با سلام.

به سایت خانه و خاطره خوش آمدید.

 

عثمانیان ، امپراتوری عثمانی

(از 1300 تا 1922 میلادی)

عثمانیان یا آل عثمان یا سلاطین عثمانی. پادشاهانی هستند که از 1300 تا 1922 / 699 تا 1342 ه.ق دولتی بزرگ تأسیس کردند. این سلسله بنام جدّ آنان عثمان بن ارطغرل منسوبند.

 

عثمان اول فرزند ارطغرل(699 ه.ق)؛ پرچم امروزی جمهوری ترکیه؛

 

1) عثمان غازی (Osmans I. Ghasis) ، عثمان اول (1281 تا 1326 میلادی) موسس سلسله عثمانیان فرزند ارطغرل

عثمان اول به سال 656 ه.ق در سکوت متولد شد و در آنجا به تأسیس سلسله عثمانی موفق گشت. عثمان سرحد ممالک روم شرقی را به سمت مغرب عقب برد و پسرش ارخان شهرهای بروسه و نقیه را گرفت و ممالک امرای کراسی را که با خاک او مجاور بودند متصرف شد و لشکریان مشهور به چری را که مدت چندین قرن وسیله عمده فتوحات سلاطین آل عثمان بودند تشکیل داد. در سال 759 ه.ق ترکان عثمانی از تنگه بوغاز داردانل گذشتند و از طرف خود ساخلوی در محل گالی پولی گذاشته به تسخیر ممالک اروپای شرقی روم شروع کردند. شهرهای ادرنه و فیلی پوپولیس چند سال بعد تسخیر شد و بر اثر فتوحات ماریتزا (1364 م.) و قوسوه (1389 م.) و نیکوپولیس و غلبه ترکان بر سواران جنگی تمام اروپا سراسر شبه جزیره بالکان به استثنای حوالی قسطنطنیه بواسطه هجوم ناگهانی امیر تیمورلنگ به آسیای صغیر و شکست سخت بایزیدخان اول در سال 804 ه.ق / 1402 م. در آنقره مدتی به تعویق افتاد. و دولتی که از شط دانوب تا نهر العاصی در شام امتداد پیدا کرده بود بر اثر یک ضربت تا مدتی دچار ضعف و ناتوانی گردید. اگر چه سلطنت سلطان محمد اول تا حدّی شکست گذشته را جبران کرد ولی چندان مورد توجه نیست تا آنکه سلطان مرادخان ثانی پس از تحکیم مواقع خود و برقراری صلح موفق گردید که ممالک عثمانی را از حملات هونیادی ملقب به امیرسیف ولایت افلاق خلاص بخشد و بوسیله فتح قطعی که در محل وارنا (1444 م.) نصیب او شد از صلیبیون عیسوی که به نقض عهدنامه اقدام کرده بودند انتقام خود را بکشید. این فتح ممالک عثمانی را از طرف شمال آسوده ساخت و از این تاریخ تا دو قرن دیگر دوره فتوحات درخشان سلاطین آل عثمانی است.

 

2) سلطان غازی ارخان (1326 تا 1359 میلادی)

فرزند عثمان اول. تشکیل لشکریان پیاده بنی چری از او بود.

 

3- سلطان مراد خداوندگار یا غازی سلطان مرادخان (1359 تا 1389 میلادی)

(گذشتن از تنگه بوغاز داردانل در دوران مرادخان بود.

 

4- سلطان یلدرم بایزید یا غازی سلطان بایزیدخان (1389 تا 1403 میلادی/ 791- 804 ه.ق.)

(شکست بایزیدخان یا بایزبد اول از امیرتیمورلنگ و خودکشی او بخاطر اسارت در قفس در 804 ه.ق.

 

0- دوران فترت (1403 تا 1413 میلادی/ 804- 816 ه.ق.)

 

5) سلطام محمد شلبی یا سلطان محمد خان (سلطان محمد اول/1413 تا 1421 میلادی)

پس از شكست و اسارت سلطان بايزيد اول توسط تیمور لنگ، تيمور امرای ممالک آسيای صغير را - كه به دست عثمانی ها بركنارشده بودند - به ممالک شان بازگردانيد و باقی مانده قلمرو کوچک عثمانی را به عنوان تيول به سليمان، پسر بايزيد اول، سپرد مشروط بر اين كه از او اطاعت كند. بدين گونه دولت عثمانی موقتاً متلاشی گشت. پس از بازگشت امير تيمور از آسيای صغير، اين سرزمين دگربار دستخوش كشمكش ها گرديد و چهار نفر از پسران بايزيد (سليمان، عیسی، موسی، و محمد) به مدت 11 سال بر سر سلطنت با هم جنگيدند، تا عاقبت محمد (سلطان محمد اول) تاج و تخت را به دست آورد و وحدت عثمانی را بازگردانيد. با سلطنت سلطان محمد اول (1423 ميلادی/ 814 هجری) در واقع دومين دوره تاريخ عثمانيان آغاز گرديد.

 

دوران سلطنت محمد اول بيشتر صرف ترميم و تحكيم دولت عثمانی و چيره شدن بر طغيان ها و نافرمانی ها شد. او اميرانی را كه با تيمور همدست شده بودند، گوشمالی داد، ونيزی ها را به جای خود نشانيد. محمد اول را پادشاهی ملايم و نيكوكار دانسته اند. از بناهای او دو مسجد، یکی به نام يشيل جامع، در بورسه یا بورسا و ديگری به نام اولو جامع، در ادرنه به جای مانده است.

 

6) سلطان غازی مرادخان ثانی (سلطان مراد دوم/1421 تا 1451 میلادی/822 یا 824 ه.ق.)

سلطان محمد اول به سال 1421 ميلادی (822 هجری) درگذشت و خبر مرگ او را تا ورود مراد دوم - كه پسر و جانشين وی بود - از سپاهيان پوشيده داشتند. مراد دوم، دوبار از سلطنت كناره گرفت و پسرش، محمد (بعدها معروف به محمد فاتح) را به جای خود منصوب كرد، اما بر اثر حمله مجارها و قيام بنی چریها (سربازان پياده نظام عثمانی) از عزلت خود بيرون آمد و به مقابله با دشمنان پرداخت. در جنگ عظيم وارنا مجارها شكست سختی خوردند و پادشاه مجارستان به نام لاديسلاوس در اين جنگ به قتل رسيد. پس از آن، مراد جنگ های ديگری را با مجارها و آلبانيایی ها در بالكان آغاز كرد كه در همه نبردها فتح و ظفر با او بود، به ويژه در جنگی كه در كوزوو ميان او و متحدين مجار و لهستامی ها و چک ها روی داد.

