با سلام.

به سایت خانه و خاطره خوش آمدید.

 

تخارستان ، یوئوچی ، ووسون ، کوشانی ، جاده ابریشم ، صحرای تکله مکان

اهدا کنندگان تخاری با رنگ مو و چشمان روشن و لباسهای ساسانی، دیوار نگاره ای از شهر تورفان، قرن 6 میلادی؛

 

تخاریان ، یوئه چی ، از اقوام آریایی

تخاریان همزمان با برپایی دولت هخامنشی در ایران در جلگه‌های شمالی فلات تبت می‌زیستند. در بنمایه‌های چینی از آنان به نام یوئه‌چی نام ‌برده ‌شده‌ است. در آینده این تخاریان زیر فشار همسایگانشان ناچار به سوی باختر کوچیدند تا سرانجام به تخارستان در افغانستان کنونی رسیدند و در آنجا جاگیر شدند و این سرزمین را هم به نام خود خواندند. در همسایگی آنها اسمن‌ها (آسمان‌ها) که چینیان ایشان را ووسون یا فرزندان کلاغ می‌خواندند می‌زیستند. چینیان بدین دلیل بدانها فرزند کلاغ می‌گفتند که در اسطوره‌های آنان فرزند خردسال پادشاه ووسون را دشمنانش پس از کشتن پدر و مادر رها می‌کنند تا بمیرد. ولی ماده‌ گرگی به کودک شیر می‌دهد و کلاغی بدو خوراک می‌رساند و کودک بزرگ می‌شود و در آینده کین پدر و مادر خود را می‌جوید و ووسون‌ها را راهبری می‌کند.

ترُکان از مردمان آلتایی ، در همسایگی ووسون ها ؛ ووسون ها هم تبار با تخاریان

گفتنی‌است که در آینده مردمان آلتایی که ترُک‌ها یکی از آنان بودند و در همسایگی ووسون‌ها می‌زیستند این اسطوره را گرفتند و از آن خود دانستند. ووسون‌ها در شمال خاوری جایی که یوئه‌چی‌ها باشنده بودند می‌زیستند. در آینده با فشار همسایگان و دشمنی خود تخاریان که با اینان هم تبار بودند به ناچار به سوی باختر کوچیدند و در آینده‌ٔ دورتر با آلتایی‌ها آمیختند. بازماندگان ایشان امروزه در چین و قزاقستان می‌زیند و با زبانی از زبان‌های ترُکی سخن می‌رانند. چینیان، ووسون‌ها را مردمانی با چشمان آبی یا سبز و مو و ریش سرخ می‌خوانند که خود تبار ایشان را بهتر به ما می‌شناساند.

امپراتوری کوشانیان

امپراتوری کوشان حکومتی در سده‌های یکم تا سوم میلادی و همسایه شرقی ایران اشکانی بود (سیستان پاکستان و جنوب افغانستان). قلمرو کوشانیان در رده سوم میلادی به دست ساسانیان افتاد. قوم کوشان (پدید آورندگان این حکومت) را با تخاریان مرتبط می‌دانند. در این امپراتوری، دین بودایی رواج داشت و تندیس‌های بودای بامیان یادگاری از آن دوره است.

 

تخارستان علیا و سفلی ؛ پایتخت تخارستان علیا شهر اندرآبو سمنگان ؛ پایتخت تخارستان سفلی شهر طالقان

تخارستان نام باستانی منطقه‌ای در جانب شرقى بلخ و غربی جیحون در آسیای میانه بوده است. تخارستان به دو بخش عليا (بزرگ) و سفلى (کوچک) تقسیم می‌شد. تخارستان عليا تا بلخ سى فرسنگ فاصله داشت. تخارستان سفلى در شرق تخارستان عليا و در غرب جيحون واقع بود. پايتخت تخارستان سفلى شهر طالقان و پايتخت تخارستان عليا اندرآبو سمنگان بوده و حدّ شرقى آن به بدخشان متصل ميشده. قهندز نام شهر كهنه آن بوده كه كهن‌دژ را معرب كرده٬ قهندز می نامیدند.

 

امروزه استانی در افغانستان به نام استان تخار که در شمال شرقی افغانستان قرار دارد نام خود را از نام تخارستان گرفته است. نام این سرزمین برگرفته از نام مردمی است که تخار خوانده می‌شدند. تخارها از اقوام آریایی بودند که در قرن 3 پیش از میلاد در نواحی کوچا و تورفان در شمال شرقی سرزمینی که بعدها ترُکستان شرقی یا ترُکستان چین خوانده شد، به سر می‌بردند. این مردم به یکی از زبانهای وابسته به گروه زبانی هند و اروپایی سخن می‌گفتند (مگاورن) که به زبان تخاری معروف است. هر چند این زبان شرقی‌ترین زبان شناخته شده هند و اروپایی است، اما از لحاظ تقسیمات زبان‌شناسی به شاخۀ غربی یا کنتوم آن زبان تعلق دارد (لیووین، فرای، میراث). زبان تخاری در میان زبانهای هند و اروپایی بیشترین شباهتهای واژگانی را با زبانهای ژرمنی و شباهتهایی هم با زبانهای هند و ایرانی، یونانی و بالتی دارد.

