با سلام.

به سایت خانه و خاطره خوش آمدید.

 

برگزیده ای کوتاه از تاریخ کلیسای نستوری ایران

مسیحیت نستوری ، اعتقاد رسمی کلیسای ایران

 

اجتماع پاتریاخ و دیگر روسای کلیسای نستوری/2009 ، کالیفرنیا.

 

چگونگی نخستین انشعاب در دین مسیحیت

 

تعلیم ارتودوکس (یعنی تعلیم صحیح)، عیسای مسیح، هم انسان کامل و هم خدای کامل

در قرون چهارم و پنجم، اصول اعتقادات مسیحی در شوراهای بین الکلیسایی مورد بحث قرار می گرفت و مصوبات آنها به صورت اعتقادنامه تدوین می شد که مورد قبول همه کلیساها بود. در سالهای 431 و 451، موضوع طبیعت الهی و طبیعت انسانی عیسی مسیح در دو شورای بین الکلیسایی مهم، مورد بحث قرار گرفت. طبق مصوبه این شورا به استناد آیات کتاب مقدس، این عقیدت تصویب شد که مسیح هم دارای طبیعت الهی بود و هم طبیعت انسانی. این دو بطور ارگانیک با یکدیگر متحد شدند (اما یکی نشدند) تا یک شخصیت واحد یعنی عیسی مسیح، را تشکیل دهند. به این ترتیب، عیسای مسیح، هم انسان کامل بود و هم خدای کامل. او خدا- انسان بود. این مصوبه به تعلیم ارتودوکس (یعنی تعلیم صحیح) معروف شد و کلیساهای کاتولیک، ارتودوکس، و پروتستان به آن معتقدند.

 

کلیسای نستوری یا سریانی یا شرق آشور؛ عیسی تا صعودش خدای کامل نبود؛ تبعید اسقف نستوریوس

مخالفین این آموزه، یکی اسقف نستوریوس بود که اعتقاد داشت طبیعتهای الهی و انسانی مسیح به گونه ای مکانیکی کنار یکدیگر قرار داشتند. عیسی در واقع حامل خدا گردید. به عبارت دیگر، خدا در وجود انسانی به نام عیسای ناصری سکنی گزید و اتحاد میان طبیعت الهی و انسانی او کامل نگردید مگر تا زمان صعودش. نستوریوس از مقام خود عزل شد و تبعید گردید.

 

جدایی کلیسای امپراطوری ساسانی (کلیسای نستوری- سُریانی آسوریان) از کلیسای امپراتوری روم غرب (از کلیسای غرب)

کلیسای امپراطوری ساسانی که به خاطر دین مشترکش با روم شرقی، همواره در معرض اتهام به جاسوسی و خیانت قرار داشت، از این اختلاف نظر استفاده کرد و آموزة نستوریوس را به عنوان تعلیم رسمی خود پذیرفت. بدینسان، کلیسای ایران چه از نظر تشکیلات و چه از نظر عقیدتی، خود را از کلیسای غرب (امپراطور روم) جدا کرد.

 

صلیب کلیسای نستوری ایران در ارومیه

 

کلیسای نستوری- سُریانی آسوریان

کلیسای ایران تا قرن یازدهم میلادی رشد چشمگیری داشت. طبق مدارک تاریخی، بیش از یک چهارم از قبایل مغول در اثر فعالیتهای کلیسای ایران به مسیحیت گرویده بودند. مبشرین ایرانی حتی تا به چین رفتند و امروزه ستون یادبودی در این کشور که به خط پهلوی و سریانی نوشته شده، شاهد این واقعیت می باشد. اما از قرن یازدهم به بعد، در اثر سختگیری حکومت های ترُک در ایران و بعد، حملات ویرانگر مغولان در قرون 13 تا 15 میلادی، کلیسای ایران به اقلیتی اندک تبدیل شد که پیروان آن، در شمال عراق امروزی، در شهرهای موصل و اربیل و کرکوک می زیستند. این اقلیت همان است که امروز آشوری یا آسوری می نامیم که در نقاط مختلف ایران و عراق به سر می برند. کلیسای سنتی ایشان نیز، به کلیسای شرق آشور یا نستوری معروف است. این کلیسا بازمانده کلیسای باستان امپراطوری ساسانی است که همواره زبان سریانی را زبان رسمی عبادات خود نگاه داشت.

 

کلیسای نستوری در زمان مغول و تیمور لنگ (از 1258 تا 1405 میلادی)

 

در دوران مغول ها

اقوام و قبایل ساکن آسیای مرکزی (قبایل ترک و تاتار و مغول‌) از قرون اولیه مسیحیت همواره تلاش داشتند از شرق بسوی چین‌، و از غرب بسوی خاورمیانه‌، روسیه و اروپای شرقی نفوذ کنند و زمینهای بیشتری را برای زندگی چادرنشینی و گله‌داری بدست آورند. این حرکت بسوی غرب را در زمان ساسانیان به‌صورت هجوم هیاطله (هپطالیان‌) دیدیم‌. در دوره خلفای عرب نیز ترکها ابتدا به‌صورت مسالمت‌آمیز در مقام مزدور در خدمت خلفا بودند و بعد به‌صورت مهاجم تبدیل به حکمرانان واقعی خلافت گردیدند. اما با هجوم مغولها نه فقط خلافت خلفای عرب در بغداد خاتمه یافت‌، بلکه چهرۀ بخش مهمی از دنیای آن روزگار نیز بکلی دگرگون شد.

 

تهاجم مغولها به رهبری چنگیزخان (۱۱۶۲‏-۱۲۲۷) آغاز شد و با فتوحات هلاکوخان در سال ۱۲۵۸ و فتح خاورمیانه تکمیل گردید. مغولها بواسطۀ شیوۀ خاص زندگی خود (چادرنشینی و بیابانگردی‌) از تحرک غیرقابل تصوری برخوردار بودند، طوری که طبق روایات باقی مانده‌، خبر نزدیک شدن ایشان با دیده شدنشان پشت دروازه شهر، همزمان بود. شیوۀ جنگی ایشان در خشونتی مافوق‌تصور خلاصه می‌شد. تصرف مرو با قتل عام حدود ۰۰۰ر۳۰۰ر۱ نفر همراه بود. در تصرف نیشابور، چیزی بیش از یک و نیم میلیون نفر کشته شدند و فقط ۴۰۰ نفر از اهالی شهر که صنعتگران ماهر بودند زنده نگه‌داشته شدند و به مغولستان فرستاده شدند. وقتی بغداد بدست هلاکوخان فتح شد (۱۲۵۸)، هشتصد هزار نفر از اهالی شهر قتل عام شدند. برای اولین بار کسی جرأت می‌کرد به روی خلیفه اسلام دست بلند کند. هلاکو خلیفه و دو پسرش را به‌طرز فجیعی کشت‌. او بلحاظ لطفی که به مسیحیان داشت‌، ایشان را در یک کلیسا گرد آورد و دستور داد ایشان را نکشند (همین امر حکایت از تعداد اندک مسیحیان بغداد در این زمان دارد.