 

مراد دوم از سلاطين دانش دوست و فرهنگ پرور عثمانی بود و شاعران و نويسندگان و علمای دینی در دربار او بسيار محترم بودند. در دربار سلطان مراد دوم، كه علما و شعرا و موسيقيدانان تشويق و حمايت می شدند، نخستين نمونه های نثر به زبان ترُکی، كه بيشتر به صورت ترجمه بود، پديدار شد. مضمون اين نوشته ها بيشتر تفسير قرآن كريم و ترويج ايمان بود.

 

pad3.jpg (29315 Byte)سلطان محمد دوم، معروف به محمد فاتح قسطنطنيه؛

 

7) سلطان محمدخان ثانی (سلطان محمد دوم، معروف به محمد فاتح قسطنطنيه/ 1451 تا 1481 میلادی/ 855 هجری قمری)

سلطان محمد دوم (مشهور به محمد فاتح) نخستين بار دوازده ساله بود كه بعد از كناره گيری پدرش، مراد دوم، به سلطنت رسيد و هنگامی كه مراد در اول محرم 855 هجری قمری درگذشت، محمد دوم- كه در آن هنگام 19 يا 21 سال بيشتر نداشت- برای بار سوم بر تخت سلطنت عثمانی جلوس كرد. سلطان جوان هم به یک پيروزی بزرگ نياز داشت تا قدرت و نفوذ خود را تثبيت كند. بدين ترتيب، بی درنگ تهيه مقدمات برای حمله به قسطنطنيه آغاز شد. اطرافيان او از هواخواهان فتوحات تازه و بويژه برای فتح قسطنطنيه- مركز حكومت بيزانس- بودند.

 

سلطان محمد دوم، فاتح قسطنطنيه (1453 میلادی/857 هجری قمری)

قسطنطنيه در سال 330 بعد از ميلاد، توسط قسطنطين اول به عنوان پايتخت جديد امپراتوری روم، بر محل بيزانس قديم، بنا شد و نام خود را از بنيانگذار خويش گرفت. اين شهر، كه در قرون وسطی از نظر بزرگی و شكوه در اروپا نظير نداشت، هميشه در افتخارات و بدبختی های امپراتوری بيزانس(روم شرقی) سهيم بود و عاقبت روزی رسيد كه امپراتوری به اين شهر و حومه آن منحصر شده بود. قسطنطنيه به دفعات بی شمار از سوی دشمنان امپراتوری محاصره شد، اما فقط 3 بار اشغال گرديد ، و بار سوم، به سال 1453 ميلادی (854 هجری قمری) توسط سلطان محمد فاتح اتفاق افتاد.

 

قسطنطنيه شهری مستحكم بود، و با آتش يونانی از آن دفاع می شد. (آتش يونانی، جسم قابل اشتعالی است كه در واقع آتش مايع بوده و از آن برای آتش زدن کشتی های دشمن استفاده می شده است. احتمالاً محتوی گوگرد و مواد مختلف سريع الاشتعال و ماده ای از قبيل آهک بوده است كه با آب حرارت توليد می كند.) قسطنطنيه باروهای متعدد داشته و همه شهر بر روی هفت تپه در كنار تنگه بوسفور، كه اروپا را از تركيه آسيایی جدا و دريای سياه را به دريای مرمره- مدیترانه- مرتبط می كند، بنا شده بود و همچون دژی تسخيرناپذير به نظر می رسيد كه چشم انداز آن بر تعداد بی شماری از كاخ های باشكوه و برج ها و گنبدهای مجلل، اشراف داشت. قسطنطنيه در اوج اعتلای خود در قرن دهم ميلادی حدود یک ميليون نفر شهروند داشت كه تقريباً از تمام نژادهای جهان بودند. كليسای هاگيا سوفيا (مسجد اياصوفيه امروزی)، قصر مقدس امپراتوران (كه خود وسعت یک شهر را داشت)، ميدان عظيم مسابقات اسبدوانی و دروازه طلایی (مدخل اصلی شهر) از بزرگترين بناهای متعدد و رفيع آن بودند. قسطنطنيه پيش از آنكه در حملات سال 1204 و 1453 میلادی غارت شود، ذخاير هنری و ادبی غيرقابل تصوری داشت. اين شهر وقتی كه به دست عثمانی افتاد تقريباً خالی از سكنه شد، اما پس از انتقال دربار سلاطين عثمانی (یعنی: باب عالی) بدانجا، طولی نكشيد كه دوباره رونق يافت. سلاطين عثمانی نيز با برافراشتن مساجد، كاخ ها، ميدان ها ، فواره ها، حمام ها و بناهای عمومی ديگر بر آراستگی آن افزودند و قسطنطنيه بزودی از مراكز سياسی و بازرگانی بزرگ اروپا شد.

 

سلطان محمد فاتح كه در سال 855 هجری قمری (مطابق با 1451 ميلادی) بر تخت سلطنت نشسته بود، سال بعد خود را برای تصرف قسطنطنيه آماده كرد تا به آرزوی ديرين پدرانش جامه عمل بپوشاند. او قلعه محكم روم ایلی حصار را برای حمله به شهر بنا كرد و با توپخانه مجهز و عظیمی شهر را از دريا و خشکی در محاصره گرفت و سرانجام در سپيده دم روز سه شنبه 29 ماه مه 1453 ميلادی (مطابق با 857 هجری قمری) حمله را آغاز كرد و بعد از پيكار پنجاه و یک روزه، قسطنطنيه را به تصرف خود درآورد و بدينسان امپراتوری بيزانس برافتاد. اين فتح تاریخی بزرگ دولت عثمانی را در شمار دولت های بزرگ جهان درآورد و نتايج نظامی و سياسی و اقتصادی مهمی در پی داشت.