 

به باور برخی از زبان‌شناسان، خاستگاهِ نخستین سخنوران زبان تخاری دشتهای پیرامونی دریای سیاه، در همسایگی مردمی با زبان ژرمنیِ آغازین بوده است که بعدها به سوی جنوب و شرق مهاجرت کرده‌اند و بر سر راه خود با یونانیان و هند و ایرانیان آمیخته‌اند و هنگامی که به آسیای مرکزی رسیده‌اند، زبانشان از زبانهای ایرانی شرقی تأثیر پذیرفته است (آدامز).

 

در میانه‌های سده 2 پیش از میلاد تخارها بر اثر تهاجمات هون ها ناگزیر به نواحی غربی‌ترکوچ کردند. منابع چینی در شرح این رویداد از دو قوم یوئه ـ چی و ووسون نام برده‌اند که از برابر هون ها گریخته، و به نواحی فرغانه رانده‌اند و اندکی پس از 160 پیش از میلاد از سیحون گذشتند و به قلمرو دولت یونانیِ باختر سرازیر شدند. (بیوار، ؛ فرای)

 

منبع:

- سایت "درنگ".

 

.................. ................. ...............

 

کوشانیان ، تخاریان ، یوئه چی

 

سلطنت کوشانی ها (متعلق به طایفه تخاری) در آریانا (افغانستان)

کوشانی ها عبارت از خاندان سلطنتی میباشند که از حوالی 500 قبل از میلاد تا نهایت قرن 5 میلادی در آریانا یا افغانستان سلطنت کرده اند و طوریکه خواهیم دید قسمت بزرگی از ممالک مجاور را در سلطنت خود ضمیمه ساختند. کوشانی ها متعلق به طایفه تخاری هستند که بنابر مهاجرت یوئه چی ها کسب قوت نموده، سلطنت مقتدری را به عرصه ظهور آوردند. یوئه چی ها از آریایی های شرقی میباشند که هنگام مهاجرت جنبش بزرگ آریایی ها برعکس برادران خود بطرف شرق هجرت کردند و در بین توئن هوانگ و کی لین رحل اقامت افکندند. یعنی در حوالی حوزه رود ابلی و تارم.

 

یوئه چی ها از آریایی های شرقی از جیحون بداخل باختریا (70 قبل از میلاد)

یوئه چی ها در حدود سال 70 قبل از میلاد از رود جیحون عبور کرده و داخل باختر (باکتریا) گردیدند. در این هنگام در افغانستان کنونی دولت یونان باختری حکمروایی داشت و در این سرزمین با هم آمیختن عناصر مدنیّت بودائی و یونانی، مدنیّت مشهور گریکو- بودبک بوجود آمده بود.

 

قبایل و مشایر تُرکی در مرور زمان همیشه از شرق به غرب مهاجرت نموده اند و این پروسه در درازای صدها سال مروج ادامه یافته است. برخلاف آنچه تصور میشود این مهاجرتها و کوچ کشی ها همیشه قرین با جنگ و خونریزی و به اصطلاح ترکتازی نبوده بلکه گاهی مهاجرت های صلح آمیز نیز بوده است و عده ای از این مهاجرت ها نقش سازنده را در تکامل فرهنگ و مدنیت یک جامعه داشته است زیرا همینکه این مردمان بیابانگرد و با شهامت داخل باختر گردیدند در آنجا سکونت اختیار نموده و جزء ساکنین آن شدند تمدن قدیمی این سرزمین را قبول و پذیرفتند و در زندگی مدنی و اقتصادی آن نقش بسزایی را ایفا کردند.

 

اقوام سیتی ها (کوشانی ها- یوچی)

سیتی ها مردمانی بودند بادیه نیشین ماهر در اسب سواری و تیراندازی، جنگجو و دارای خصوصیات دیگری که در اوستا و شاهنامه فردوسی از آن ذکری بعمل آمده است. یکی از مورخان غرب قدیم در قرن دوم قبل از میلاد کتابی بنام کشورهای غربی نوشته که این اقوام سیتی یعنی کوشانی ها را بنام یوچی خواند و آنها را دو دسته (کوشانی های بزرگ و کوچک) دسته بندی نموده است یوچی ها بعد از ازدیاد نفوس بطرف جنوب به حرکت شدند.

