قدمت نوروز

روز اول فروردین یا "هرمزد روز" نزد ایرانیان آغاز سال نو و جشنی بزرگ و باستانی به نام نوروزاست. و این زمانی است که روز و شب برابرند و طبیعت دوره سرما را پشت سر گذرانده، موسمی معتدل را شروع میکند و زمین از خواب زمستانی بیدار شده ، جنب و جوش حیات را از سر میگیرد. بیگمان نوروز به دوران کهنی مربوط می شود که خورشید نزد اقوام هند و ایرانی ، ایزدی بزرگ بشمار میرفت.

 

نوروز میلاد کیومرث

آیین نوروز یکی از مراسم دینی مربوط به این ایزد (فرشته- یار و یاور) بوده است. در اساطیرایرانی ، نوروز جشن خلقت نخستین انسان "کیومرث" است. کیومرث در کتب پهلوی نخستین بشر و در شاهنامه به عنوان نخستین پادشاه آمده است و بنا بر این روایات، او بود که در نوروز آیین پادشاهی را رسم نهاد.

 

کیومرث در شاهنامه

 

"پژوهنده نامه باستان

که از پهلوانی زند داستان

چنین گفت که آیین تخت و کلان

کیومرث آورد ، کو بود شاه

چو آمد به برج حمل آفتاب

جهان گشت با فرّ و آیین و تاب

بتابید ز انسان ز برج بره

که گیتی دوان گشت از او یکسره

کیومرث شد بر جهان کدخدای

نخستین به کوه اندرون ساخت جای"

 

سبزه نوروزی؛

 

جمشید در تجدید رسم کیومرث

آغاز گردش اختران در افلاک از همین روز نوروز بوده است

بنا به روایات دیگر (قبل از اسلام)، آغاز گردش اختران در افلاک از همین روز نوروز بوده است. وضع این روز را به کیومرث نسبت می دهند. چنین گویند که این روز از زمان توفان مانده (توفان نوح) که بعد از استقرار کشتی در این روز، اهل سفینه بر خود مبارک دانستند که هر سال به عبادت و سرور گذرانند و این رسم مستمر بود.

 

آفتاب در روز اول فروردین به نقطه اعتدال تحویل نمود و جمشید امر کرد در آن روز جشنی عظیم کردند و آن روز را نوروز نام کرد و به تجدید رسم کیومرث پرداخت. و در بعضی تواریخ مسطور است که "چهل مناره استخر فارس" از بناهای اوست (جمشید) و آثارعدالت و رعیت نوازی در این روز از او به ظهور رسیده است.

 

جمشید قواعد نیک بنیاد نهاد و مردمان را فرمود که هر سال که فروردین نو گردد ، جشن نمایند و آن را نوروز دانند. جمشید داد بگسترد و علماء را بفرمود که روز مظالم من بنشینم ، شما نزد من آیید ، هر چه در او داد باشد ، مرا بنمایانید تا من آن کنم. و نخستین روز به مظالم نشست و "هرمزد روز" بود از ماه فروردین. پس آنروز را نوروز نام کرد و تاکنون سنت گشت.

 

نیک بختی جمشید ، پادشاهی خارق العاده

یک روایت از منصور ثعالبی است که در تاریخ خود نوشته است : جم (جمشید) امر کرد تا تختی از عاج و چوب ساج برای او بسازند و آن را با دیبا مفروش کرد و بر آن نشست و به شیاطین (دیوان) فرمان داد تا او را به روی شانه هایشان در منطقه ای که بین زمین و آسمان است حمل کنند و او را در یک روز از دماوند (کوه) به بابل بردند و آن "روز اورمزد" از ماه فروردین بود و روز اول بهار بود که آغاز سال و تجدید حیات زمان و بیداری زمین بعد از خواب زمستانی است و مردمان می گویند این روزی نو و عیدی میمون با نیرویی بیشمار از پادشاهی خارق العاده است و این روز که نوروز می خوانند عید اصلی شان محسوب می شود و از اینکه پادشاهشان به آن درجه از عظمت رسیده است و به نیک بختی آن پادشاه و توجهات دولت او که راحتی و ایمنی و سلامتی و ثروت بدیشان داده است ، خدایشان "اورمزد" را ستایش می کنند و این عید سعید را با خوردن و آشامیدن و نواختن آلات موسیقی جشن می گیرند و به شادی می نشینند.

 

انگیزه نهانی نوروز در "وندیداد"

برگزار ساختن نوروز به زعم ایرانیان ، پیوسته همراه با آداب و سنن مخصوص بوده است. در مطالعه می توان شباهتی میان آداب نوروزی و سنتهای بسیار کهن اقوام دیگر در مورد روز سالشان مشاهده کرد. البته نباید آداب نوروزی ایرانی را تقلیدی از دیگران دانست، زیرا با پیگیری و پژوهش معلوم میشود که : انگیزه نهانی و واقعی نوروز در فصل دوم " وندیداد" ذکر شده است که : ایرانیان تحت ریاست اهورامزدا گرد آمدند و جمشید اعتدال ربیعی را به اهورامزدا هدیه کرد. و به قول ابوریحان بیرونی فروهر زرتشت در نوروز با اهورامزدا پنهانی ملاقات کرد و سرنوشتهای خوشبخت به مردمان داده شد ، و به قول قزوینی در روز اول فروردین که نام خدا "اورمزد" را بر خود دارد، ایرانیان معتقد هستند سرنوشت های نیک و شاد میان مردم زمین تقسیم میشود و خیر و شر در این روز پخش میشود.

با وصفی که گذشت میتوان استنباط کرد که جشن روز سال نو و سنت مربوط به آن در حقیقت جنبه دینی باورهای ایرانی داشت و انگیزه نهانی آن تقاضای باروری زمین و دارا بودن سالی خوب و بدون آفت و بیماری و سرشار از فراوانی و نعمت بوده است.

 

نمایندگان اقوام مختلف در تخت جمشید بهنگام شاد باش نوروزی؛

 

تاریخ مکتوبی نوروز

نوروز، جشنی به دیر سالی تاریخ و آیینی که نام و نشانش با فرهنگ پارسی گره خورده است. تاریخ مکتوب ، پیشینه ی این جشن را به دوران هخامنشیان پیوند می دهد و نقوش و تصاویر برجسته ای در کنار دیگر سنگنبشته های تخت جمشید که از حضورنمایندگان طبقات چند گانه ی مردم هنگام تقدیم هدایای نوروزحکایت میکند.

