حوصله این نوشتار مجمل خارج است. از این رو بر این باورم کردستان خود ایران است.  نوشتارم را با جمله ای از نویسنده ی فرانسوی کنت دوگو بینو در کتاب تاملی درباره ایران به قلم سید جواد طباطبایی به پایان می برم:

 

«ایران، ایران خواهد ماند و نخواهد مرد. ایران در نظر من چونان سنگ خارایی است که موج های دریا آن را به ژرفا رانده اند. انقلاب های جّوی آن را به خشکی انداخته اند. رودی آن را با خود برده و فرسوده کرده است، تیزی های آن را گرفته و خراش های بسیاری بر آن وارد آورده، ولی این «سنگ خارا» پیوسته همان است که بود. اینک در اواسط دره ای بایر آرمیده است، زمانی که اوضاع بر وفق مراد باشد، آن سنگ خارا گردش را از سر خواهد گرفت.


پاینده ایران، پژی کر
ُد

تهران، شهریور، .... خورشیدی

 

منابع:

1- بابا مردوخ (شیوا )، تاریخ مشاهیر کرُد.

2- ویل دورانت، تاریخ تمدن ، جلد 1 ، ص 405.

3- علی اصغر شمیم، کردستان ، صص 39 و 40.

4- رشید یاسمی، کرُد و پیوستگی تاریخی و نژادی او ، ص 165.

5- سعید نفیسی، تاریخ اجتماعی و سیاسی ایران ، ج 1 ، ص 194.

6- سیروس ایزدی، کرُدان گوران ، مقدمه ص 8 .

7- ملک الشعرای بهار، تاریخ سیستان، ص 218 .

8- کلیم الله توحدی، حرکت تاریخی کرُد به خراسان، جلد 2.

9- ارجاع به منبع.

10- سید باقر نجفی، مقدمه بر کتاب کرُدان گوران ، صص 24 و25 .

11- ارجاع به منبع.

12- ارجاع به منبع.

13- ملک الشعرای بهار، تاریخ سیستان در حاشیه، ص 211.

14- باستانی پاریزی، یعقوب لیث، ص264 .

15- رشید یاسمی، کرُد و پیوستگی نژآدی و تاریخی او، صص176 تا 193 .

16- محمدرضا بهار، عشایر ایران.

17- شرفخان بدلیسی، شرفنامه، صص 25 و 27 .

18- سید احمد کسروی، شیخ صفی و تبارش، تاریخ تبار و زبان مردم آذربایجان.

19- دایرة المعارف اسلام.

20- دکتر عزیز ژیان، امپریالیسم رساله کرد، ص 8 .

21- علی اصغر شمیم، کردستان، ص 48 .

 22- شرفخان بدلیسی، شرفنامه، ج 1 ، ص 369 .

 

بنیان های تاریخی کرُدان

مادها ، اسلاف كرُدان

 

 شكوه بیمانند آیین های ایران پیش کرُدان؛

 

تيرههای «کرُد» ، اصيلترين تيرههای ايرانی

علمای تاريخ و نژاد بر استواری اين رأی كه تيرههای «کرُد» از اصيلترين تيرههای ايرانی هستند اتفاق نظر دارند. به عقيده زبانشناسان، زبان كرُدی با لهجههای گوناگون آن، ضمن آن كه خود یکی از فروع زبان كهن ايرانی است، با فارسی رايج، در الفاظ و معانی، قرابت و پيوستگی بیمانندی دارد. به طوری كه بيشتر واژههای دو زبان، هم در ريخت لفظ و هم در ساخت معنی، از یک ريشهی مشترک مشتق میگردند. از سوی ديگر آن دسته از واژگان باستانی كه در زبان كرُدی به كار میرود، ميان ديگر تيرههای ايرانی، چونان گيل، تات، پشتون، تاجیک و... همچنان بكار گفتار میآيد.

 

آيينهای ايرانی، مانند نوروز، مهرگان، و سده، ميان كرُدان با شكوه بیمانندی برپا میگردد و از تقدسی ويژه برخوردار است تا امروز هم در ميان گروههای بزرگی از كرُدان كه به فرقههای كهن دینی اين سرزمين منسوبند، ردپای بسياری از باورهای «مغایی»، «مزدکی»، «زروانی» و «مانوی» ديده میشود كه نمادی از اعتقاد مشترک باستانی آنان با كيشهای ملی ايرانی میباشد.(1)

 

از اين گذشته روايات تاریخی، طايفه مغان، نگهبان دين باستانی ايران را از قوم ماد، یعنی از تيره كرُدان معرفی میكنند. وجود آتشكدهی بزرگ «آذرگشنسب» در تخت سليمان كه آتش مقدس آن بيش از هزار سال خاموشی نگرفت، اين نظر را تقويت میكند.