 

یوئه چی ها و تاهیایی ها (تخاری های افغانی)/ هی وانگ نوها

یوئه چی ها را سیتی هم میخوانند. در مجاورت این طائفه یک قوم دیگر بنام هی وانگ نوها زندگانی میکردند. یوئه چی ها با هی وانگ نوها که غالبأ از عرق اصفر(زردپوست) بودند عداوات زیادی داشتند و در بین این دو طائفه جنگهای متمادی و زدوخوردهای لاینقطع وجود داشت. بنابر کثرت طائفه مردمانیکه بر نژاد زرد تعلق داشتند(هی وانگ نوهایوئه چی ها مجبور گردیده مملکت را ترک نموده و در بین جیحون (آمودریا) و سیحون (سیردریا) اقامت گزینند. چون پیش از ورود اینان در این قسمت سیت ها زندگانی میکردند آنها را بطرف جنوب راندند.

وقتیکه یوئه چی ها در اراضی بین سیحون و جیحون اقامت داشتند (اراضی ووتی Wooti )، امپراتور چین سفیری بنام چانگ کین به نزد یوئه چی ها فرستاد و از آنها خواهش کمک برعلیه دشمنان دیرین شان هی وانگ نوها نمود.

 

سال 138 قبل از میلاد سفیر مذکور (چانگ کین) تنها در نزد یوئه چی ها مامور نبود بلکه در نزد تاهیایی ها با ساکنین تخارستان و بعضی قسمتهای شمالی این مملکت نیز مامور بود. در آن وقت تاهیا متمدن و باشندگان آن از تخاری های افغانی بودند. سفیر امپراتوری چین بعد از ده سال در نزد یوئه چی ها به تاهیایی رسید ولی کامیاب نشد. سفیر موصوف اولین نماینده چین در افغانستان محسوب میگردد. او در توضیحاتی که در سفرنامه خود داده است پرتوی بر تاریخ آنوقت افغانستان می اندازد. چانگ کین تخارستان را تاهیا و مرکز آنرا (لان شی) میخواند که موقعیت آن در بدخشان امروز بوده است.

 

سومات پس یکی از مورخین چین مینویسد که؛ تاهیا یک مملکت متمدن و قوم آن تجارت پیشه و تعداد شان خیلی زیاد و بین میلیون نفر میرسد. حکمداری در میان خود ندارند بلکه هر شهر دارای رییس مخصوص میباشد و مرکز مهم شان لان شی است.

 

مدنیّت تاهیایی ها و سلحشوری یوئه چی ها

از قراریکه معلوم میشود تا سال 125 قبل از میلاد هنوز یوئه چی ها در سواحل شمالی دریای آمویه (جیحون- آمودریا) زندگانی میکردند. بعد از این وقت بین یوئه چی ها و تخاری ها مراوده باز گردیده، یوئه چی ها به هجرت در تخارستان را شروع کردند. تاهیا با وجود مدنیت خود از نقطه نظر عسکری (نظامی) آنقدر قوی نبود. بنابراین یوئه چی ها از مدنیت تخاری ها و تخاری ها از سلحشوری یوئه چی ها استفاده نمودند.

 

ایالات تاهیا (تخاری های افغانی)

در آن وقت تاهیا به پنج ایالات تقسیم میشد که عبارت بودند از:

1- ایالت واخان،

2- ایالت بدخشان،

3- ایالت نورستان (بعدأ کافرستان نیز میگفتند)،

4- ایالت پروان نومی،

5- ایالت بغلان.

بعضی از مورخین چین اسم کابل را نیز در جمله ایالات تاهیا ذکر می نمایند اما کابل در آنوقت تحت اثر امرای محلی تخاری و یوئه چی ها نبود. باختر زودتر از کابل در تحت اقتدار تخاری ها قرار گرفت یعنی بعد از اتحاد و امتزاج با تخاری ها، یوئه چی ها توانستند باختر را در حیطه تصرف خود داخل کند.

 

نقشه باختر یا باکتریا با آمودریا و فرغانه و سمرقند و پامیر و هندوکش و قندهار و کابل؛

 

دولت کوشانی ها در باختر (باکتریا= بلخ)

دولت کوشانیهای یکی از مقتدر ترین دولتهای جهان باستان میباشد. این دولت در طی قرون 1 الی 4 میلادی مانند امپراتوری های روم و پارت و غیره دارای مدنیت بزرگی بود. دولت کوشانی ها در سرزمین باختر به وجود آمد. بعد از آنکه قبایل در باختر متوطن شدند. بلاخره تا اندازه هایی تقویه شدند که توانستند سرزمین باختر را تصرف نمایند و دولت مقتدر کوشانی ها را تاسیس نمایند.

 

قبایل یوچی در 140 الی 130 قبل از میلاد دولت یونان باختری را برهم زد و دولت کوشانی ها را بنیان گذاری نمودند. بعد از آنکه قبایل یوچی اساس دولت خود را گذاشتند و در دولت یونان و باختری تزلزلی را بمیان آوردند زیادتر تقویه شدند و تا شهر بلخ رسیدند و بلخ را بحیث مرکز خود قرار دادند. در این دوره پنج دولت علیحده در باختر بوجود آمد که یکی از آنها کوشانیه نام داشت و در منابع چینیای بنام گوی شوانی نیز یاد گردیده است. این دولت بالاخره مرکز امپراتوری بزرگ کوشانی ها گردید.