 

لحظه تاریخی تصرف قسطنطنيه را یکی از مورخان با اين جملات توصيف كرده است: سلطان محمد پس از آن كه به شهر درآمد، يكسره به اياصوفيه رفت، رو به قبله ايستاد و نماز خواند. سلطان محمد برای اين كه شهر را كه اين زمان از سكنه خالی شده بود، دوباره آباد سازد مردمان را از هرجا تشويق كرد كه بدانجا بيايند. يونانيانی را كه گريخته بودند دعوت كرد كه دوباره به شهر خود برگردند و خانه هایی در محله فنار، پيرامون قصر اسقف بزرگشان، به آنها واگذار كرد. البته به اينان اجازه نداد كه در كارهای دولتی وارد شوند. اين مهاجران شغلشان كارگری، صنعتگری، صرافی و مانند اينها بود و در امن و رفاه به سر می بردند. محمد فاتح مردمان ممالک تسخير شده مانند صرب ها، بلغارها و ارمنيان را نيز از ميهن شان به قسطنطنيه كوچ داد. به همين سبب قسطنطنيه- يا استانبول امروزی- هنوز هم شهری است كه مردمانی از نژادهای مختلف، با چهره های مختلف و زبان های متفاوت را در خود جای داده است. تشكيلات اداری هوشمندانه ای كه سلطان محمد دوم بنيان نهاد، تا قرن نوزدهم دوام يافت. قسطنطنيه در طول اين ايام شهری بزرگ و پايتخت سرزمين های خاوری مديترانه شد.

 

سلطان محمد فاتح بيرحم و خشن ، عالم و شاعر

سلطان محمد فاتح نيز، مثل بسياری از سلاطين عثمانی، شخصيت پيچيده و چندگانه ای داشت. برخی از مورخان نوشته اند: كه او مردی بود سنگدل و حسابگر و در همان حال تيزهوش و بزرگوار. به پنج زبان سخن می گفت، آثار نويسندگان يونان را می خواند و به هنر علاقه بسيار داشت. نقاش ايتاليایی جنتيله بلینی را به استانبول فراخواند تا چهره اش را نقاشی كند. برای دستگاه اداری و دولتی عثمانی موازين قانونی وضع كرد. وظايف و اختيارات سران دولت را مشخص ساخت، روابط فئودال ها را تابع قانون كرد، علما را سازمان داد، سپاه را گسترش و سروسامان داد، نيروی دريایی فراهم آورد و مسجدها و بناهای همگانی بسياری را بنيان نهاد.

 

شروع تاريخ راستين امپراتوری عثمانی با سقوط قسطنطنيه (1453 میلادی)

تاريخ راستين امپراتوری عثمانی در واقع با سقوط قسطنطنيه آغاز می شود. سلطان محمد در 1455 ميلادی (859 هجری قمری) در صربستان و سواحل دريای اژه به جنگ و فتوحات جديد پرداخت. بعد شهر بلگراد را محاصره كرد و سرانجام صربستان ضميمه دولت عثماني شد. در 1463 ميلادی ولايت بوسنی جزو متصرفات دولت عثمانی درآمد. در 1463 میلادی جنگ با ونيز ایتالیا آغاز شد كه 17 سال طول كشيد و بیرق این سلاطین درایتالیا بر فراز قصر اترانتو افراشته گردید. شبه جزیره قرم در سال 1475 میلادی تسخیر شد و جزایر دریای اژه نیز ضمیمه خاک عثمانی گردید

 

اروپاييان فتح قسطنطنيه را- كه آخرين واقعه مهم قرون وسطی است- آغاز قرون جديد می شمارند، زيرا اين فتح تأثيرات مهم و عمیقی در تاريخ، مخصوصاً در تاريخ اروپا، داشت. بدين ترتيب عثمانی ها طی یک قرن از حال چادرنشینی خارج شدند و وارث قدیمی ترين امپراتوری اروپا (امپراتوری بيزانس) گرديدند. توفيق آنان از یک طرف به سبب ضعف و نفاق رقبای آنان و از طرف ديگر ناشی از سازمان عالی ارتش آنها بود.

 

خلق و خوی متناقض و چند وجهی بسياری از سلاطين عثمانی هنوز هم ميان تاريخ نگاران موضوع بحث و جدل و حتی مايه حيرت است. سلطان محمد فاتح نماينده و نماد تمام عيار رژيم عثمانی با تمام محاسن و معايب آن بود. همت و پشتكار سكون ناپذيری وی- كه همواره نقشه های جديدی در سر داشت- گاهی با خشونتی كه حتی از رسم معمول زمان هم فراتر می رفت ، همراه بود. ولی همين مرد، در عين حال، جامع تمام كمالات و معنويات زمانه خود بود. وی در تمام عمر عشق و علاقه خود را به علوم و ادبيات اسلامی نشان داد و اين كار را نه فقط با بذل مال و حمايت علما و ادبا كرد، بلكه شخصاً نيز مردی اديب و شاعر بود. او از خود آثار منظومی نيز باقی گذاشته است كه مضامين آنها ازغزليات نيم صوفيانه و نيم عاشقانه ای كه در كلام حافظ شيرازی می بينيم، تجاوز نمی كند. نكته ای كه علاقه شديد سلطان محمد فاتح را به ادبيات فارسی نشان می دهد اين است كه به جهدی (يا : شهدی) شاعر آناطولی دستور داد كه تاريخ عثمانی را به فارسی و به سبک شاهنامه فردوسی تنظيم كند. سلطان محمد به ميراث تمدنهای كهن نيز بسيار علاقه مند بود. او به هنگام استقرار نظم و آرامش در يونان چنان تحت تأثير تمدن كهن و كلاسیک اين كشور قرار گرفت كه دستگاه مستقل اداری شهر آتن را بی هيچ تغييری بر سر جای خود باقی گذاشت و نيز جالب است بدانيم كه پذيرفت از شهر راگوز به جای خراج معمولی، كتب خطی بستانند!

 

سلطان محمد فاتح كه با فتح قسطنطنيه به امپراتوری يكهزار و يكصد ساله روم شرقی پايان داد، در طول سی سال سلطنت خود، شخصاً در 25 جنگ شركت داشت. گاهی در یک سال به چند جنگ می پرداخت. او نوزده اقليم را به سرزمين های عثمانی افزود و در منطقه آناتولی یک حكومت مسیحی باقی نگذاشت و سراسر بالكان را به تصرف درآورد. صاحب عزم و اراده ای راسخ بود و وقتی تصميم به انجام كاری می گرفت تا آن را به مرحله عمل درنمی آورد از پای نمی نشست. در اداره حكومت خشن بود. محمد ثانی قادر بود احساسات و افكار و انديشه های خويش را تا لحظه عمل پنهان نگهدارد. وقتی قصد و يا نقشه ای جنگی در سر داشت، تا لحظه اجرا، طرح آن را مخفی نگاه می داشت و بموقع و ناگهان مقصد خود را آشكار می ساخت و از اين رو هميشه دشمنان خود را سردرگم و حيرت زده می كرد. به هنگام جنگ جسور و متهور بود و به هنگام احساس خطر به منظور جلوگيری از شكست، خود را پيشاپيش لشكر می انداخت و سربازان را تشجيع می كرد. دانشمند بود و در عين حال شاعر و آزاده و دور از تعصب بود و ضمن دعوت از علما به بحث های علمی با آنها می پرداخت. از فارسی و رومی به عربی ترجمه می كرد. از علما و از پيروان هر دين و مذهبی كه در قلمرو او بودند، حمايت می كرد. در هر كجا كه دانشمند بلندپايه ای را می يافت ، برای آوردنش به استانبول دست به هر كوششی می زد.