 

نسبت مادری کوروش به كرُدان

به گواهی تاريخ از همان آغاز كه سرنوشت مشترک و تاریخی اقوام ايرانی رقم زده میشود، كرُدان نقش بنيادینی در شكلگيری محتوم آن داشتهاند. چنان كه در جنبش بزرگ ايرانی نژادان آريایی برای جای گيری در بخشهای باختری و جنوبی فلات ايران، كرُدان به همراه پارسيان پيش آهنگ ديگر ايرانيان بودهاند. دولت بزرگ ماد كه نخستين دولت ايرانی پايه گرفته بر فلات ايران بود، «كرُد» شمرده میشد. زيرا كه مادها، اسلاف كرُدها هستند. كورش كه توانست آرمان مادها را تحقق بخشد و فلات ايران را به زير یک پرچم درآورد، از سوی مادر (ماندانا) نسبت به كرُدان میبرد. اردشير بابكان بنيانگذار دولت بزرگ ساسانی كه نسبت به بازرنگيان میرساند، كرُدتبار به شمار میآمد.

 

روايتهای تاریخی به روشنی مینمايند كه طايفهی «بازرنگيان» فارس از تيره كرُدان آن سرزمين بوده‏اند، همانگونه كه طايفهی شبان كاره هم كه از اواخر دورهی آل بويه طی چند سده در قسمتی از سرزمين فارس صاحب قدرت و شوكت بودند، از تبار كرُدان فارس بودند. تيرهی ايرانی نژاد كرُد در طول تاريخ نه تنها سرنوشت مشترک با ديگر تيرههای ايرانی نژاد فلات ايران داشته است، بلكه در دورههایی از زندگی ملت ايران با بر دوش كشيدن رسالت راهبری جامعهی بزرگ اقوام ايرانی، توانسته است شكوهمندترين دوران سرافرازی تاريخ ايران را نيز پديد آورد. كششهای تاریخی اين سرنوشت مشترک سبب شده است كه حتا در دوران تجزيهی سرزمينهای كرُدنشين از ايران (چه به هنگام تسلط جبارانهی امپراتوری عثمانی و چه در زمان حكومت غاصبانهی دولتهای مخلوق استعمار بر اين سرزمينها)، فرياد آزادگی بخش وحدت خواه مردم كرُد برای پيوند با ميهن بزرگ جامعهی اقوام ايرانی، خاموشی نگيرد. امپراتوری عثمانی، از زمره حكومتهایی بود كه پس از حكومت تازيان، «دين» را ابزار كشورگشایی و سركوب ملتها و اقوام ديگر قرار داده بود. به گفتهی فردوسی:

 

زيان كسان از پی سود خويش

بجويند و دين اندر آرند پيش

 

در اين ميان، تنها مانع برابر به بردگی كشاندن ملتها به نام دين از سوی امپراتوری عثمانی، ملت ايران بود. از اين رو، امپراتوری مزبور نه تنها با ملت ايران بلكه با همهی وابستگان نژادی و فرهنگی ملت ايران، در ستيز بود. قتلعام مكرر شيعيان و سركوب بیوقفه كرُدها، از چنان دشمنیها ريشه میگرفت.

 

با پيروزی انقلاب عثمانی در سال 1908 ميلادی(در پایان جنگ جهانی اول)، «ترُکهای جوان» صحنه گردان امور سياسی، اجتماعی و فرهنگی آن امپراتوری شدند (دوران آتاتورک). تداوم انديشهی آنان در قالب «حكومت كنونی تركيه» موج تازهای از دشمنی و تهاجم بر ضد تيرههای وابسته به ملت ايران را در پی داشت. بدين سان، در آستانهی فروپاشی امپراتوری عثمانی و زايش حكومت تركيه، «شوونسيم نژادی» جايگزين «شوونيسم مذهبی» شد. نماد اين سياست تهاجمی نژادگرايانه، جعل انديشهی «پان تركيسم»، از سوی ترُکهای جوان بود كه تا به امروز نيز همهی حكومتهای حاكم بر تركيه، ميراث خونين آن را به دوش میكشند. اگر در گذشته، امپراتوری عثمانی ( دين) را ابزار سركوب قرار داده بود، دولتهای تركيه در قالب انديشهی نژادگرايانه، سياست قومکشی و پاکسازی نژادی را به مورد اجرا گذاردهاند. از آشكارترين تظاهرات سياست مزبور، قتل عام بيش از 5/1 ميليون از هم فرهنگان، هم تاريخان و هم ريشگان ارمنی ما در 24 آوريل 1915 (پنجم اردیبهشت ماه 1294 خورشيدی) و كوشش در زدودن هويت اصيل كرُدها، زير نام «ترُكان كوهستانی» است.