 

کجولو کدفیزس موسس دولت کوشانی ها ؛ حدود امپراتوری کوشانی

موسس دولت کوشانی ها کجولو کدفیزس میباشد. این امپراتوری، این حکمران کوشانی توانست دولت های چارگانه دیگر باختر را نیز در تصرف درآورد. همچنان این پادشاه بر مناطق جنوبی هندوکش حملات خود را شروع کرد.

ویما کدفیزس بعد از پدرش کجولو کدفیزس

بعد از درگذشت کجولو کدفیزس، پسرش ویما کدفیزس پیشروی پدر خود را تعقیب نمود. بالاخره در زمان پادشاهی کنشکا و پسرش هوویشکا دولت کوشانی به یک امپراتوری وسیع و انکشاف یافته تبدیل گردید. در امپراتوری وسیع کوشانی ها قسمتی از سرزمین آسیای مرکزی (تاجکستان، ازُبکستان، ترُکمنستان) تمام سرزمین افغانستان امروزی، پاکستان امروزی و مناطق شمالی هندوستان را شامل بود.

 

یوئه چی ها از آریایی های شرقی و تخاری اصیل

منابع هندی برخلاف منابع چینی یوئه چی ها را اصلاً تخاری میخواند و بعضی از متشرقین اروپائی نیز به همین عقیده میباشند. یوئه چی ها به قول چیناییان از آریائیهای شرقی و سنگ سمیانگ می باشند و اکثر مورخین به این عقیده اند که خاندان کوشانا یا سلاله پادشاهان یوئه چی اصلاً تخاری بودند.

 

هنگامیکه شالوده شهنشاهی کوشانی ریخته میشد یوئه چی ها در بین تخاری ها حل گردیده از نقطه نظر زبان، لباس، عرف عادات از باشندگان بومی امتیازی نداشتند. از منابع چینی معلوم میشود که دولت کوشانی صد سال پس از ورود یوئه چی ها در تاهیا به میان آمد. یعنی یکی از امرای محلی که موسوم به کوزولو بود پنج ایالت دیگر را تحت تصرف خود درآورده و دولت کوشانی را بنا نهاد. کوزولو یا کدفیسس عنوان شاهی گرفته اسم سلطنتش را کوشانی و به قول چینی ها کویی شوانگ گذاشت.

کوشانی ها در تحت قیادت کوزولو بتوحید(اتحاد) افغانستان موفق گردیدند. کوزولو بطرف غرب، افغانستان را تا سرحدّ دولت پارت توسعه داد. کابل، کاپیسا و گندهار را فتح نمود و پس با پوتا ها که در حوالی غزنی بودند نیز مقابل نمودند، مملکت شان را در حیطه تصرف خود درآورد. پوتا ها عبارت پختون میباشند. بطوریکه کوشانی ها در شمال آریانا (افغانستان) بنای شهنشاهی کوشانی- افغانستان را میگذاشتند کابل کاپیسا، اراکوزی و سواحل دریای اندوس بدست سیت ها و پارت ها بود.

 

کوزولو کدفیس کابل را از دست کندوفار (؟!) نیز گرفت. از بعضی مسکوکات معلوم میشود که هنوز آثار یونانی های کابل در آن عصر موجود بوده. از این میتوان نتیجه رفت که از تسلط سیت ها و پارت ها بر دولت یونان کابل مدت زیادی سپری نگردیده بود که کوشانی ها ایلات جنوب هند و کوه را از دست گندوفار نیز گرفتند. از کتیبه ها و سکه هایی که در دست است معلوم میشود که کوشانی ها از نقطه نظر ساختمان بدنی و لباس به چینیائیها و هندی ها، مشابهت ندارند بلکه عیناً چهره و لباس های کوشانی ها را تا امروز اهالی افغانستان میپوشند.

دوره سلطنت کوشانی ها درخشانترین دوره مدنیت افغانی در اعصار قبل از اسلام میباشد. در این دوره دین، فلسفه، حکمت، ادبیات، صنایع نفیسه، معماری و صنعت ترقی شایانی نموده، دربار پادشاهان کوشانی از جمله کنشکای کبیر مانند دربار غزنویان بعد از اسلام، آشیانه علم و ادبی بوده و کنشکای برای بدست آوردن یکنفر نویسنده و ادیب با شاه مگادا جنگ کرد و از قرار معلوم علمای بزرگ با شاه بسر می بردند.

 

دوره کوشانی ها

دوره کوشانی به سه دوره تقسیم کرده اند:

 

1- کوشانی های بزرگ،

2- کوشانی های کوچک،

3- دوره کوشانی های خورد یا کیداری ها (گروهی از هون ها که بعد از کوشانی ها بودند).