 

در مورد جشن نوروز و دوران ساسانیان ما از منابع و آگاهی های بیشتری برخورداریم. بیرونی مینویسد: جشن ها شش روز به درازا میکشید. روز نخست ابتدا مردی خوش سیما در حضور شاه بار می یافت و سپس "دبیر بد" و "موبد موبدان" و "ارتشتاران" و "وزیران" و هر روز نمایندگان یکی از طبقات مردم از جمله "دهگانان" و "پیشه وران" و "بازرگانان" و "صنعتگران" و دیگر مردمان برای عرضه شاد باش به حضور پادشاه میرسیدند و هدیه ای تقدیم میکردند و هدیه ای متناسب با کار و کسب خویش می ستادند. پادشاه تاج بر سر و با پوشاک رسمی وارد تالار میشد. نخست یزدان را سپاس می گفت و خطابه ای می خواند و مراسمی برپا میشد و در انتهای مراسم ، پادشاه خطابه ای دیگر بیان میکرد.

 

جشن نوروز

باز کن پنجره ها را و بها ران را باور کن

جشن نوروز ، بدون تردید یکی از زیباترین اعیاد جهان بوده و از منطقی ترین مبداء برای آغاز سال بشمار می رود. از دیدگاه نجومی این روز مقارن با اعتدال ربیعی یعنی هنگامی است که خورشید روی مدار استوا قرار میگیرد و روز و شب برابر می شود. بهر حال روزی است که طبیعت از خواب زمستانی بیدار می شود و زندگی با فرّ و شکوه و جلال جاودانه اش آغاز میگردد و زیبایی آفرینش در والاترین چهره خود آشکار میشود.

 

اقوام آریایی بهنگام شاد باش نوروزی؛

 

از رسم های پارسیان ، نوروز چیست

ابو ریحان بیرونی در اثر ارزشمند خود از رسم های پارسیان ، نوروز چیست مینویسد : نوروز نخستین روز از فروردین ماه و پیشانی سال نو است و ششم فروردین ماه "نوروز بزرگ" باشد ، زیرا که خسروان (منظور شاهان ساسانی) بدان پنج روز، حق های خویشان و چاکران و گروه ها بگذارندی و حاجت ها روا کردندی و آنگاه بدان روز ششم (تولّد زرتشت) خلوت کردندی خاصگان را ، و اعتقاد پارسیان اندر نوروز نخستین است که اول روزی است که زمانه و بدو(پیدایش) مُلک آغازید گردیدن.

از نظر ملی و تاریخی ، نوروز باستانی زمانی است که جمشید شاه از کارهای سازندگی فارغ شده ، مردمان در آسایش و رفاه ، کشور در امنیت و آبادانی بوده و همه احتیاجات به وفور یافت می گردید، به دیوان فرمان داد که تختی زرین و جواهر نشان برای او آماده سازند و او را به هوا برند و این روز را آغاز سال نو خواندند. و فردوسی بزرگمان در اثر جاودانه خود "شاهنامه" در همین رابطه می سراید :

 

چو این کارهای وی آمد به جای

ز جای مهی ، برتر آورد پای

به فرّ کیانی یکی تخت ساخت

چه مایه برو گوهر اندر نشاخت

که چون خواستی دیو برداشتی

ز هامون به گردون بر افراشتی

چو خورشید تابان ، میان هوا

نشسته بر او شاه فرمانروا

سر سال نو ، هرمز فرودین

بر آسوده از رنج تن ، دل ز کین

چنین جشن فرخ از آن روزگار

بمانده از آن خسروان یادگار.

 

حکیم عمر خیام در نوروزنامه

اما سبب نهادن نوروز آن بوده است که چون بدانستند که آفتاب را دو دور بود یکی آنکه هر سیصد و شصت و پنج روز و ربعی از شبانه روز به اول دقیقه حمل (ماه اول بهار) باز آید به همانوقت و روز که رفته بود، بدین دقیقه نتواند آمدن، چه هر سال از مدت همی کم شود و چون جمشید آن روز را دریافت ، نوروز نام نهاد و جشن و آیین آورد و پس ازآن پادشاهان و دیگر مردمان بدو اقتدا کردند و قصه چنین است که چون کیومرث اول از ملکوک عجم به پادشاهی بنشست خواست که ایام سال و ماه را نهد و تاریخ سازد تا مردمان آن را بدانند ، نگریست که آن روز بامداد، آفتاب به اول حمل آمد. موبدان عجم را گرد آورد و بفرمود که تاریخ از اینجا آغاز کنند. موبدان جمع آمدند و تاریخ نهادند. زرتشتیان دوران ساسانی قبل از دید و بازدید نوروزی به پرستش و ستایش "دادار" یا اهورامزدا می پرداختند و شاهان هخامنشی در این روز در"تالار آپادانا" بارعام می دادند. نمایندگان کشورهای بیگانه ، گروه های مختلف به حضور پادشاه شرفیاب میشدند، هدایایی تقدیم میکردند و در برابر ارمغانی وصول میداشتند. داریوش کبیر در نوروز به معبد بابل میرفت و دست "رب النوع" بابل را می گرفت. شاهان ساسانی با شکوه و جلال فراوان، عید نوروز را جشن می گرفتند و گرامی میداشتند. پادشاه با جامه ابریشمی و زیبا در بارگاه خود بر تخت مخصوص می نشست و "موبدان موبد" با سینی بزرگی که در آن نان ، سبزی ، شراب ، انگشتر، شمشیر ، قلم و دوات بود با اسب و باز به نزد وی میرفت و نوروز را شادباش میگفت....

 

سفره هفت شین ؛ مدت جشن نوروز

مدت جشن نوروز در زمان ساسانیان یک ماه بود ولی امروزه به 13 روز تقلیل یافته است. نوروز همواره با آیین و مراسم ویژه ای همراه بوده و هست. بیست و پنج روز قبل از نوروز در برابر "تخت جمشید" هفت و به روایتی دیگر دوازده ستون از خشت خام بر می افراشتند و روی هر ستون گندم ، جو، عدس ، باقلا ، برنج ، نخود ، لوبیا ذرت ، ماش ، ارزن و کنجد می کاشتند و در ششمین روز فروردین آن را با ساز و دهل می چیدند. این سبزه ها را در میان خانه و اطاقها می پراکندند وآن را تا روز شانزدهم جمع نمی کردند. کاشت این غلات و حبوبات از آن جهت بود که هر کدام سبزتر و بلند تر میشدند، آن را به فال نیک گرفته و بیشتر زراعت آن سال را به آن اختصاص میدادند. خوشبختانه این رسم زیبای کاشتن کماکان نزد ایرانیان مرسوم است و جای ویژه ای را در سفره هفت شین تصاحب میکند...

 

شیرینیهای سنتی مخصوص نوروز؛

 

فردوسی میگوید :

 

روز نوروز در زمان کیان*

می نهادند مردم ایران

شیر و شهد و شراب و شکر ناب

شمع و شمشاد و شاهد اندر خوان

 

و بدین ترتیب بساط هفت شین را آماده می کردند.

 

*) زمان کیانیان: از کی کواد تا گشتاسب. زرتشت در زمان گشتاسب شاه میزیسته.

