با سلام.

به سایت خانه و خاطره خوش آمدید.

 

سوشیانت (سوشیانس ، موعود ، منجی)

 

سوشیانت زرتشتی با معاونان خود ( 15 زن و 15 مرد)؛

 

سوشیانس موعود رستاخیز ، ای بزرگ‌ترين آرزو بيا ، زودتر بیا

در آموزه های زرتشتی مساله موعود آخرالزمان ارتباط تنگاتنگی با مساله زمان کرانه مند یا همان هزاره ها دارد. در باورهای زرتشت و بر اساس کتابهای دینی پهلوی "جهان به چهار دوره 3000 ساله تقسیم می شود. این 12000 سال در واقع زمان کرانه مندی است که طبق پیمان اهورا مزدا و اهریمن برای کارزار از زمان بیکران جدا شده است ".

 

زمان کرانه مند 12000 ساله

- در 3000 سال نخست: دوران خلق مینوی، حمله نافرجام اهریمن، پیشنهاد زمان آمیختگی نه هزارساله اهورامزدا و قبول اهریمن، است.

- در 3000 سال دوم: جهان از حالت مینوی به حالت گیتوی و دنیوی آفریده شد.

- در 3000 سال سوم: دوره آمیختگی و حمله اهریمن به دنیا و آوردن پلیدی و مرگ است. و در پایان این دوره سوم است که زرتشت به دنیا می آید.

- در 3000 سال پایانی زمان کرانه مند: دوره ای است که در آغاز آن زرتشت به بهدینی الهام می یابد.

 

گات ها ، بخشی از اوستا

در گاتها (بخشی از اوستا که به خود زرتشت منتسب است) واژه سوشیانت که صفت فاعلی آینده ، به معنای "کسی که سود می رساند" است، دو گونه کاربرد دارد. گاه به صورت مفرد که مرُاد از آن بنابر گفته بسیاری از محققین خود زرتشت است و گاه به صورت جمع که مرُاد از آن ایفای معنایی وسیع تر و برای کسانی است که پس از وی خواهند آمد تا فرا رسیدن فراشگرد(رستاخیز) را یاری دهند که منظور همان منجی پایانی است.

 

هوشیدر ، هوشیدرماه ، استوت ارت پسران اشو زرتشت

ظهور هوشیدر(اولین منجی) در پایان هزاره اول (در مرحله چهارم زمان کرانه مند و در واقع در پایان هزاره دهم)، ظهور هوشیدرماه (دومین منجی) در پایان هزاره دوم (در مرحله چهارم زمان کرانه مند و در واقع در پایان هزاره یازدهم)، ظهور استوت ارت (سوشیانت، موعود آخر) در پایان هزاره سوم (در مرحله چهارم زمان کرانه مند و در واقع در پایان هزاره دوازدهم)، از وقایع این دوره است. و بالاخره در پایان هزاره سوم، زمان فرشوکرتی یا فراشگرد (رستاخیز، پایان خوش جهان) فرا می رسد. زمانی که طبق آموزه های زرتشتی در آن دنیا دوباره زنده خواهد شد و اهریمن کاملا شکست می خورد.

 

در کتابهای اوستا به موضوعاتی از قبیل ذکر نام سه موعود، کیفیت تولد سوشیانت در هزاره پایانی جهان، چگونگی نگهداری نطفه زرتشت در دریاچه کیانسه ، نامهای سه موعود، نام مادر و یاران سوشیانت اشاره شده است.


قبل از پرداختن به سایر بخش های اوستا
ذکر این نکته لازم است که با توجه به اینکه تاریخ دقیق هیچ یک از بخش های اوستا برای ما معلوم نیست، نمیدانیم افسانه سوشیانت چه مدت پس از مرگ زرتشت بدین شکل درآمده است و آنچه مسلم است این است که این اسطوره کم کم و در طول تاریخ تکامل دین زرتشتی به شکل بعدی آن، پرورده شده است.

 

کتاب دینکرد ؛ نیروسنگ ایزد روشنی و زور ؛ دریاچه کیانسه ؛ ایزد آب ها ناهید

در کتاب دینکرد: زرتشت سه بار با همسرش "هووی" نزدیک شد و هر سه بار نطفه او بر زمین ریخت. "نیروسنگ" ایزد روشنی و زور آن نطفه را بگرفت و به ایزد آناهید سپرد تا نگهداری کند. و 99999 فروشی پرهیزکاران به پاسبانی آن گماشته شدند تا از گزند دیوان مصون باشد. نطفه را در دریاچه کیانسه به ایزد آب ها ناهید سپردند و به هنگام مقرر هر یک از سه دوشیزه در آن جا آب تنی کرده و از نطفه زرتشت باردار خواهد شد.

 

بندهشن ؛ زند بهمن یشت ؛ جاماسب نامه

در بندهشن، زند بهمن یشت، جاماسب نامه صورت کامل و تفصیلی اسطوره سوشیانت آمده است. نام سه موعود، کیفیت ولادت، ویژگی های زمان ظهور هر کدام از آنها، پیش آهنگان و جاویدانان از موضوعاتی هستند که به تفصیل از آنها سخن رفته است.

 

کتاب بندهشن ؛ ظهور "هوشیدر" و "هوشیدر ماه" ، دو پیش آهنگ سوشیانت در پایان هزاره دهم و یازدهم

چکیده افسانه کامل سوشیانت ها مطابق آنچه در کتاب "صد در بندهشن" آمده است، اینچنین است: زرتشت سه بار با همسرش "هووی" نزدیک شد و هر سه بار نطفه او بر زمین ریخت. "نیروسنگ" ایزد روشنی و زور آن نطفه را بگرفت و به ایزد آناهید سپرد تا نگهداری کند. 99999 فروشی پرهیزکاران به پاسبانی آن گماشته شدند تا از گزند دیوان مصون باشد. نطفه را در دریاچه کیانسه به ایزد آب ها ناهید سپردند و به هنگام مقرر هر یک از سه دوشیزه در آن جا آب تنی کرده و از نطفه زرتشت باردار خواهد شد و در پایان هزاره دهم "هوشیدر" و در پایان هزاره یازدهم "هوشیدر ماه" به عنوان دو پیش آهنگ منجی و سوشیانت پایانی ظهور میکنند.

 

قیام "بهرام ورجاوند" و بازگشت "ضحاک" از حوادث و نشانه های ظهور

ظهور این دو منجی همراه با حوادث و نشانه هایی مثل قیام "بهرام ورجاوند" قبل از ظهور هوشیدر و یا زنده شدن و بازگشت "ضحاک فرمانروای ظالم ایرانی و هلاکت او به دست "گرشاسب" در هزاره هوشیدرماه، همراه است.

 

ظهور موعود سوم سوشیانت "استوت ارته" در پایان هزاره دوازدهم

پس از آمدن این دو موعود و در پایان هزاره آخر (دوازدهم) موعود سوم که همان سوشیانت است و نام او "استوت ارته" به معنای نظم مجسم است، ظهور می کند و در این زمان و با کمک این منجی است که فراشگرد یا فرشوکرتی (رستاخیز و پایان خوش جهان) فرا می رسد. همان دورانی که طبق آموزه های زرتشتی در آن دنیا دوباره زنده خواهد شد و اهریمن شکستی ابدی را تجربه کرده و به طور کل از این دنیا رخت می بندد و دنیای جدا از اهریمن که همان بهشت موعود است، شکل میگیرد.


منابع نویسنده:

- اوستا.

- بندهشن.

- "تاریخ کیش زرتشت"، از مری بویس.

- "دینهای ایران"، از ویدن گرن.

- "اسطوره زرتشت"، از مصطفوی.

 

منبع:

- سایت "خبرگزاری آینده روشن".

 

.................. ................. ...............

 

سوشیانس ، سوشیانت ، موعود ایرانی

سوشیانت یا سوشیانس این کلمه از ریشه سو که به معنی بهره و منفعت است می باشد کلمه سود فارسی از همین ریشه و بنیان است و سوشیانت به معنای رها کنندگان است. عقیده به موعود 31 قرن است که مایه امید ایرانیان گشته در کشاش گیتی آنان را امیدوار ساخته و از انحطاط و سقوط آنان جلوگیری کرده است. سوشیانت می‌آموزد که به پیش بروید و گذشته را رها سازید و اصل انتظار یعنی آینده گرایی و حرکت به آینده‌ای که بهتر از امروز خواهد بود و قناعت نکردن به یک زندگی فقیرانه و تحت ظلم.

 

منتظر بودن ، امیدوار بودن ، زنده بودن است ؛ از ویژگی های قوم ایرانی ، امید داشتن به آینده است

منتظر یعنی منتظر آینده آنکه منتظر است امیدوار است و آنکه امیدوار است زنده است. روح زندگی در اوست بی شک در پرتو همین انتظار است که ایران ما روزی نجات خواهد یافت و فلسفه این عقیده مقدس بوده و ایرانیان را به شجاعت و دلاوری ترغیب می نماید. یکی از ویژگی های قوم ایرانی امید به آینده است که پیوسته از زمان حال به آینده توجه دارد عقیده سوشیانت بیانگر این حقیقت است که روزی فرا خواهد رسید که عدالت و آدمیت و راستی پیروز گردد و بدی ها بروند و نیکی ها باز آیند خیانت و دروغ و ناراستی و فساد فردی و اجتماعی از جهان رخت بر بندد و سازش همگانی و عدالت اجتماعی مطلق و برابری و راستی حکمفرما شود.

 

سوشیانت می‌گوید آدم منتظر هم از نظر فکری و هم از نظر علمی و مادی یک آدم یا یک ملت آماده است پس سوشیانت حتما نباید یک فرد باشد بلکه تک تک ما می‌توانیم بخشی از آن باشیم. عقیده به سوشیانت اعتقاد به این است که وعده خداوندگار در کتابهای دینی و همچنین آرزوی تمامی آدمهای پارسا و صالح تحقق خواهد یافت و جامعه‌ای که در آن آدمیت و عدالت و حقیقت برای همیشه حکمفرما باشد، هرگز بازیچه دست ستمکاران نخواهد شد. رسالت سوشیانت برای همین اصول است.

 

سوشیانت دارای فرّ کیانی ؛ نیایش سوشیانت در پنج نوبت و در پنج روز آخر اسفند ماه

سوشیانت دارای فرّ کیانی است غذای او سرچشمه مینوی است سوشیانت بدکاران را عقوبت می‌کند و نیایش به جای می‌آورد تا همه‌ی اهریمنان نابود شوند سوشیانت طیف ی برانگیختن مردگان را دارد. در بامداد، او با یاران جاودانی خویش نماز صبح به جای می‌آورد و آن گاه مردگان زنده میشوند سوشیانت 5 روز آخر ماه اسفند در 5 نوبت نیایش به جای خواهد آورد تا مردگان زنده شوند مردگان بر خواهند خواست و یکدیگر را باز خواهند شناخت.

 

پانزده زن و پانزده مرد ، معاونین سوشیانت در نو نمودن جهان

در مندرجات اوستا از یاران سوشیانت هم نام برده شده است که آنها در نو نمودن جهان با او همراهی خواهند کرد. از 15 مرد و 15 زن که معاونین او در نو نمودن جهان به شمار می روند سخن گفته است. اسامی برخی از این معاونین در سایر کتب ضبط شده است، مانند : کی خسرو، نرسی ، طوس ، پشوتن، اشاوزد، اغریرث، گرشاسب، نریمان و... و اسامی زنان در جایی ثبت نشده است.

 

علایم ظهور سوشیانت

- سی شبانه روز خورشید بر بالای آسمان می‌ایستد و در آن هنگام سپهر بجنبد و گردش ماه و مهر و اختر دگرگون شود.

- از زمین چون چشمه های آب ، آتش بجوشد و آب رو به کاستی نهد و باران از بارش بایستد.

- پس چون 3 ماه به رستاخیز مانده ، پیکاری بزرگ درگیرد و همچون آغاز آفرینش 90 روز با اهریمن کارزار باشد. اما این نبرد سترگ همان سان که در آغاز با بارش آب و وزش باد بود در پایان تابش نیز خواهد بود.