 

کلیسای نستوری ایران ، کلیسای بزرگ دوران امپراطوری ساسانی

ملاطفت و خانه براندازی ایل خانان مغول با مسیحیان نستوری ایران (از 1258 تا 1295 میلادی)

قویوق خان و مانگوخان‌، اولین خانهای مسیحی مغول

مغولها بعنوان یکی از اقوام آسیای مرکزی‌، در اثر فعالیت‌های تبشیری کلیسای نستوری با مسیحیت آشنا بودند. عده‌ای از آنان نیز مسیحی بودند. چنگیزخان و پسرش که جانشین او شد، گرچه مسیحی نبودند اما نظر مساعدی نسبت به مسیحیت داشتند. دو خان بعد از ایشان (قویوق خان و مانگوخان‌) گفته شده که مسیحی بودند. به گفتۀ مورخ کلیسا، ابوالفرج (بارهبرائوس‌، از 1266 تا 1286 میلادی)، او (قویوق خان‌) یک مسیحی واقعی بود. اردوگاه او پرُ بود از اسقفان و کشیشان و راهبان‌. او مسیحیان بسیاری را به خدمات اداری گمارد و پزشکان ایشان را به خدمت درآورد. در مورد مانگوخان نیز یک مورخ مسلمان گفته که او پیرو و مدافع مذهب عیسی بود.

 

پاپ الکساندر چهارم (از 1288 تا 1292 میلادی) و هلاکوخان مسیحی (از 653 تا 663 قمری/ از 1255 تا 1265 میلادی)

هلاکوخان که فاتح ایران و بغداد بود، همسری مسیحی داشت بنام دُقوز خاتون‌. می‌گویند مادرش‌، سارکوتی‌باجی نیز مسیحی بوده است‌. از اینرو، وقتی زمام امور ایران و خاورمیانه را بدست گرفت‌، به مسیحیان آزادی‌ای اعطا کرد که در تمام طول حیات مذهبی‌شان از قرن اول تا آن زمان نداشتند. در دوره هلاکوخان و پنج خان بعدی‌، مسیحیت دین ممتاز و اسلام دین مغضوب بود. کلیساها و دیرها بنا شد. اما برخی از مسیحیانی که بویی از اخلاقیات مسیحی نبرده بودند، کوشیدند قرنها حقارت را جبران‌ کنند. آنان در ماه رمضان در ملأ عام شراب ‌نوشیدند و آن را بر لباس مسلمین پاشیدند یا بر مدخل مساجد ‌ریختند. صلیب را در کوچه‌ها می‌گرداندند و کسبه را مجبور می‌کردند به آن ادای احترام کنند و بسیاری اعمال ضد مسیحی دیگر!

 

نظر مساعد خانهای مغول نسبت به مسیحیت بر تصوراتی واهی بنا شده بود. بنظر برخی محققین‌، ایشان چون خود بی‌دین بودند و در بدو هجوم به غرب آسیا با مسلمین می‌جنگیدند، اسلام را دین دشمن می‌پنداشتند و از آنجا که قرابتی با مسیحیت داشتند، پنداشتند که مسیحیت آنان را به پیروزی رسانده است‌.

 

می‌گویند که پاپ الکساندر چهارم نامه‌ای به هلاکوخان نوشته و ضمن تشویق او به دریافت غسل تعمید، گفته است‌: ملاحظه کن که مسیحیت چقدر بر قدرت تو خواهد افزود اگر سربازان مسیحی‌، تو را در جنگ علیه سارازانها (مسلمین=اعراب دزد‌) یاری کنند، چنانکه به فیض خدا خواهند کرد. بدینسان‌، هم قدرت دنیایی خود را فزون خواهی ساخت و هم شکوه جاودان را نصیب خود خواهی کرد. گویا پاپ در نظر داشت هلاکوخان را به شیوه کاتولیکی تعمید دهد، غافل از اینکه اگر هلاکوخان می‌خواست مسیحی شود، حتماً به رسم نستوریان تعمید می‌گرفت‌.

 

یهب‌اَلَهه سوم جانشین دِنهای اول پاتریارخ نستوری ایران

اتفاق مهمی که در این دوره روی داد، پاتریارخ شدن شخصی است که به یهب‌اَلَهه سوم معروف شده است‌. او یک کشیش چینی بود که به قصد زیارت اورشلیم از ایران می‌گذشت‌. در راه نزد پاتریارخ نستوری آمد که دِنهای اول نام داشت (1265 تا 1281 میلادی). دنها چنان تحت تأثیر شخصیت یهب‌اَلَهه قرار گرفت که او را قانع کرد که به اورشلیم نرود. وقتی دنها درگذشت‌، یهب‌اَلَهه را به اتفاق آراء بعنوان پاتریارخ برگزیدند. او در دوره‌ای بسیار دشوار، کلیسای نستوری را رهبری کرد (از 1281 تا 1317 میلادی) ‏و با لیاقت و کفایت تمام‌، هرچه در توان داشت‌، انجام داد. در طول پاتریارخی او بود که ملاطفت خانها به جفایی بنیان‌برانداز تبدیل شد.

 

کلیسای نستوری ایران (مسیح دو طبیعت‌، دو ذات و یک شخص‌ و روح القدس فقط از پدر صادر میگردد)

یکی از وقایع مهم دوران پاتریارخی او(یهب‌اَلَهه)، اعزام سفیر به دربار پاپ می‌باشد. ارغون‌خان صلاح دید که با مسیحیت غرب تماس برقرار کند. به پیشنهاد یهب‌اَلَهه‌، راهبی چینی که همراه او از چین آمده بود، به این مأموریت اعزام شد. این راهب صئومه نام داشت‌. وقتی صئومه به رُم رسید، پاپ وقت درگذشته بود، ولی کاردینالها او را پذیرفتند و عقاید او و کلیسای ایران را جویا شدند. او گفت که کلیسای ایران را مار توما، مار ادای و مار ماری بنیان گذاشته‌اند. سپس اعتقادنامه کلیسای نستوری را خواند که اساساً همان اعتقادنامه نیقیه بود. اما افزود که مسیح دو طبیعت‌، دو ذات و یک شخص‌ می‌باشد و اینکه روح‌القدس فقط از پدر صادر می‌گردد.

 

پاتریارخ غرب برابر با پاتریارخ نستوری

وقتی بحث عقیدتی درگرفت‌، صئومه با کاردانی فراوان گفت که برای تکریم پاپ آمده‌، نه برای مباحثه‌! مدتی بعد، وقتی پاپ انتخاب شد (نیکلاس چهارم‌)، او از دست پاپ‌، عشاء ربانی دریافت کرد و او را جاثلیق و پاتریارخ مردم غرب‌ نامید. به این ترتیب‌، او را فقط همردیف پاتریارخ نستوری قرار داد، نه برتر از او.

 

پیروزی مسلمین بر صلیبیان/ 1291 میلادی

پیروزی غازان خان مسلمان بر غایخاتو(گیخاتو) مسیحی در ایران/ 1295 میلادی

اما چیزی نگذشت که چند شکست سپاهیان مغول از مسلمین‌، و شکست آخر صلیبیون در عکا در سال 1291 میلادی بدست مسلمین‌، ثابت کرد که مسیحیت دین پیروزی دنیایی و جنگ و جدال همانند اسلام نیست‌. لذا پس از درگذشت آخرین ایلخان مسیحی ایران‌، یعنی غایخاتو (یا گیخاتو از 690 تا 694 قمری/ از 1291 تا 1295 میلادی) در سال 1295 میلادی، غازان‌خان که مسلمان بود، بجای او برگزیده شد و رقیب مسیحی او به‌قتل رسید.