 

سفره هفت شین

البته عدد هفت ، رقم مقدسی بود و در بین ملتهای جهان و در اکثر فرهنگهای دینی مورد احترام بوده و هست. در آیین زرتشت به هفت امشاسپند یا فرشته بر می خوریم که نگاهدارنده جهان هستی و صفات انسانی هستند. در آیین بودا ، بودا پس از تولّد هفت ، قدم به سوی گیتی برداشت و برکت آورد. پس از سلطه تازیان (مسلمانان عرب)، نوشیدن شراب را منع میداشتند ، سفره هفت شین به هفت سین تبدیل گردید که عبارتند از:

 

1- سیب به نشان برکت و نعمت و فراوانی و آنچه نیکی است.

2- سبزه یا سبزی به نشان شادی و خرمی.

3- سمنو به نشان افزونی نان و خوراک افراد خانواده.

4- سیر به نشان دفع آفات و پاکیزگی محیط زیست.

5- سرکه به نشان تندرستی و ایمنی و پاکی و پاکیزگی.

6- سماق به نشان برکت اجاق و آشپزی خانواده.

7- سنجد به نشان عشق و ازدواج و تولید نسل.

 

و به فراخور حال ، سفره را با آیینه و شمعدان و کتاب مقدس اوستا و بعدأ با شاهنامه و حافظ و تنگ (بلوری) آب و ماهی قرمز و غیره تزیین میکردند.. .در بین دوازده روزی که بین نوروز و پایان مراسم آن یعنی سیزده بدر فاصله است ، اوقات مردم به شادی و تفریح می گذرد و البته سیزده بدر آیین ویژه خود را دارد.

 

سیزده بدر در هرات افغانستان/ 1388 خورشیدی؛

 

دید و بازدید نوروزی

بچه هاعمر به بازی و تفریح میگذرانند و اشخاص مسن تر به دید و بازدید و گردش در باغ و صحرا. در دید و بازدید البته اول به خانه بزرگترها می روند، اما کوچکترها و اشخاصی که در مراتب پایین تر قرار دارند نیز هر قدر کم اهمیت و فقیر باشند ، از طرف بزرگترها همچون اشخاص مساوی مورد بازدید واقع میشوند. نوروز بدینگونه فاصله طبقات را از بین میبرد. بوسیدن یکدیگر و بازی کردن با بچه ها... لباس نو، غذاهای لذیذ و وصول عیدی است که در اکثر موارد بصورت اسکناس تازه و سکه بوده ، سبب میگردد که کودکان و نوجوانان را بلافاصله پس از حلول سال نو ، روانه منازل اقوام ، پدر و مادر بزرگها ، عموها ، دایی ها ، عمه ها و خاله ها سازد تا ضمن عرض تبریک و تهنیت ، هدیه نوروزی خود را دریافت دارند.

 

به آب دادن سبزه های نوروزی در روز جشن سیزده بدرسیزده بدر و ریختن سبزه ها در آب جویبارها؛

 

سیزده بدر

و سیزدهمین روز نوروز که به نام "سیزده بدر" معروف است ، به انگیزه "نحسی"، مردم را به سوی باغ و صحرا و دشت (طبیعت) روانه میسازد. روز سیزدهم هر ماه "تیر" نام داشت که در اوستا و به زبان پهلوی آمده است: تیر فرشته نگهبان باران است و به کوشش او زمین پاک، از باران بهره مند میگردد.

 

گمان میرود که انتخاب روز سیزده برای بیرون ریختن سبزه ها در آب (جویبارها) برای ادای احترام به "دادار" یا یزدان است و از او می خواهند که در سالی که در پیش است ، آب و باران بسیار داشته باشند (آرزویی را داشتند).

 

هم میهنان ترکمن در جشن سیزده بدر - عکس از خبرگزاری مهرهمزیستی و هم بستگی سیزده بدر با طبیعت "دادار"؛

 

"سیزده بدر" ، اشتیاق ایرانیان به طبیعت ، گیاهان و نباتات

هدف اصلی از این رسم سیزده بدر که با سرور و شادی و رقص و آواز برگزارمی شود و با تحرک و جنبش همراه است ، علاقه و اشتیاق ایرانیان را به طبیعت ، گیاهان و نباتات را نشان میدهد.

 

چهارشنبه سوری

شب آخرین چهارشنبه قبل از حلول سال نو که به چهارشنبه سوری معروف است، آیین زیبا و خاطره انگیزی اجرا میشود. آتش افروزی ایرانیان(در محیط باز) در پیشانی نوروز از مراسم کهن است و تقریبأ تمامی جشنهای باستانی با آتش که فروغ ایزدی (روشنی ایزدی) است ، بدرقه و پیشباز میشوند. در اوستا آمده است که : فروردین یا جشن نوروز هنگامی است که "فروهرها" یا "روان های پاک نیاکان" بخاطر سرکشی بازمندگان ، از آسمان فرود آیند و ده شبانه روز در خان و مان پیشین خود بسر برند. شادروان استاد ابراهیم پورداود محقق و پژوهشگر معروف (در مورد ایران باستان) پیرامون چهارشنبه سوری بر این باور است که : این آتش افروزی به شب آخرین چهارشنبه سال ، پس از سلطه تازیان (مسلمانان عرب) است، چه ایرانیان شنبه و آدینه (جمعه) نداشتند (چون هفته نداشتند). هر یک از دوازده ماه نزد آنان بی کم و کاست سی روز بود و هر روز بنام یکی از ایزدان خوانده میشد، چون "هرمزد روز" یا "بهمن روز" یا "اردیبهشت روز" و جز اینان روز چهارشنبه یا یوم الارباغ نزد تازیان روزی شوم و نحسی بود. این است که ایرانیان این آیین آتش افروزی پایان سال را به شب "آخرین چهارشنبه" که همان غروب سه شنبه باشد ، انداخته اند تا با پیش آمد سال نو، از آسیب روز پلیدی برکنار مانند.

 

نوروز در تاجیکستان، زنان با لباسهای رنگارنگ و سبزی گندم؛

 

سامانیان تاجیکی و آتش افروزی سوری

در کهن ترین اثری که از آتش افروزی سوری یاد شده است، تاریخ بخارا با ترجمه "ابو نصر احمد بن محمد بن نصرالقبادی" است که در سال 572 اسلامی، بفارسی برگردانیده شده و به برگزاری این جشن در نیمه اول سده چهارم ق. در دربار "منصور بن نوح سامانی" اشاره ای دارد : و چون امیر سدید "منصور بن نوح" به مُلک بنشست ، اندر ماه شوال سال سیصد و پنچاه ق. بجوی مولیان فرمود تا آن سرایها را دیگر بار عمارت کردند و هر چه هلاکت و ضایع شده بود ، بهتر از آن بحاصل کردند... و هنوز سال تمام نشده بود که چون شب سوری آمد چنانکه عادت قدیم است ، آتشی عظیم افروختند...