سوشیانت پس از ظهور

سوشیانت پس از ظهور در خونیره (سرزمین آریاییان) پیشوای دینی گردد و همراه یارانش بر 7 کشور حکم راند. سوشیانت به همراه 6 فرشکرد کردار(6 امشاسپندان) برای برخاستن همه‌ی آفریدگان اورمزدی یشت فرشکرد کرداری سراید و چون یشت انجام شود سوشیانت به مردگان گوید برخیزید. خیزش مردگان جفت جفت باشد پس صف دین باوران از دین ستیزان جدا گردد و آن گاه همه‌ی مردم به یکباره ناله کنند و اشک ریزند.

 

منبع:

- جستاری از سایت "سوشیانس".

 

.................. ................. ...............

 

سوشیانس (سوشیانت)

 

سوشیانس ، موعود دین زرتشت؛

 

همایش سوشیانت یا موعود در ادیان

سال قبل در یزد مراسمی در مورد موعود در ادیان برگزار شد و دو تن از موبدان در این مراسم سخن بیان کردند که فکر کنم هم نظر وجود سه سوشیانس و هم نظر موعود خواندن اشو زرتشت و هم منحصر نبودن سوشیانت را بیان می کند.

 

نظر موبدان افلاطون یزدانی و موبد یار کامران لرُیان

موبدیار لرُیان در سخنرانیش گفت :

دین از کلمه دئنای پهلوی گرفته شده و بمعنای دیدن است یعنی چگونه نگاه کردن به زندگی است. هر دین شامل دو قسمت ، حقیقت و شریعت است؛ حقیقت دین در کتاب آسمانی نوشته شده، کتاب آسمانی ما گات ها است و شریعت یا مجموعه سنن و آداب و رسوم و قوانین مذهبی ما زرتشتیان در مجموعه ای بنام اوستا نوشته شده است. گات ها سروده های خود اشوزرتشت است و اوستا شامل کتابهایی است که از زمان اشوزرتشت تا پایان دوره ساسانیان بوسیله انجمن مغان که شامل موبدان بزرگ بوده است از روی نیاز اجتماعی و سیاسی زمان نوشته شده بود.

 

اوخشیت ارت بمعنی نیکی افزا ، اوخشیت نمنگهه بمعنی خوشبختی افزا و استوت ارت بمعنی رستاخیز کننده

موبدیار لریان گفت:

استوار شدن داد و راستی و درستی و آزادی و همه ی نیکی ها در جهان، آرزوی همه ی انسانها از جمله زرتشیتان بوده و میباشد. دین مزده یسنان موعد یا منجی را سوشیانت می نامد و بمعنی سود رسان می باشد آن کسی که سود خواهد رساند. در گات ها واژه سوشیانت در دو صیغه مفرد و جمع استعمال شده است شکل مفرد واژه دلالت بر خود شخص اشوزرتشت است. وی همچنین به بندهایی از گات ها که در آن به سوشیانت ، سود رسان ترین و نیک ترین فرد هر زمان توضیح داده شده اشاره کرد. نماینده آیین زرتشتی وظیفه سوشیانت را پاک کردن جهان از بدی و گسترش آیین راستی و نیکی دانست و گفت: بر این اساس در بخشهایی از اوستا مثل فروردین یشت بند 128 از سه سوشیانت نام می برد اوخشیت ارت بمعنی نیکی افزا و اوخشیت نمنگهه بمعنی خوشبختی افزا و استوت ارت بمعنی رستاخیز کننده آمده است.

 

اشیدرماه ، اشیدربامی و در پایان سوشیانت سه پسران اشوزرتشت

موبدیار زرتشتی، برانداختن دروغ و ناراستی و برقراری نیکی از راه راستی و شادی و نه از راه جنگ و خونریزی و دیگر راه های قهرآمیز و غیرانسانی را از مهمترین ماموریت سوشیانت دانست و گفت بر این اساس باور نیاکان ما بر این بوده که اشیدرماه و اشیدربامی و در پایان سوشیانت سه پسران زرتشت، هر هزارسال به ترتیب به گیتی می آیند و سرتاسر جهان را پاکی و نیکی فرا خواهد گرفت.

 

تردید در آمدن سوشيانت در دوره های بعد از ساسانيان ؛ مبهم شدن سوشیانت

بنابر نوشته مری بویس، زرتشتيان اعتقاد داشتند كه هزاره دهم سال کیهانی با سلطنت يزدگرد سوم (630 میلادی) آغاز شده بود؛ از اين رو ، یک هزار سال بعد ، یعنی به سال 1630 ميلادی پايان شكوهمند آن همراه با آمدن سئوشينت(سوشیانت) را انتظار داشتند. چهار سال قبل (همان حدودهای 1630 میلادی)، آنان (منظور زرتشتیان) به پارسيان چنين نوشتند: هزاره اهريمن به پايان رسيده است و هزاره اهرمزد نزدیک است و ما اميدواريم چهره شاه بهرام شكوهمند را ببينيم و هوشيدر و پشوتن ، بيگمان خواهد آمد. {khabar -593-4} گذشتن بی حادثه آن سال كه مدت ها آرزويش را داشتند ، ضربه سهمگين بر آنان بود و هر چند از اميد به آمدن سئوشينت هرگز دست نكشيدند ، ولی از اين پس انتظارشان مبهم تر بود. ( charden , II ، 148) مری بویس اشاره می كند كه : یکی از پاياترين سنتهای آنان (زرتشتیان) اين است كه دينشان بار ديگر برتری خواهد يافت و اينكه بار ديگر پادشاهی از آن ايشان خواهد بود. آنان خود را و كودكانشان را با اين اميد نگاه می دارند.

 

منبع نویسنده:

- "زرتشتيان باورها و آداب دینی آن ها نوشته مری بويس و با ترجمه عسكر بهرامی.

- "بررسی احکام آیین زرتشت"، جستاری از کوروش در سایت "وندیداد.کام" یا " vandidad1.blogfa.com ".

 

.................. ................. ...............

 

نظر انجمن موبدان در مورد سوشيانت

 

سوال: آيا زرتشتیان نیز به رستاخیز و موعود باور دارند؟

جوابیه انجمن موبدان: همانگونه که می‌دانید، کیش(مذهب) زرتشتی نيز مانند همه مذاهب ديگر، از دو بخش كتاب و سنت تشكيل شده است، كتاب آسمانی ما زرتشتيان گات‌ها نام دارد، كه پيام‌های آسمانی بوده، كتاب دینی ما مزداپرستان را تشكيل می‌دهد و كتاب‌هایی كه از زمان اشوزرتشت تا پایان دوره ساسانیان به وسیله موبدان بزرگ از روی نیاز اجتماعی و سياسی زمانه نوشته شده را روی‌هم ‌رفته اوستا می‌نامند و سنت‌ها و آداب و رسوم و یزشن و نیایش و درود و ستایش‌ها و قانون‌های مذهبی زرتشتيان را تشكيل می‌دهد. خوشبختانه بخش دینی (كتاب) ما از سنت (بخش مذهبی) به روشنی جدا است، بنابراین باورهای این دو بخش را می‌توان به سادگی از يكديگر جدا كرد. استوار شدن داد و راستی و درستی و آزادی و همه نیکی‌ها در جهان آرزوی همه انسان‌ها از جمله زرتشتیان بوده و هست و اميد مهم‌ترين پايه مینوی هر انسان و هر جامعه‌ای است كه مردم را زنده و شاداب و سرپا نگاه داشته، انرژی می‌بخشد و به پويایی می‌افزاید.

 

سود ‌رسان‌ترين و نیک‌ترین فرد هر زمانه ، سوشيانت آن زمانه است

واژه سو(SU) به چم سود رساننده است و نخستین بار در گات‌ها مطرح می‌شود و اشوزرتشت خود را سوشيانت می‌داند. در گات‌ها يسنا هات 34 بند 13 می‌فرمايد: ای مزدا اهورا، راهی را كه به من نشان دادی راه آموزش سوشيانت هاست، كه نیکی در پرتو راستی و شادی به‌ دست آيد. بر پایه اين باور، سود ‌رسان‌ترين و نیک‌ترین فرد هر زمانه را بايد سوشيانت آن زمان دانست. و هر كس در گیتی می‌تواند با كوشش و پشتكار و دانش اندوزی و با برخورداری از وجدان و خرد و فراگیری و پرورش اخلاقيات و ویژگی‌های انسانی، به اين برترین پایه آدمیت رسیده و سوشيانت زمان خود شود.

 

يسنا نخستين بخش اوستا ، نوشته شاگردان اشوزرتشت ؛ سوشيانت استوت ارت رستاخيز كننده و خوشبختی ‌افزا خواهد بود

در يسنا نخستين و نزدیک ‌ترين بخش اوستا به گات‌ها، كه به ‌وسیله شاگردان اشوزرتشت نوشته شده نيز آمده که: وظيفه سوشيانت پاک كردن جهان از بدی و گسترش آيين راستی و نیکی است. در بخش‌هایی از اوستا نيز آمده كه سوشيانت استوت ارت رستاخيز كننده و واخشيت نمنگهه یعنی خوشبختی ‌افزا خواهد بود. از اين ديدگاه نيز ماموريت سوشيانت برانداختن دروغ و ناراستی و برقراری نیکی از راه راستی و شادی و نه از راه‌های قهرآميز و غيرانسانی است.

 

و اما انديشه اوشيدر يا موعود پايانی در بخش‌های بعدی اوستا در مذهب زرتشت وارد شده است. دانشمندان معتقدند كه اين باور به مفهومی كه اكنون در بين زرتشتيان مرسوم است و بنام اوشيدر ماه و اوشيدر بامی ناميده می‌شود، از يهوديان به باور ايرانيان وارد شده است. يهوديان باور دارند كه ماشيه يا مسيح موعود خواهد آمد و قوم يهود را به عزت و پيروزی خواهد رسانيد و عدل و داد را در جهان برقرار خواهد كرد. بر اين اساس، باور نیاکان نیز بر اين بوده كه اشيدر ماه، اشيدر بامی و در پایان سوشيانس سه پسران اشوزرتشت هستند كه هر هزار سال به‌ ترتيب به گیتی می‌آيند و هنگامی ‌كه سوشيانس ظهور كند، رستاخيز میشود و سرتاسر جهان را پاکی و نیکی فرا خواهد گرفت و عدل و داد و خوشبختی فراگیر خواهد شد.

 

بهرام از پشت شاهان كيانی

و اما پس از یورش تازیان، اين باور در بين زرتشتيان، به ‌صورت اميد به آمدن شاه بهرام تجلی كرد که البته منظور زرتشتيان بهرام ايزد يا فرشته بهرام است كه در حالت انسانی شايسته، ظهور خواهد كرد و عدل و داد و راستی و نیکی را در جهان استوار خواهد كرد. ولی دانشمندان دين، باور دارند كه چون بهرام گور(شاه بهرام) پادشاه ساسانی بوده كه در دوره او ايران به سربلندی و دارایی و آرامش و آسايش افسانه‌ای رسيده، در يـاد و خاطره زرتشتیان، شکوه دوران او پا برجا مانده و آرزوی ايرانيان زرتشتی اين اسـت كه دوران بزرگی و شكوه شاه بهرام دوباره باز گردد و زرتشتيان عزت و توان كاسته ‌شده خود را باز يابند. به ویژه پس از مبارزه‌های ابومسلم و طاهر ذواليمينين و خانواده صفار و ديالـمه و غيره، هر چند ايرانيان توانستد خلفای تازی را از سرزمين خود بيرون كنند و گروهی از زرتشتيان به هند رفتند، همواره بين زرتشتيان ايران و پارسيان هند، اين اميد بزرگ بوده كه توسط شخصی به نام شاه بهرام بزرگی و شكوه ايران دوباره باز می‌گردد و با بازگشت او، همه نیکی‌ها، جهان را فرا خواهد گرفت. در بهمن يشت بخش 3 فرگرد 14 تا 17 آمده است كه: بهرام از پشت شاهان كيانی در روز اورمزد و آبان ماه(25 مهرماه خورشیدی) متولد می‌شود، در هنگام زایش او از آسمان ستاره ريزد و چون به سن سی سالگی رسد، رستاخیز کند.