کتیبه های دوره کوشانی

از آن جائیکه اسناد معتبر کتبی و تحریری از دوره کوشانی هنوز بدست نیامده ، فلهذا همین کتیبه و مسکوکات زمامداران کوشانی است که از مطالعه و تحقیق در آن وضع سیاسی ، مذهبی و کُلتوری (فرهنگی) امپراتوری کوشانی قابل درک و شناخت شده است. اکثر کتیبه های دوره کوشانی به زبان های هندی می باشند و این هم به دو گروپ عمده تقسیم می شوند:

 

- آنکه برسم خط خروشتی،

- و آن که به رسم الخط برهمنی نوشته شده اند.

 

منابع:

- نجیب الله توروایانا. تاریخ مختصر آریانا افغان. موسسه انتشارات . بازا قصه خوانی ، سال 1379.

- محمد صالح راسخ یلدرم، تاریخ و فرهنگ ترکمن ها ، کتابخانه سبا، سال 1382 صفحه (22-23).

- محقق کتابخان فیضی ، تحقیقات باستانشناسی در شمال شرق افغانستان ، آکادمی علوم افغانستان، چاپ مطبعه بهیر ، سال 1383 ص 24.

- نجیب الله توروایانا. تاریخ مختصر آریانا افغان. موسسه انتشارات . بازا قصه خوانی ، سال 1379.

- دوکتور اکتم بابایوف و پوهیالی احمدوال ، باستانشناسی افغانستان ، پوهنتون کابل، سال 1361.

- دوکتور اکتم بابایوف و پوهیالی احمدوال ، باستانشناسی افغانستان ، پوهنتون کابل، سال 1361. صفحه 86.

 

منبع:

- سایت "مشعل نجات" از افغانستان.

 

.................. ................. ...............

 

سفرهای 13 ساله جان چیان در دوران امپراتور وو دی از سلسله هان به غرب چین (139 تا 126 پیش از میلاد)

چین در دوران سلسله هان غربی ؛ سرزمین یوئوچی بزرگ ؛ هون ها

جآن چیان بیش از دو هزار سال پیش در دوران سلسله هان غربی، دو بار به مناطق غربی چین سفر کرد و جاده مشهور ابریشم را گشود که در تاریخ چین و جهان تأثیرات مهم و دیرپایی بر جای گذاشت. در طول تاریخ چین، مناطق گسترده ای از جمله آسیای مرکزی، آسیای غربی، شبه جزیره هند، اروپای شرقی و آفریقای شمالی مناطق غربی نامیده شده است. در دوارن سلسله هان غربی (206 قبل از میلاد تا 220 میلادی) در مناطق یاد شده ده ها کشور وجود داشت ولی تا پیش از امپراطور وو دی بین چین و آنها تماسی برقرار نبود.

 

امپراتور وو دی و هون ها

مدت ها بود که مرزهای سلسله هان هدف حمله و غارت یک قوم کوچ نشین شمالی به نام هون قرار می گرفت. امپراتور وو دی پس از رسیدن به قدرت تصمیم گرفت علیه این قوم جنگ همه جانبه ای برپا کند. او مطلع شد که در غرب سرزمینی به نام یوئه جی بزرگ واقع است که ساکنان آن در جنگ با هون ها شکست خورده و مجبور به عقب نشینی به مناطق غربی تر شدند و قصد انتقام جویی دارند. وو دی می خواست با یوئه جی بزرگ ائتلافی علیه هون ها ایجاد کند. اگر ارتش هان از شرق و یوئه جی بزرگ از غرب به هون ها حمله می کرد، امکان غلبه بر این قوم بیشتر می شد. ولی راه و شرایط طبیعی رسیدن به سرزمین یوئه جی بزرگ بسیار سخت بود و باید از منطقۀ تحت کنترل هون ها عبور می شد. نیروهای وقت نتوانستند از عهده این کار بر آیند، لذا جآن چیان داوطلبانه این وظیفۀ سخت را بر عهده گرفت.

 

جآن چیان در استان شان شی متولد شد. او در نخستین سال زمامداری امپراطور وو دی، خدمتگزار نزدیکش شد و بالشخصه فردی معتبر، همواره شاد و بشاش و دارای روحیه ماجراجویی بود. جآن چیان در سال 139 پیش از میلاد در راس یک گروه حدوداً یکصد نفره از منطقۀ لون شی (استان گآن سو کنونی) سفر خود را آغاز کرد و پس از 13 سال در حالی که فقط یک همراه داشت، به چآن ان پایتخت وقت سلسله هان بازگشت.