 

از اینکه این جشن در سه شنبه شب گرفته میشود، ازاین رو است که نزد ایرانیان چنانکه نزد بسیاری از گروه های هند و اروپایی (آریاییها) شب پیش از روز بشمار می رود. در این مراسم مردم بوته ها و شاخه های درختان را در محل مناسبی آتش میزنند و از روی آن می جهند و در موقع جهیدن میگویند : زردی من از تو سرخی تو از من (در مورد این شعار میبایستی تفکر و تعمق بیشتری نمود/ به مقاله چهارشنبه سوری مراجعه کتید/ سایت خانه و خاطره)

 

منابع:

- نوشته آقای بهرام معصومی.

- به نقل از "گل و گشت کتیبه".

- نوشته ای از دکتر عبدالحسین زرین کوب در کتاب "نقش بر آب" پیرامون دید و بازدید نوروزی.

- نوشته ای از آقای امیر فریدون گرکانی.

 

.................. .................

 

چهارشنبه سوری

چهارشنبه سوری را می توان اولين جشن سال نو دانست كه قبل از رسيدن سال نو برگزار میشود و برپایی آن نشانه استقبال از سال نو بوده و به پايان آمدن سال كهنه را نيز خبر می دهد. برپایی اين جشن در چند صد سال اخير در گوشه و كنار اين مرز و بوم اهورایی ، به همراه آداب و رسوم خاص كه هر كدام نشان از باوری كهن دارد آنرا در خور تامل و توجه می سازد. از اين آداب و رسوم می توان به فالگوش نشینی، كوزه شکنی، قاشق زنی ، شال اندازی و بخت گشایی اشاره كرد. از آنسوی زرتشتيان بويژه در يزد و روستاهای اطراف آن از ديرباز در آخرين ساعات سال كهنه و پيش از دميدن آفتاب در روز اورمزد و فروردين ماه به آتش افروزی بر بام خانه آنهم بلندترين جای بام می پردازند كه بر اساس نظر محققان و انديشمندان اين عرصه ، نشانگر استقبال از فروهرهای نياكان درگذشته دارد و اين آتش افروزی با برپایی آتش در شب چهارشنبه آخر سال نمیتواند بی ارتباط باشد هر چند تغييراتی در شيوه واعتقاد به برگزاری آن رخ داده است.

 

چهارشنبه سوری، اعتقادات عامه، واژه شناسی

مراسم چهارشنبه سوری مراسمی است كه امروزه در شب آخرين چهارشنبه سال خورشيدی برگزار می گردد و با آتش افروزی و پريدن از روی آتش وگفتن اشعاری با مضمون "سرخی تو از من و زردی من از تو" انجام میپذيرد. اما توضيح واژگانی چهارشنبه سوری به اين صورت است كه واژه چهارشنبه كه یکی از ايام هفته بوده و چنانكه در كتاب المحاسن و الاضداد نوشته جاحظ بصری آورده شده: چهارشنبه در ادبيات عرب نحس و شوم عنوان شده است و همچنين در افواه و پندارهای عاميانه نيز چهارشنبه نامبارک گفته شده كه حتی سفر وعيادت مريض نيز در اين روز بد پنداشته شده و منوچهری سروده:

 

چهارشنبه كه روز بلاست باده بخور    به ساتكين می بخور تا به عافيت گذرد

 

بر اساس پندارعاميانه اين آتش افروزی شب چهارشنبه برای سپردن درد وغم و نا مباریکیهای سال كهنه به آتش و شروع سالی نو بدون درد وغم با طلب سرخی و سلامتی و بی آلایشی از آتش انجام میشده و اين خود ازهمان شعر ذكر شده كه برخی ها هنگام پريدن از آتش بر زبان می آورند، نيز هويدا است. اين باور نحوست اين شب چهارشنبه سوری چنان رسوخی در اذهان دارد كه در برخی مناطق ايران از جمله نوروز آباد ايلام ، كاشان ، تويسركان ، چهارشنبه سوری را در آخرين چهار شنبه ماه صفر برگزار می کنند (بر اساس گاه شماری یا تقویم قمری) كه اين خود شايد همان دليل نحوست چهارشنبه ادبيات اعراب را موجه مینماید ولی وقتی در آخرين چهارشنبه سال در گردش خورشيدی برگزار می شود، نمیتواند اين برگزاری فقط دليلش همين باور باشد.

 

قدمت چهارشنبه سوری

چهار شنبه سوری را برخی مرتبط به جشن نوروز به معنای "باززایی طبيعت" دانسته و كار به ايرانی بودن آن نداشته ، نوروز را نه سنتی ايرانی بلکه بين النهرینی يا حداقل بومی آسيای غربی و يا بومی در خود ايران قبل از مهاجرت آريائيان می دانند و چنان كه ذكر شد عقيده دارند جشن چهار شنبه سوری به جهت استقبال از گرما انجام می پذيرد و برخی ديگر صرفأ چهار شنبه سوری به همراه جشن نوروز را، جشنی فقط ايرانی دانسته و دلایلی بر برگزاری آن در بعد از اسلام از كتاب "تاريخ بخارا" با تاليف ابوبكر بن جعفر نرشخی (متوفی قرن چهارم هجری) آورده اند كه : امير منصور بن نوح سامانی در سال 350 هجری قمری ، جشن سوری (چهارشنبه سوری) را بنا بر عادت قديم بجای آورده است (امیر سامانی از مردم تاجیکستان بوده).

حال آنچه در اين بين مهم است ارتباط اين جشن با دين زرتشتی و زرتشتيان است.

 

چهارشنبه سوری و زرتشتيان

در اين خصوص بايد گفت كه زرتشتيان از ديرباز در پايان "چهره همسپد ميديم گاه" و سحرگاه روز بعد از آن (اورمزد و فروردين ماه) به جهت استقبال از سال نو و در ارتباط با فرود يا بدرقه فروهر درگذشتگان بر بام خانه آتش میافروختند كه اين خود باوری آیینی و اسطوره ای به همراه دارد و از ديرباز زرتشتيان اين مراسم را به انجام رسانيده اند. باور زرتشتيان كنونی آن است كه در سپيده دم روز آتش افروزی، فروهر و روان نياكان كه پنج روز پنجه يا به عبارتی با احتساب پنجه بزرگ و كوچک ، ده روز به ديدار فرزندان و خانه و كاشانه خويش و به مأمن خود باز میگردند و پاشيدن آب و آويشن پس از آتش افروزی در سحرگاه یا در سپيده دم و قبل از طلوع آفتاب بر سراسر پشت بام خانه ، نشان از وداع با فروهر درگذشتگان دارد. باور اسطوره ای آن است كه با آتش افروزی بر پشت بام هر خانواده به راهنمایی فروهرهای درگذشتگان خويش میپردازد تا به سرای خود فرود آيند و در ايام خوشی و سال نو در جوار اخلاف خود باشند.

