با سلام.

به سایت خانه و خاطره خوش آمدید.

 

بیابان تکله مکان (از سرزمینهای اولیه اقوام ایرانی و ترُک) در ترُکستان شرقی ، جاده ابریشم

 

 تصویر بیابان (صحرای) تکله مکان و جاده ابریشم از ویکی پدیا

 

صحرای تکله مکان در ایالت سین جی یانگ چین (ترُکستان شرقی)

در گذشته های نه چندان دور، ایالت کنونی «سین جی یانگ» کشور چین را سرزمین اویغورها و یا با نام ترُکستان شرقی می شناختند با شهرهای تاریخی ای چون کاشغر، یارکند (یارکنت)، خُتن (خُتان) ، تورفان ، کورلا یا لوُلان و ... بر سر راه جاده ابریشم ؛ جاده یا راه ابریشمی که از طرف غربی از دریای مدیترانه و سیاه آغاز می شد، از شمال ایران کنونی و نیشاپور می گذشت، به ماوراءالنهر یا فرارود می رسید، سپس بخارا و سمرقند را پشت سر می گذاشت و به کاشغر میرسید سپس با گذار از جنوب صحرای "تکله مکان" در جوار شهرهایی چون یارکند، ختن، یوتیان و دُون هوُانگ و در شمال صحرای تکله مکان از شهرهایی چون آکسو و تورفان میگذشت و سرانجام به سیان در شرق چین، به فاصله ای نه چندان دور از دریای زرد، منتهی می شد.

 

حاشیۀ صحرای تکله مکان در مسیر راه ابریشم، زیستگاه اقوام ایرانی و ترُک، یعنی تاجیکان- پامیری ها و اویغورها بود. اقوام ایرانی که پیش از اویغورها در این جا بودوباش داشتند، با بودن مانی در تورفان با مانویت و با آیین بودایی آشنایی داشتند و زبانشان هم تخاری بود، زبانی که از شاخۀ ایرانی زبانهای هندواروپایی بود. اما با آمدن اویغورها و برپایی سلطنت «قره ختاییان» یا چینی های تیره پوست، رفته رفته زبان ترُکان در این سرزمین رایج شد.

 

پایتخت ایالت «سین جی یانگ»  یا ترُکستان شرقی کشور چین، شهر «اُورومجی» است، با شاهراه ها و ساختمان های سر به آسمان کشیده که بیشتر شبیه شهرهای پکن و شانگهای می باشد، اما اینجا و آنجا هنوز می توان نشانی از معماری کهن یافت؛ گنبدهای زراندود با تاج های نیزه وار که یادآور کاخ ها و معابد قره ختاییان است. و یا شب کلاه های کاشغری بیشتر به توپی یا طاقی هایی که در بازار سمرقند می فروشند، می ماند و پیلاو pilav ختنی، همان "آش پلو" وادی فرغانه است.

 

جغرافیای تکله مکان

سرزمین های پیرامونی بیابان "تكله مكان" به اندازه خود این سرزمین، خشن و سرسخت می باشند، به طوری كه ؛

- در سمت شمال سرزمین "تکله مکان"، رشته کوههای «تیان شان» قرار دارند با ارتفاعی حدود 7439 متر و امتدادش را از چین تا قزاقستان، قرقیرستان، تاجیکستان و ازُبکستان میتوان دید. نام تیان شان به چینی «کوههای آسمانی» معنی میدهد و ترُکان اویغوری این کوهها را «کوه خدا» نام نهاده اند.

- در سمت شمال شرقی "تکله مکان"، "بيابان گبُی" مغولستان قرار دارد. این بیابان نسبت به "تكله مكان" از خشکی و ويرانی كمتری برخوردار است، اما با اين وجود مرز سخت و دشواری را برای آن بوجود آورده است.

- در مجاورت شرقی صحرای "تکله مکان"، و در نقطه ورودی از سمت شرق "گردنه گانسو= از ایالت گانسو چین" قرار دارد كه از دشواری كمتری برخوردار است، قطعه ی نسبتاً حاصل خيز كه فلات مغولستان و بيابان گبُی را از فلات بزرگ تبت جدا می سازد.