 

سلطان محمد فاتح، به سال 1481 میلادی/ 886 هجری قمری، در پنجاه و یک سالگی درگذشت. برای حفظ انضباط در ميان سربازان، خبر مرگش را به مدت يازده روز پنهان نگاه داشتند. سند مهمی وجود دارد مبنی بر اين كه بر اثر همين پنهان كاری، جسد سلطان بو گرفت و به دستور اسحاق پاشا، پيكر او را موميایی كردند و در جامع فاتح به خاک سپردند.

 

8- سلطان بایزد ثانی (1481 تا 1512 میلادی)

 

9) سلطان سلیم خان (1512 تا 1520 میلادی)

سلطان سلیم خان اول در هشت سال پادشاهی خود ایران را مغلوب کرد و کردستان و دیاربکر را به ممالک عثمانی ملحق ساخت.

لقب امیرالمومنین برای سلاطین عثمانی از دوران سلیم خان (1517 میلادی923 ه.ق)

شام و مصر و عربستان را در سال 923 ه.ق / 1517 م. به تصرف درآوردند و بعد بر حرمین استیلا یافت و خلیفه عباسی مصر را مطیع خود ساخت و حق خلافت را به خود اختصاص داد و از این تاریخ سلاطین عثمانی لقب امیرالمؤمنین اختیار نمودند.

 

10) سلطان سلیمان خان کبیر معروف به قانونگذار (قانونی سلطان سلیمان/ 1520 تا 1566 میلادی)

سلطان سلیمان خان کبیر نیز عملیات درخشانی انجام داد و در سال 928 ه.ق / 1522 م. امرای جزیره ردس را براند و در طرف شمال شهرهای بلگراد را بگرفت و در سال 932 ه.ق / 1526 م. مجارها را در دشت موهاکن شکست سخت داد و پادشاه ایشان لوئی ثانی را با بیست هزار سپاهیان او دستگیر کرد. مجارستان مدت یک قرن و نیم از ایالات عثمانی شد. این پادشاه در سال 935 ه.ق/1529 م. شهر وینه را محاصره کرد و با گرفتن خراجی دست برداشت و بالجمله ممالک عثمانی در عهد سلطان سلیمان خان از بوداپست و ساحل دانوب تا شلاله آسوان در مصر و از ساحل فرات تا باب جبل طارق وسعت داشت.

 

ایام نکبت عثمانیان بعد از سلطان سلیمان خان کبیر

بعد از سلطان سلیمان خان ایام نکبت عثمانیان شروع شد و اولین واقعه آن شکست بحری لپانتو است در سال 979 ه.ق به دست دن ژوان امیر اطریش. سلطان مرادخان چهارم در سال 1048 ه.ق بغداد را به خاک عثمانی ضمیمه کرد و ترکان جزیره کرت و بعضی جزایر دیگر را نیز در سال 1645 م. از دست ونیزی ها گرفتند لکن در اروپا شکستهایی بدانها وارد آمد و در سال 1098 ه.ق سراسر مجارستان از تصرف ایشان خارج شد و در نتیجه معاهدات 1111 ه.ق ولایات مجارستان بکلی از زیر سلطه عثمانیان خارج گردید.

 

سرحدات عثمانی از این تاریخ تا تجزیه ای که در سال 1295 ه.ق اتفاق افتاد تغییرات فاحشی نکرد. دوره تعرض روسیه به عثمانی از سال 1150 ه.ق شروع میشود و در این تاریخ اوکزاکف و آزف از تصرف عثمانیان خارج گردید و در سال 1301 ه.ق شبه جزیره قرم محصور شد.

 

11- سلطان سلیم خان دوم (1566 تا 1574 میلادی)

12- سلطان مرادخان سوم (1574 تا 1595 میلادی)

13- سلطان محمدخان سوم (1595 تا 1603 میلادی)

14- سلطان احمدخان (1603 تا 1617 میلادی)

15- سلطان مصطفی خان (1617 تا 1618 و بعد 1622 تا 1623 میلادی)

16- سلطان گنچ عثمان یا سلطان عثمان خان ثانی (1618 تا 1622 میلادی)

17- سلطان مرادخان چهارم (1623 تا 1640 میلادی)

18- سلطان ابراهیم خان یا سلطان ابراهیم اول (1640 تا 1648 میلادی)

19- سلطان محمدخان رابع (1648 تا 1687 میلادی)

20- سلطان سلیمان خان ثانی (1687 تا 1691 میلادی)

21- سلطان احمدخان ثانی (1691 تا 1695 میلادی)

22- سلطان مصطفی خان ثانی (1695 تا 1703 میلادی)

23- سلطان احمدخان ثالث (1703 تا 1730 میلادی)

24- سلطان محمود اول (1730 تا 1754 میلادی)

25- سلطان عثمان خان ثالث (1754 تا 1757 میلادی)

26- سلطان مصطفی خان ثالث (1757 تا 1774 میلادی)

27- سلطان عبدالحمید اول (1774 تا 1789 میلادی)

28- سلطان سلیم خان ثالث (1789 تا 1807 میلادی)، 1203 ه.ق.

29- سلطان مصطفی خان چهارم (1807 تا 1808 میلادی)، 1222 ه.ق.

30- سلطان محمودخان ثانی (1808 تا 1839 میلادی)، 1223 ه.ق.

31- سلطان عبدالمجید اول (1839 تا 1861 میلادی)، 1255 ه.ق.

32- سلطان عبدالعزیز (1861 تا 1876 میلادی)، 1277 ه.ق.

33- سلطان مرادخان پنجم (1876 تا 1876 میلادی)، 1293 ه.ق.

34- سلطان عبدالحمیدخان ثانی (1876 تا 1909 میلادی)، 1293 ه.ق.

 

35- سلطان محمد رشاد یا سلطان محمد پنجم (1909 تا 1918 میلادی)، 1327 ه.ق.