 

آمدن موعود آخرالزمان ، پایان گیتی نیست بلکه پایان بدی هاست

روانشاد موبد رستم شهزادی در كتاب مجموعه سخنرانی‌های خود ذكر می‌كند كه باور به نجات ‌بخش(موعود) سبب شده كه ملت‌های شكست‌ خورده و زجركشيده كه دچار سختی‌ها و كاستی‌ها و بدبختی‌ها و ناملايمات شده و بردگی و اسارت و کشتار جمعی و بیداد و ستمِ بسيار كشيده، اميد را در دل زنده نگاه دارند، تا بتوانند شكيبایی و بردباری و مبارزه را با اميد بی‌كران به انجام رسانند و بـا باور به نجات ‌بخش(منجی) اميدوارند كه روزی دوباره شکوه گذشته خود را باز يابند. آنچه آشکار است در فرهنگ زرتشتی آمدن موعود آخرالزمان پايان گیتی نبوده، بلكه پايان بدی‌ها و نارسایی‌ها است. از آن زمان به بعد ستم و بی‌عدالتی و گرفتاری‌های انسان‌ها پايان خواهد يافت و داد و راستی و نیکی سرتاسر جهان را فرا خواهد گرفت. اين آرزوی بشری، ناممكن و غيرقابل دسترس نيست و روزی همه انسان‌ها به اين آرمان دست خواهند يافت.

 

ای بزرگ‌ترين آرزو بيا

تاريخ بشر، در سرتاسر اين جهان خاکی، نشان می‌دهد كه بارها و بارها به نام آزادی، و به نام برقراری داد، عدالت سركوب شده است و از اين رو، باور به آمدن موعود در بين همه ملت‌ها وجود داشته و دارد، و اين جمله ای بزرگ‌ترين آرزو بيا كه در چراغانی خيابان‌ها دیده می‌شود، براستی آرزوی همه مردمان جهان است.

 

باور به آمدن بهرام يا سوشيانت در بين زرتشتيان و ماشيه در بين يهوديان و بازگشت مسيح در بين عيسويان يا آمدن مـهدی(ع) موعود در بين مسلمانان و ميتريه در بين بوداييان و غيره همه یک هدف و یک آرزو را دنبال می‌كند و آن استوار شدن داد و راستی و همه نیکی‌ها در جهان است. بايد توجه کرد كه نمی‌توان اميد داشت كه با وسيله‌های نامقدس به هدف مقدس رسيد. و اگر به یاری خداوند بزرگ همه اين مفاهيم بسيار والا و مقدس به زور شمشير استوار شود، نمی‌تواند پايدار و ابدی بماند، مگر اينكه ما انسان‌ها از هر دين و مذهبی كه هستيم اختلافات را كنار گذاشته و بيشتر به مشتركات بپردازيم و با يكديگر يكدل و همراه شده و با دانش اندوزی و به‌كار گيری خرد و وجدان فردی و اجتماعی، اين معنی‌های پاک و سپنته آزادی و عدل و داد و غيره را كه آرمان همه مردمان نیک جهان است، به خوبی بشناسيم و به راستی به ‌کار بندیم تا با درک درست و گسترش نیکی‌ها، شایستگی داشتن اين چنين جامعه آرمانی را بدست آوريم كه هم آمدن اين موعود پاک انسانی شتاب گیرد و هم آيندگان بتوانند استواری اين ویژگی‌های نیک انسانی را در جهان برای هميشه پا برجا و پايدار نگاه دارند.

 

منبع:

- جستاری از کوروش از سایت "سوشیانت".

 

.................. ................. ...............

 

نخستین سوشیانت کیست

 

پیروان ادیان گوناگون در یک فرهنگ به هم نزدیكتر از پیروان یک دین در فرهنگهای گوناگون

خبرنگار امرداد: "در اوستا هیچگاه آمدن سوشیانت آخر زمان نیست، بلكه زمانی است كه جهان فرشوكرت و نو می‌شود".

موبد پدرام سروشپور، نماینده‌ی انجمن موبدان تهران در نشستی با موضوع موعود گرایی در دین زرتشت كه در موسسه‌ی پژوهشی انتظار نور در استان قم برگزار شد با اشاره به جمله بالا گفت: به باور من پیروان ادیان گوناگون در یک فرهنگ به هم نزدیكتر از پیروان یک دین در فرهنگهای گوناگون هستند.

 

موبد سروشپور هسته‌ی اصلی هر دینی را حقیقت و بخش الهی آن دین خواند كه همانا شناخت پروردگار یكتا و رسیدن به آن است و بر این اساس حقیقت همه‌ی ادیان الهی را یكسان دانست. سروشپور در این نشست که بامداد دیروز برگزار شد با اشاره به رابطه دین و اجتماع گفت: به جز حقیقت دین آنچه كه بر جامعه حاكم است تلاشی است برای رسیدن به همان حقیقت دین كه در قالب فرهنگ آن جامعه شكل میگیرد و در این میان فرهنگ ایران زمین یكی از بزرگترین فرهنگها است چرا كه در میان كشورهایی چون هند و چین و بین‌النهرین و یونان و روم و عربستان قرار دارد و از این رو در مركز گذر فرهنگی است.

 

ویژگیهای امشاسپند

از ویژگیهای امشاسپند میتوان از:

 

- استوت ارته یا اشاوهیشیتا (اردیبهشا ماه)،

- وهومن یا خرد گرایی (بهمن ماه)،

- خشتره وییریه یا نیروی شهریاری و توانایی (خرداد ماه) نام برد.

 

اوستا و گات ها ، متون دینی زرتشتیان

وی با بیان چكیدهای كوتاه از زندگی و ویژگی‌های اشوزرتشت و شناسایی متون دینی زرتشتیان به ویژه اوستا و گات ها، زبان گات ها را رمز گونه و بسیار كهن خواند. او نخستین ویژگی امشاسپند را اَستوت اِرتَه یا اشاوهیشیتا یا تجسم راستی و دومین ویژگی آن را وهومن و خردگرایی خواند و سومین ویژگی را خشتره وییریه و نیروی شهریاری و توانایی آرزو شده بیان كرد و گفت: ردّ پای این سه اصل را میتوانیم در فلسفه‌ی اسلام با آوردن سه واژه‌ی عقل و عشق و عرفان و یا همان حكمت و رحمت و قدرت ببینیم كه به گفته‌ی موبد آذرگشسب این سه ویژگی در همه‌ی انسان‌ها به صورت بالفعل وجود دارد كه در صورت بارور كردن و بالندگی آنها به چهارمین امشاسنید می‌رسیم.

 

موبد سروشپور شمار بیان شدن واژه‌ی سوشیانت در گات ها را شش بار خواند كه سه بار به صورت مفرد و سه بار به شكل جمع آورده شده است و افزود: در بندهایی از گات ها که از سوشیانت به شکل مفرد یاد شده مقصود خود اشوزرتشت است که نخستین سوشیانت است و در بندهای دیگر آرزو کرده دیگران هم سوشیانت شوند.

 

کار اصلی سوشیانت آگاه کردن ؛ آرمان سوشیانت آوردن همه‌ی دروغپرستان به سوی اهورامزدا

هر چه نیکی گسترش یابد ، بدی نیز رشد یابد

وی با بیان ویژگی‌های سوشیانت کار اصلی آن را آگاه کردن و آرمان او را آوردن همه‌ی دروغپرستان به سوی اهورامزدا دانست و گفت : سوشیانت کسی نیست که بیاید و جهانی را که در آن بدی گسترانده شده‌ است نیک گرداند، بلکه هنر ما انسان‌هاست که جهان را نیک گردانیم و به تکامل نزدیک کنیم با این حال هر چه نیکی گسترش یابد به همراه آن بدی نیز رشد میکند در این هنگام است که سوشیانت آمده و جهان را نو و فرشوکرت میگرداند.

 

"کورش بزرگ نخستین سوشیانت"

کلاسهای دین و فرهنگ زرتشتی روز آدینه 14 آبان ماه با حضور موبد پدرام سروش پور در سازمان فروهر دنبال شد. موبد سروش پور نخستین سوشیانت را ، کوروش کبیر می شمرد.

 

سوال از موبد پدرام سروشپور: "آیا با گفته های کتابهای زرتشتیان و اینکه در گات ها اشوزرتشت خود را سوشیانت معرفی کرده است مطابقت دارد؟ آیا اگر کوروش، نخستین سوشیانت بود، چرا در کتابهای بعد از کوروش کبیر و بخصوص تا حال چنین نظریه ای بیان نشده است؟

 

موبد سروشپور ابتدا به نظرات مورخین یونانی در مورد کوروش کبیر نظیر هرودوت و گزنفون پرداخت و گفت: ... هرودوت با اینکه در مورد پارسیان نظر مثبتی نداشته و همواره مغرضانه سخن گفته، ولی در مورد شکوه و عظمت کوروش سر تعظیم فرود آورده و از او به نیکی یاد کرده است. این مسئله در مورد گزنفون در کتاب کوروش نامه نیز صادق است.

 

کوروش کبیر ، ذوالقرنین قرآن ؛ کوروش کبیر ، دارای کرامات و فضایل برجسته اخلاقی

سپس موبد سروشپور به نظر کتب مقدس سایر ادیان در مورد کوروش اشاره کرد و ادامه داد در عهد عتیق (وصیتنامه قدیم) که کتاب مقدس یهودیان است از کورش بزرگ به نیکی یاد شده و وی را منجی و نجات بخش نام نهاده اند (به عنوان کسی که بردگان و اسرای یهودی را از اسارت در بابل آزاد کرد). در قرآن مجید کتاب آسمانی مسلمانان نیز از کوروش کبیر به عنوان ذوالقرنین نام برده شده و در تفسیر آیت الله طباطبایی از قرآن، کوروش را دوالقرنین و نجات بخش و دارای کرامات و فضایل برجسته اخلاقی دانسته و از او به نیکی یاد کرده است.

 

منع برده داری و حقوق برابر انسان ها (منشور حقوق بشر کوروش) ، از کرامات کوروش

این هموند(عضو) انجمن موبدان سخنانش را اینگونه ادامه داد: از کارهای بسیار مهم و ارزشمند کوروش بزرگ در آن روزگار ممنوع کردن و ناشایست دانستن برده داری بود در روزگاری که برده داری عامل پیشرفت و حرکت هر سلطنت و امپراطوری می شد و اصولا برده داری در آن روزگار معمول و کاری لازم برای صاحبان قدرت بود، کوروش بزرگ در شاهنشاهی خود برده داری را منع کرد و دستور داد اسرا و بردگان بابل آزاد شوند و منشور جهانی حقوق بشر را در بیش از 2500 سال پیش بر لوح گلی نگاشت و به بشر آن روز پیشکش کرد، کوروش بزرگ با اندیشه اش و با منع کردن برده داری و با توجه به فرهنگ غنی ایرانی و زرتشتی که در متن آن پرورش یافته بود بر شاهنشاهی باشکوه هخامنشی پادشاهی کرد.

 

کوروش کبیر در منشور حقوق بشر خود می آورد: من نگذاشتم سپاهیان پارس برای مردمان شهر بابل ترسناک باشند و این تفاوت بارز کوروش با حکمرانان هم دوره خود نظیر آشور بانی پال است که شهری را به آتش کشید و تمامی ساکنان آن را کشت و سپس دستور داد که حتی آن شهر را از صفحه روزگار محو و نابود کنند این نکته مهم نشان دهنده اینست که در ایران آن روزگار فرهنگی بسیار غنی و با ارزش پایه ریزی شده بوده و کوروش بزرگ در متن آن فرهنگ پرورش یافته است.