 

جشن فروردينگان / فرودگ

كه جشن مخصوص روان و فروهر درگذشتگان است از آنان بصورت همگانی و مفصل تجليل میشود. شايان ذكر است كه در اوستا فروردين يشت پاره 9 آمده: فروهرهای (روان های) نیک توانای پاكان در هنگام همسپد ميديم از آسمان به سوی زمين فرود آيند و ده شب پی در پی از برای آگاهی يافتن از بازماندگان در اين جا به سر برند.

 

اظهارات صاحب نظران

اما روانشاد استاد پورداوود معتقد است: آتش افروزی ايرانيان در پيشانی نوروز از آيين های ديرين است و شک نيست كه افتادن اين آتش افروزی به آخرين چهارشنبه سال پس از اسلام رسم شده چون ايرانيان شنبه و آدينه نداشتند... . و روانشاد دكتر بهار نيز معتقد است : آتش افروزی و گذاشتن چراغ در كنار غذا بر پشت بام بواسطه جشن "آمدن فروهر" هاست ، تنها به اين طريق همه فروشی ها (فروهرها) می آيند نه یک تنه، بلكه همه با هم و به كمك هم میآیند واز سيلهای بهاری جلوگيری می كنند و می توانند اگر دشمنی بخواهد به بازماندگان صدمه رساند او را دفع كنند. جشن بهار را "همسپدميديم" می نامند كه جشن آمدن فروهر است و ايشان ذكر می كنند كه در گذشته هرگاه جنگ خیلی مهمی در پيش داشتند ، سعی می كردند كه جنگ را در بهار آغاز كنند ، چون فروشی ها (فروهرها) در بهار به ياری بازماندگان می آیند. (كتاب از اسطوره تا تاريخ- بهار، مهرداد، نشر چشمه 1381)

دكتر كتايون مزداپور نيز آتش افروزی بر بام ها را به هنگام استقبال از نوروز پيش از بامداد اورمزد و فروردين ماه را برگرفته از امور مقدس دانسته و ريشه اين مراسم را كه در بين زرتشتيان و همچنين در روستاهای مختلف ايران و حتی خارج از ايران(روستاهای جنوب كشور رومانی) برگزار میشود، را بهم مرتبط می داند و كلا جوهره اصلی نوروز و جشن نوروز را چون روانشاد دكتر بهار جشن ستايش و تجليل از شهادت میداند و سمنوی نوروز و حلوای سن زرتشتيان را از لحاظ واژگانی از یک ريشه دانسته و آنرا نوعی حلوا برای شهيد میداند كه در اعتدال بهاری به دنيا باز میگردد.

روانشاد استاد فروشی در كتاب جهان فروری (انتشارات كاويان 1367 صفحه 43) آورده است: اين آتش افروزی درست پيش از آغاز روزهای گاهانيك يا پنجه وه انجام میگرفته است زيرا ايرانيان برآن بودند كه فروهرهای نياكان در آغاز اين روزها به زمين فرود می آيند و بركت و نیک روزی برای خاندان می آورند. در همين روزها بود كه برای راهنمایی آنان به هنگام آغاز شب در بالای بام يا صحن خانه ها آتش می افروختند و مايه آتش را هم از آتشدان ويژه خانه فراهم می آوردند تا فروهرها راه خاندان خود را باز يابند و بسوی خانواده خود شتابند.

روانشاد دکتر بهار می پذيرد و معتقد است كه كلا آيين های نوروزی جهانی اند و نمی توان آن را منحصر به قوم و ملتی خاص دانست. در همه جای دنيا برای جشن سال نو چيزهای مشترک وجود دارد ولی اسطوره نوروزی بين النهرين قديم ، محلی و بومی است یعنی مربوط به آن سرزمين است و از جائی دیگر گرفته نشده.

 

کردستان ایران؛

 

آتش افروزی در کردستان آریایی تبار ایران

در اينجا یک نمونه زنده برپایی آتش در شامگاه نوروز در شهر سنندج و در راستای همان آتش افروزی زرتشتيان بر بام خانه ها در سحرگاه روز اورمزد و فروردين ماه اشاره می شود كه از اعتقادات مردمان اين خطه در مورد بازگشت ارواح درگذشتگان از آسمان به زمين در روز نوروز حكايت می کند.

آقاي عبدالله گروسی در مقاله جشن ها و آيين های نوروزی در مناطق ایران می نويسد: در شهر سنندج مردم اين شهر همانند تمامی مردم ده نشين و شهرنشين كرُِد از چند روز قبل به جمع آوری هيزم و سرشاخه های هرس شده درختان باغ ها بر پشت بام خانه های خويش اقدام می كنند.

 

شب نوروز سنندج کردستان

پس از فرو نشستن خورشيد در پشت كوه های بلند و دل انگيز آبيدر ، مردم به افروختن آتش بر فراز بام خود می پردازند. در اين هنگام چنانچه شخصی كه از گردنه صلوات آباد كه به شهر سنندج مشرف است به شهر بنگرد بر فراز تمامی بام ها لاله های سرخ و فروزان آتش كه برای استقبال از نوروز و ارواح درگذشتگان برپا می شود را مشاهده می كند كه اين مراسم همراه با شادمانی و نشاط افراد خانواده برپا می شود. ايشان در پاورقی مقاله يادآور شده است كه برگزاری اين مراسم از طرف مردم كردستان ترک نشده و امروزه نيزهمچنان در سراسر كردستان برگزار می شود.

 

نتیجه گیری / پریدن از روی آتش در مقوله فرهنگ زرتشتی- ایرانی نیست

آنچه از جميع اين نظرات بر میآید و با وجود آيين آتش افروزی بر بام ها كه هنوز در بين زرتشتيان روستا نشين مرسوم است درباره چهارشنبه سوری میتوان نتيجه گرفت كه بن مايه اين جشن به آتش افروزی سحرگاه اورمزد و فروردين ماه بر می گردد كه يادآور پذيرایی و راهنمایی فروهر درگذشتگان است ، ولی اينكه اين آتش افروزی به شب چهارشنبه منتقل شده و با پريدن از روی آن اشعاری با مضمونی موهن سر می دهند، ننمی تواند ربطی به زرتشتيان داشته باشد چون : اولا در گاه شماری زرتشتي باستانی ايران شنبه و چهارشنبه وجود نداشته و نيز پريدن از روی آتش بی احترامی به یکی از چهار آخشيج مقدس (ايرانی- زرتشتی) محسوب می شود.در مجموع میتوان گفت نفس آتش افروزی میتواند بازمانده آتش افروزی آخر سال زرتشتيان و همراه و هم جهت با آن تلقی شود ، ولی بردن مراسم آتش افروزی به چهارشنبه و پريدن از روی آن و خواندن اشعاری توهين آميز را نمیتوان در مقوله باور و فرهنگ زرتشتی- ايرانی گنجاند.