 

ماجراهای سفر جان چیان (از 139 تا 126 پیش از میلاد)

ماجرای سفر 13 ساله او به این ترتیب بود که او و همراهانش مدتی کوتاه پس از عزیمت، هنگام عبور از منطقۀ تحت کنترل هون ها بازداشت می شوند. سرکرده وقت هون ها، جآن چیان و همراهانش را محاکمه کرده و تحت نظر قرار میدهد. او پس از مدتی برای فرونشاندن عزم جآن چیان برای اجرای مأموریتش زنی از قوم خود را به همسری وی درآورد، ولی جآن چیان هرگز فکر اجرای نقشه اش را کنار نگذاشت. یازده (11) سال سپری شد و زمانی که نظارت مأموران هون بر جآن چیان کاهش یافت، او و یکی از همراهانش از فرصتی استفاده کرده و بی آب و خوراک از بیابان و کویر و کوه های برفی گذشته و سرانجام به سرزمین یوئه جی بزرگ رسیدند. ولی در آن زمان یوئه جی بزرگ فکر حمله به هون ها را کنار گذاشته بود. جآن چیان حدود یک سال در سرزمین یوئه جی بزرگ اقامت کرد، ولی نتوانست حاکم آن را به ائتلاف با سلسله هان و حمله به هون ها قانع کند، لذا مجبور شد به کشور خود باز گردد. او در راه بازگشت نیز گرفتار مأموران هون ها و حدود یک سال دیگر محبوس شد.

 

جآن چیان و همراهش در سال 126 پیش از میلاد موفق شدند از سرزمین هون ها فرار کرده و به سرزمین سلسله هان بازگردند. او وضعیت جغرافیایی، سیاسی، اقتصادی و آداب و رسوم مردمان سرزمین های آسیای میانه و باختری را به طور مفصل به امپراطور وو دی گزارش کرد. نخستین سفرهای جآن چیان در آشنا کردن امپراطوری هان با دنیای خارج و مقابله با حملۀ هون ها نقش مهمی ایفا کرد.

 

حدود 10 سال بعد، جآن چیان مأموریت سفر دیگری به غرب را بر عهده گرفت. در آن زمان هون ها در جنگ با امپراطوری هان شکست خورده و به مناطق بسیار دور عقب نشینی کرده بود. لذا دومین سفر جآن چیان چندان دشوار نبود. او گنجینه ها، پارچه های ابریشمی و احشام فراوانی همراه آورد و به سرزمین های میان راه هدیه داد. دو سال بعد فرستادگان آن سرزمین ها به همراه جآن چیان یا دستیارانش به امپراطوری هان گام نهادند. از آن پس بین امپراطوری هان و سرزمین های آسیای میانه و باختری ارتباط دوستانه برقرار و رفت و آمدها بیشتر شد. جآن چیان دوران بی سابقه ای در تبادلات اقتصادی و فرهنگی چین و غرب گشود و روحیۀ استقامت و صبوری وی همواره مورد احترام و ستایش قرار گرفت.

 

سفرهای جآن چیان به باختر (باخترِ چین) راه های ارتباطی زمینی بین آسیا، اروپا و آفریقا را گشود. این راه بعدها به جاده ابریشم شهرت یافت. از این راه محصولات چین مانند ابریشم، ظروف چینی، ظروف آهنی و شیوه پرورش کرم ابریشم(بطور قاچاقی) به غرب و محصولات و داشته های سرزمین های باختری از قبیل اسب، فلفل، هلو و منسوجات پشمی به چین منتقل شد. جاده ابریشم به تبادلات معنوی و فرهنگی شرق و غرب کمک بسیاری کرد.

 

تبصره: یویه جی قومی بود که در حدود سده 3 پیش از میلاد تا سده یکم میلادی در تاریخ حضور داشت. این قوم ابتدا در آسیای شمالی به دامپروری مشغول بود؛ ولی به دلیل ادامه درگیری با قوم هون به آسیای میانه نقل مکان کرد و در آنجا به دلیل گذر جاده ابریشم از سرزمینش و اتصال شرق و غرب در موقعیتی راهبردی قرار گرفت و پرُ رونق و شکوفا شد. این قوم بعدها بر اثر حملات هون ها به دو پارچه تقسیم و مجبور به مهاجرت شد. آنها که به بخش موسوم به یی لی در چین کنونی مهاجرت کردند، یوئه جی بزرگ و آنها که به استان های گان سو و چین هایی کنونی در چین مهاجرت کردند، یوئه جی کوچک نامیده شدند.

 

منبع:

- سایت بخش فارسی رادیو چین.

 

.................. ................. ...............