- مانع ساکت و خاموش ديگری كه شرق "تکله مکان" را از غرب "تکله مکان" جدا می سازد، گره كوهستانی "پامير" و "هندوکش" است، توده ای مركب از چندين رشته كوه كه شامل "تيان شان" و "پامير" می گردد.

- در سمت جنوب صحرای "تكله مكان"، بزرگترين رشته كوه جهان، یعنی رشته کوه هيماليا واقع شده است. اين مانع بسیار قدرتمند، آسيای مركزی را از شبه قاره هند جدا می سازد.

- در سمت غربی «تکله مکان» میتوان به کشورهای قرقیرستان و تاجیکستان و سرزمین فرغانه رسید.

 

مسافرانی که از غرب یا جنوب به صحرای "تکله مکان" می رسیدند، مجبور بودند بخاطر ناامنی در صحرای تکله مکان، راه خود را از ميان گذرگاههای یخی واقع در مسیر گره كوهستانی پامير و هيماليا انتخاب كنند.

 

تمدن های غربی و چینی در فرجام هایی مقابل هم در سرزمين هایی توسعه می يافتند كه توانایی حمايت و قابلیت رشد را داشته باشند. به طوری که در منتهی اليه غربی اين مسير تجاری (جاده ابریشم)، هلال حاصل خيز بين النهرين رشد يافت در حالی كه منتهی اليه شرقی آن، در نتيجه ی وجود شرايط طبیعی دشوار، بسيار آهسته و کُند رشد نمود.

 

 تکله مکان بزرگترین صحرای چین در ایالت سین جی یانگ

 

صحرای "تکله مکان" ، "سرزمين مرگ"

صحرای تکله مکان در چین و آسيای مركزی از نظر خشکی و گرمی بعد از صحرای ربع الخال در عربستان سعودی، دومین صحرای بزرگ دنیاست که درازایش از شرق به غرب به 1000 کیلومتر و پهنایش از شمال به جنوب به 400 کیلومتر و مساحتش به 330000 کیلومترمربع میرسد. در این بیابان، منابع طبیعی يا اصلاً وجود ندارد و يا این که بسيار اندک دیده می شود. در چنين شرایطی از یک سرزمين کم آب و خشک، طبيعتاً نیز پوشش گياهی و حيوانات وحشی بسيار اندکی وجود خواهند داشت. در زمستان سرما بعضی مواقع به 20 درجه گراد زیر صفر و در تابستان گرما به 60 الی 70 درجه گراد بالای صفر خواهد رسید.

 

با توجه به شرایط سختی که این بیابان دارد، مردم غریبه بدون آب ، راهنما ، قطب نما و شتر (و حتی مردم محلی) بنُدرت وارد صحرای تکله مكان می شوند. در عوض، از جاده ابريشم و ديگر مسيرهایی كه از لبه كناری اين صحرا می گذرند، استفاده می كنند.

 

گفته میشود در پایانه قرن بیستم و با اکتشافاتی که از این منطقه توسط دولت چین بعمل آمده، بیابان تکله مکان مملو از منابع زیرزمینی مثل گاز و نفت میباشد. بنابراین دولت چین شروع به سرمایه گذاری در این مناطق کرده و دو جاده آسفالته را در حاشیه شمالی و جنوبی این بیابان احداث کرده که امروزه بیشتر مورد استفاده بازرگانان و توریستها قرار میگیرد.

 

معنی تکله مکان

معنی نام این سرزمین بیابانی بی آب و علف یعنی صحرای «تكله مكان»، سوالی بود که مدتها فکر پژوهشگران و باستانشناسان را بخود مشغول میکرد اما همانطوریکه بعضی مواقع به اشتباه نیز گفته میشود این نام به اُیغوری و بعدها از اعراب بعاریت گرفته شده، از دو کلمه که «مکان» به معنی «جا» یا «محل» است و «تکله» به معنی «ترک شده» گرفته شده و عده ای نیز نام این بیابان را، "سرزمين مرگ" یا "سرزمين مرگ حتمی" معنی کرده اند و عده ای دیگر نیز از زبان مردم محلی و اُیغوری نقل میکنند که معنی تکله مکان یعنی؛ جاییکه میتوان داخلش شد اما خارج شدن محال است.