 

ویرانی کلیساهای نستوری ایران/ 1296 میلادی

غازان‌خان‌، هم بنابر تمایل شخصی و هم در اثر فشار عمومی‌، خیلی زود یعنی در سال 1296 میلادی، فرمان تخریب کلیساهای نستوری، موقوف شدن مراسم کلیسایی‌، و قتل رهبران مسیحی را صادر کرد. در برخی شهرها این فرمان دقیقاً اجرا شد و در برخی دیگر، در اثر پرداخت هدایا و رشوه‌، اجرا نشد! پاتریارخ یهب‌اَلَهه متحمل رنج و تحقیر بسیار شد. این کشتار و آزار در اثر میانجیگری هایتون‌، پادشاه ارمنستان متوقف گردید. می‌توان گفت که این جفا کمتر از یک سال بطول انجامید. غازان‌خان با پرداخت پنجهزار دینار به یهب‌اَلَهه‌، کوشید خسارات وارده به مسیحیت بغداد را جبران کند اما اقدامی در مورد سایر شهرها بعمل نیامد. یهب‌اَلَهه اجازه یافت که صومعه جدیدی در مراغه بنا کند.

 

اما به‌طور خلاصه می‌توان با قطع و یقین گفت که در پایان قرن سیزدهم‌، بسیاری از کلیساهای نستوری از صحنه حذف شدند و دیگر ذکری از آنان به میان نیامد. در اثر جفای خانها و آزار و اذیت و تحقیرهای مسلمینی که می‌خواستند اهانت‌های چند سال گذشته مسیحیان را تلافی کنند، بسیاری از مسیحیان یا مسلمان شدند، یا ترک وطن اختیار کردند یا کشته شدند.

 

درگذشت یهب الهه/ 1317 میلادی

پس از درگذشت یهب‌اَلَهه در سال 1317 میلادی، پاتریارخ هایی به این مقام انتخاب شدند که طول مدت خدمتشان دقیقاً معلوم نیست و مورخین معتقدند که در بسیاری از دوره‌ها این مقام خالی مانده است‌. حتی در برخی موارد، تصدی این مقام موروثی گشته است‌. کلیساها در سراسر ایران از میان رفت و طبق اطلاعات موجود، فقط در شهرهای بغداد، موصل‌، اربیل‌، نصیبین‌، دیاربکر، مَیفرقاط‌، ماردیس‌، تبریز، اورمیه(ارومیه امروز) و مراغه کلیسایی وجود داشته است‌. طبق این فهرست‌، فقط سه شهر در محدوده ایران امروزی دارای کلیسای بوده است‌.

 

خانواده ای آشوری از نستوریان مسیحی در ایران عصر معاصر

 

تصرف ایران توسط تیمورخان لنگ گورکانی/ 1395 میلادی

تبدیل مسیحیان نستوری به ملت آشوری در کرُدستان

اما این پایان غمها و رنجها نبود. با تصرف کامل ایران در سال 1395 میلادی توسط تیمورخان‌، باقیمانده مسیحیت سالهای پیشین نیز از صفحه روزگار محو شد. مسیحیان باقی‌مانده یا در اثر فشار و جفا مسلمان شدند یا به کردستان گریختند و ملتی را تشکیل دادند که امروزه آسوری یا آشوری‌ نامیده می‌شود.

 

کلیسای نستوری ایران‌ در هندوستان (کلیسای تومای قدیس)/ 1292 ، 1310 ، 1498 میلادی

طبق مندرجات سفرنامه مارکوپولو که بین سالهای 1270 تا 1295 میلادی در مشرق‌زمین به سیر و سیاحت پرداخت‌، در هندوستان مرکزی‌، شش حکومت وجود داشت که سه تای آن مسلمان و سه تای دیگر مسیحی بودند. او گزارش کرده که مسیحیان هندوستان‌، مسیحیت خود را مدیون تومای قدیس= بیشوف بیروت و دمشق بوده می‌باشند و اینکه بسیاری برای زیارت مقبره او به میلاپور می‌رفته‌اند.

 

ژان دو مونته کُرْوین ( Jean de Monte Corvino )، فرستادۀ پاپ نیکلاس چهارم(1288 تا 1292 میلادی؛ همان پاپی که فرستاده یهب‌اَلَهه را پذیرفت‌) نیز می‌گوید که در سر راه خود به چین‌، چند ماهی در هندوستان مانده و در جنوب هندوستان چند صد نفر را تعمید داده است و کلیسای تومای قدیس را نیز دیده است‌. این واقعه احتمالاً مربوط به سال 1292 میلادی می‌باشد.

 

اما شخصی بنام مننتیلوس ( Menentillus ) که در سال 1310 میلادی به هندوستان سفر کرده‌، می‌نویسد که مسیحیان و یهودیان هندوستان بسیار اندک هستند و در زحمت بسر می‌برند. شخص دیگری بنام سر جان ماندِویل ( Sir John Mandeville ) که کمی دیرتر از مننتیلوس به هندوستان رفته‌، گزارش کرده که چیزی حدود پانزده خانۀ مسیحی در اطراف قبر تومای قدیس وجود دارد.

 

واسکو دو گاما در هندوستان/ 1498 میلادی

جدایی نستوریان هندوستان از پاتریارخ الیاس پنجم نستوری در ایران/ 1503 میلادی

واسکو دو گاما، سیاح پرتغالی که برای اولین بار از راه دریا به هندوستان سفر کرد، در سال 1498 میلادی در بندر مالابار به مسیحیان تومای قدیس‌ برخورده است که تحت نظارت مطران آنگامال بوده‌اند. این مسیحیان گویا هنوز با پاتریارخ نستوری در ارتباط بوده‌اند، زیرا می‌دانیم که پاتریارخ الیاس پنجم در سال 1503 میلادی سی اسقف را به هندوستان فرستاده است‌. ایشان گزارش کرده‌اند که در جنوب غربی هندوستان حدود سی هزار مسیحی وجود دارد. اما از این زمان به بعد، افتخار آنان به وابستگی به تومای قدیس باعث شده که دیگر تحت نظارت پاتریارخ نستوری نباشند.

 

در سالهای بعد مسیحیان هندوستان در اثر فعالیت‌های میسیونرهای کاتولیک‌، به این مذهب پیوسته‌اند اما باز به مذهب قبلی خود برگشته‌اند اما هیچگاه دیگر متحد نشده‌اند، طوری که عده‌ای از آنان نستوری شدند و دیگران مذهب یونیات (شبه کاتولیک‌) اختیار کردند. مسیحیان امروزی در جنوب غربی هندوستان‌، نستوری هستند.

 

کلیسای جبرییل نستوریان در ترکیه

 

نستوریان در ترُکستان

آنچه که بر گسترش مسیحیت در این دوره در نقاط مختلف ترُکستان گواهی می‌دهد، وجود قبوری است که در اواخر قرن نوزدهم کشف شده است‌. نوشته روی سنگهای این قبور به سریانی است‌. بسیاری از نامها نیز سریانی است اما چند اسم ترُکی نیز به چشم می‌خورد. روی یکی از این قبور که مربوط به سال 1255 میلادی است‌، چنین نوشته شده است‌: این قبر اسقف آماست‌. او در ماه ژوئیه در روز سَبَّت از این دنیا رفت‌. خداوند روح او را با روح دینداران و عادلان محشور کناد. روی قبر دیگری مربوط به سال 1315 میلادی نوشته شده: این قبر شلیحا، مفسر و معلم مشهور است که همه صومعه‌ها را منور ساخت‌. او پسر پطرس‌، مفسر عادل حکمت بود که صدایش همچون صدای کرنا بود. خداوند روح مصفای او را با روح عادلان و پدران محشور سازد. باشد که در شادی سماوی شریک گردد.