 

جاده ابریشم از بیابان تکله مکان تا دریای سیاه و مدیترانه؛

 

جغرافیای جاده ابریشم و بیابان "تكله مكان"

تاریخ نویسان هميشه به حوادث گذشته برمی گردند و از آن به عنوان ابزاری در تجزيه و تحليل وضعيت جهان امروز استفاده می کنند. حوادثی که برخی از تمدن ها را به رشد و شکوفایی رسانده و برعکس. مشکلات و شرایط سخت طبیعی، ناپایداری های محیط و نوسانات اقلیمی، دشواری سازگاری انسان با طبیعت، رویارویی تمدنی با دیگر تمدن های اطراف؛ همه و همه از جمله ی حوادثی هستند که انسان آن روزگار با آن روبرو بوده است. سازگاری افراد با محیط و چگونگی بهره برداری از آن آسان به دست نیامده است. قرن ها عمر از کف رفته است و بیشمار انسان از دست، تا تجربه ای به میدان پا گذارده است. چندین قرن از این روزگار سپری گشته است تا مردم توانسته اند با سختی های محیط بیرونی خود دست و پنجه نرم كرده و با آن مبارزه کنند؛ که در این نبرد گاه پیروز میدان بوده و در نهایت جان سالم بدر برده اند، و يا زير فشارهای موجود به هلاكت رسيده و گروه گروه افراد نابود شده اند.

 

بنابراین، اوج و بلوغ یک تمدن، بی گذر از مسیر سخت درد تولد و مجموعه ای از حوادث تلخ و غمبار، غیر ممکن خواهد بود؛ در نهایت، تمدن هایی كه شاهد شکوفایی آن می باشیم، همراه با نابرابری های بس بزرگ و عظیمی بدین مرتبه نائل شده اند و امروزه تجربه هایی هستند كه به عنوان یک درس استفاده می شوند برای آنچه كه ما در حال حاضر با برخی مشكلات روبرو می باشیم.

تمدن هایی كه در چين و بين النهرين رشد كرده اند مثال های كاملی از مردماني هستند كه با ديگر فرهنگ ها سروكار داشته اند. روزگاری كه اين مكان ها در جهل و بی خبری از يكديگر به سر می بردند، با زمینی وسيع و لم يزرعی به عنوان آسيای مركزی از هم تفكيك می شدند، تا اين كه سرانجام تمدن های آسيای باختری و چين از طريق یک راه تجاری در خشکی ها ارتباط پيدا كردند. اين عامل دربردارنده چشم انداز تاریخی وسیعی است که در اين مسير باستانی از ابتدای پيدايش آن که قبل از میلاد حضرت مسيح بود تا ديرگاهش در ايام عصر حاضر هویدا شده است. اين رويارویی اجتناب ناپذير دو هزار ساله، بين شرق و غرب راهبردهایی را می تواند در ارتباط با عوامل قرن بيست و يكم همچون فرهنگ، نژاد، ملی گرایی و اقتصاد جهانی برای انسان عصر حاضر ارائه نماید. انديشه های سترگ و اطلاعات بی شماری که ما امروزه در دنیای وب با آن مواجه هستیم، بی شباهت با مجموعه های فراوانی از اندیشه های رویاروی در جاده ابريشم آن روزگار، یعنی مكانی بين چين و غرب نيست.

 

بیابان تکله مکان ، گورستان تمدن ها و "سرزمين مرگ حتمی"

در آسيای مركزی یکی از خشن ترين صحراهای دنيا قرار دارد. در این مکان، منابع طبیعی يا اصلاً وجود ندارد و يا این که بسيار اندک دیده می شود. در چنين شرایطی از یک سرزمين کم آب و خشک، طبيعتاً نیز پوشش گياهی و حيوانات وحشی بسيار اندکی وجود خواهند داشت. حركات سریع شن و ماسه در سطوح ماسه ای موجود در اين منطقه هر چيزی را در مسيرش خواهد پوشاند. اينجا، این سرزمین بیابانی بی آب و علف را "تكله مكان" گویند، اما "سرزمين مرگ" یا "سرزمين مرگ حتمی" لقبی است که مردم محلی به آن نسبت داده اند. بنابراین با توجه به شرایط سختی که این بیابان دارد، مردم اين منطقه بندرت وارد صحرای تکله مكان می شوند. در عوض، از جاده ابريشم و ديگر مسيرهایی كه از لبه كناری اين صحرا می گذرند، استفاده می كنند.

 

به هر حال، تكله مكان سرزمینی است که قرن ها به عنوان یک مانع طبیعی بين شرق و غرب رفتار كرده است. اما بایستی توجه داشت که تنها همین عامل نبوده است كه باعث عدم ايجاد این ارتباط شده است. سرزمین های پیرامونی بیابان "تكله مكان" به اندازه خود این سرزمین، خشن و سرسخت می باشد، به طوری كه ؛

- در سمت شمال شرقی "تکله مکان"، "بيابان گبُی" مغولستان قرار دارد. این بیابان نسبت به "تكله مكان" از خشکی و ويرانی كمتری برخوردار است، اما با اين وجود مرز سخت و دشواری را برای آن بوجود آورده است.

 

- در سمت جنوب صحرای "تكله مكان"، بزرگترين رشته كوه جهان، یعنی رشته کوه هيماليا واقع شده است. اين مانع بسیار قدرتمند، آسيای مركزی را از شبه قاره هند جدا می سازد.