 

اما بنا بر تحقیقاتی که پژوهشگران آکادمی علوم اجتماعی دانشگاه اُورومجی (پایتخت ایالت سین جی یانگ چین= ترُکستان شرقی) کرده اند معنی «جاییکه میتوان داخلش شد اما خارج شدن محال است» توسط عده ای از پژوهشگران و باستانشناسان و توریستها که حوالی 1980 میلادی از صحرای تکله مکان دیدن کرده اند، داده شده است و این معنی هیچ اعتباری با معنی تکله مکان ندارد.

 

بنا به گفته پژوهشگران آکادمی اُورومجی و با تحقیقاتی که درباره لهجه های مختلف اُیغوری بعمل آمده؛ تکله در زمانهای قدیم و پیش فارسی زبانان قدیم(پارسی-Persisch  ) سرزمین تکله مکان، به «کند» (مثل شهر دیارکند) گفته میشد و کند بمعنی «شهر» یا «دهکده» بود و تکله مکان بمعنی «محل شهر یا دهکده» است.

 

گفته میشود در مقابل معنی نام صحرای تکله مکان از واژه «باغ بهشت» نیز استفاده میشود که بیشتر مورد استفاده هنرمندان و منورالفکران گریزان از استرسهای جوامعه غربی میباشد. همچنین این هنرمندان ( نه تنها چینی بلکه گلوبال)، از صحرای تکله مکان در قصه ها و موسیقی و ترانه ها بعنوان "محل سراب ها" (باغ بهشت، سراب تکله مکان) نیز یاد میکنند.

 

Loulan Girl دختر لوُلان/ نقاشی از جسد کشف شده از پادشاهی تمدن لوُلان در شرق صحرای تکله مکان

 

"طوفان سیاه" ، "کارا بوُران" (Kara Buran) و "گورستان تمدن ها"

در صحرای تکله مکان وحشتناکتر از هر چیزی «طوفان سیاه» یا «طوفان شنی سیاه» یا «کارا بوُران» (کارا یا قارا به ترُکی یعنی سیاه و بوُران به فارسی و گیلکی یعنی طوفان) است. و بهنگام کارا بوران دنیا و هوا چنان تاریک خواهد شد که از آسمان و نور خورشید اثری نخواهد بود. این طوفان سیاه با حرکات سریع خود که بعضی مواقع روزها و هفته ها طول میکشد صدها و هزاران تُن شن و ماسه موجود در سطوح ماسه ای اين منطقه را بحرکت میآورد و در این هنگامه هر آن چيزی را که در مسيرش قرار گیرد زیر خروارها شن و ماسه دفن خواهد کرد.

 

زمان کارا بوُران مابین بهمن ماه و خرداد ماه است و مسیر این بوُران از شمال شرقی بطرف غرب تکله مکان وزیدن خواهد گرفت و بسا مسافران، کاروانها، شهرها و تمدن ها بودند که بخاطر برپایی این طوفان سیاه از صحنه روزگار ناپدید و قربانی شده اند ، مثل تمدن پادشاهی لوُلان در شرق تکله مکان و در کناره غربی دریاچه لُپ نور که اکنون بجای آب فقط از شن و ماسه پوشیده شده. بنیاد شهر لوُلان حدود 200 قبل از میلاد بود و اوایل قرن هفتم میلادی بود که بطور ناگهانی محو و ناپدید گردید که آثار خرابه هایش در اواخر قرن نوزده و اوایل قرن بیستم ( 1894 تا 1908 ) میلادی توسط جغرافیادان، کاشف، محبوب جوانان و قدرتمندان اروپایی و سفرنامه نویس معروف سوئدی «سون اندرس هدین/Sven Anders Hedin / از 1865 تا 1952 میلادی» که بخاطر عشقش به آسیای میانه و هیمالیا و هند و دیوار چین به یاد گرفتن چندین زبان پرداخت، کشف گردید. سون هدین دو بار در پرشیان بود و در سال 1890 میلادی مورد استقبال ناصرالدینشاه قرار گرفت.