محمد رشاد پسر سلطان عبدالمجید اول بود. او بعد از مرگ برادرش سلطان عبدالحمید دوم در سال 1909 میلادی تاجگذاری کرد. او در سیاست و امور کشورداری آگاه نبود و در اواخر جنگ جهانی اول در سال 1918 میلادی و در سن 73 سالگی درگذشت.

 

pad30.jpg (33434 Byte)سلطان محمد وحید الدین (Sultan Mehmed Vahiduddin

 

36- سلطان محمد وحید الدین یا سلطان محمد ششم (1918 تا 1922 میلادی)، 1336 ه.ق.

محمد پنجم آخرین سلطان عثمانی است. او بعد از برادرش محمد رشاد جانشینش شد. در سال 1922 میلادی مصطفی آتاتورک که رهبری مجلس موسسان ترکیه را بعهده داشت، نظام سلاطین عثمانی برچیده شد و محمد ششم به جزیره مالت در دریای مدیترانه به تبعید رفت.

 

37- سلطان عبدالمجید ثانی 1341 ه.ق.

38- سلطان عبدالعزیز ثانی 1342 ه.ق.

 

متابع:

- رجوع شود به "آل عثمان" و "معجم الانساب"، ج 2 . ص 139-140 شود.

- سایت "لغت نامه دهخدا.اُرگ" یا " loghatnaameh.org".

- سایت "almashriq.hiof.no".

- سایت "forums.taleworlds.com".

- سایت ترُکی "guzel.osmanlicamiz.com".

- نوسته ای محسن ميرزایی از سایت "روزنامه ایران" یا " magiran.com".

- سایت " rasanehd.blogfa.com".

 

.................. ................. ...............

 

ترکیه در گُذر تاریخ

 

پشت پرده فروپاشی امپراطوری عثمانی + تصاویرامپراتوری عثمانی و ایالت های دست نشانده در قرن 16 تا 17 میلادی؛

 

آناطولی آسيای صغير ، تركيه امروزی

آناطولی آسيای صغير يا تركيه امروزی از كهنترين سرزمينهای مسكونی جهان و همچنين زادگاه تمدن يونانی است. از حدود دوهزار سال پيش از ميلاد پيوسته كشور گشايان منطقه برای دست يافتن بر تركيه فعلی با يكديگر در كشمكش بوده اند، که از جمله مهمترين آنها می توان به مادها و هخامنشيان، يونانيان، روميان و اشكانيان اشاره نمود. در قرن هفتم پيش از ميلاد، يونانيان تركيه فعلی را به تصرف خود در آورده و با ايران همسايه شدند. آنها شهرهای مهمی از جمله بيزانس يا استانبول فعلی را بنيان نهادند. امپراطوری روم در سال196 پس از ميلاد بر اين سرزمين تسلط يافت. در سال 395 ميلادی با تجزيه دولت روم به دو امپراطوری روم شرقی و روم غربی، تركيه قسمتی از روم شرقی يا بيزانس گرديد.

 

پايتخت دولت بیزانس یا روم شرقی شهر بيزانس بود. اين امپراطوری در طی سالهای 395 تا 1453 میلادی حيات داشته و بيش از 80 تن در آن حكومت راندند. حوزه تسلط امرای روم شرقی بر تركيه متغير بود و خاک تركيه بطور مطلق در تصرف آنان قرار نداشت. چنانكه در اواخر فقط ناحيه تراكيا در تركيه فعلی جزو بيرانس بود.

 

در قرن يازدهم ميلادی پادشاهی سلاجقه روم كه حاكمان آن از خاندان سلجوقيان بودند، در قسمتی از تركيه فعلی و قسمتهایی از نواحی اطراف آن (از جمله سوريه و فلسطين) مستقر و مستحكم گرديدند. بر روی هم تا قبل از قرن چهاردهم، آناطولی دارای وحدت سياسی و نژادی نبود و در هر گوشه آن اميرنشينها يا دولتهایی وجود داشتند. در اواخر قرن سيزدهم مقارن ضعف دولت سلاجقه روم، ممالک مستقل چندی در آسيای صغير تشكيل يافت كه مهمترين آنها خان نشینی ترُكان قره مان اوغلو و یکی ازكوچكنرين آنها خان نشینی ترُكان عثمانی بود.

 

ترُكان عثمانی در اواسط قرن دوازدهم به آسيای صغير مهاجرت كردند که رياست آنان را در آنزمان ارطغرل بعهده داشت. با مرگ ارطغرل، فرزندش عثمان (عثمان اول) بعدها رياست خاندانش را برعهده گرفت. وی در آغاز تابع سلاجقه روم بود ولی با زوال آن امپراطوری در سال 1299 میلادی، اعلام استقلال كرده و ممالک تحت نفوذ خود در شمال غربی آناطولی را توسعه داد. وی اولين پادشاه از سی و هفت پادشاه خاندان عثمانی است كه جمعأ طی سالهای 1922 تا 1299 میلادی حكومت راندند. در اواخر عمر عثمان، شهر بورسا فتح گردیده و به پایتختی برگزيده شد.

 

با مرگ عثمان در سال 1326 میلادی، فرزند ارشدش اورحان به خلافت رسيد. وی سازمان ارتش را اصلاح كرد و در جنگها آندرونيكوس سوم امپراطور بيزانس را مغلوب نمود و نواحی وسیعی را در آسيای صغير فتح كرد. در زمان اورحان عثمانيان برای اولين بار (بعنوان کمک به يوحنای ششم امپراطور بيزانس) پای به اروپا نهادند. از سال 1365 میلادی شهر ادرنه به پایتختی برگزيده شد.

 

سومين خليفه عثمانی مراد اول مقدونيه و صربستان را گرفت و امپراطور روم شرقی را خراجگذار خود نمود و از اين زمان اروپا هدف اصلی عثمانيان گردید. در اواخر قرن چهاردهم و اوايل قرن پانزدهم، عثمانی مانند ساير نواحی غرب آسيا مورد حمله تيمورگوركانی (تيمورلنگ) واقع شده و در سال1402 میلادی بايزيد اول اسير او گرديد و بهمين خاطر دولت عثمانی متلاشی گشت. تيمورلنگ متصرفات اروپایی عثمانيان را به سليمان پسر بايزيد سپرد.

 

پس از بازگشت امير تيمور از آسيای صغير، چهار تن از پسران بايزيد(سليمان، عیسی، موسی و محمد) بر سر بدست آوردن حكومت به جنگ پرداختند تا سرانجام پس از11 سال، در سال 1413 میلادی محمد به پيروزی دست يافت و به سلطنت خود ادامه داد.