 

کوروش شخصیتی فرا دینی

موبد سروشپور به این نکته اشاره کرد که : کوروش وابسته به مذهب و دین خاصی نبوده و در حیطه دین خاصی قرار نداشته است. کوروش شخصیتی فرا دینی و اندیشه هایی فرا دینی داشته است، وی همچنین به این نکته اشاره کرد که: کوروش بزرگ به ملل گوناگون احترام می گذاشته و در شاهنشاهی خود ساتراپ درست کرده یعنی هر ملت و قومیتی بدون آنکه ملیت و قومیت خود را تغییر دهند با همان ملیت خودشان در شاهنشاهی هخامنشی زندگی کنند و بعنوان ساتراپ در پیش پادشاه نماینده ای داشته باشند.

 

کوروش ، نخستین سوشیانت اوشیدر ماه ، نخستین گستراننده و پروراننده راستی

این موبد زرتشتی در ادامه اشاره ای نیز به نجات دهنده ها در فرهنگ زرتشتی کرد و افزود: در سنت و فرهنگ زرتشتی باور به 3 سوشیانت است که نخستین آنها اوشیدر ماه است صفت اوشیدر ماه در اوستا اوخشیت ارته است بچم(بمعنی) گستراننده و پروراننده راستی و با اینکه این فرضیه و تئوری در متنی نیامده ولی می توان کوروش را نخستین سوشیانت اوشیدر ماه دانست.

 

نگاه هخامنشیان به دین زرتشتی ، نگاه اشویی و راستی و پیرو اشا بودن

نگاه ساسانیان به دین زرتشتی ، به دلیل نفوذ تعالیم و آموزه های مسیحیت و یهودی ، نگاه شریعتمدارانه

وی در ادامه سخنانش گفت: هخامنشیان با وجود اینکه بر اساس فرهنگ زرتشتی و آموزه های اشوزرتشت رفتار می نمودند، ولی نسبت به دین نگاه شریعتمدارانه نداشتند و به دین به دید شریعت و قوانین پیچیده مذهب نگاه نمی کردند، در گات ها پیام اشوزرتشت نیز، به واژه زرتشتی برخورد نمی کنیم، بلکه آنچه که در گات ها بیش از هر چیز مورد توجه قرار گرفته اشویی و راستی و پیرو اشا بودن است، ولی شاهنشاهی ساسانیان به دلیل نفوذ تعالیم و آموزه های مسیحیت و یهودی نسبت به دین مزدیسنا، شریعتمدارانه نگاه می کردند.

 

موبد سروشپور در ادامه به کتیبه کوروش اشاره کرد که گفته کشور مرا از دروغ و دشمن و خشکسالی نجات بده و افزود این کلام را از چندین بُعد می توان بررسی کرد، دروغ مقابل راستی(اشا، گفتار نیک، اردیبهشت) است، دشمن در برابر وهومن(اتدیشه نیک، بهمن) قرار دارد و خشکسالی در مقابل قدرت و توانایی و کردار نیک، شهریور قرار دارد.

 

نماد فروهر ، نماد انسان کامل و نشان ایران دوران هخامنشیان

موبد سروشپور در ادامه گفت منش و اندیشه و تفکر انسانها مهم است نه اسم و رسم آنها، به منش انسانها باید بیشتر از عنوان آنها توجه شود و افزود: باید نسبت به تاریخ و فرهنگمان دید نقادانه داشته باشیم و هم نکات مثبت و هم نکات منفی آن را ببینیم و در واقع با دید روشن و باز تاریخ را برررسی کنیم.

 

سپس موبد سروشپور به تازش هایی که اخیرا به دین زرتشتی وارد شده و فروهر را نماد شیطان پرستی دانسته اند و همچنین دین مزدیسنا(زرتشتی) را در زمره باورهای انحرافی برشمرده اند اشاره کرد و گفت نماد فروهر نماد انسان کامل و نشان ایران در دوران هخامنشیان بوده است و چرا باید اینگونه مورد تازش و بی مهری قرار گیرد و گفت چنین نمادهای با ارزشی را باید به درستی و با دانش بشناسیم و ارج بگذاریم.

 

منابع:

- سایت های زرتشتی ؛ برساد ، اشو زرتشت ، امرداد.

 

.................. ................. ...............

سوشیانت ، سوشیانس ادیان ؛ سوشیانت کیست؟

 

موضوع این مقاله سوشیانت، سوشیانس، موعود دین زرتشت، و بررسی شباهت ها و تفاوت ها میان این موعود و سایر موعودها در ادیان بزرگ جهان (اسلام- مسحیت- یهود) است. این مقاله از دو فصل تشکیل شده است:

 

در فصل اول سوشیانت کیست؟، سرفصل ها طوری انتخاب شده که ضمن ذکر نکات مهم درباره وی، حداکثر اطلاعات مفید ارائه شود و به سبب ماهیت موضوع تحقیق که اسطوره ای مقدس در دین زرتشت می باشد، از ذکر هر گونه تفسیر خود داری شده است.

 

اما در فصل دوم، جای توضیح دارد که گفته شود بررسی تطبیقی به صورت ذکر دقیق شباهت ها و تفاوت ها به سبب وسعت کار نیاز به بستری وسیع تر دارد که گنجایش آن در مقاله حاضر نیست. لذا بخش دوم از سرفصل هایی تشکیل شده که ضمن برقراری ارتباط مفهومی با هم بتوانند در یک نگاه منسجم به نظر آمده و حداکثر اطلاعات کلی را درباره موعود سایر ادیان به خواننده ارائه نماید. در این بخش نیز توضیح هر سرفصل عینا از روی منابع و ماخذ ذکر شده و کمترین اظهارنظری در مورد آن ها به کار نرفته است. بنابراین هر نوع تحلیل و تفسیر به بخش نتیجه گیری موکول شده است.

 

دین شناسی تطبیقی

 

1- منشا مشترک ادیان.

2- آمیزش و اقتباس ادیان از هم.

 

از آن جایی که تحقیق با محوریت اسطوره می باشد، در هیچ کجا به دنبال اثبات منشاء مشترک یا اقتباس ادیان از هم نبوده ایم. در بخش نتیجه گیری هم برای جلوگیری از ادغام مطالب، نتایج سرفصل بندی شده اند. روش کار نیز در این قسمت بررسی مقایسه ای میان موعود های ادیان در چند مقوله کلی است. جای تاکید است که نگاه کلی در همه جای مقاله حضود دارد و بخش نتیجه گیری هم از این قاعده مستثنی نیست. اما در بخش نتیجه گیری با توجه به تئوری اشتراک ذهنی بشری در طول تاریخ از لوی استروس، سعی در تحلیل مطالب داشته ایم.

 

چگونگی آفرینش جهان ؛ چگونگی بوجود آمدن جهان

 

آفرینش گیتی در دین زرتشت (زمان کرانه مند 12000 ساله)

در آیین مزدیسنا ، طول جهان، زمان کرانه مند 12000 سال دانسته شده که به 4 دوره ی 3 هزار ساله تقسیم شده است.

 

- سه هزاره ی اول: دوره مینوی یا روحانی آفریده شد.

- سه هزاره ی دوم: دوره گیتی یا جهان مادی آفریده شد.

- سه هزاره ی سوم: دوره آلایش یا آمیزش ظلمت و نور آفریده شد .

- سه هزاره چهارم: دوره ظهور نجات بخشان ایزدی و پالایش گیتی از رنج و بیداد و ناپاکی (متوسلیان: 1375) .

 

- در هنگام 3 هزارسال اول، پیش از آن که اهورامزدا جهان مادی بیافریند، عالم روحانی را که آن را عالم فروهر گویند، آفرید. یعنی آن چه بایستی هیئت مادی به خود بگیرد. از پیش صورت معنوی یا فروهر آن آفریده شده است و از روی صور عالم فروهر ترکیب جسمانی پذیرفته، به جهان در آمدند. (3000 سال دوام عالم معنوی)

 

- در هنگام 3 هزار سال دوم، جهان مادی، دور از هر گونه کژند و آسیب به سر برد. ولی پس از گذشتن این روزگار اهریمن خروج کرده و جهان مادی را با آفرینش ناپاک خویش آلوده ساخت و جهان را دچار تیرگی و مرگ و جانوران زیان آور کرده و به تباه کردن مخلوقات ایزدی پرداخت.

 

- دوره سوم نیز 3 هزار سال به طول انجامید تا آن که اهورا مزدا از برای نجات و رستگاری جهان زردشت را به رسالت و پیامبری خویش برگزید و او را راهنما و رهاننده یجهان نادانی گردانید. این دوره ی 3 هزار ساله دوره زردشتی و عهد سلطنت روحانی پیغمبر ایران شمرده می شود.

 

- در دوره 3 هزار سال چهارم و در آغاز هر یک از این 3 هزاره ی اخیر، یک تن از رهانندگان سه گانه که هر سه ی آن ها از نطفه ی خود پیامبر دانسته شده اند، به فاصله ی یک هزار سال از یکدیگر پدیدار می شوند و قیامت برانگیخته و مردگان برخیزانند و جهان تازه سازند و آفرینش اهورامزدا را به کمال خواهند رساند. ( مصطفوی50: 1361)

 

سوشیانت در لغت

سوشیانت، این کلمه از ریشه سو که به معنی بهره و منفعت است می باشد. کلمه ی سود فارسی از همین ریشه و بنیان است. (همان: 53) این واژه در فارسی میانه سوشیانس و در فارسی نو سوشانس / سوشیانت و در فارسی زرتشتی، ساوشیوش، سوشیوش / سیاوشاس و... نیز ضبط شده است. کلمه سوشیانت در اوستا نیز به صورت سوشیانت آمده است. (محصل: 4)

 

معنای سوشیانت

سوشیانت در لغت به طور عموم به کسی گفته می شود که از وجودش به مخلوقات سود و ثمر رسد و یا این که مردم را از ذلت و خواری و بدبختی برهاند، خواه ذلت و ظلم و ستم باشد یا ظلمت و جهل و نادانی. سوشیانت صفت است، به معنی سودمند یا سود رساننده و سودبخش. کلمه سو و سوه که در تفسیر پهلوی اوستا، سوت (سود) ترجمه شده در نامه ی مقدس بسیار به کار آمده است. در گات ها کلمه سوشیاتت به صیغه مفرد، به معنی رهاننده یا نجات دهنده ذکر شده و پیامبر ایران، زرتشت خود را سوشیانت نامیده است. ( مصطفوی: 1361: 53و54)

 

فرشکرد ، فرشکرت (رستاخیز ، نو نمودن جهان)

در آیین مزدیسنا، پایان زندگی جهانی یا آخرالزمان، فرشوکرتی یا فرشوچرتر نامیده شده است. در اوستا این لغت به معنای فرشوچرتر، (فرش: فراز، پیش- چرتر: از فعل کردن) است. این کلمه در پهلوی فرشکرت و در پازند فرشکرد گویند.

 

فرشوکرتی را می توان به معنی رستاخیز، روز پسین و قیامت و یا هنگامی که آفرینش ایزدی و مخلوقات مینوی به درجه کمال می رسند و به سوی جهان پایدار و همیشگی و جاودانی گرایند، نیز در نظر گرفت. به عبارت دیگر، نو نمودن جهان، تازه کردن گیتی، زندگی مینوی آراستن، خرم ساختن زندگانی، رسالت سوشیانت ها همین است که جهان را تازه و خرّم کرده و از شدت آسیب اهریمنی بکاهند.

 

دیو خشم ، دیو دروغ ، دیو آز و حرص و دیو تیرگی ، یاران نابکار اهریمن

فرشوکرتی چنانچه در زبان پهلوی آمده، در آن هنگامی خواهد بود که گیتی از کم و کاستی رهیده، به اوج ترقی رسند و از هر گونه آلایشی پاک و منزه شوند. این زمان در آیین مزدیسنا آن گاه خواهد بود که پدر آسیب ها، رنج ها، تیرگی ها یا اهریمن بدکنش شکست یافته، نابود گشته و نیز یاران نابکار وی چون دیو خشم، دیو دروغ، دیو آز و دیو تیرگی از میان بروند. چون چنین شود، جهان بهشت برین گردد.