 

نقش مُهر گمرکات هخامنشی و داریوش کبیر به دوران 518 قبل از میلاد؛

 

نوروز جشن ملی ایرانیان

"نوروز نوآیین در راه است و خانه تکانی لازمه اش"

 

نوروز پدیده ای اهورایی ، در جمشید شاه پیشدادی تجلی یافته و بازتابش در جهان هستی به نمایش درآمده و آیین فره مندش را که ستایش نیکی و زیبایی و شادی و فروغ ایزدی است ، میبایستی گرامی داشت و به جشن نشست. آری با نیک اندیشی و نیک رفتاری و نیک گفتاری به پیشواز فروردین و بهاران میرویم و مقدمش را گرامی میداریم.

نوروز جشن ملی ما ایرانیان است. در ایران قدیم ، از آنجایی که ایران و سرزمینهای ایران و هفت اقلیم بدست ایرانی و باورهای ایرانی اداره میشد و تعصب نژادی و باورهای دینی مطرود بوده و احترام به ادیان و رسوم دیگر، سرلوحه آیین و باورهای اهورایی بود و سرمشق وظایف شاه ، و به پاس اینهمه شایستگی و پادشاهی و ظفرمندی و پیشقراولی چهل و شش اقوام مختلف ، ماهانه به جشن و ستایش و نیایش یزدان می نشستیم و تاریخ و تمدن را با دستان خود می نوشتیم.

 

جشنهای ایرانیان/ جشنهای نوروز و جشنهای مهرگان

در زمانهای قدیم 12 جشن ماهانه انجام می گرفت که مهم ترینشان جشنهای نوروز و جشنهای مهرگان بود. افزون بر این جشنهای دوازده گانه ، جشنهای دیگری هم داشتیم که یاد آور شادی و رامش و سلامتی ذهنی و جسمی جامعه آنروز روزگار ایرانزمین بود و همانطور که برای جشن های مهرگان آواز های خاصی بود.

 

آوازهای خاص نوروزی

برای نوروز هم آوازهای خاصی داشتیم و از جمله این آوازه های مشهور زمان ساسانیان میتوان از: "نوروز بزرگ"، "نوروز خردگ"، "نوروز کیقباد" و "ساز نوروز" و "باد نوروز" نام برد. از رامشگران ، خنیاگران و موسیقی دانان معروف زمان ساسانیان و دربار خسرو پرویز میتوان از : "باربد و نکیسا" و ... نام برد.

حکیم ابوالقاسم فردوسی در شاهنامه سروده :

سراینده باش و فزاینده باش

شب و روز با رامش و خنده باش

چو شادی بکاهد ، بکاهد روان

خرد(عقل و دانش) گردد اندر میان ، ناتوان

 

از سرودن این اشعار حدود هزار سال می گذرد. محتوای این اشعار که برای شاد باش نوروزی گفته شده، درس آیین زمام داریست که از طرف یزدان یا نمایندگان چهار طبقه اجتماعی آنروز ایران به شاهنشاهان ایرانی گفته میشد. این درسهای روانشناسی توده های اجتماعی ، امروزه سرمشق جوامع و تمدنهای پیشرفته است. فردوسی گوید: اگر در زندگی فردی یک شخص ، یک خانواده ، یک ده ، یک شهر یا یک اجتماع ، شادی و رامش و خوشحالی و تحرک نباشه، از روح و روان و ذهن و فکر آن شخص یا اجتماع بتدریج کاسته و زودتر فرسوده میشود و بهنگامیکه فکر و روان آدمی یا اجتماع خسته و یا زودتر فرسوده میشود، آنموقع خرد آدمی که عقل و دانش اوست یا خرد اجتماعی او یا آن جامعه، ضعیف و معلول و ناتوان و در نتیجه نمی تواند خود، سازنده خود یا خانواده خود یا اجتماع خود باشد و بقولی تاریخش را با دستهای خود بنویسد و خود را سرمشق اجتماعات همسایگان سازد و فزاینده گردد.

 

شاد باش نوروزی

از حماسه سازان سیادت ملی میهنی

حوالی سالهای هزار قبل از میلاد بود یا قدری بیشتر ولی گویند هنوز داود شاه به شاهی اسراییل نرسیده بود (شاهی و پیغمبری داود حدود 1005 قبل از میلاد بود) و کیانیان و دلیران و پهلوانان ایرانی در سرزمین های "آریاویچ" و ایران کنونی ، پادشاهی میکردند. کیخسرو فرزند سیاوش و همان پادشاهی که برای اولین بار پرچم بزرگ "درفش کاویان" را به هنگام جنگ به سپهسالار سپاه سپرد و سنتی را برپا کرد که تا زمان اواخر دوران ساسانیان برقرار بود، در زمان حیاط پدربزرگش کیکاوس که پادشاهی سالخورده و قبلأ از شاهنشاهان (شاه شاهان) بزرگ بود ، بر اورنگ شاهی ایران و هفت سرزمین نشست. مردمان به شادی و سرور و آواز دهل پرداختند و چون نوروز و شاد باش نوروزی در راه بود ، رستم دستان سیستانی با اندیشه ای نیک و با دستی پر از مهر و سیمایی بشاش و با سبزه گندم نوروزی، برای شاد باش نوروزی کی خسرو ، از سیستان به سوی بارگاه کیخسرو رهسپار پایتخت در دامنه های البرز کوه شد. گویند وقتی از دور بارگاه کیخسرو نمودار شد، باد نوشین بامدادی بهاری وزیدن داشت و کیخسرو از آمدن جهان پهلوان آگاهی یافت. او فرزانگان و خسرو زادگان را فرمود تا به آیین کیکاوس ، پذیرایی جهان پهلوان کنند و آنان چنین کردند. حکیم ابوالقاسم فردوسی صحنه های آنروزی شاد باش نوروزی رستم دستان را، چنین به ترسیم کشیده :

 

چو آمد بر شاه کهتر نواز

نوّان (شتابان) پیش شه رفت و بردش نماز

ستایش کنان پیش خسرو رسید

که مهر و ستایش مر او را سزید

بر آورد سر ، آفرین کرد و گفت

که بادی همه سالها با تخت جفت

که "هرمزد" ، یارت بدین پایگاه (هرمزد ، خداوند جان و خرد)

چو "بهمن" ، نگهدار تخت و کلاه (بهمن ، فرشته یا ایزد نماد نیک اندیشی)

همه ساله "اردیبهشت" هژیر (اردیبهشت ، فرشته نیک روی و بهترین راستی)

نگهبان تو باد "بهرام" و "تیر" (بهرام ، فرشته دور کننده بدی و تیر فرشته باران)

ز "شهریر" بادی تو پیروزگر (شهریور، فرشته نیروی معنوی و شهریاری)

به نام و بزرگی و فرّ و هنر

 

"سپندارمذ" ، پاسبان تو باد (سپندارمذ ، یا اسفند فرشته عشق و فروتنی)

خرد ، جان روشن روان تو باد

 

"دی" و "فرودینت" خجسته بواد (دی، فرشته روشنایی بی پایان و فروردین، روانهای پاک نیاکان)

در هر بدی ، بر تو بسته باد

 

از "آذرت" ، رخشنده شب ، همچو روز (آذر، رخشنده شبهای تیره گون و همچو روز)

تو شادان و ، تاج تو گیتی فروز

 

و ز "آبانت" هم کار فرخنده باد (آبان ، فرشته آب آبادانی)

سپهر روان پیش تو بنده باد

 

تن چارپایانت "امرداد" باد (امرداد ، فرشته جاودانگی و بیمرگی)

همیشه تن و بخت تو شاد باد

 

تو را باد فرخ نیا و نژاد

ز "خورداد" بادا بر و بوم شاد (خورداد ، فرشته تکامل)

 

نیایش و آرزوهای نوروزی

ای اهورا مزدا

ای خداوند دانا و توانا

به پاس این همه دهش

این همه داده های نیکی گوهر

می ستاییم تو را ، می سروریم تو را

بهنگام زایش مهرت ، آذرت ، آبانت.