 

بعد از اکتشافات هدین بود که بیابان تکله مکان در تمدنهای غربی معروف به "گورستان تمدن ها" شد و از آن پس سوداگران حرفه ای غربی با کمک بومیان فقیر بجان بیابان تکله مکان افتادند و اشیائ نفیسه و جسدهای مومیایی شده و مسکوکات طلا و نقره به سرقت رفته را به روسای موزه های معروف کشورهای غربی فروخته اند که امروزه میتوان این آثار بجا مانده از بیابان تکله مکان را در این موزه ها دید.

 

همچنین ساکنان اویغوری این سرزمین روایت میکنند که؛ ارتش یکی از امپراطورهای چین بهنگام کشورگشایی و تهاجم به سرزمینهای اطراف چین (احتمالا منظورشان سلسله امپراطوری هان چین است) بهنگام عبور از صحرای تکله مکان گرفتار کارا بوُران شده و با تمامی نفراتش زیر خروارها شن و ماسه و در عمق 250 متری صحرای تکله مکان دفن شده است.    

 

 جاده ابریشم از شمال شرقی چین تا دریای سیاه و مدیترانه

 

جغرافیای جاده ابریشم

تاریخ نویسان هميشه به حوادث گذشته برمی گردند و از آن به عنوان ابزاری در تجزيه و تحليل وضعيت جهان امروز استفاده می کنند. حوادثی که برخی از تمدن ها را به رشد و شکوفایی رسانده و برعکس.

 

مشکلات و شرایط سخت طبیعی، ناپایداری های محیط و نوسانات اقلیمی، دشواری سازگاری انسان با طبیعت، رویارویی تمدنی با دیگر تمدن های اطراف؛ همه و همه از جمله ی حوادثی هستند که انسان آن روزگار با آن روبرو بوده است. سازگاری افراد با محیط و چگونگی بهره برداری از آن آسان به دست نیامده است. قرن ها عمر از کف رفته است و بیشمار انسان از دست، تا تجربه ای به میدان پا گذارده است. چندین قرن از این روزگار سپری گشته است تا مردم توانسته اند با سختی های محیط بیرونی خود دست و پنجه نرم كرده و با آن مبارزه کنند؛ که در این نبردها گاه پیروز میدان بوده و در نهایت جان سالم بدر برده اند، و يا زير فشارهای موجود به هلاكت رسيده و گروه گروه افراد نابود شده اند.

 

بنابراین، اوج و بلوغ یک تمدن، بی گذر از مسیر سخت درد تولد و مجموعه ای از حوادث تلخ و غمبار، غیر ممکن خواهد بود؛ در نهایت، تمدن هایی كه شاهد شکوفایی آن می باشیم، همراه با نابرابری های بس بزرگ و عظیمی بدین مرتبه نایل شده اند و امروزه تجربه هایی هستند كه به عنوان یک درس استفاده می شوند برای آنچه كه ما در حال حاضر با برخی مشكلات روبرو می باشیم.

 

تمدن هایی كه در چين و بين النهرين رشد كرده اند مثال های كاملی از مردمانی هستند كه با ديگر فرهنگ ها سروكار داشته اند. روزگاری كه اين مكان ها در جهل و بی خبری از يكديگر به سر می بردند، با زمینی وسيع و لم يزرعی به عنوان آسيای مركزی از هم تفکیک می شدند، تا اين كه سرانجام تمدن های آسيای باختری و چين از طريق یک راه تجاری در خشکی ها ارتباط پيدا كردند. اين عامل دربردارنده چشم انداز تاریخی وسیعی است که در اين مسير باستانی از ابتدای پيدايش آن که قبل از میلاد حضرت مسيح بود تا ديرگاهش در ايام عصر حاضر هویدا شده است.