 

سوشیانت در اوستا ، بندهش ، دینکرد ، دادستان دینیک ، وچکرت دینیک ، شگفتی های سیستان ،

سوشیانت در زند بهمن یشت ، مینوی خرد ، جاماسب نامه ، صد در بندهش و روایات داراب هرمزدیار

سرچشمه ی مطالب درباره ی سوشیانت نخست خود اوستا است. دوم نامه های دینی مزدیسنا از پهلوی و پازند و پارسی- چون بندهش، دینکرد، دادستان دینیک (داتستان دینیک)، وچکرت دینیک، شگفتی های سیستان، زند بهمن یشت، مینوی خرد، جاماسب نامه، صد در بندهش و روایات داراب هرمزدیار و...!

 

در اوستایی که امروزه در دست داریم، مطالب زیادی درباره سوشیانت بر جای نمانده است، اما در اوستایی که در روزگار ساسانیان در دست داشتند، مفصلا از سوشیانت سخن رفته بود. در قسمت های مختلف یسنا هم از این مساله سخن به میان آمده و بر وجود سوشیانت (به صورت مفرد) تاکید شده است که از آن، آخرین موعود برداشت شده است.

 

کیانسه محل ولادت سوشیانت

نام های سه موعود، نام های مادران و زادگاه و چگونگی ولادت در فروردین یشت و زامیاد یشت

در اوستا به سوشیانت استوت ارت گفته می شود. در وندیداد هم سوشیانت، آخرین آفریده و مخلوق اهورامزدا دانسته شده و ضمنآ به محل ولادت وی که کیانسه است نیز اشاره گردیده است. در فروردین یشت و زامیاد یشت که هر دو از قدیمی ترین اجزای اوستا به شمار می روند نسبتا بیشتر از موعود های مزدیسنا صحبت شده است. در این دو یشت نام های سه موعود، نام های مادران و زادگاه و چگونگی ولادت آن ها و نام های برخی از یاوران و همراهان جاودانی آخرین موعود محفوظ مانده است.

 

در قسمت های دیگر اوستا مانند گات ها، سوشیانت به صورت صیغه جمع آمده و از آنان به صورت یاوران دین سخن به میان آمده است. به عبارت دیگر جانشینان زرتشت و افرادی که از آنان سودی خواهد رسید و مردم را به راه راست راهنمایی کنند و دین مزدیسنان را بیارایند، سوشیانت ها نامیده شده اند. شاید هم مقصود از آنان سه موعود مزدیسنا یا پسران آینده زردشت اند که سرانجام هر یک به نوبه خود ظهور خواهند کرد.( همان: 59)

 

هیشدر بامی و هشیدر ماه دو برادر استوت ارت

در فروردین یشت دو برادر استوت ارت که پیش از آمدن وی ظهور می کنند، اولی را هیشدر بامی (خشیت ارته) به معنای فزاینده، بالنده، ترقی دهنده ی راستی و درستی، پروراننده ی قانون مقدس و دومی را هشیدر ماه (خشیت نمه) به معنای فزاینده، بالنده و ترقی دهنده ی نماز یا نیایش پروردگار نامیده اند. (همان: 63) اما هر کجا که سوشیانس مطلق آمده منظور همان موعود است.

 

بعد از کی گشتاسب ، فرّ به کسی نپیوسته

بنا به مندرجات زامیاد یشت فره ایزدی مختص ایرانیان است و تورانیان هر چند که کوشیده اند به داشتن آن موفق نشدند. رستگاری و پیروزی و موفقیت های پی در پی ایرانیان در طول تاریخ از پرتو همین فرُ بوده و پس از کی گشتاسب دوست و پشتیبان و حامی زرتشت- دیگر فرُ به کسی نپیوسته است. اهورامزدا آن را برای ایرانیان ذخیره نمود تا این که رهانندگان، یعنی سوشیانت ها ظهور کرده و به آنان تسلیم نماید. (همان)

 

البته شاید این دوره ی 12 هزار ساله که بنا به سنت، مدت طول عمر جهان دانسته شده به معنی حقیق خود نیست و از آن به نوعی دیگر هم می توان برداشت کرد. شاید بتوان گفت منظور از 12 هزار سال، 12 میلیون سال یا 12 میلیارد سال ست. زیرا این گونه استعارات در اسناد کتب قدیمی ایران خیلی نظیر دارد.

 

در اوستا هم از روزان یعنی زمانه بیکران سخن رفته است و آغاز و پایانی از برای جهان شناخته نشده است. به هر حال عدد 12 هزار سال و تقسیم آن به 4 دوره ی 3 هزار سالی، هر معنی و مفهومی که داشته باشد و هر معنی از آن اراده گردد، از سنت های بسیار کهن ایران است. (همان)

 

سوشیانس در دینکرد (دانشنامه دین زرتشتی= دائره المعارف) از قرن 3 هجری قمری/ 9 میلادی

دینکرد به معنای کتاب اعمال است. در اصل مشتمل بر نه کتاب بوده است. کتاب اول و دوم و بخشی از کتاب سوم از میان رفته است. این کتاب که نوعی دانشنامه دین زرتشتی است، در قرن 3 هجری قمری/ 9 میلادی بر پایه ی نوشته های گوناگون در زمینه های مختلف دین زرتشتی تدوین یافته است.

 

کتاب هفتم شرح احوال کسانی است که پیش از زرتشت الهام ایزدی به آنان رسیده است. پس از آن شرح زندگی زرتشت می آید و سپس حوادث پس از زرتشت و فرزندان او (اوشیدر- اوشیدرماه و سوشیانت) تا پایان جهان نقل می گردد. در فصل دهم از کتاب هفتم، مخصوصا به تولد سوشیانت پرداخته می شود.

 

سوشیانس در بندهش

در کتاب بندهش درباره سوشیانت نکته ای نیست و تنها به مطلبی اشاره می کند که طی آن انتقال حادثه ی مرگ ضحاک از عصر اوشیدر ماه به دوره ی سوشیانس است.( متوسلیان: 1375)

 

زرتشت ، اوشیدر و اوشیدرماه و نسبت آنان با سوشیانس

در روایات آمده که : زردشت 3 بار با همسر خود هووی (دختر فرشوشتر، وزیر کی گشتاسب HVOVI)) نزدیکی می کند و هووی هر بار خود را در آب کیانسه (هامون) می شوید و نطفه های زردشت از طریق هووی وارد این آب می شود. ایزد نریوسنگ آن نطفه ها را در اختیار می گیرد و برای نگهداری به ایزد بانو اردوی آناهیتا می سپارد، تا زمان مناسب آن برسد و با نطفه ی مادران فرزندان موعود بیامیزد. برای نگهداری از این نطفه ها 99999 فروهر مقدس گماشته می شود.(آموزگار: 1376: 76)

 

ایزد نرسی ، پیک اهورا مزدا

کلمه نریوسنگ که در اوستا نئیریوسنگهه آمده اسم خاص نرسی (ایزد نرسی) از آن برداشت شده است و نرسی ایزدی است که به پیامبری اهورامزدا گماشته شده است و در واقع پیک اهورامزدا است. در بندهش بزرگ آمده که ایزد نریوسنگ موظف است که پیام های ایزدی را به کیان و یلان برساند. هم چنین از ایزد نریوسنگ یک قسم آتشی اراده شده است که بنا برعقیده ی ایرانیان باستان، در ناف فرمانروایان جای دارد.

 

هزاره دهم ، هزاره زرتشت ؛ نامیگ پد از تبار زرتشت ، مادر اوشیدر= هوشیدر در پایانه هزاره دهم

آمدن دیو مرکوس= ملکوس ، دیو سرما و بارانی سخت در پایانه هزاره دهم

سی سال مانده به پایان سده ی دهم، از هزاره زردشت(هزتره دهم)، دوشیزه ای از پیروان دین بهی (دین زرتشتی) به نام نامیگ پد که نسبش به زرتشت می رسد، در آب کیانسه می نشیند و از آن می خورد. نطفه زرتشت وارد بدن او می شود و وی اوشیدر یا هوشیدر را به دنیا می آورد.

 

چون اوشیدر به سی سالگی می رسد، خورشید ده شبانه روز در اوج آسمان، در همان جای که در آغاز آفرینش، آفریده شده بود، می ایستد و فرو نمی نشیند تا همه از ظهور او باخبر گردند. اوشیدر به مقام گفتگو با اورمزد می رسد و به برکت این کار، سه سال برای گیاهان بهار مداوم خواهد بود. انواع گرگ ها در یک جا گرد می شوند و همه به صورت گرگ واحدی در می آیند، دروج(دیو) چهارپایان نابود می شود و زهر این حیوان تا یک فرسنگ به زمین و گیاه می رسد و آن ها را می سوزاند. از آن دروج، جهی به شکل ابر سیاه بیرون می آید و سپس وارد وجود مار می شود... از رویدادهای مهم این دوره آمدن دیو مرکوس یا ملکوس است. این دیو در پایان هزاره ی اوشیدر(هزاره دهم)، سرما و بارانی سخت ایجاد می کند و سرانجام با نیایش بهدینان، ملکوس نابود می شود.

 

هزاره یازدهم ، هزاره اوشیدر= هوشیدر ؛ ده پد از تبار زرتشت ، مادر اوشیدرماه= هوشیدر ماه در پایانه هزاره یازدهم

سی سال مانده به پایان هزاره اوشیدر(هزاره یازدهم)، دوشیزه بهدینی به نام ده پد که نسبش به زرتشت می رسد، در آب کیانسه آب تنی می کند و از آن می خورد و نطفه زرتشت وارد بدن او می شود و اوشیدر ماه به دنیا می آید. چون اوشیدر ماه به سی سالگی می رسد خورشید به مدت بیست شبانه روز در اوج آسمان می ایستد تا بهدینان بدانند که هزاره اوشیدر به پایان رسیده است.

 

به برکت گفتگوی اوشیدر ماه با اورمزد خوبی ها و خوشی ها ی فراوانی موجودات این سرزمین را در بر خواهد گرفت. ماری بزرگ در این دوران به وجود خواهد آمد که دروج ماران و نماینده ی همه ی خزندگان آزار دهنده است.

 

فرمانروایی ضحّاک با رهایی او از بند فریدون در کوه دماوند در هزاره یازدهم

کشته شدن ضحّاک توسط گرشاسب در هزاره یازدهم

در این هزاره، ضحاک از بند فریدون آزاد می شود و فرمانروایی خود را از سر می گیرد. اورمزد همراه امشاسپندان به نزد روان فریدون می رود تا او را برای نابودی ضحاک برانگیزاند. روان فریدون از این کار احساس ناتوانی می کند. پس این ماموریت به عهده ی گرشاسب گذاشته می شود. کی خسرو، گرشاسب را بیدار می کند و نهایتا او با تیری، ضحاک را از بین می برد.

 

هزاره دوازدهم ، هزاره اوشیدرماه= هوشیدرماه ؛ گواگ پد از تبار زرتشت ، مادر سوشیانت در پایانه هزاره دوازدهم

سی سال مانده به پایان دهمین سده از هزاره اوشیدر ماه(انتهای هزاره دوازدهم)، دوشیزه بهدین 15 ساله ای که نسب به زرتشت دارد به نام گواگ پد در آب کیانسه آب تنی می کند و از آن می نوشد و از این طریق نطفه ی زرتشت وارد بدن او می شود و سوشیانس بعد از گذشتن 9 ماه به دنیا می آید.