 

در آغاز، برخورد كرُدهای سرزمينهای تجزيه شده در برابر تبليغات و اقدامات نژادگرايان «ترُک»، شكل فرهنگی- سياسی داشت. بدينسان كوشش بر اين بود تا بيشتر بر هويت تاریخی و ايرانی و آريایی كرُدها تاكيد شود. اما به زودی با افزايش فشار توام با خشونت و كشتار برای «ترُک ساختن» كرُدها و كردستان، مقاومتها عمق بيشتری يافت. بدينسان مبارزه برای دفاع از حقوق تاریخی و نژادی كرُد، به صورت خيزشهای مسلحانه در گوشه و كنار كردستان، ظاهر شد. مبارزات مسلحانه «شيخ سعيد هرتوشی» و «سيد عبدالقادر نقشبندی» از اقطاب فرقه نقشبندی در اواخر دوران عثمانی را میتوان از مهمترين هستههای اوليهی اين مقاومت و خيزش مسلحانه نام برد.

 

به دنبال فروپاشی امپراتوری عثمانی در پايان جنگ جهانی اول و ايجاد حكومتهای به اصطلاح عربی از سوی استعمار انگليس و فرانسه بر پهنهی متصرفات امپراتوری مزبور در خاورميانه، دامنهی تجاوز بر كرُدها نيز گسترش يافت. اين بار در كنار عنصر ترُک، عنصر عرب نيز دست اندركار اجرای «سياست سرزمين سوخته» و «نسل کشی» كرُدها شد. در برابر شدت يافتن «كرُد ستيزی»، دولتهای استعمارگر و حكومتهای دست نشاندهی آنان، مقاومت رهایی بخش و نبرد مسلحانه كرُدها نيز به سرتاسر كردستان اشغالی گسترده شد.

 

جنبش «كرُد» ، نهضت شيعيان

در اين ميان رستاخيز آزادگی بخش ايرانی نژادان كرُد در قلمرو كشور استعمار ساخته عراق به سبب پيوندی كه از آغاز با مبارزات ضد استعماری شاخه ديگری از وابستگان فرهنگی ايران یعنی شيعيان آن سرزمين داشت، از برجستگی ويژهای برخوردار میباشد. خيزش گران «كرُد» و قيامگران شيعه (دو شاخهی نژادی و فرهنگی وابسته به ملت بزرگ ايران)، در مواقع بسيار و با همآهنگ كردن مبارزات بر ضد استعمار انگليس و حكومت دست نشاندهی بغداد، قيامهای عمومی و فراگيری را در سرتاسر عراق برپا كردند. چنان چه به هنگام قيام شيعيان در اوايل شهريور 1301 خورشيدی بر ضد دولت استعمارگر انگليس و حكومت دست نشاندهی آن در عراق كه شهرهای مذهبی ميان رودان و نيز شهر بغداد را فرا گرفت، «شيخ محمود برزنجی» از اقطاب بزرگ فرقه قادری برای كاستن از فشار نيروهای مشترک انگليس و عرب بر قيامگران شيعه، سرتاسر كردستان واقع در قلمرو عراق را برعليه آنان شورانيد. بدين سان، قيام عليهی سلطهی ظالمانهی استعمار، سرتاسر عراق را در برگرفت. مبارزان «كرُد» در اين نبردها، ضربات سختی بر نيروهای مشترک انگلستان و عرب وارد ساختند و شهرهای كرُدنشين بسياری را از اشغال آنان خارج كردند. شيخ محمود برزنجی در مناطق آزاد شدهی كردستان آن سوی مرز، حكومت «آريایی كرُد» را اعلام داشت. اگرچه دولت انگليس پس از مدتها و با تحمل تلفات بسيار توانست به کمک نيروهایی كه از هندوستان آورده بود، قيام عمومی مردم ميان رودان را سركوب كند، اما اقتدار استعمار انگليس با اين قيام دچار آسيب فراوان گرديد و از هيبت و قدرت آن نه تنها در «ميان رودان» بلكه در شبه قاره هند نيز كاسته شد.