 

در سال 1453 میلادی محمد فاتح خليفه وقت شهر قسطنطنيه (استانبول فعلی) را فتح نموده و آنجا را پايتخت خود قرار داد و بدين صورت پرونده امپراطوری روم شرقی (بيزانس) بسته شد. سلطان محمد فاتح بيشتر بالكان و همچنين نواحی عظيم ديگری را گرفته و به امپراطوری عثمانی افزود. در دوران بايزيد دوم، پسر و جانشين محمد فاتح، اختلاف ميان عثمانی و مصر بالا گرفت و سرانجام آن سرزمين به تصرف عثمانيان درآمد.

 

در نيمه اول قرن شانزدهم سرزمينهای وسيع ديگری از جمله الجزاير، مجارستان، والاكيا (والاشی)، مولداوی، سوريه و... به اين امپراطوری پیوست. همچنين در زمان سليمان کبیر در اواسط قرن شانزدهم عراق و بغداد بدست عثمانيها افتاد.

 

در همان زمان، دولت عثمانی در همسایگی دو كشور مقتدر قرار داشت یکی دولت اتريش در اروپا و ديگری دولت صفوی در ايران. طی قرون هفدهم بتدريج قسمتهایی از متصرفات اروپایی عثمانی از دست رفته و بوسيله اتريش اشغال شد. همچنين در اين دوران، عثمانی همواره مشغول جنگهای شديدی با همسايگان و شورشيان بود. در قرن هفدهم علمای دینی غالبأ در اداره امور امپراطوری اعمال نفوذ می كردند. همچنين در آن قرن شورشهای فراوانی در اقصی نقاط امپراطوری بوقوع پيوست. متصرفات عثمانی در اوج عظمت شامل كشورهای فعلی تركيه، سوريه، عراق، اردن، لبنان، فلسطين، مصر، قسمتهای كناره مديترانه در افريقای شمالی، قسمت اعظم بالكان و دهها منطقه كوچک و بزرگ ديگر بود.

 

از اوايل قرن هجدهم جنگهای طولانی روس و عثمانی آغاز شد. اولين جنگها طی سالهای 1710 تا 1711 میلادی به تحریک پادشاه مخلوع سوئد كه به عثمانی پناهنده شده بود، ميان دو كشور روس و عثمانی درگرفت كه به پيروزی ترُک ها منجر گرديد. جنگهای بعدی نيز كه در سالهای 1732 تا 1733 میلادی روی داد، متضمن خطری برای عثمانی ها نبود.

 

بعد از سال 1739 میلادی تا چند دهه آرامشی نسبی برای امپراطوری بوجود آمد. از سال 1768 میلادی با اعلان جنگ عثمانی به روسيه، تضعيف واقعی امپراطوری شدت گرفت. طی اين جنگ قوای روسيه در بلغارستان پيش رفتند تا سرانجام پيمان كوچک قينارجه در سال 1774 میلادی به آن خاتمه داد. بموجب اين پيمان، كريمه كاملا از عثمانی جدا شده و در سال 1783 میلادی به روسيه متصل گرديد. در طول قرن هجدهم ميان عثمانی و دول مقتدر اروپایی (فرانسه، انگلستان، هلند، سوئد و دانمارک) روابط خوبی برقرار بود.

 

در سالهای اوليه قرن نوزدهم جنگهای جديدی ميان روس و عثمانی اتفاق افتاد كه در سال 1812 میلادی منجر به عقد قرارداد بخارست كه موجب واگذاری سرزمين بسارایی به روسيه شد، گرديد. در طی سالهای 1820 تا 1830 میلادی شورش يونانيان برعليه امپراطوری عثمامی اتفاق افتاد و منجر به استقلال آن سرزمين گرديد. در همان سالها جنگ جديدی با روسيه درگرفت كه با انعقاد پيمان آدريانوپل پايان يافت. در حقيقت دسیسه ساير دول مقتدر اروپایی بود كه موجب تضعیف عثمانی در همان دوران ها شد.

 

عثمانی در سال 1830 میلادی قراردادهای جديدی در زمينه امتيازات كاپيتولاسيون با آمريكا، بلژيك، پرتغال و اسپانيا منعقد ساخت. در سال 1849 میلادی براساس پيمان بالتاليمان كه با روسيه منعقد گرديد، حاكميت عثمانی در اميرنشينهای مولداوی و والاكيا از بين رفته و حوادث بعدی منجر به آغاز جنگهای كريمه در سال 1853 میلادی شد. اين جنگها كه ميان عثمانی، انگلستان، فرانسه و ساردنی با روسيه درگرفت سرانجام با شكست نسبی روسيه پايان يافت. بموجب پيمان پاريس كه در سال 1856 میلادی انعقاد يافت تماميت ارضی عثمانی تأمين شد اما در واقع راه برای مداخلات بعدی روسيه، فرانسه و انگلستان باز شد.

 

در سال 1862 میلادی دولت عثمانی توانست حاكميت خود بر مونتنگرو و هرزگووين را بار ديگر بدست آورد اما در عين حال صربستان و دو اميرنشين كرانه رود دانوب كه از سال 1861 میلادی متحد بودند، در سال 1865 میلادی با يكديگر مستقل شدند. شورشهای بلغارستان در سال 1877 میلادی سبب جنگهای جديدی ميان روسيه و عثمانی گرديد كه سرانجام پيمان سان استفانو كه يكطرفه و به سود روسيه بود در سال 1878 میلادی به آن خاتمه داد. در سال 1878 میلادی با تشكيل كنگره برلين صربستان، مونتنگرو و رومانی از تصرف عثمانی خارج شده و بلغارستان نيز نيمه مستقل گرديد. نواحی قارص و باتومی (باطوم) نيز در قفقاز به روسيه واگذار شده و بريتانيا حق اداره قبرس را بدست آورد. ديگر حوادث مهم تاريخ عثمانی در قرن نوزدهم، جنگ با يونان در1897 میلادی و دادن خودمختاری به جزیره كرت در 1898 میلادی می باشد.

 

در قرن بیستم و در سال 1909 میلادی بلغارستان كاملأ مستقل شد و نواحی مختلفی نيز به اتريش واگذار گرديد. در سال 1911 میلادی طی جنگی كه ميان عثمانی و ايتاليا درگرفت، طرابلس غرب (قسمتی از لیبی فعلی) از دست امپراطوری عثمانی خارج شد. جنگهای بالكان كه در طی سالهای 1912 تا 1913 میلادی ميان عثمانی با بلغارستان، يونان و صربستان درگرفت، قسمت اروپایی كشور را به تراكيای شرقی محدود ساخت. در سالهای دهه اول قرن حاضر روابط عثمانی با آلمان بتدريج پيشرفت كرد و بهمين خاطر دولت عثمانی در سال 1914 میلادی، اولين سال شروع جنگ جهانی اول به متفقين اعلام جنگ داد. در نتيجه روسيه و انگلستان بمنظور تصرف سرزمينهای عثمانی با هم متحد شدند.