سرنوشت مسیحیت ترکستان نیز بعد از مسلمان شدن خان های مغول و بعد از حمله تیمورلنگ‌، مشابه سرنوشت مسیحیت ایران می‌باشد.

 

نستوریان در چین‌

در قرون دهم و یازدهم میلادی‌، مسیحیت نستوری در چین رو به افول گذارد. اما گویا در قرن سیزدهم‌، تحولی مثبت رخ داده‌، کمااینکه شاهد هستیم که افرادی مانند یهب‌اَلَهه سوم و راهب صئوما در آنجا خدمت می‌کرده‌اند که بعد به ایران رفته‌اند.

 

ژان دو مونته کروینو فرستاده مخصوص پاپ نیکلاس چهارم برای غُسل تعمید در چین (1289 میلادی)

تضاد نستوریان با کاتولیک ها در چین

مارکوپولو در سال 1271 میلادی گزارش می‌کند که مسیحی بسیاری در چین دیده است‌. ژان دو مونته کروینو نیز که در سال 1289 میلادی از طرف پاپ نیکلاس چهارم بعنوان میسیونر مخصوص به چین اعزام شد، نظیر همین گزارش را می‌نویسد. چه بسا توجه پاپ به خاور دور بخاطر سفری است که صئومه راهب چینی به رُم شرقی کرده است‌. ژان در سال 1294 میلادی به چین رسید و سالها در پکن خدمت کرد. او در سال 1305 میلادی نامه‌ای به پاپ نوشت و شکایت می‌کرد که در آنجا نستوریانی هستند که ادعا دارند مسیحی هستند ولی از مذهب مسیحیت منحرف شده‌اند و اجازه نمی‌دهند که مسیحیان از فِرَق دیگر حتی نمازخانه کوچکی داشته باشند. او ادعا می‌کند که تا آن تاریخ حدود شش‌هزار نفر را تعمید داده که اگر مخالفت نستوریان نمی‌بود، این رقم به سی‌هزار نفر می‌رسید. گزارش دیگری از همین زمان در دست است که این ارقام و این وضعیت را تأئید می‌کند. این رقابت میان کاتولیکها و نستوریها تا یک قرن هم ادامه داشت تا اینکه با سرکار آمدن سلسله جدید مینگ در چین و دشمنی آنان با هر مذهب خارجی‌، مسیحیت در چین ریشه‌کن شد.

 

سرگذشت تلخ کلیسای نستوری از 1405 میلادی به بعد

محدود شدن کلیسای نستوری‌ به منطقه آذربایجان و کرُدستان

حملۀ تیمورلنگ ضربۀ نهایی را بر پیکر نحیف و رنجور کلیسای بیمار نستوری وارد آورد. بعد از این دوره‌، در قرنهای پانزدهم و شانزدهم‌، کلیسای نستوری از لحاظ جغرافیایی محدود شد به منطقۀ محصور میان آذربایجان و کردستان بزرگ‌. مقر پاتریارخ نیز در مواقع امن‌، شهر بغداد بود و در مواقع جنگ‌، موصل یا اورمیه یا مراغه‌. کلیساهای بسیاری از شهرها در قرن شانزدهم از میان رفت‌.

از کلیساهای ذیل‌، آخرین ذکری که به میان آمده‌، مربوط به سالهای یادشده می‌باشد:

-          کلیسای نستوری تبریز سال 1551 میلادی،

-          کلیسای نستوری بغداد سال 1553 میلادی،

-          کلیسای نستوری نصیبین سال 1556 میلادی،

-          کلیسای نستوری اربیل قرن شانزدهم‌.

به این ترتیب‌، کلیسای نستوری از قرن هفدهم به بعد، محدود شد به آنچه که آذربایجان غربی است و کردستان بزرگ‌. اما متأسفانه در آنجا نیز راحتی و آرامش به ایشان روی ننمود. آزار و کشتارهای دستجمعی به ‌دست مخالفین از یک سو، و شقاق و جدایی از داخل از سوی دیگر، بقایای ناچیز این کلیسا را ضعیف‌تر ساخت‌.

 

تبدیل کلیسای نستوری به کلیسای شرق آشور و کلیسای آشوری کُلدانی‌(کلیسای کاتولیک کُلدانی)

ماجرای این شقاق به این صورت بود که وقتی در سال 1551 میلادی، پاتریارخ شمعون بارماما درگذشت‌، برادر زادۀ او، شمعون دنها به پاتریارخی برگزیده شد. اما برخی از اسقفان این انتخاب را نپذیرفتند و رأساً شخصی بنام یوحنا سولاکا را به پاتریارخی برگزیدند. به این ترتیب‌، دو پاتریارخ به‌طور همزمان وجود داشت‌. سولاکا برای تحکیم موقعیت خود به پاپ متوسل شد. پاپ و کاتولیکها او را به‌ گرمی پذیرفتند و او در حضور پاپ‌، اعتقادنامه کاتولیکی را پذیرفت (1553 میلادی). او به موطن خود بازگشت و مسیحیان پیرو خود را نیز وارد این کلیسای جدید کرد.

به‌طور خلاصه‌، از آن پس کلیسای نستوری‌، به دو بخش تقسیم شد:

- کلیسای نستوری (شرق آشور امروزی‌)؛ به رهبری پاتریارخ هایی که همگی عنوان واحد مارشیمون را به خود دادند و مقر پاتریارخ نستوری‌، اورمیه و بعد از سال 1826 میلادی، شهر قودشانی بود که تا جنگ جهانی اول در همان شهر باقی ماند.

- و کلیسای کاتولیک کُلدانی؛ که وابسته و متحد با رُم بود ( Uniate ) ، به رهبری پاتریارخ هایی که عنوان واحد الیاس را به خود دادند. مقر کلیسای کلدانی در شهر موصل بود.

 

به این ترتیب‌، کلیسای نستوری قدیم‌، با این شقاق و کشتارها و آزارها ، تبدیل به کلیسایی کوچک گشت که از لحاظ جغرافیایی در مثلث دریاچه وان‌، دریاچه اورمیه‌، و شهر موصل قرار داشت‌.

 

زبان آسوریان‌ زبان آرامی عیسی مسیح/ خدمات میسیونرهای هند شرقی به آسوریان

اما از سال 1820 میلادی به بعد، این بقیۀ‌ کوچک کلیسای بزرگ امپراطوری ساسانی‌، وارد مسیر جدیدی شد که از تلخی سرنوشت آن موقتاً اندکی کاست‌. در این سال‌، یکی از کارمندان بلندپایه کمپانی هند شرقی بنام کلاد جیمز ریچ‌( Claud James Rich ) که در بغداد اقامت داشت و به باستان‌شناسی ذیعلاقه بود، به هنگام کار در نزدیکی نینوی‌، به وجود این مسیحیان فراموش‌شده پی برد، گرچه اینان با کاتولیک ها تا حدّی در تماس بودند. برای جیمز ریچ بسیار هیجان‌انگیز بود که مسیحیانی را کشف کند که به همان زبانی سخن می‌گفتند که عیسی مسیح سخن می‌گفت‌. از این تاریخ به بعد، میسیونرهای انگیسی و آمریکایی به کمک این مسیحیان فراموش‌شده آمدند.