 

با آغاز جنگ جهانی دوم، هماهنگی ميان جنبش «كرُد» و نهضت شيعيان به صورت قيامهای گسترده و عمومی بر عليه نيروهای انگليس و حكومتزادهی استعمار در ميان رودان (عراق) نمايان شد. بر اثر اين قيامها و پشتيبانی عمومی مردم، رشيد عالی گيلانی در هجدهم فروردين ماه 1319 خورشيدی (7 آوريل 1940 ميلادی)، قدرت را در عراق به دست گرفت. سران حكومت دستنشاندهی بغداد از عراق گريختند، دولت انگليس با بهرهگيری از نيروهای مستقر در اردن و پايگاههای هوایی خود در عراق، پس از نبردهای خونين بسيار، سرانجام قيام را سركوب كرد. اما ميان رودان و به ويژه مناطق كرُدنشين اين سرزمين همچنان ناآرام باقی ماند.

 

ملامصطفی بارزانی : «هر كجا كرُد زندگی میكند، آن جا ايران است»

كرُدان ساكن شمال عراق، در سال 1319 خورشيدی (1940 ميلادی) برای ادامهی مبارزه، حزب هيوا (اميد) را بنيان گذاردند. اما كمونيستها كه در جريان جنگ دوم، متحد انگليسها بودند، با نفوذ در صفوف حزب «هيوا» سبب انشعاب اين حزب شدند. پس از اين ناكامی، گروههای مبارز كرُد و برخی عناصر ناسيوناليست جدا شده از حزب هيوا، تشكيلات جديدی را به نام حزب رزگاری (آزادی) سازمان دادند. در سال 1325 خورشيدی گروههای فعال دو حزب رزگاری و «هيوا» برای تشكيل جبههای واحد، در همایشی گردهم آمده و «پارت دموكرات كردستان» (آن سوی مرز) را، بنياد نهادند.

 

همايش به اتفاق آراء ملا مصطفی بارزانی رهبر جنگجویان كرُد را كه در آن هنگام در حال نبرد با نيروهای حكومت بغداد بود، به عنوان دبيركل حزب جديد برگزيد. در بيانيه ی اين همايش، دفاع از حقوق تاریخی و نژادی تمامی ايرانینژادان و وابستگان فرهنگی آنان در عراق، آرمان مبارزاتی «پارت دموكرات كردستان» اعلام گرديد. به دنبال كنگرهی مزبور، روزنامه خبات (كوشش) به عنوان ارگان رسمی و تئوریک پارت دموكرات كردستان (آن سوی مرز) منشتر گرديد. با تشكيل پارت دموكرات كردستان مبارزه عليه حكومت بغداد و سياستهای تبعيض نژادی، فراگيرتر شد. رستاخيز كردستان (آن سوی مرز) علیرغم همه توطئهها و كارشکنیهای دشمنان به پيروزهای بزرگی در بعد نظامی و سياسی دست يافت و توانست حقانيت خود را در داخل و خارج عراق بر همگان آشكار كند. ملامصطفی بارزانی با اعلام اين نظر كه «هر كجا كرُد زندگی میكند، آن جا ايران است» همواره بر پيوند ناگسستنی تاریخی و نژادی كرُدان با ديگر ايرانيان تاكيد داشت.

 

جمعيت كرُد در آن سوی مرزها

مجموع جمعيت كرُد در آن سوی مرزها، ميان 6/19 تا 21 ميليون تن برآورد میگردد:

 

Immer wieder lieferten sich türkische Truppen und kurdische Rebellen Kämpfe. Im... جنگجویان پ.کا.کا در کرُدستان ترکیه؛

 

الف- در قلمروی جمهوری تركيه

كرُدهای ساكن قلمرو جمهوری تركيه، در نشريات آماری و مكاتبات رسمی دولت تركيه به عنوان «ترُکهای كوهستانی»؟!، نام برده میشوند. جمعيت كرُدهای ساكن تركيه ميان 4/14 تا 3/15 ميليون تن برآورد میگردد. اين رقم كمابيش 6/23 تا 25 درصد از كل جمعيت كشور مزبور را در برمیگيرد. كرُدها در ده استان تركيه، واقع در خاور و جنوب خاوری كشور مزبور، دارای اكثريت هستند. شهرهای وان، ديار بكر، ارض روم، تبليس و... در حوزهی سرزمينهای كرُدنشين قرار دارند. در آمارهای رسمی دولت تركيه، ارقام واقعی مربوط به جمعيت كرُدها، منتشر نمیگردد و در بيشتر نشريات آماری تركيه، نام «كرُد» به چشم نمیخورد. و از آنان به نام «ترُکهای كوهستانی»، نام برده میشود.