 

سوشیانس دارای فرّ کیانی ؛ فرمانروایی کیخسرو با همراهی موبد موبدان سوشیانت

سوشیانس مانند خورشید درخشان است، با 6 چشم به هر طرف می نگرد تا راه کامل نابودی دروج ها را بیابد. سوشیانس دارای فرّ کیانی است. غذای او سرچشمه مینوی است. در سی سالگی به مقام گفتگو با اورمزد و امشاسپندان می رسد و به برکت این گفتگو، خورشید به مدت سی شبانه روز در میان آسمان می ایستد و ظهور سوشیانت را بشارت می دهد. در بازگشت از این گفتگو، کی خسرو سوار بر ایزد وای (ویو) به پذیره ی سوشیانت می آید و از کارهای نیک پیشین خود که بتکده کنار دریاچه ی چیچست را نابود کرده و افراسیاب را از میان برده است یاد می کند. سوشیانت از کی خسرو می خواهد که دین بهی(به) را بستاید. کی خسرو این دین را می ستاید و بدین ترتیب، او فرمانروا می شود و سوشیانت، موبد موبدان می گردد.

 

او(کیخسرو) سپاهی برمی انگیزد و به کارزار دیو اشموغی (اهلموغی) یعنی بدعت می رود و برای موفقیت در این کار نیایش می کند و آن دیو به بالا و پائین زمین می دود و شهریور امشاسپند برای این سوراخ فلز گداخته می ریزد و او را محبوس می کند تا سرانجام به دوزخ افتد.(همان)

 

نابودی دیو آز و حرص توسط ایزد سروش

پس از بستن سوراخی که اهریمن از آن بیرون آمده است، زمین هموار می شود و با هموار شدنش و تحقق اتحاد آرمانی تن و روان در انسان، بار دیگر همه ی آفرینش تلفیق کاملی از روح و ماده خواهد بود. همان گونه که اراده ی خداوند بوده است. (جان هیلز: 1379: 107) سوشیانت، بدکاران را عقوبت می کند و نیایش به جای می آورد و همه ی دیوان نابود می شوند. دیو آز نخست، دیو خشم و سپس دیوان دیگر را می بلعد و بعد ایزد سروش، دیو آز را نابود می کند.

 

این دوره، دوره تکامل موجودات اورمزدی است. همه ی دیوان، از نسل دوپایان و گیاهان، همه سرسبزند و آفریدگان در خوشی به سر می برند. همه ی مردم دین بردار می شوند، همه با هم دوست و مهربان شده و هیچ انسانی بعد از آن زمان نمی میرد.

 

برانگیختن مردگان رستاخیز مردگان توسط سوشیانت

گذشتن از پُل چینود در حضور مهر ، سروش و رشن

سوشیانت وظیفه ی برانگیختن مردگان را دارد. در بامداد، او با یاران جاودانی خویش نماز صبح به جای می آورد و آن گاه مردگان زنده می شوند. هر کدام از این مردگان در طی زمان و پس از گذراندن داوری انجامین در حضور مهر و سروش و رشن، ازپل چینود (پلی است حد فاصل این جهان و آن جهان که بر بالای قله دائیتی جای دارد.) می گذرند.

 

دوزخی بودن ابدی برای پیروان آیین زرتشت متصور نیست

پُل چینود برای نیکوکاران فرسنگ ها پهن و برای گنهکاران هم چون تیغ است. نیکوکاران را ایزد دین به هیئت زیبارویی خوشبو پذیره می شود و در منازل بهشت که ستاره پایه، ماه پایه، خورشید پایه و گرزمان (یا گردتمان: محل سرودها و روشنایی های بی پایان) نام دارند، قرار می گیرد و بدکاران که آن ها را عفریته ای پذیرا می شود در طبقه ی دوزخ که آخرین طبقه ی آن محل تاریکی بی پایان است، جای می گیرند. روان ها در این منازل تا روز رستاخیز و بازسازی جهان جای خواهند داشت. چون دوزخی بودن ابدی برای پیروان آئین زرتشت متصور نیست.

 

سوشیانس 5 روز آخر ماه اسفند در 5 نوبت نیایش به جای خواهد آورد تا مردگان زنده شوند. مردگان بر خواهند خاست و یکدیگر را باز خواهند شناخت.(بهار: 1375، آموزگار: 1376، اورنگ، پورداورد) خطاست اگر این رویداد را پایان جهان بنامیم، زیرا در دین زردشتی چنین نیست. اگر چنین باشد پایان جهان به معنی پیروزی اهریمن خواهد بود. بهتر است که آن را بازسازی جهان بخوانیم، همان گونه که خود زرتشتیان آن را می نامند. جهان دوباره به وضع کاملی که پیش از حمله ی اهریمن از آن برخوردار بود، بازسازی می گردد. اما این حوادث حتی معنایی والاتر از این هم دارد. امور درست به حالت پیشین خود باز نمی گردد، زیرا در این زمان اهریمن دیگر وجود ندارد و اورمزد نه تنها به عنوان خیر مطلق و دانای مطلق، بلکه در این زمان به عنوان قادر مطلق نیز فرمانروایی کند.(جان هیلز: 1379، 107)

 

مادران موعود در اوستا دوشیزگانی از خاندان وهوروچ بهروز پسر فریان از سلسله ایسترواستر ، پسر زرتشت

بر طبق اوستا مادران موعود عبارتند از: سروتت فذری، ونگهو فذری، ارت فذری، که معنای لفظی این سه دختر چنین است:

 

1- سروتت فذری

یعنی کسی که پدرش نامی و مشهور است. وی مادر هوشیدر بامی خواهد بود.

 

2- ونگهو فذری

یعنی کسی که از پدر شریف و نیک و ستوده و بزرگ است. او مادر هوشیدر ماه خواهد بود.

 

3- ارت فذری

یعنی کسی که مایه آبروی پدر است و یا کسی که پدرش برومند است. او مادر سوشیانت (استوت) خواهد بود. دومین نام این دختر ویسپ تئوروئیری به معنای شکست دهنده می باشد. ( مصطفوی: 1361: 65)

 

خصوصیات مشترک مادران موعود ،

این مادران دارای خصوصیات مشترکی هستند که از آن جمله می توان به موارد زیر اشاره کرد:(بهار: 1375)

 

1- مادران موعود نه پیش از بار گرفتن و نه در پی آن به مردی پیوسته اند.(با این که سن اینان 15 ساله است، پیش از آن هرگز هم بستر نشده اند. پس از آن نیز هنگامی که حامله می شوند با هیچ کس نزدیکی نکرده اند.(ادیان زنده جهان. ص 331)

2- در سنین جوانی یعنی 15 سالگی به موعود آبستن شده اند.

3- مادران سوشیانت ها، دوشیزگانی از خاندان وهوروچ بهروز پسر فریان هستند که سلسله شان به ایسترواستر(پسر زرتشت) می رسد.

 

یاران سوشیانس در نو نمودن جهان

در مندرجات اوستا، از یاران سوشیانت هم نام برده شده است که آن ها در نو نمودن جهان با او همراهی خواهند کرد. بندهش در فصل 30 فقره 17، از 15 مزد و 15 زن که معاونین او در نو نمودن جهان به شمار می روند، سخن گفته است. اسامی برخی از این معاونین در بندهش و سایر کتب ضبط شده است. مانند: کی خسرو، نرسی، طوس، پشوتن، اشاوزد، اغریرث، گرشاسب، نریمان و...! اما اسامی زنان در جایی ثبت نشده است.

 

روایت اوستا ؛ مکان ظهور موعودان در سکستان= سیستان

خود اوستا مکان ظهور موعودان را معین نموده است: در فرگرد 19 وندیداد آمده: زرتشت گفت ای اهریمن ناپاک، من مخلوقات آفریده ی دیو را خواهم برانداخت، من خن تائیتی پری را خواهم برانداخت. من عفریت نسا (اشه ومردار) آفریده ی دیو را خواهم برانداخت تا آن که سوشیانت پیروزمند از آب کانس اوایه از طرف مشرق متولد شود. از آنجاییکه هووی دختر فرشوشتر، وزیر کی گشتاسب، پادشاه مشرق زمین بوده است بنابراین بسیار منطقی است که موعودهای آخرالزمان مزدیسنا در مشرق پا به عرصه ی وجود گذارند. در زامیاد یشت فقره ی 66 آمده: فرّ توانا را می ستائیم که در آینده به آن کسی مختص خواهد شد که از ناحیه ی کانس اوایه سلطنت خواهد برانگیخت.

رود هیرمند ، کوه اوشیدا ، دریاچه ی کانس اوایه ، دریاچه کیانسه= هامون

روزهئوتومنت که کلمه ای اوستایی برای رود هیرمند است در شاهنامه از آن به هیرمند یاد شده است که لفظآ به معنی سدّ و بند است و کوه اوشیدا که شاید همان کوهی باشد که در کتب متاخرین کوه خدا (کوه خواجه) نامیده شده و مسکن پارسایان و پرهیزکاران قرار داده شده است، در کنار رود هیرمند واقع است و از آن آب فراوان به دریاچه ی کانس اوایه می ریزد. نام این دریاچه در پهلوی کیانسه یا کیانسو آمده است. بندهش در فصل 13 فقره ی 16 می نویسد: کیانسه در سکستان(سیستان) واقع است. اصلآ مخلوقات موذی مانند مارها و وزغ ها در آن دریا نبود و آبش بسیار شیرین بود. بعدها شور شد و دگر باره پس از نو شدن جهان نیز شیرین خواهد شد.

 

موعودهای نجات بخش ایران در آینده از آن سرزمین سیستان ؛ سیستان سرزمین موعود

ایام نوروز ، دختران سیستانی و آب تنی در دریاچه هامون

در کتاب "سوشیانت موعود مزدیسنا" آمده است: بی شک کیانسه همان دریاچه ای است که در سیستان در سرحدّ ایران و افغانستان واقع است و آن را امروزه دریاچه هامون گویند. آب این دریاچه امروزه شور نیست ولی بسیار بدمزه است. در اسطوره سوشیانت نیز می خوانیم: سیستان را همین افتخار بس که موعودهای نجات بخش ایران در آینده از آن سرزمین بر خواهند خاست و دوشیزگان باکره ی سیستانی، مادران آینده ی نجات بخشان ایران خواهند گردید و در یک کلمه سیستان سرزمین موعود و انتظار است. به همین سبب هنوز هم دختران سیستانی به امید به دست آوردن نطفه ی مقدس زردشت از آب دریاچه هامون، در ایام نوروز خود را به زیارتگاه های کوه خدا که امروزه کوه خواجه نامیده می شود رسانده، پس از به جای آوردن مراسم نیایش، در آن تن می شویند تا مگر باشد که در شمار باکره گانی باشند که موعودهای سه گانه ی ایران را خواهند زایید.

 

علایم ظهور سوشیانت در زاداسپرم

کتاب زاداسپرم در بخشی از مندرجات مفصلن به حوادث عصر سوشیانس پرداخته است: سی شبانه روز خورشید بر بالای آسمان می ایستد و در آن هنگام سپهر بجنبد و گردش ماه و مهر و اختر دگرگون شود. از زمین چون چشمه های آب آتش بجوشد و آب رو به کاستی نهد و باران از بارش بایستد. پس چون 3 ماه به رستخیز مانده پیکاری بزرگ در گیرد و هم چون آغاز آفرینش 90 روز با اهریمن کارزار باشد. اما این نبرد سترگ همان سان که در آغاز با بارش آب و وزش باد بود در پایان تابش و تف آتش خواهد بود.

در این باره در دینکرد نیز آمده است:

 

در 57 سال حکومت سوشیانت

در این 57 سال حکومت موعود:

 

1- دروغ دو پای تخمه نابود گردد.

2- بیماری، پیری، درد، مرگ، بدی، ستم، کفر از میان می رود.

3- گیاهان همواره پرُ طراوت و خرّم باشند.

4- همه ی آفرینش به شادی در آیند.

5- 17 سال خوراک گیاه، 30 سال خوراک آب، 10 سال خوراک مینوی باشد.