 

شاید بتوان افتخار مقام نخستین میسیونر برای این قوم فراموش‌شده را نصیب کشیش جوزف وُلفِ انگلیسی ( Joseph Wolff ) نمود. او یک نسخه از عهد جدید سریانی را یافت و با خود به انگلستان برد و توسط انجمن کتب مقدسه انگلستان ( British and Foreigh Bible Society ) به چاپ رسانید و در سال 1827 میلادی آن را در اورمیه و اطراف آن توزیع نمود. در ضمن‌، حضور و فعالیت‌های او باعث شد که برخی دولتهای غربی به حمله کرُدها به نستوریان‌، در سال 1830 میلادی به دولت عثمانی شکایت کنند و دولت عثمانی نیز به این شکایت ترتیب اثر داد و کرُدها موقتاً از آزار این مردم بی‌پناه دست برداشتند. اما کشتاری نیز باز دیگر در سال 1842 میلادی بدست کرُدها صورت گرفت‌.

 

از سال 1842 میلادی، کلیسای انگلستان کشیشانی را مأمور رسیدگی به امور نستوریان نمود. فعالیت این افراد، بخصوص کشیشی بنام جرج پرسی بادگر ( Rev. George Percy Badger ) منجر به ایجاد میسیون اسقف اعظم کانتربوری(کلیسای انگلیکان) برای مسیحیان آسوری‌ در سال 1881 میلادی گردید. مقر این میسیون ابتدا در اورمیه بود و در سال 1903 میلادی به شهری در نزدیکی دریاچه وان (ترکیه‌) منتقل شد. از میان خادمین برجسته این میسیون‌، باید از کشیش ارشد ویگرام ( Canon W.A. Wigram ) نام برد که بین سالهای 1902 تا 1912 میلادی خدمت کرد. نامگذاری این میسیون به نام مسیحیان آسوری‌ باعث شد که از این تاریخ به بعد این مسیحیان در همه جا تحت عنوان آسوری یا آشوری شناخته شوند. هدف این میسیون مطلقاً تغییر عقاید نستوریان نبود بلکه هدف کمک به اصلاح کلیسا از داخل‌ بود.

 

در قرن نوزدهم‌، میسیونهایی از کلیسای لوتری دانمارک‌، کلیسای لوتری نروژ(لوتری ها پروتستان هستند)، کلیسای باپتیست نزد آسوریها آمدند. در سال 1827 میلادی تعدادی از آسوری ها به روسیه گریختند و به کلیسای ارتودکس روس پیوستند. در سال 1898 میلادی نیز یک هیأت آسوری به روسیه رفت و در مقابل کمک روسها قول داد که به کلیسای ارتودکس ملحق شود. روسها نیز در اورمیه کلیسا و مدارسی بنا کردند. اما این اقدامات به نتیجه‌ای نرسید و آسوری ها کماکان نستوری باقی ماندند.

 

کمک خارجی به آسوری ها و کلیسای نستوری‌، همواره امری دشوار بوده است‌. مسأله‌ای که وجود دارد، اینست که برای آسوری های نستوری نه فراموش کردن گذشته تاریخی‌شان و پیوستن کامل به یک کلیسای خارجی ممکن است‌، و نه کلیسای نستوری ماهیتاً قادر است نیازهای مسیحیان خود را برآورده سازد. در ضمن‌، چه کمک روحانی و کلیسایی می‌توان کرد به ملتی که نه سرزمینی از آن خود دارد و نه می‌داند فردا در کدام نقطه جهان زندگی خواهد کرد!

 

مصائب آسوریان‌

وقوع جنگ جهانی اول‌، نظم کهنی را که قرنها موقعیت ژئوپولیتیک جهان را شکل داده بود، بکلی بهم ریخت و تقسیم‌بندی سیاسی جدیدی بوجود آورد. یکی از اثرات و نتایج این جنگ‌، که به بحث ما مربوط می‌شود، فروپاشی امپراطوری عثمانی بود که نزدیک به پنج قرن‌، بخش بزرگی از جهان را، از اروپای شرقی گرفته تا خاورمیانه عربی و شمال آفریقا را تحت سلطه داشت‌. از بقایای این امپراطوری دولت جدید ترکیه تشکیل شد.

 

مصیبت مادری آشوری و نستوری

 

قتل عام یک و نیم میلیون ارمنی مسیحی توسط عثمانی ها در جنگ جهانی اول

در گیرودار جنگ جهانی اول‌، ملت نستوری به همراه سایر مسیحیانی که در سرزمینهای عثمانی زندگی می‌کردند، زحمات و مصائب دلخراشی را متحمل شدند. حکومت عثمانی همان حالتی را در قبال مسیحیان داشت که ساسانیان(؟!) و بعدها اعراب داشتند. از آنجا که حکومت عثمانی‌، با روسیه در جنگ بود و ظن آن می‌رفت که مسیحیان با روسیه تزاری همکاری کنند، ایشان را از خانه و کاشانه راندند و یا قتل عام کردند. قتل عام یک و نیم میلیون ارمنی در این سالها فجیع‌ترین اتفاق این دوره می‌باشد که متأسفانه کمتر از آن یاد می‌شود.

 

آسوریان یا نستوریان مقیم سرزمینهای تحت سلطه عثمانی نیز آزار فراوان دیدند. در اثر این مصائب‌، ایشان به نواحی اورمیه‌، به یک اردوگاه نظامی روسی پناه آوردند. با وقوع انقلاب سرخ در روسیه و خروج نظامیان روس از این منطقه‌، آسوریان چاره‌ای ندیدند جز حرکت بسوی جنوب عراق و پناه‌آوردن به نیروهای انگلیسی که بطرف شمال در حال پیشروی بودند. و بسیاری از آنان در راه تلف شدند.

 

حکومت مستقل عراق بعد از پایان جنگ جهانی اول

در همین اثنا، جنگ پایان یافت‌. حکومت مستقل عراق تشکیل شد اما انگلستان ناظر بر امور بود. آسوری ها عمدأ در حوالی موصل و کرکوک اسکان داده شدند. بعضی از آنان در ارتش انگلیس مستقر در عراق ثبت نام کردند و در چند مورد مسلمین را کشتند. کم‌کم آتش خصومت میان مسیحیان و مسلمین افروخته شد. دولت انگستان نگران آینده این گروه کوچک مسیحیان بود. از همان اوائل دهه 1920 میلادی دولت انگلستان در پی یافتن جایی برای اسکان دائمی آسوریان بود. کشورهای نوپای خاورمیانه عربی و برخی کشورهای آمریکای لاتین مورد نظر بودند. پس از تحقیقات و بررسیهای مختلف‌، با نظر جامعه ملل قرار شد اینان در دشتی در شمال سوریه اسکان داده شوند و هزینه شهرسازی را با کمک چند کشور تهیه کنند. اما متأسفانه بعلت وضع نابسامان سیاسی و اقتصادی کشورها بعد از جنگ جهانی اول‌، این طرح به مرحله اجرا در نیامد. با تعهد پادشاه وقت عراق مبنی بر تأمین امنیت آسوریان‌، ایشان در عراق باقی ماندند. گروه دیگری از ایشان نیز همچون گذشته‌، در حوالی اورمیه به زندگی ادامه دادند. در حال حاضر، تعداد زیادی از آسوریان به کشورهای غربی‌، خاصه ایالات متحده مهاجرت کرده‌اند.