 

اين رويارویی اجتناب ناپذير دو هزار ساله، بين شرق و غرب راهبردهایی را می تواند در ارتباط با عوامل قرن بيست و يكم همچون فرهنگ، نژاد، ملی گرایی و اقتصاد جهانی برای انسان عصر حاضر ارایه نماید. انديشه های سترگ و اطلاعات بی شماری که ما امروزه در دنیای وب با آن مواجه هستیم، بی شباهت با مجموعه های فراوانی از اندیشه های رویاروی در جاده ابريشم آن روزگار، یعنی مكانی بين چين و غرب نيست.

 

Die südliche Route der Seidenstraße حاشیه ی جنوبی امروزی بیابان "تکله مکان" در Dunhuang /

 

جان چیان (ژانگ كيان) / "پدر جاده ابريشم"/ 138 قبل از میلاد

اكتشافات غرب برای چینی ها تا دوران «امپراطوری هان» (از 206 قبل میلاد تا 220 بعد میلاد) آغاز نگشت، بلکه تمدن چين در دوران «سلسله هان» ترقی نمود. و آن زمانی بود كه امپراطور سلسله هان چين «وودی/ Wudi» یکی از کارمندان عالیرتبه را بنام «جان چیان» (ژانگ كيان) به جهت اتحاد با قبيله یويژی (یوئوچی) در غرب سرزمین چین، به ماموريت فرستاد. جان چیان در سال 138 قبل از ميلاد مسيح مسافرت خود را آغاز كرد و پس از 13 سال به امپراطوريش بازگشت.

 

اگر چه ژانگ كيان در حفظ اين اتحاد با غرب شكست خورد، اما او اطلاعات مهمی را مربوط به نسل جديد اسب ها و قبایلی كه تاكنون ناشناخته باقی مانده بودند، با خود به همراه آورد. از آن زمان به بعد هيئت های اعزامی بيشتری به غرب فرستاده شد تا اطلاعات جدیدتری را از اسب ها و موضوعات دیگر برای امپراطوری چین به دست آورند. چنین فرایندهایی بود که مسیر رفت و آمد به غرب را باز کرد. بسیاری از دانش پژوهان ژانگ كيان را به عنوان "پدر جاده ابريشم"می شناسند.

 

هنگامی كه به طبيعت جاده ی ابريشم نظر می کنیم، بایستی به خاطر داشته باشيم كه اين جاده تنها یک مسير تجاری برای ابريشم نبوده است، بلکه بسياری از جاده ها، مسيرها و راه ها در جهت شرقی- غربی وجود داشتند که در زمان خود سرآمد بودند. برخی از اين مسيرها نسبتاً از هجوم راهزنان آزاد و از رشد خوبی برخوردار بودند، اما مسیرهای دیگری هم وجود داشتند که از امنيت كمتری برخوردار بودند. این راهها از آبادی کمتری برخوردار می شدند و در نتيجه ی چنين عاملی بود که مجبور به ساخت پناهگاه هایی در مسیر خود شده بودند.

 

در طول حاشیه ی جنوبی "تكله مكان"، مسير ويژه ای وجود داشت كه كاملاً پُر مخاطره بود، اما زمان كمتری را برای عبور مرور فراهم می ساخت. آن چه كه بسياری از جاده ها عموماً داشتند، يك نقطه ی تلاقی در كاشغر بود. اين شهر، در پای پامير قرار داشت. كاشغر یکی از مهمترين مراكز تجاری در آسيای مركزی به شمار می رفت. اين شهر در نقطه ی نيم راهی در طول جاده ی ابريشم قرار داشت، جاییکه اغلب بازرگانان بارهای خود را به مردانی می فروختند كه انجام دهنده ی معاملات نهایی در پایین این مسیر بودند. در حقيقت این راه برای کالاهایی بود که به طور نهایی ساخته می شد و از آسیا به دیگر نقاط حمل می گردید، و معدود بازرگانانی وجود داشتند که سراسر قاره را در این جاده مسافرت کنند.