 

جهان پس از ظهور سوشیانت ، پیشوایی دینی سوشیانت در خونیره= ایران اصلی

سوشیانس پس از ظهور، در خونیره(ایران اصلی) پیشوای دینی گردد و همراه یارانش بر 7 کشور حکم راند. سوشیانس به همراه 6 فرشکرد کردار برای برخاستن همه ی آفریدگان اورمزدی یشت فرشکرد کرداری سراید و چون یشت_جشن و سرود) انجام شد سوشیانس به مردگان گوید برخیزید. خیزش مردگان جفت جفت باشد پس صف دین باوران از دین ستیزان جدا گردد و آن گاه همه ی مردم به یکباره ناله کنند و اشک ریزند.

 

موعود در ادیان یهود و مسیحیت

یهود

شاید مهم ترین محور اندیشه ای که از دیدگاه تفکر انسان شناختی در دین یهود وجود داشته باشد و سپس آن را در سایر ادیان الهی نیز می یابیم، تصویر هبوط یعنی سقوط انسان از موقعیت استعلایی و بهشتی خود به زندگی و سختی بر روی زمین است که در مفهوم گناه نخستین مستتر است.

 

ایدئولوژی معاد شناختی یهود، که از این تصویر ریشه می گیرد بر باور به یک خدای واحد، قهار و توانمند استوار است که با حضرت ابراهیم (ع) پیوند بسته و قانون (تورات) خود را به موسی (ع) سپرده و بر یک خط سیر ضروری در رفتار انسانی تاکید می کند که سرانجام به نجات به دست یک منجی در پایان عمر جهان خواهد انجامید. سرنوشت بشری در این مفهوم سرنوشتی مشترک است که آینده ای مشترک را نیز ایجاب می کند، هر چند این اشتراک با مفهوم برگزیدگی قوم یهود ناخوانایی دارد.

 

مسیحیت

مسیحیت کمابیش بر پایه ی مشترکی از منظر باورهای کیهان پیدایشی و معاد شناختی با یهودیت قرار می گیرد. از این روست که از یک سنت مسیحی- یهودی که در عرصه ی فرهنگی سخن به میان می آید که در قالب کتاب مقدس (عهد عتیق و عهد جدید) پایه های باورهای مسیحی را تشکیل می دهد. با وجود این سنت مزبور نتوانسته است جدایی ریشه ای این دو مذهب را که پاره ای از مفاهیم بنیادین مسیحایی منشا می گیرند، نفی کند.

 

اندیشه موعود گرایی در یهود و مسیحیت

تورات کتاب مقدس یهودیان در بخشی از مندرجات خود صراحتآ علت عدم نزول رحمت الهی و نجات آدمیان از شوربختی را غوطه وری در منجلاب فیاد و گناه دانسته و شرط تحقق عدالت خداوندی را گرایش آنان به انصاف و رعایت اصول انسانی معرفی می کند.(تورات، اشعیای نبی، باب 59)

 

در بخشی دیگر از تورات، خداوند قریب الوقوع بودن تحقق عدالت خویش را بشارت داده و مومنان را به اجرای عدالت فرا می خواند.(تورات، اشعیای نبی، باب 56) تورات به دنبال تحقق وعده الهی، صالحان و حکیمان را وارثان حقیقی زمین معرفی کرده و آنان را به انقطاع شروران مژده می دهد.(تورات، مزامیر، مزمور 37)

 

تورات در مضامین فوق ضمن پیش گویی صریح ظهور منجی موعود، انقطاع نسل اشرار، حاکمیت صالحان بر زمین و... اشاره دارد. انجیل نیز ضمن پیش گویی قیام منجیان دروغین در آخرالزمان صراحتآ رواج فساد و ظلم و.. را نیز همراه بلایای آسمانی مطرح می کند.

 

یهوه ، تنها موعود و ناجی واقعی یهودیت در عهد قدیم؛ مسیح ، موعود و نجات دهنده آخرین مسیحیت

نجات دهنده ی واقعی (در یهود) خدای مقتدر و دانا و آگاه بر همه چیز است که به بندگان خود نیروی نجات روحانی می بخشد و جز او نجات بخشی نیست و تنها اوست که می تواند امید آدمیان را برآورده سازد و آنان را از گناه برهاند و در سختی یاری کند.

 

مسیح ماشیح ، نجات دهنده پایانی بر مبنای معتقدات یهودیان

نجات دهنده پایانی بر مبنای معتقدات یهودیان، مسیح ( ماشیح) است که جهان درخشان و با شکوه آینده را می سازد و اعتقاد بیشتر دانشمندان یهود این است که ظهور میسح و فعالیت او برای بهبود وضع جهان و تامین خواسته ها و نیازهای مردمان بخشی ار نقشه های خداوند در آغاز آفرینش بوده است و لزوم نجات بخشی که کسی جز مسیح نیست پیش از آفرینش کائنات به ذهن خداوند خطور کرده است.

 

در کتب عهدین امید بستن به جهانی روشن و نورانی که در آن آدمی همه خواست های خود کامیاب شود و از گناهان پاک و از همه دلبستگی ها ی مادی و جلوه های نازیبای آن رهایی یابد و ایمان به نجات دهنده آشکارا دیده می شود. هرچند نجات دهنده واقعی خداست و بس، اما آنان که او برکشد و به درجه ای از نیرو و قدرت برساند که کامیابی قوم شان را سبب شوند، نیز نجات دهنده اند مانند یوشع بن نون.

 

اما در عهد جدید نجات دهندگی به عیسی (ع) نسبت داده شده است، زیرا او مامور شده که امت خویش را از گناه نجات بخشد. مسیح نجات دهنده ی آخرین نیز هست، مسیحی که به اعتقاد پیروان خویش به صلیب کشیده شد. مسیح به اعتقاد مسیحیان نیز آخرین نجات بخش است و در مورد آفرینش او به چنین اندیشه ای برخورد می کنیم. آن جا که عیسی (ع) با یهودیان گفتگو می کند، ظاهرا به وجود خویش در آغاز آفرینش، حتی قبل از ابراهیم اشاره می کند.

 

به اعتقاد همه یهودیان، نجات دهنده انسانی است همانند دیگران اما برخوردار از جلوه و جبروت خدایی و جهان را با نور خویش که جلوه ای از نور خداست روشن خواهد کرد. (یوحنا 8،56،57) البته برخی این ماشیح یعنی نجات دهنده ی آخرین را همان داود می شمارند و باز برخی دیگر می گویند که خداوند در پایان جهان داود دیگری را برای نجات مردم می فرستد. گرچه در این زمینه آراء متفاوتی اظهار شده است که گاه یکدیگر را نقص می کند اما آن چه روشن است این که مسیح از خاندان داود است که در پایان جهان برای نو ساختن جهان و نجات آن ظهور خواهد کرد. به اعتقاد مسیحیان و به اشاره های آشکار مطالب عهد جدید، نجات بخش پایانی همان عیسی مسیح است که بار دیگر زنده خواهد شد و جهان را از نابسامانی خواهد رهانید.

 

از مهم ترین علایم ظهور روز یهوه در یهود ، هجوم یاجوج و ماجوج و فتنه مسیحای دروغین= دجال

ازعلائم آمدن روز یهوه، گذشته از تغییرات عظیم کیهانی، چون: تاریک شدن خورشید و ماه، افتادن ستارگان از آسمان، حدوث طوفانها و زلزله های دهشتناک، بروز قحط و طاعون، درگرفتن جنگهای سخت با نیروهای ظلم و شر و فساد است، یکی از مهم ترین وقایع، هجوم یاجوج و ماجوج و فتنه مسیحای دروغین(دجال) است که مظاهر قدرت های شیطانی اند. سرانجام قدرت و مشیت الهی بر قوای اهریمنی غالب می شود و عالمی نو که عدل و رحمت الهی بر آن حاکم است آغاز می گردد.

 

دیگر علایم ظهور ناگهانی در مسیحیت و یهودیت

هر چند برای ظهور روز و ساعت مشخصی یاد نشده و قیام مسیح ناگهانی دانسته شده است اما نشانه هایی مبهم و غیر مشهود و گاه مشهود نیز در متون آمده است. نشانه های عمده ای را که برای ظهور مسیح یاد شده است می توان تحت چند عنوان خلاصه کرد:

 

1- ظهور مسیح با ذلت قوم یهود بستگی دارد، هر وقت آشکار شود ذلت پایان می پذیرد.

2- ظهور هنگام رقابت دولت ها و جنگ آنان با یکدیگر خواهد بود.

3- در عهد جدید به ظهور مسیح دروغین ( دجال) نیز اشاره شده است.

4- پیدا شدن نشانه های مشخصی در آفتاب و ماه و ستارگان و خرابی اورشلیم و حیرت از علایم ظهور است.

 

جهان پس از ظهور موعود یهود

موعود و نجات دهنده قوم یهود، به کلی با جهان قبل از ظهور تفاوت دارد. دنیایی است با قانون های نو با رنگی الهی، جهانی که در آن، آسایش همگانی فراهم شده، نیروی بالندگی و نیک بختی جامعه به بالاترین رشد خود رسیده است... زنانش زاینده تر می شوند، درختانش پرُ میوه و رودهایش خروشان و زمین هایش پرُ محصول تر از همیشه می گردد. گندم هایش چندان درشت می شوند که به قلوه های گاو همانند خواهند بود و هر پانزده روز یکبار آماده درو می گردد. آنگاه زمین آرامشگاه ابدی انسان می گردد و ددّ و دام و جانور وحشی، همگی از روی زمین رخت خواهند بر بست. آب ها در بیابان ها و نهرها در صحرا خواهد جوشید و سراب به برکه و مکان های خشک به چشمه های آب مبدل می گردد. در مسکنی که شغال ها می خوابند، علف و بور و یا نی خواهد رویید و در آنجا شاهراهی و طریقی خواهد بود که نجسان از آن عبور نخواهند کرد بلکه محل گذر پاکان خواهد بود. هر که در آن راه سالک شود اگرچه هم جاهل باشد گمراه نخواهد گردید. شیری در آن نخواهد بود و حیوان درنده ای بر آن نخواهد شد. بلکه ناجیان بر آن سالک خواهند گشت. و زمین ایشان از نقره و طلا پرُ شده و خزاین ایشان را انتهایی نیست و زمین ایشان از اسبان و ارابه های ایشان را پایانی نیست.

 

چنان که در طول مندرجات منابع اوستایی، درباره سوشیانت ملاحظه گردید، پس از ظهور موعود یهود نیز جهان نورانی و روشن است و این روشنی، جلوه ای است از نور همیشگی اهورایی که بر قوم برگزیده و پالوده خواهد تابید، در این روزگاران، نور ماه و خورشید، بیشتر از زمانهای پیشین خواهد بود:

 

و در روزی که خداوند شکستگی قوم خود را مشاهده نماید، زخم های ایشان را شفا خواهد داد و روشنایی ماه مثل روشنایی خورشید، هفت چندان و مثل روشنایی هفت روز خواهد بود. بیماران درمان خواهند شد و با طلوع آفتاب عدالت، آبی از اورشلیم جاری می شود، داروی دردهای شفا نیافته خواهد بود و مردگان را زنده خواهد کرد. نه تنها آب جاری شده از اورشلیم شفا دهنده است، بلکه درختانی هم که از آن آب سیراب می شوند، میوه هایشان درمان بخش و شفا دهنده خواهد بود و هر ماه میوه ای تازه خواهند داد هم میوه و هم برگهای درختان مزبور درمان تمامی دردهاست.

 

با آنکه قیام و ظهور نجات دهنده با جنگ ها و خونریزی ها همراه است، اما پس از ظهور، جنگ و خونریزی از جهان رخت خواهد بست و قومی بر قوم دیگر تیغ نخواهد کشید. و امتی بر امتی شمشیر نخواهد کشید و بار دیگر جنگ را نخواهد آموخت. و در آن به جهت ایشان با حیوانات صحرا و مرغان هوا و حشرات زمین عهد خواهم بست و کمان و شمشیر و جنگ را از زمین خواهم شکست و ایشان را به امنیت خواهم خوابانید و با از میان رفتن جنگ، گریه و شیون نیز نابود خواهد شد و شادمانی و خرّمی دل ها را تسخیر خواهد کرد. مرگ برای همیشه نابود خواهد شد و اشکی در ماتم کسی ریخته نخواهد شد. خداوند یهوه، اشکها را از چهره پاک خواهد نمود.