 

ب- در قلمروی جمهوری عراق

جمعيت كرُدهای ساكن حكومت عراق كه بيشتر در شمال كشور مزبور متمركزاند، حدود 6/5 ميليون تن برآورد میگردد. اين جمعيت 5/26 درصد از كل جمعيت كشور مزبور را در برمیگيرد. شهرهای مهم كرُدنشين قلمرو حكومت عراق عبارتند از: روانداز، حلبچه، سليمانيه، كركوک، موصل و...

 

پ- در قلمروی جمهوری سوريه

بيشتر كرُدهای ساكن سوريه در مناطق مرزی عراق، تركيه، سوريه و همچنين در اطراف دمشق ساكن هستند. جمعيت كرُدهای ساكن كشور سوریه حدود 5/1 ميليون تن برآورد میگردد كه كمابيش 9 درصد كل جمعيت كشور مزبور را تشكيل میدهد. بخش قابل ملاحظهای از ساكنان بلندیهای گلان (جلان) نيز كرُد هستند.

 

ت- در جمهوری ارمنستان

جمعيت كرُدهای ساكن قلمرو ارمنستان كه بيشتر در بخشهای خاوری جمهوری مزبور ساكناند، كمابيش 250 هزار تن برآورد میگردد. جمعيت جمهوری ارمنستان در سال 1993 میلادی برابر با، 3730000 تن برآورد گرديده است.

 

ث- در جمهوری آذربايجان (آران)

كرُدها ساكن جمهوری آذربایجان (آران) در منطقه «لاچين» قرهباغ متمركز هستند و جمعيت آنان حدود 26 هزار برآورد میگردد.

 

ج- در جمهوری خودمختار نخجوان

در بخش شمال غربی جمهوری خودمختار نخجوان، حدود 25 هزار تن كرُد زندگی میكنند. جمعيت جمهوری نخجوان در سال 1995 میلادی حدود 306 هزار تن برآورد گرديده است.

 

چ- در جمهوری لبنان

بيشتر كرُدهای ساكن لبنان در بخش شمال باختری بيروت ساكناند و جمعيت آنها حدود 100 هزار تن برآورد میگردد. جمعيت لبنان در سال 1995 میلادی برابر با 4 ميليون تن برآورد گرديده است.

 

ح- در جمهوری ترُكمنستان

كرُدها در جمهوری ترُکمنستان نوخاسته پراكندهاند. در برگهای هويت جمهوری مزبور، ايرانيان و ايرانی نژادان را بيشتر زير عنوان «كرُد»، ردهبندی میكنند. جمعيت كرُدهای ساكن جمهوری ترُكمنستان، با تعريف بالا، بيش از 500 هزار تن برآورد میشوند. البته همچنان چه گفته شد، در اين آمار بيشتر ايرانيان، مردم آران و ... را نيز در برمیگيرد.

 

(ادامه در آینده نزدیک؛ سروش آذرت)

 

منابع:

- نوشته مهندس حسین شاه اویسی از سایت " jebhemelli.net".

- سایت "iranian.com".

- نوشته امید طاهری از سایت "kurdiiran.blogfa.com".

- سایت "malatyaligenc.ma.funpic.de".

- سایت "spiegel.de".

 

(پژوهش، گردآوری، تدوین و پیرایش از سروش آذرت)

 

 

..................  .................   ...............   ...............    ............

 

با تشکر از حسین شاه اویسی و از سایت " jebhemelli.net" و از سایت "iranian.com" و امید طاهری از سایت "kurdiiran.blogfa.com" و از سایت "malatyaligenc.ma.funpic.de" و از سایت "spiegel.de" / سایت خانه و خاطره/ سروش آذرت/ 26 اردیبهشت ماه 1392 / 16 می 2013 /