 

- مانع ساکت و خاموش ديگری كه شرق "تکله مکان" را از غرب "تکله مکان" جدا می سازد، گره كوهستانی "پامير" است، توده ای مركب از چندين رشته كوه كه شامل "تيان شان" و "پامير" می گردد.

 

- در مجاورت شرقی صحرای "تکله مکان"، و در نقطه ورودی از سمت شرق "گردنه گانسو" قرار دارد كه از دشواری كمتری برخوردار است، قطعه ی نسبتاً حاصل خيزی كه فلات مغولستان و بيابان گبُی را از فلات بزرگ تبت جدا می سازد.

مسافرانی که از غرب یا جنوب وارد صحرای "تکله مکان" می شدند، مجبور بودند راه خود را از ميان گذرگاههای یخی واقع در مسیر گره كوهستانی پامير و هيماليا انتخاب كنند. تمدن های غربی و چینی در فرجام هایی مقابل هم در سرزمين هایی توسعه می يافتند كه توانایی حمايت و قابلیت رشد را داشته باشند. به طوری که در منتهی اليه غربی اين مسير تجاری، ابتدا هلال حاصل خيز بين النهرين رشد يافت در حالی كه منتهی اليه شرقی آن، در نتيجه ی وجود شرايط طبیعی دشوار، بسيار آهسته و کند رشد نمود.

 

ژانگ كيان (جان چیان) "پدر جاده ابريشم"

تمدن چين در دوران سلسله كین ترقی نمود. اكتشافات غرب برای چینی ها تا دوران هان آغاز نگشت، و آن زمانی بود كه امپراطوری چين ژانگ كيان (جان چیان) را به جهت اتحاد با قبيله یويژی در غرب، به ماموريت فرستاد. او در سال 138 قبل از ميلاد مسيح مسافرت خود را آغاز كرد و پس از 13 سال به امپراطوريش بازگشت.

 

اگر چه ژانگ كيان در حفظ اين اتحاد با غرب شكست خورد، اما او اطلاعات مهمی را مربوط به نسل جديد اسب ها و قبایلی كه تاكنون ناشناخته باقی مانده بودند، با خود به همراه آورد. از آن زمان به بعد هيئت های اعزامی بيشتری به غرب فرستاده شد تا اطلاعات جدیدتری را از اسب ها و موضوعات دیگر برای امپراطوری چین به دست آورند. چنین فرایندهایی بود که مسیر رفت و آمد به غرب را باز کرد. بسیاری از دانش پژوهان ژانگ كيان را به عنوان "پدر جاده ابريشم"می شناسند.

 

هنگامی كه به طبيعت جاده ی ابريشم نظر می کنیم، بایستی به خاطر داشته باشيم كه اين جاده تنها یک مسير تجاری برای ابريشم نبوده است، بلکه بسياری از جاده ها، مسيرها و راه ها در جهت شرقی- غربی وجود داشتند که در زمان خود سرآمد بودند. برخي از اين مسيرها نسبتاً از هجوم راهزنان آزاد و از رشد خوبی برخوردار بودند، اما مسیرهای دیگری هم وجود داشتند که از امنيت كمتری برخوردار بودند. این راهها از آبادی کمتری برخوردار می شدند و در نتيجه ی چنين عاملی بود که مجبور به ساخت پناهگاه هایی در مسیر خود شده بودند.

 

در طول حاشیه ی جنوبی "تكله مكان"، مسير ويژه ای وجود داشت كه كاملاً پُر مخاطره بود، اما زمان كمتری را برای عبور مرور فراهم می ساخت. آن چه كه بسياری از جاده ها عموماً داشتند، يك نقطه ی تلاقی در كاشغر بود. اين شهر، در پای پامير قرار داشت. كاشغر یکی از مهمترين مراكز تجاری در آسيای مركزی به شمار می رفت. اين شهر در نقطه ي نيم راهی در طول جاده ی ابريشم قرار داشت، جاییکه اغلب بازرگانان بارهای خود را به مردانی می فروختند كه انجام دهنده ی معاملات نهایی در پایین این مسیر بودند. در حقيقت این راه برای کالاهایی بود که به طور نهایی ساخته می شد و از آسیا به دیگر نقاط حمل می گردید، و معدود بازرگانانی وجود داشتند که سراسر قاره را در این جاده مسافرت کنند.

 

منبع:

- نوشته ای از "رای گونزالس" با برگردان حسین مهرپویان از وبلاگ "چشم انداز".

 

 

(پژوهش، گردآوری، تدوین و پیرایش از سروش آذرت/ 8 آذر 1392 / 29 توامبر 2013 میلادی)

 

.................. ................. ............... ............... ............

 

با تشکر از سایت "درنگ"، و از سایت "مشعل نجات"، و از سایت "بخش فارسی رادیو چین"، و از وبلاگ "چشم انداز"، و از حسین مهرپویان / سایت خانه و خاطره/ سروش آذرت/ 8 آذر 1392/ 29 توامبر 2013 میلادی/