 

(این نوشتار در طی مرور ایام تکمیل تر خواهد شد)

 

ویدئو کلیپی از بیشوف کلیسای نستوری ایران(پخش توسط یوتوپ)

http://youtu.be/l_c3B3ojbZ8 / روی کُدها کلیک کنید.

 

مناجات با خدای نستوریان مسیحی به آسوری (پخش توسط Windows Media Player )

ܐ̈ܗܥ݂̈ܗ  ܐ̈ܫ̈ܘܰܪ ܐ̈ܗܥ݂̈ܗ

 

منبع:

- سایت ( masihiyat.150m.com)

- سایت (bet-davvid.com) یا (سایت کلیسای نستوریان ارومیه)

 

...... ......... ............ ............... .................. ......................

 

پرچم کلیسای نستوری ایران

 

کلیسای نستوری

تشکیل شورای نیقیه در سال 325 میلادی

قرن پنجم میلادی، شاهد نزاعهای شدیدی میان مسیحیان در مورد شخصیت حضرت مسیح بود. پیشتر از این و در قرن چهارم، نزاع در مورد اصل تثلیث، دامنگیر کلیسا شده بود که این نزاع با دخالت امپراتور و تشکیل شورای نیقیه در سال 325 میلادی تا حدود زیادی پایان یافت.

در قرن پنجم، نزاع بر سر اینکه جنبهی انسانی و خدایی مسیح، چگونه در شخص مسیح، قابل جمع میباشد درگرفت. نستوریوس (در عربی، نسطوریوس) و پیروان وی بر این باور بودند که مسیح، دارای دو جنبه کاملا متفاوت و متمایز است؛ باوری که به آن عنوان "دیوفیزیت"(1) داده شد.

در مقابل، یعقوبی‏ها معتقد به دیدگاه مونوفیزیتی گردیدند و اعلام داشتند دو سرشت انسانی و خدایی مسیح با یکدیگر جمع شده، طبیعتی واحد را به وجود آوردهاند. البته بعدها هر دو دیدگاه از سوی کلیسا بدعت دانسته شده، مردود اعلام گردید.

عنوان رسمی کلیسای نستوری

پیروان این کلیسا(نستوری)، معمولا خود را "مسیحایی"(2) میخوانند. البته این عنوان هرگز رواج نیافته است اما عنوان "کلیسای آسوری"(3) در مورد این کلیسا رواج یافته است.(4) کلیسای نستوری نیز دیگر عنوانی است که به واسطه نام بنیانگذار به این کلیسا داده شده است.

بنیانگذار نستوریانیزم(5)

بنیانگذار این کلیسا، راهبی سوری به نام نستوریوس(6) (از 381 تا 451 میلادی) بود. وی به واسطه استعداد و توان تبلیغی بالایش، دارای اعتبار و شهرت فراوانی گردیده بود. محبوبیت وی تا بدانجا افزایش یافت که در سال 428 میلادی به عنوان پاتریارک انطاکیه دستگذاری گردید. البته نستوریوس که به واسطه زندگی و تربیت رهبانی، دارای روحیهای خشن و متعصبانه بود نتوانست آنچنانکه باید از پس این مسئولیت بزرگ بر آید.

قتل عام بدعت گذاران (آریوسی ها) توسط نستوریوس

نقل شده که وی هنگام دستگذاری خطاب به امپراتور تئودوسیوس دوم اظهار داشت: به من شهرهایی عاری از فرقههای مختلف و بدعت ها ارزانی دار تا من آسمان را به تو ارزانی کنم. مرا در مطیع ساختن و مقهور کردن این فرقهها یاری کن تا تو را در مقهور کردن ایرانیان یاری کنم.

او که دارای روحیهای انعطاف ناپذیر بود جنگ بر علیه بدعتگذاران را آغاز کرد و آزار و اذیت و اعمال خشونت بر علیه پیروان بدعتها را در دستور کار خویش قرار داد و همین مسأله فتنه بزرگی را به دنبال داشت. او بر علیه آریوسی ها/ کنستانتین اول باور آریوسی داشت برخاست و بر آنان حمله کرده و محلهای اجتماع آنان را به آتش کشید و پیروان دیگر فرق را نیز به شدت مورد آزار و اذیت قرار داد. این گونه کارهای نستوریوس سبب گردید که بسیاری از مردم و حتی کسانی که از نظر اعتقادی با وی همعقیده بودند به دشمنی با او برخیزند و سعی در برکناری او کنند.(7) البته مدتزمان زیادی از این فعالیتهای نستوریوس نگذشت که خود وی به بدعت گزاری متهم گردید(توسط کاتولیک ها).

ابراز عقاید "دیوفیزیتی" از سوی نستوریوس

نستوریوس با مطالعه و بررسی انجیلها به این نتیجه رسید که باید میان دو شخصیت مسیح کاملا تفاوت و تمایز قائل شد. در انجیلها میتوان گزارشی از دو شخصیت کاملا مجزا را یافت؛ یکی عیسایی که معجزات را انجام میدهد و دیگری عیسایی که میگرید، غذا میخورد و میمیرد.(8) از همین رو وی اظهار داشت که آموزهی راستین و صحیح در این باره، "وجود دو شخصیت متمایز"(9) در عیسی است. بر این اساس، او عیسی را انسانی میدانست که کلمه الهی یا خدا در وی ساکن شده است.(10) انستوریوس می گفت: مسیح، تقسیمناپذیر است زیرا مسیح است اما ماهیتی دوگانه دارد زیرا هم خداست و هم انسان. به لحاظ پسر بودن یگانه است اما به لحاظ آنچه بر میگیرد و آنچه برگرفته میشود دوگانه است.

در این زمینه الهی دانان مکتب انطاکیه نیز با نستوریوس همعقیده بودند و معتقد بودند که مسیح دارای دو طبیعت مجزا و متمایز است. در مقابل، پیروان مکتب اسکندریه بر مفهوم "بر خود گرفتن" (اینکه لوگوس، جسم انسانی بر خود گرفت) تأکید میکردند.

الهیدانان مکتب انطاکیه بر این باور بودند که دیدگاه مکتب اسکندریه به اختلاط دو طبیعت الهی و بشری مسیح میانجامد. به همین جهت میکوشیدند تا رابطه بین دو طبیعت را به گونهای تبیین کنند که بر ماهیت متمایز هر یک صحه گذاشته شود. آنها میگفتند که هیچ اختلاطی بین دو طبیعت مسیح وجود ندارد، ارتباطی با یکدیگر ندارند و با هم در نمیآمیزند و به واسطه اراده الهی کنار هم جمع شدهاند.(11)

دیگر دیدگاه مناقشه برانگیز نستوریوس

افزون بر این، او نامگذاری مریم را به مادر خدا Theotokos را نیز نمیپذیرفت و بر این باور بود که مریم فقط مادر عیسای انسان است و باید او را مادر عیسی Christotokos نامید و نه مادر خدا.(12)

نستوریوس بر همین اساس، سجده مجوس را(سجده سه فرستاده اشکانی را) بر عیسای کودک که در انجیلها نقل شده است مورد انتقاد قرار میداد.(13)

واکنش سیریل به دیدگاه های نستوریوس

این تعالیم به گوش سیریل (در عربی "کیرلس") که اسقف اسکندریه بود رسید و او را به واکنش واداشت. مطابق دیدگاه سیریل، مسیح کلمه خدا بود که در جسم ساکن گشته بود؛ نه آنکه عیسی انسانی باشد که کلمه خدا در وی ساکن گشته باشد. بنابر این کلمه خدا در زمانی معین همچون یک انسان از مریم باکره تولد یافت.