در این نو آیین روز ، نوروز دل فروز

آرزومندیم ، آرزو داریم ، که در بندیم.

آرزو داریم از آن انسان دلبندت

از آن گفتار و کردار نکو چهرش

از آن راستی و درستی ، در نکو پندارش.

ای خداوند جان و خرد

حافظ تن و روان منت

در این گاه مینوی تو

بر این سفره بیرنگی تو

نیاز سوی فروهرهای نیک خود داریم

به آن شیران ، شیران اژدهاک کش

به آن یاران ، آن یاوران تندرست ، چالاک.

ای که تو خدای منی

ای که تویی ، راستی و پاکی و دادگری

ای که در این نو آیین روز ، در این نوروز دل فروز

فروغ روشنایی منی ، خاستگاه آرزوهای منی

لحظه ای بنگر احوال مرا ، حال نوروزی اعمال مرا

مرهمی ده ، مرهمی ده ، مرهمی ده از سر لطف و وفا.

 

آرزو داریم و آرزومندیم ، این نو آیین روز، نوروز دل فروز

بر همه ایرانیان و پارسی گو فرخنده باشد. نوروز خجسته باد.

 

منابع:

- برگزیده ای کوتاه شده از "نوروز، عید ملی ایرانیان"، از "سایت برساد. کام".

- برگزیده ای از جستار " بهاران را باور کن"، از امیر فریدون گرکانی.

 

کارت پستالی از جامعه زرتشتیان ایران؛

 

تاریخ "نوروز تاریخی"

 

ابر آذاری برآمد باد نوروزی دمید

وجه می می‌خواهم و مطرب که می‌گوید رسید


گوییا خواهد گشود از دولتم کاری که دوش

من همی کردم دعا و صبح صادق می‌دمید...

 

ابر آذاری برآمد باد نوروزی دمید  

وجه می می‌خواهم و مطرب که می‌گوید رسید


گوییا خواهد گشود از دولتم کاری که دوش

من همی کردم دعا و صبح صادق می‌دمید...

 

نوروز 1391 در کنار آرامگاه کوروش بزرگ در تخت جمشید شیراز؛

 

نوروز جمشیدی

نوروز و باز هم زیبایی نوروزی دیگر؛ نوروزی که بسیار از آن شنیده‌ایم و همه شکوه آن را با تمام وجود حس کرده‌ایم و می‌شناسیم. همه می‌دانیم که از نوروز در شاهنامه‌ی فردوسی یاد شده که جمشید:


به فرّ کیانی یکی تخت ساخت           چه مایه بدو گهر اندر نِشاخت

که چون خواستی دیو برداشتی           ز هامون به گردون برافراشتی

چو خورشید تابان میان هوا            نشسته برو شاه فرمانروا

جهان انجمن شد برِ تخت او            وز آن بر شده فره‌ی بخت او

به جمشید بر گهر افشاندند            مر آن روز را روز نو خواندند

سر سال نو هرمز فرودین               بر آسوده از رنج تن، دل زکین...


و این گونه بنا بر بیت‌هایی که آمد جمشید زمانی که بر تخت گهر نشان خود نشست و خورشید بر تاج سرش تابید درخشندگی چشم‌گیر آن حاضران را چنان به وجد آورد که همگان عبارت "جم شید" به معنای "جم درخشید" را هم آوا گشتند و شاه چون این جمله را شنید آن روز را که روز نخست فروردین ماه بود را، نوروز نامید؛ باری جشن رستاخیز طبیعت یا مرگ و تولد دوباره‌ی طبیعت در میان قوم هایی غیر از آریاییان چون اقوام سومری بین‌النهرینی، اکدی‌ها نیز برگزار میگشته و مراسمی ویژه برای خدایان باورهایشان در این روز اجرا می‌کرده‌اند. در اوستا واژه‌ی نوروز بیان نشده و بیشتر در نوشته‌های پهلوی زمان ساسانیان از این جشن شرح‌ها آمده حتی گواهی قطعی برای اجرای جشن‌های نوروزی در زمان هخامنشیان یا اشکانیان ، با چنان شکوهی در برگزاری جشن‌ها که در نگاره‌ های تخت جمشید به چشم میخورد، در دست نیست. به بیان دیگر نمیتوان به حتم گفت نگاره‌های تخت جمشید مراسم نوروز است یا مهرگان؛ چرا که نوروز و مهرگان گونه‌ای تقارن در طول سال با هم دارند؛

 

نوروز و مهرگان

نوروز در آغاز زمان گرما یا در اصطلاحی اعتدال ربیعی (بهاری) قرار دارد.

مهرگان در آغاز زمان سرما یا در اصطلاحی اعتدال خریفی (پاییزی) قرار دارد.

از اینکه مهرگان در زمان هخامنشیان با مراسم ویژه‌ای برگزار می گشته آگاهیم اما احتمال اینکه نگاره‌ های تخت جمشید یرای نوروز است یا مهرگان، پژوهشهایی بیش ازاین را میطلبد. هر چند میدانیم تطابق آغاز ماه با آغاز روز نزد ایرانیان سپنته و گرامی بوده است ؛ در ضمن آگاهیم که به سبب اشتباهاتی در محاسبات کبیسه و اصلاح آن در طول تاریخ گاهی، نوروز در پاییز، تیر ماه و... برگزار می ‌گردیده که با محاسبه‌های گاه‌ شماری به شکل قابل قبول امروزی درآمده است. در زمان ارشیر بابکان در پی تغییراتی که در تقویم صورت گرفت، نوروز توسط برخی در روز ششم فروردین یا خرداد روز از ماه فروردین بر پا می‌گشت که به دلیل مقارن شدن با تولد اشوزرتشت آن را نوروز بزرگ، و نوروز برپا گشته در روز نخست فروردین را نوروز خرده یا کوچک می‌نامیدند.