 

در اين ضمن اقدامات متفقين برای ورود از راه دريا و خشکی به چاناک قلعه با شكست مواجه شد و قوای متفق در آن ناحيه شكست سختی از ترُک ها به رهبری مصطفی كمال پاشا خوردند. اما عمليات مشترک قوای فرانسه و انگلستان در فلسطين و سوريه و لبنان و جنگهای متعدد انگلستان در عراق و بين النهرين، سرانجام اين سرزمينها را از حاکمیت عثمانی خارج ساخت. در ضمن در اين دورانها روسيه در آناطولی شمال شرقی پيشرفت زيادی كرده بود، اما با وقوع انقلاب كمونیستی در آن كشور سرزمينهای اشغالی يا شمال شرقی آناطولی به اضافه قارص اردهان و باتومی به امپراطوری تضعيف شده مسترد گرديد.

 

جنگ با دول ديگر متفق نيز با انعقاد پيمان متاركه مودروس خاتمه يافت. در نتيجه قسطنطينه به اشغال قوای متفقين درآمد. فرانسه نيز قسمتهایی از سوريه و لبنان را تصرف كرد و سپاهيان بريتانيایی در ساير مستعمرات عربی آسيایی عثمانی مستقر شدند.

 

در ضمن نواحی كوچکی در خاک تركيه فعلی نيز به تصرف ايتاليایی ها و يونانيان درآمد. سرانجام دولت عثمانی در سال 1920 میلادی پيمان ننگین سور را كه مقرر می داشت مناطق مختلف عثمانی از آن تجزيه شوند را امضا نمود كه با مخالفت شديد مليون به رهبری مصطفی كمال پاشا نخست وزير روبرو شد. در طی سال 1920 میلادی دولت مركزی امپرطوری بتدريج نظارت خود بر آناطولی را نيز از دست داد. در اين ميان دولت و مجلسی نيز از سوی مليون در شهر آنكارا تشكيل يافته بود. مليون در سال 1920 میلادی به قوای مستقر متفقين در آناطولی حمله كردند و با شوروی یک پيمان ارضی منعقد ساختند. در اين اثنا يونانيان به تحریک متفقين از پايگاه خود در ازمير به مليون حمله برده ولی شكست خورده و از خاک تركيه بيرون رانده شدند.

 

خلع سیاسی خاندان عثمانی (1922 میلادی)

در اول نوامبر سال 1922 میلادی حكومت ملیون در آنكارا سلطان را خلع كرد و به اين ترتيب عمر حكومت سياسی 623 ساله خاندان عثمانی به سر آمد ولی پسر عمومی خليفه محمد ششم، بنام عبدالمجيد بعنوان خليفه روحانی تا سال 1924 میلادی باقی ماند سپس اين منصب هم از بين رفت.

 

حكومت جمهوری و لاییک مصطفی كمال پاشا معروف به آتاتورک- پدر ملت ترُک (1923 میلادی)

معاهده لوزان كه در سال 1923 میلادی منعقد گشت حدود تركيه را مشخص و تضمين كرد. در ماه اكتبر سال 1923 میلادی حكومت جمهوری به رياست مصطفی كمال پاشا (آتاتورک- پدرملت ترُک) رسمأ اعلام گرديد. در سال 1924 میلادی قانون اساسی جديدی وضع گرديد و از آن پس آتاتورک اصلاحات خود را آغاز کرد. حزب خلق تنها حزب قانونی براساس قانون اساسی بود. در مدت چهارده سال حكومت آتاتورک، تغييرات و اصلاحاتي ریشه دار در تركيه صورت گرفت. در مدت چهارده سال حكومت سياست ضد دینی خود را شديدتر كرد و مناصب دینی را از بين برد و مقرراتی در مورد مدل لباس ترُكان بوجود آورد. از سال 1926 میلادی قانون مدنی سوییس، قانون جزای ايتاليا و قانون بازرگانی آلمان در تركيه بمورد اجرا درآمد. در سال 1928 میلادی با تفکیک دين از سياست، رسميت دين اسلام لغو و الفبای لاتين بجای الفبای عربی رسميت يافت. در سال 1934 میلادی زنان حق رای و آزادی يافتند.

 

درگذشت مصطفی كمال پاشا آتاتورک (1938 میلادی)

عصمت اينونو از حزب خلق جانشین مصطفی كمال پاشا آتاتورک (1938 تا 1950 میلادی)

در سياست خارجی، تركيه راه دوستی با همسايگانش را در پيش گرفت و همچنين در پيمانهایی وارد شد. در سال 1938 میلادی با درگذشت آتاتورک تغييراتی در وضع حكومتی تركيه حاصل شد و عصمت اينونو رهبر حزب خلق به رياست جمهوری رسيد. در سال 1939 میلادی نزاع كهنه سوريه و تركيه بر سر ناحيه و خليج اسكندرون سرانجام با الحاق آن ناحيه به تركيه پايان يافت.

 

ترکیه در جنگ جهانی دوم (1939 تا 1945 میلادی)

در جنگ جهانی دوم و طی سالهای 1939 تا 1944 میلادی، تركيه بی طرفی خود را حفظ كرد ولی فشار متفقين موجب شد كه تركيه در ژانويه سال 1945 میلادی به آلمان و ژاپن اعلان جنگ بدهد. در همان دوران تورم ناشی از برنامه تسليحاتی تركيه، سبب وضع مالياتهای سنگینی شد. پس از پايان جنگ بر سر اختلافاتی كه ميان تركيه و شوروی بر سر دو تنگه بسفر و داردانل روی داد، روابط سياسی دو كشور سخت تيره گرديد.

 

در انتخابات سال 1950 میلادی عصمت اينونو شكست خورد و جلال بايار رهبر حزب دموكرات به رياست جمهوری رسيد و عدنان مندرس نيز نخست وزير شد. وی سرمايه گذاری خارجی را تشويق و در سال 1954 میلادی صنعت نفت را از صورت ملی خارج نمود. در دهه ششم قرن بیستم تركيه به عضويت چند سازمان نظامی و تدافعی درآمد. در نوامبر سال 1957 میلادی، جلال بايار و عدنان مندرس در مقامهای خود ابقا شدند.