به هر حال سیریل ابتدا نامهای مؤدبانه و در عین حال جدّی و هشداردهنده به نستوریوس نوشت و در آن دیدگاههای خود را بیان کرد و نستوریوس را ترغیب کرد تا از عقاید خویش، دست بردارد. نستوریوس به این خواستهی سیریل، تن در نداد و همچنان بر باورهای خود پافشاری کرد.

سیریل توانست پشتیبانی و حمایت کلیسای روم را به دست آورد و سپس نامهای شدیداللحن به نستوریوس نوشت و از او خواست تا در طول ده روز از عقاید خود چشمپوشی کند اما نستوریوس باز هم مقاومت کرد و تسلیم خواسته سیریل نشد.(14)

تشکیل شورای افسس/ 431 میلادی/ جدایی کلیسای اسکندریه از انطاکیه

به دنبال این ماجرا، امپراتور "تئودوسیوس دوم" دستور تشکیل شورای افسس را داد که در ژوئن سال 431 میلادی تشکیل شد تا به مناقشه سیریل(15) و نستوریوس پایان دهد. اسقفان انطاکیه که از نستوریوس حمایت میکردند دیر به جلسه شورا رسیدند. سیریل که حمایت روم را به دست آورده بود به مدت پانزده روز منتظر آنان شد و آنگاه جلسه شورا را آغاز کرد که در نتیجه آن، نستوریوس از مقام خود خلع گردید.

نتیجه این شورا، سردرگمی و انشقاق در کلیسای شرق بود و اسکندریه از انطاکیه جدا گردید. در نهایت در سال 432 میلادی توافقی میان طرفین به وجود آمد. سیریل به بیانیه معتدلتری که از سوی کلیسای انطاکیه صادر شده بود و "اصل وحدت مجدد" نام داشت تن در داد و کلیسای انطاکیه نیز خلع نستوریوس از مقام اسقفی را پذیرا شد.(16)

تبعید نستوریوس به مصر(435 میلادی)/ آوارگی نستوریها و مهاجرت به ایران

پس از چندی و در سال 435 میلادی، نستوریوس به مصر تبعید گردید. از این زمان به بعد بود که نستوریها آواره شدند و دیگر در امپراتوری روم برای آنها جایی وجود نداشت. بسیاری از آنها به سرزمین ایران روی آوردند.(17)

استفاده از نیروی نظامی برای نسطوری کردن دیگر فرقههای مسیحی

در این زمان شخصی به نام "بارسما"(18) ظهور کرد که توانست نظر "فیروز"(از 459 تا 483 میلادی) پادشاه ایران را به خود جلب کند. او به پادشاه وعده داد که اگر به او اجازه داده شود که تمام مسیحیان ایران را نستوری کند، مسیحیان نسبت به پادشاه وفادار خواهند شد زیرا نستوریها با امپراتوری روم روابط خوبی ندارند در حالی که دیگر فرقههای مسیحی به امپراتوری روم دلبستگی دارند.

پادشاه نیز رأی "بارسما" را پذیرفت. در نتیجه بارسما با گروهی از لشکریان پادشاه عازم سفر گردید و از تمام مسیحیان خواست تا مذهب نستوری را بپذیرند و هر جایی که با مقاومت روبرو میشد از قدرت نظامی استفاده کرده و مخالفان را به پیروی از این مذهب مجبور میکرد و بدینسان مسیحیت نستوری، اعتقاد رسمی کلیسای ایران گردید.(19) آنها پس از قدرت گرفتن به آزار و اذیت مسیحیان ارتدوکس سوریه نیز دست یازیدند و هزاران تن از آنها و از جمله اسقفهای ارتدوکس را کشتند.(20)

گسترش کلیسای نستوری

این کلیسا که توانسته بود با حمایت پادشاه، مسیحیت ایران را تحت سیطره خویش درآورد به زودی بر بر دامنهی فعالیت خود افزود و مبلغانی را به فلسطین، سوریه، مصر و هند گسیل داشت و حتی در قرن هفتم میلادی، کلیسایی نیز در چین تأسیس کرد.(21)

کلیسای نستوری در اوج نفوذش در قرن سیزدهم شامل 25 سراسقفنشین، بیش از 200 اسقفنشین و میلیونها پیرو بود اما در اواخر قرون وسطی(اواخر قرن 15 )، سپاه اسلام، قلمروی آنان را مورد تاخت و تاز قرار داد و پادشاهان مغول، مذهب خود را به کمک نیروی نظامی در این نواحی گسترش دادند.(22)

 

کشتار نستوری ها توسط تیمورلنگ/ 1380 میلادی

نستوری ها در پی حوادثی چند و از جمله کشتار آنها توسط "تیمور لنگ" در سال 1380 میلادی، بسیار ضعیف شدند.(23) البته افول این کلیسا تنها به این دلیل نبود و در طول تاریخ، برخی نسطوریها از این کلیسا جدا گردیدند. به عنوان نمونه، تعدادی از مسیحیان نستوری در سال 1551 میلادی با کلیسای رم متحد گردیدند و از آن پس با نام کلدانیها شناخته شدند. تعداد کلدانیها امروزه بالغ بر 180 هزار نفر است.(24) کلیسای هند هم در سال 1599 میلادی با کلیسای رم متحد گردید، اگرچه بعدا نیمی از آنها، از این کلیسا جدا شده و به کلیسای یعقوبی (مونوفزیت) پیوستند.(25) این کلیسا امروزه در حدود یک میلیون و سیصد هزار پیرو دارد.(26) امروزه تنها تعداد اندکی از پیروان این کلیسا که در حدود 170 هزار نفر هستند در کشورهای عراق، ایران و سوریه زندگی می‏کنند.(27) البته اجتماعاتی از آنها نیز در ایالات متحده وجود دارد.(28)

مهمترین ویژگی های اعتقادی

پیش از این مهمترین ویژگی اعتقادی آنها که اعتقاد به دو طبیعت مجزا در عیسی مسیح است، تبیین گردید. همچنین و بر پایه همین باور، آنها معتقدند که حضرت مریم را نمیتوان مادر خدا نامید. از دیگر عقاید مهم این کلیسا که در تقابل با کلیسای کاتولیک و همچنین کلیسای ارتدوکس است، رد آموزه برزخ است. آنها این آموزه را مردود شمرده و بر همین اساس برای رفتگان خویش نماز میگذارند.(29)

 

اجتماع آسوریان ایرانی در ارومیه

 