 

بنا به بشارات، پس از اسارت، پس از ظهور موعود رهایی بخش یهود، دنیای مطلوب و دنیایی مه فاقد غم و اندوه و نامردی است روی خواهد نمود لبخندها بجای غم ها خواهد نشست. و فدیه شدگان خداوند بازگشت نموده، با ترنم به صیهون خواهند آمد و خوشی جاودانه بر سر ایشان خواهد بود و شادمانی و خوشی را خواهد یافت و غم و ناله، فرار خواهد کرد

 

حکومت نجات دهنده با 144 هزار تن از یاران یکدل

آنچنان که پس از ظهور سوشیانت، زبان مردمان یکی خواهد شد و از دوردست با یکدیگر سخن خواهند گفت، پس از ظهور موعود یهود نیز زبان ها گشوده و گویا چشم ها بینا پای ها دوان خواهد بود. او به عقوبات الهی می آید و شما را نجات خواهد داد، آنگاه چشمان کوران باز خواهد شد و گوشهای کران مفتوح خواهد گردید. آنگاه لنگان مثل غزال جست و خیز خواهند نمود و زبان گنگ خواهد سرایید. و بندگان یکدل و یک زبان سرود خدایان خواهند سر داد و مردم با زبان پاک و قلبی روشن و بی آلایش، خدا را خواهد ستود. آنگاه نجات دهنده با 144 هزار تن از یاران یکدل و یک زبان خویش بر زمین حکومت خواهند راند یارانی که به نور خدایی آراسته اند و هرگز زبان به دروغ نیالوده اند. جهان سرشار از آب میوه و برکت است و آدمیان تنها خداوند را ستایش می کنند تاریکی برچیده همیشه روز است و فرمانروایی، از آن مردان و زنان توانایی است که حکومتشان جاوید است.

چنان که در بشارت های ایرانی، یکی از نشانه های ظهور سوشیانت، خلاصی ضحاک از بند هزار ساله و گمراه کردن مردم و بالاخره جنبش فریدونی و اسارت دوباره و کشته شدن اژی دهاک(ضحاک) بدست فریدون است، در مکاشفات یهود نیز یکی از علائم الظهور جنگ فرشتگان با اهریمن (شیطان) و راندن وی از بارگاه کبریایی و فرو افتادن او بر زمین و نابود گشتن وی است. این درماندگی ابلیس هزار سال بطول خواهد انجامید و پس از سر آمدن هزاره مذکور، ابلیس رها میشود. تا یاجوج و ماجوج را گمراه سازد و ایشان را برعلیه موعود بشوراند. اما پس از انجام ماموریت، به دریاچه کبریت و آتش افکنده خواهد شد و تا ابد عذاب را تحمل خواهد کرد.

... و چون هزار سال به انجام رسد، شیطان از زندان خلاصی خواهد یافت تا بیرون رود و امت هایی را که در چهار زاویه جهان اند، یعنی یاجوج و ماجوج را گمراه کند و ایشان را بجهت جنگ فراهم آورد، که عدد ایشان چون ریگ دریاست و بر عرصه جهان برآمده، لشگرگاه مقدسین و شهر محبوب را محاصره کردند. پس آتش از جانب خدا از آسمان فرو ریخته، ایشان را بلعید و ابلیس که ایشان را گمراه می کند به دریاچه آتش انداخته شد که وحشی و کاذب هستند و ایشان تا ابد الاباد شبانه روز عذاب خواهند کشید.

 

زمان ظهور ناگهانی مسیح در انجیل متی

برای ظهور مسیح و قیام او تاریخ مشخصی وجود ندارد، اشارات ماخذ مختلف گاه کُلی است و زمانی به سال های غیر دقیق و نامشخص اشاره می کند. برخی می پندارند که مسیح، فرزند داود است، زمانی ظهور می کند که مردم یا مجرم اند یا بی گناه. این گروه به آیه ای در اشعیاء نبی استناد می کنند، ... دیگر عادل و نیکوکاری یافت نمی شود تا به خاطر او این کار را انجام دهد. گروه دوم هم به آیه زیر استناد می کنند: و جمیع قوم تو عادل خواهند بود و زمین را تا ابد متصرف خواهند شد(اشعیا 6،60،21) و برای ظهور روز و ساعت مشخصی تعیین نشده است و جز خدا هیچ کس نمی داند: اما از آن ساعت و روز هیچ کس اطلاعی ندارد، حتی ملائکه آسمان جز پدر من و بس(انجیل متی- 24و36) پس بیدار باشید زیرا آن روز و ساعت را نمی بینید.(انجیل متی- 25و13)

ظهور مسیح ناگهانی و غیرمنتظره است و هم چو برق در زیر آسمان می درخشد و یا چون دزد در شب می رسد... او درست در ساعتی می رسد که گمان برده نمی شود. پس چون او ناگهان و بی خبر از راه می رسد، بر بندگان راستکار و درست کردار است که هر لحظه منتظر او باشند، چه اگر ناگهان از راه برسد آن که کار خویش نساخته است پشیمانی خواهد برد.

 

اندیشه موعود گرایی در اسلام

در تاریخ اندیشه مسلمین همواه عقیده به موعود آخرالزمان از جایگاه ویژه ای برخوردار بوده و از ارکان عمده ی دین به شمار می رود. به طور کلی این باور از دو منظر قابل بررسی است:

 

1- آیات قرآن.

2- احادیث و روایات منقول از معصومین.

 

آیات قرآن بدون آن که صراحتآ نامی از منجی به میان آورد و در آیات متعددی غلبه نهایی اسلام بر ادیان دیگر و حاکمیت و اقتدار مطلق بندگان صالح خدا را بر زمین پیش بینی می کند.(انبیا 105) اخبار کثیر و متواتری از علائم ظهور و قیام موعود در متون روایی(شفاهی) شیعه و سنی نقل شده و کتب بی شماری پیرامون زندگی موعود نگارش یافته است.

 

موعود اسلام

شیعیان منتظر ظهور مهدی موعود

به اعتقاد شیعیان، جهان پر از ستم، کینه، قحط و تهیدستی، را آزاد مردی سامان می دهد که ظهورش مسلم و قیامش قطعی است. این موعود مهدی نامیده شده و آخرین فرزند امام از امامان 12 گانه شیعه و فرزند بلافصل امام حسن عسکری است. نسبتش از طریق فاطمه الزهرا (س) به پیامبر اسلام می رسد. مادرش به نام های نرجس، ریحانه، سوسن، و به القاب ملکیه، صیقل و حکیمه است. او در 15 شعبان 255 ه. ق متولد شده و هنگام تولدش با نور خویش اطراف را روشنی بخشید. و هنگامی که متولد شد به یگانگی خداوند و رسالت جدُش شهادت داد. تا 5 سالگی تحت سرپرستی پدرش بود و در همان سال به مقام امامت رسید. اما به مدت 69 سال با همه ی مردم در ارتباط نبود و این دوران را غیبت صغری می نامند. از آن پس تا کنون موعود اسلام در غیبت کبری به سر می برد و شیعیان منتظر ظهور او هستند.

 

علایم ظهور مهدی موعود

از مجموع روایاتی که در کتابهای حدیث، تفسیر تاریخ درباره عرصه ظهور مهدی(عج) موعود نقل شده، دو مطلب درباره مشخصات آخر الزمان بمعنی عصر مهدی موعود بصورت تواتر معنوی به دست می آید. نخست اینکه در این عصر، پیش از ظهور مهدی موعود، فساد اخلاقی و بیداد و ستم همه جوامع بشر را فرا می گیرد و به صورت عام ترین پدیده در روابط انسان ها درمی آید. و در پاره ای از روایات اسلامی برای آخرالزمان علائم دیگری نیز یاد شده است، مانند ظهور دجال، ظهور دابه الارض که چهارپایی عظیم الجثه است و خروج یاجوج و ماجوج و نزول عیسی در میان مردم؛

 

از نشانه های دیگر نزدیک شدن ظهور مهدی، به وقوع پیوستن خسوف و کسوف، ایستادن خورشید در میان آسمان، کم و زیاد شدن نور ماه و خورشید، گرم شدن حرارت آفتاب از مغرب، پیدا شدن آتشی در آسمان که از سرزمین برهوت برخاسته باشد طلوع ستاره دنباله دار از مشرق زمین است که تمامی این علائم نشانگر نزدیک شدن ظهور مهدی(ع) خواهد بود.

 

ویژگی های جهان پس از ظهور مهدی موعود

جهان در عصر مهدی موعود، از آرامش و همبستگی و ارتباط وسیعی برخوردار است. جهانی است که ارتباط افراد آن با یکدیگر بسیار ساده و آسان می شود. چنان قدرت و قوتی به گوش ها و چشم های مردم داده می شود که از دورترین راه سخنان یکدیگر را می شنوند بدون آنکه از جای خود حرکت نمایند. در آن هنگام گرگ و گوسفند باهم چرا کنند. گزندگان زمین و چهارپایان در میان مردم به حرکت درآیند و هیچ یک از آنها به دیگری آزار نمی رساند. زهر از گزنده ها برداشته می شود، برکت های زمین چند برابر می شود. زمین سرسبزتر و خرّم تر از گذشته می شود. میوه های درختان بزرگتر از همیشه می گردد.

 

رافت و مهربانی در میان اهل زمین حاکم می شود. مدارا و مساوات گسترش می یابد. مال دنیا میان مردم به تساوی تقسیم می شود، بطوریکه فقیر و غنی از هم شناخته نمی شوند. آن حضرت دست مبارک خود را بر سر مومنان خواهد کشید که عقلشان کامل شود و هر شیعه را قوت 40 مرد خواهد بود. جمیع امراض و کینه ها و سستی ها به برکت آن حضرت از ایشان برطرف می شود. به طور کلی به استناد آیات و روایات برای جهان پس از ظهور موعود در اسلام می توان سه ویژگی عمده ذکر کرد:

 

1- حکومت تشکیل شونده بر اساس سنت پیامبر اسلام بوده و جهانی است.

2- عدالتی فراگیر در همه جا برپا می شود.

3- این دولت وحدت آفرین بوده و مختص یک فرهنگ نیست.

 

نتیجه گیری کُلّی در مورد موعود گرایی

 

- موعود گرایی در همه ی ادیان وجود دارد.

- اندیشه موعود گرایی در طول حیات ادیان زنده و جاری است.

- هیچ کدام از موعود ها ظهور نکرده اند.

- تولد و زندگی آنان شگفت انگیز است.

- موعود دارای زندگی دنیوی نبوده و یا حداقل دارای زندگی مادی قابل مشاهده نیست.

- نجات دهنده همواره از خاندان پیامبران بوده و دارای صفات خوب و پسندیده و اخلاق نکوست.

- در همه ادیان قبل از ظهور، جهان دارای نوعی تشویش و گناه و فساد و تباهی است.

- موعود ها، حکومتی تشکیل خواهند داد که جهانی بوده و مختص یک قوم نیست.

- قیام مسلحانه به همراه یاوران موعود در برپایی حکومتی دین محور در همه ادیان ذکر شده است.

- وقوع حوادث ناگوار و ویرانگر و بلایای طبیعی نیز از نشانه های مشترک قبل از ظهور ادیان است.


منبع:

- سایت "آفتاب" (aftab) و "جام نیوز".

 

 

(پژوهش، گردآوری، تدوین و پیرایش از سروش آذرت/ 11 دی 1392 / 1 ژانویه 2014 میلادی)

 

.................. ................. ............... ............... ............

 

با تشکر از سایتهای "خبرگزاری آینده روشن" ، "سوشیانس" ، "اشو زرتشت" ، "امرداد" ، "برساد" ، "آفتاب" ، "جام نیوز"، / سایت خانه و خاطره/ سروش آذرت/ 11 دی 1392 خورشیدی/ 1 ژانویه 2014 میلادی/