 

اعلام حكومت نظامی در ترکیه (آوریل 1960 میلادی) ؛ كودتای نظامی به رهبری ژنرال گورسل (27 مه 1960 میلادی)

استبداد و فساد حكومت در سال 1960 میلادی به اوج خود رسيد و تمام آزاديها از بين رفت و ترور شدت گرفت (از جمله به جان اينونو سه بار سوءقصد شد). در ماه آوريل همان سال تظاهراتی در استانبول و آنكارا آغاز گرديد و بهمين خاطر دولت اعلام حكومت نظامی نمود و بوسيله نيروهای مسلح، تظاهرات را درهم شكست. در بيست و يكم ماه مه 1960 میلادی، تعدادی از افسران جزء ارتش دست به اغتشاشاتی زدند و در بيست و هفتم ماه مه 1960 میلادی دولت مندرس با یک كودتای نظامی كه از طرف كميته وحدت ملی به رهبری ژنرال گورسل فرمانده سابق نيروی زمینی صورت داده شده بود، سرنگون گرديد و اين كميته قدرت را در دست گرفت. دو رور بعد از كودتای ژنرال گورسل، او جانشين رییس جمهور و نخست وزير گرديد. مندرس و چند نفر ديگر نيز پس از یک محاكمه اعدام شدند.

 

اختلافات بخاطر جزیره قبرس ميان تركيه و يونان

در دهه های اخير اختلافات شديدی بر سر قبرس ميان تركيه و يونان بروز نمود. جو سياسی تركيه همواره پس از آتاتورک متشنج بوده است. در سال 1965 میلادی دولت عصمت اينونو سقوط كرده و سليمان دميرل رهبر حزب عدالت در انتخابات پيروز و نخست وزير شد. در سال 1966 میلادی با مرگ ژنرال گورسل، ژنرال سونای بجای وی به رياست جمهوری رسيد.

 

در سال 1971 میلادی با استغفای سلیمان دميرل، نيهت اريم به نخست وزيری رسید. دولت همواره ميان سليمان دميرل و بولنت اجويت منقسم بوده و همواره ميان دو رهبر و احزابشان درگيريهای شديدی وجود داشته است. در سال 1974 میلادی قسمتی از خاک قبرس به بهانه حمايت از ترُكان مقيم آن سرزمين توسط قوای ترُکیه اشغال شد و بهمين خاطر كنگره آمريكا برای مدتی تمام كمكهای نظامی خويش به تركيه را قطع كرد. اين تحريم بعدا در سال 1978 میلادی لغو شد.

 

کودتای محدد نظامیان به رهبری ژنرال كنعان اورن (1980 میلادی)

ترور و خشونتهای سياسی ميان مخالفان و احزاب سياسی گوناگون شدت گرفت و بهمين خاطر از سال 1979 میلادی در 19 استان مهم اعلام حكومت نظامی شد. در سال 1980 میلادی نظاميان به رهبری ژنرال كنعان اورن دست به كودتا زده و دولت دميرل را سرنگون ساختند. دميرل و دهها سياستمدار ديگر بطور موقت دستگير شدند و اداره حكومت تركيه را ژنرال كنعان اورن از طرف شورای شش نفره نظامی به عهده گرفت.

 

محاکمه ژنرالهای کودتای چی (2010 میلادی)

در سال 2010 میلادی دولت رجب طيب اردوغان در سالگرد كودتای نظامیان رفراندومی برگزار كرد كه با رای مثبت مردم‌، مصونيت قضایی نظامیان لغو شد. تاكنون صدها افسر و ژنرال ارتش تركيه به دليل كودتا عليه دولت سليمان دميرل در سال 1980 در زندان به سر می‌برند. ژنرال ايشيك كوشانر، فرمانده كل ارتش تركيه و برخی از همقطاران او چهار ماه قبل (2010 میلادی) از سمت خود استعفا دادند. همچنين ژنرال بيلگين بالانی به اتهام تلاش برای كودتا در سال 2003 میلادی، در زندان به سر می‌برد. به‌تازگی نيز دو نفر از ژنرال‌های تركيه به اتهام راه‌اندازی سايت عليه دولت اردوغان راهی زندان شده‌اند.

 

آتاتورک در وصيتنامه‌ای به نظامیان گفته بود: هر زمان اوضاع كشور را آشفته ديديد و اركان آن را فاسد تشخيص داديد، فورا كودتا كنيد و زمام امور را در دست‌ گيريد و پس از برگرداندن اوضاع به حالت عادی یک دولت غيرنظامی سر كار بياوريد و خود از حكومت كنار بكشيد. اين وصيت آتاتورک سبب‌ساز اين شد كه ارتش تركيه به زعم خود اركان حكومت را فاسد تشخيص دهد و دست به كودتا بزند. نظاميان ترُک مدعی هستند كه در 12 سپتامبر 1980 میلادی به اين نتيجه رسيدند كه بايد به وصيت آتاتورک جامه عمل بپوشانند. كودتای سپتامبر 1980 میلادی به دستور فرمانده ارتش وقت تركيه به وقوع پيوست. اين كودتا بعد از كودتاي 27 مه ‌1960 میلادی و كودتای سفيد 12 مارس 1971 میلادی سومين مداخله آشكاری بود كه باعث شد نظاميان مسلح در جمهوری تركيه قدرت را در دست گيرند.

 

منابع:

- سایت " rasanehd.blogfa.com".

- سایت "باختر.اُرگ" یا "bakhtar.org".

 

(این نوشتار تکمیل خواهد شد: سروش آذرت/ 19 شهریور 1392 / 10 سپتامبر 2013 میلادی)

 

 

(پژوهش، گردآوری، تدوین و پیرایش از سروش آذرت: 18 شهریور 1392 / 9 سپتامبر 2013 میلادی)

 

.................. ................. ............... ............... ............

 

با تشکر از "لغت نامه دهخدا.اُرگ" یا " loghatnaameh.org سایت "almashriq.hiof.no"، و از سایت "forums.taleworlds.com"، و از محسن میرزایی از سایت "روزنامه ایران" یا " magiran.com"، و از سایت "guzel.osmanlicamiz.com"، و از سایت " rasanehd.blogfa.com" سایت " rasanehd.blogfa.com" و از سایت "باختر.اُرگ" یا "bakhtar.org" / سایت خانه و خاطره / سروش آذرت / 19 شهریور 1392 / 9 سپتامبر 2013 میلادی/