ساختار کلیسای نستوری و مراتب روحانی

در این کلیسا، پاتریارک بالاترین مقام روحانی به شمار میآید و پس از وی رؤسای عالی کلیساها و اسقفها قرار دارند. در این کلیسا، افزون بر پاتریارک، رئیس عالی کلیسا و نیز اسقفها باید مجرد باشند. در مرتبه بعدی کشیشها قرار دارند. کشیشها در اوایل تشکیل این کلیسا، موظف به تجرد بودند از سوی شورایی که در سال 486 میلادی تشکیل گردید، از تجرد معاف گردیدند و از آن زمان به بعد، کشیشان نستوری تجرد را کنار گذاشته، به ازدواج روی آوردند.(30)

شعایر دینی

نستوریها به هفت شعار معتقدند. این شعایر عبارتند از تعمید، ازدواج، عشای ربانی (که "کالدایین"(31) نامیده میشود(32) و دستگذاری. در مورد سه شعار دیگر میان نستوریها اختلاف وجود دارد. تقدیس راهبان، نماز بر مردگان، تدهین با روغن مقدس (تأیید)، آمرزش (توبه)، ترسیم علامت صلیب و تقدیم هدیه به کلیسا شعایری هستند که مورد اختلاف هستند و انتخاب اینکه کدام یک از این موارد شعار هستند بر عهده روحانیان است که هر کدام متناسب با دیدگاه خویش آن را انجام میدهند. در میان شعایر دینی برای تعمید اهمیت خاصی تصور میشود و کودکان نیز تعمید داده میشوند.(33)

نماز و روزه در کلیسای نستوری

نماز: در این کلیسا نماز از اهمیت خاصی برخوردار است و نسطوریها هر صبح و شام به نماز میپردازند. اعلام زمان نماز همواره به وسیله بوق های خاصی انجام میپذیرد.(34)

روزه: آنها روزهای چهارشنبه و جمعه را همواره روزه میگیرند. افزون بر این آنها چهار دوره روزه دارند. طولانیترین روزه که "روزه بزرگ" خوانده میشود 49 روز به طول میانجامد و به عید فصح ختم میشود. کوتاهترین روزه نیز روزه "مارت (قدیسه) مریم" است که از اول ماه آگوست آغاز میشود و 15 روز به طول میانجامد. نستوریها در طول سال 172 روز را روزه میگیرند.(35)

طلاق از دیگر ویژگی ها

این کلیسا در مسأله طلاق در تقابل کامل با کلیسای کاتولیک قرار دارد و از این نظر تا حدودی شبیه به دیگر کلیساهای ارتدوکس است. در این کلیسا طلاق مورد قبول است که البته تنها با ارائه دلایل قابل قبول به کلیسا امکانپذیر است.

کلیساهای نستوری از لحاظ شکل ظاهری نیز با بسیاری از کلیساهای مسیحی متفاوت است چه اینکه آنها از به کار بردن تمثالهای مقدس خودداری میکنند و ترتیبات داخلی کلیساهای آنها بسیار ساده است.(36)

 

مراجع:

[1] - Dyophysite

[2] - Messihaye

[3] - Assyrian Church

[4] - مولند، اینار؛ جهان مسیحیت؛ ترجمه محمد باقر انصاری و مسیح مهاجری، انتشارات امیر کبیر، 1381ه‏ش، چاپ دوم، ص 80

[5] - Nestorianism

[6] - Nestorius

[7] - ملر، اندرو؛ مختصر تاریخ الکنیسة؛ مصر، شرکة الطباعة المصریة، 2003.م، الطبعة الرابعة، ص 186 187

[8] - Ehrman, Bart D. and Jacobs, Andrew S., Christianity in Late Antiquity, (Oxford, 2004), p.182

[9] - juxtaposition

[10] - لین، تونی؛ تاریخ تفکر مسیحی؛ ترجمه روبرت آسریان، انتشارات فرزان، 1380ه‏ش، چاپ اول، ص 92

[11] - مک گراث، الستر؛ در آمدی بر الهیات مسیحی؛ ترجمه عیسی دیباج، کتاب روشن، 1385 ه‏ش، چاپ اول، ص 371 372

[12] - Baum, Wilhelm and Winkler, Dietmar W., The Church of the East, (Routledge Curzon, 2003), p.23 and Ehrman, Bart D. and Jacobs, ibid, p.178

[13] - الأنبا دیوسقورس؛ موجز تاریخ المسیحیة؛ قاهره، مکتبة المحبة، ص 275

[14] - لین، تونی؛ پیشین؛ ص 93

[15] - سیریل که نام وی در عربی "کیرلس" درج میشود بسیار مورد تنفر نستوریها است و آنها همواره در مراسم دینی خود او را مورد لعنت قرار میدهند. سوریال عطیة، عزیز؛ تاریخ المسیحیة الشرقیة؛ ترجمة اسحاق عبید، المجلس الأعلی للثقافة، 2005 .م، الطبعة الاولی، ص 365 .

[16] - لین، تونی؛ پیشین؛ ص 96 97

[17] - بدر، حبیب و سلیم، سعاد و أبونهرا، جوزیف؛ المسیحیة عبر تاریخها فی المشرق؛ مجلس کنائس الشرق الأوسط، 2001.م، الطبعة الاولی، ص 237

[18] - Barsoma

[19] - میلر، ویلیام؛ تاریخ کلیسای قدیم در امپراطوری روم و ایران؛ ترجمه علی نخستین، انتشارات اساطیر، 1382 ه‏ش، چاپ اول، ص 299

[20] - بدر، حبیب و سلیم، سعاد و أبونهرا، جوزیف؛ پیشین

[21] - مولند، اینار؛ پیشین

[22] - مولند، اینار؛ پیشین؛ ص 80 81

[23] - New Catholic Encyclopedia, (Gale, 2003, 2nd ed.), vol.10, p.253

[24] - Britannica Encyclopedia of World Religions, (Encyclopedia Britannica INC, 2006), p.796 and New Catholic Encyclopedia, ibid

[25] - Britannica Encyclopedia of World Religions, ibid

[26] - New Catholic Encyclopedia, ibid

[27] - Britannica Encyclopedia of World Religions, ibid

[28] - New Catholic Encyclopedia, ibid

[29] - بدر، حبیب و سلیم، سعاد و أبونهرا، جوزیف؛ پیشین؛ ص 365

[30] - میلر، ویلیام؛ پیشین؛ ص 299 300

[31] - Chaldaean

[32] - مولند، اینار؛ پیشین؛ ص 81

[33] - سوریال عطیة، عزیز؛ پیشین؛ ص 366

[34] - بدر، حبیب و سلیم، سعاد و أبونهرا، جوزیف؛ پیشین

[35] - سوریال عطیة، عزیز؛ پیشین

[36] - مولند، اینار؛ پیشین

 

(منبع: نویسنده محمد ضیاء توحیدی از سایت پژوهشکده باقرالعلوم)

 

...... ......... ............ ............... .................. ......................

 

با تشکر از سایت دانشگاه الهیات مسیحی 222 ، " 222bc.org/academic/iran-church-history " و از محمد ضیاء توحیدی از سایت "پژوهشکده باقرالعلوم" و از سایت ( masihiyat.150m.com) و از سایت (bet-davvid.com)، سایت کلیسای نستوریان ارومیه / سایت خانه و خاطره/ سروش آذرت/ 29 مرداد ماه 1391 خورشیدی/19 جولای 2012 میلادی/