 

در رساله‌ی پهلوی ماه فروردین روز خرداد از حوادث بسیاری در این روز سخن رفته ؛ این روز را هبدَرو نیز نامیده‌اند و آن از باورمندی به رخداد "هفده رویداد دیگر" و در روایاتی متفاوت هفتاد و دو رویداد دیگر در این روز نشأت می‌گیرد. اما روز 6 فروردین زاد روز ابر اندیشمند گیتی، پیامبرمان اشوزرتشت در جای خود خجسته و فرخنده بوده و روزی قابل ستایش است.

 

بختیاری ها در 3 فروردین بهنگام باد نوشین بهاری نوروز و مراسم شاهنامه خوانی؛

 

ساز نوروز ، ناز نوروز از باربد موسیقیدان زبردست دوران ساسانی

روشن است که جشن و پایکوبی‌های نوروزی در زمان ساسانیان در اوج خود بوده ‌است. پس بدیهی است که در شاهنشاهی پیشرفته‌ی ساسانیان این سرور و شادی همراه با نغمه و الحان و موسیقی ترنم یافته ‌باشد. باربد موسیقیدان زبردست آن زمان یکی از سی لحن خود را به نام "ساز نوروز" یا "ناز نوروز" قرار داده و بسی از این نوروز سرایی‌ها و بهاریه‌ها که امروزه گوشه‌هایی در دستگاه موسیقی ایرانی و... پنج ‌گاه به نام نوروز صبا و نوروز خارا و ... را به نام خود ساخته‌اند همچنین است در همایون و ... آرزو دارم با این اندک آشنایی، پیرامون نوروز تلاش بیشتری برای دریافت حقیقت اندیشه‌های نیاکانمان که سرشار از تدبیر خردمندانه‌ی، فراتر از زمان بوده ، را برانگیخته باشم چرا که حقیقت ، وجود دارد فقط ما امروزیان با شواهد حاصل از کُند و کاوهای هر روزه‌ی باستان شناسی با مطالعه و اندیشیدن باید آن را برای پر فروغ شدن هر چه بیشتر آینده ‌مان دریابیم.

 

روستای سی میلی نزدیک مسجد سلیمان؛

 

شاهنامه خوانی ایل بختیاری ها در سوم فروردین

شاهنامه خوانی از دیر باز در بین ایل بختیاری وجود داشته و این فرهنگ دیرپا و جاودانه سینه به سینه به نسل امروز منتقل گشته است و در چند سال گذشته به صورت همایش های بزرگ و با حضور گسترده مردم برگزار می گردد.

 

سوم فروردین امسال نیز همچون سالیان پیش روستای سی میلی در نزدیکی مسجد سلیمان استان خوزستان پذیرای هزاران نفراز مشتاقان فرهنگ ایرانی و شاهنامه خوانی بود. این برنامه با حضور پرشور بیش از ده هزارنفراز مردم ایران دوست خوزستان و مهمانان نوروزی برگزارگردید و شاهنامه خوانان دیارمسجد سلیمان به اجرای گوشه هایی ازاثر جاودانه حکیم فرزانه استاد ابوالقاسم فردوسی پرداختند. اجرای دو قطعه از کارهای جاودانه و زیبای زنده یاد بهمن علاءالدین (مسعود بختیاری) خواننده نامدار دیار زاگرس خاطراتی خوش را برای دوستداران موسیقی بختیاری و آن مرحوم زنده کرد. پس از آن گروهی ازاستان کهگیلویه و بویراحمد به اجرای موسیقی سنتی و گروهی از شمال کشور به نواختن موسیقی محلی دیار سرسبز شمال پرداختند که با تشویق حاضرین و سپاسگزاری میهمانان مازندرانی از مردم خوزستان همراه شد.

زاگرس نشینان بختیاری؛

 

فرهنگ اصیل زاگرس نشینان بختیاری ، فرهنگ شاد مردم ایران

پوشش زیبا و رنگارنگ زنان و مردان و کودکان بختیاری نمودی از فرهنگ اصیل زاگرس نشینان ایران است که در این روز چشم مهمانان را خیره میساخت؛ در میان بخشهای گوناگون شاهنامه خوانی، نوای ساز و دهل بختیاری شور و حالی وصف ناپذیر و به فضا می بخشید که همراه با دستمال بازی و شادی مردم فضایی بسیار زیبا از فرهنگ شاد مردم ایران را به نمایش گذاشته بود. در کنار جایگاه همایش، فروشگاه محصولات فرهنگی کتاب سی دی، دی وی دی و همچنین پوشاک سنتی مردانه و زنانه بختیاری نیز دایر شده بود. علیرغم جمعیت بسیارزیاد شرکت کننده در همایش این برنامه با نظم و هماهنگی بسیار خوبی برگزار شد اما به دلیل استقبال بی مانند مسافرین نوروزی و ترافیک سنگین ماشین در راههای ورودی روستا ، بسیاری از مردم نیز نتواستند در همایش شرکت کنند.

روستای سی میلی در مسجد سلیمان؛

 

جشن نوروز ، جشن زنده کردن هویت و فرهنگ ملی ایرانیان

همایش شاهنامه خوانی بختیاری که ازساعت 14 پس از نیمروز با اجرای زنده و روح بخش سرود جاودانه ای ایران آغاز گشته بود در ساعت 7 پَسین با نواختن ساز و دهل و دستمال بازی چند هزار نفری در میان هلهله و شادی به پایان رسید. همراه با سپاسگزاری از برگزارکنندگان این همایش آروزمندیم در سالهای پیش رو ، چنین جشن هایی که زنده کننده ی هویت و فرهنگ ملی ایران زمین می باشد در سراسر پهنه ایران زمین با شکوه فراوان و حضور میلیونی مردم برگزار گردد. پاينده ايران.

 

منابع:

- نوشته ای از پريا ماوندی از سایت "کمیته بین المللی نجات پاسارگاد".

- سایت "برساد. کام".

 

- ترانه ای بختیاری از فروزنده بنام "ریشه بختیاری":

http://www.youtube.com/v/_y9hNljAf64&hl=de_DE&fs=1 :

 

- شبنم ثریا و پروانه از تاجیکستان:

http://www.youtube.com/watch?v=JcpC8GXzX7Q :

 

(پژوهش، گردآوری، تدوین از آتوسا شهریاری)

 

.................. ................. ............... ............... ............

 

نوروز و دیدار از "آتشکده های زرتشتیان"../ روز تولد "کوروش بزرگ" در هفتم آبانماه/ "نمایش نامه الهی"/

با تشکر از سایتهای "کمیته بین المللی نجات پاسارگاد"، و از "برساد.کام"، و از "گل و گشت کتیبه"، و از آقایان امیر فریدون گرکانی، بهرام معصومی، و از بازماندگان زنده یاد شادروان دکتر عبدالحسین زرین کوب، / سایت خانه و خاطره / آتوسا شهریاری و رضا زینتی/ 24 اسفند 1392 گاهشمارخورشیدی خیامی/ برابر با 15 مارچ 2014 میلادی/ 24 اسفند 3751 گاهشمار دینی زرتشتی/