 

(نوشته رای گونزالس. برگردان: حسین مهرپویان و از وبلاگ چشم انداز)

 

..................         .................        ...............

 

سفرهای جان چیان به غرب

 

امپراطور سلسله هان چین «وودی» / سرزمین یوئوجی بزرگ / هون ها

جآن چیان بیش از دو هزار سال پیش در دوران سلسلۀ هان غربی، دو بار به مناطق غربی چین سفر کرد و جادۀ مشهور ابریشم را گشود که در تاریخ چین و جهان تأثیرات مهم و دیرپایی بر جای گذاشت.

 

در طول تاریخ چین، مناطق گسترده ای از جمله آسیای مرکزی، آسیای غربی، شبه جزیرۀ هند، اروپای شرقی و آفریقای شمالی مناطق غربی نامیده شده است. در دوران "سلسلۀ هان غربی" (206 قبل از میلاد تا 220 بعد میلاد) در مناطق یاد شده ده ها کشور وجود داشت ولی تا پیش از «امپراطور وودی» (Wudi / از 141 تا 87 قبل میلاد» از سلسله هان، بین چین و آنها تماسی برقرار نبود.

 

مدت ها بود که مرزهای "سلسلۀ هان" هدف حمله و غارت یک قوم کوچ نشین شمالی به نام "هون" که چینیها «سیونگ نو» مینامیدند و اینان اتحادیه ای از قبایل مختلف سرزمین و کوهستانهای آلتای بودند، قرار می گرفت.

 

امپراطور وودی بعد از قدرت گرفتن وسعت امپراطوریش را به دو برابر وسعت سابق رساند. او سپس تصمیم گرفت علیه این قوم جنگ همه جانبه ای برپا کند. او مطلع شد که در غرب سرزمینی به نام "یوئه جی بزرگ" واقع است که ساکنان آن در جنگ با هون ها شکست خورده و مجبور به عقب نشینی به مناطق غربی تر شده اند و یوئوجی ها قصد انتقام جویی از سیونگ نوها دارند. "امپراطور وودی" می خواست با یوئه جی بزرگ ائتلافی علیه هون ها ایجاد کند. اگر ارتش هان از شرق و یوئه جی بزرگ از غرب به هون ها حمله می کرد، امکان غلبه بر این قوم بیشتر می شد. ولی راه و شرایط طبیعی رسیدن به سرزمین یوئه جی بزرگ بسیار سخت بود و باید از منطقۀ تحت کنترل هون ها (سیونگ نو ها/ Xiongnu) عبور می شد. نیروهای وقت نتوانستند از عهده این کار بر آیند، لذا جآن چیان داوطلبانه این وظیفۀ سخت را بر عهده گرفت.

 

جآن چیان در استان شان شی متولد شد. او در نخستین سال زمامداری امپراطور وودی، خدمتگزار نزدیکش شد و بالشخصه فردی معتبر، همواره شاد و بشاش و دارای روحیۀ ماجراجویی بود. جآن چیان در سال 138 پیش از میلاد در راس یک گروه حدوداً یکصد نفره از منطقۀ لون شی (استان گآن سو کنونی/ Gānsù Shěng / در شرق ایالت سین جی یانگ) سفر خود را آغاز کرد و پس از 13 سال در حالی که فقط یک همراه داشت، به «چآن ان» پایتخت وقت سلسلۀ هان بازگشت.

 

ماجراهای سفر جان چیان/ از 138 تا 126 پیش از میلاد

ماجرای سفر 13 سالۀ او به این ترتیب بود که او و همراهانش مدتی کوتاه پس از عزیمت، هنگام عبور از منطقۀ تحت کنترل هون ها بازداشت می شوند. سرکردۀ وقت هون ها، جآن چیان و همراهانش را محاکمه کرده و تحت نظر قرار می دهد. او پس از مدتی برای فرونشاندن عزم جآن چیان برای اجرای مأموریتش زنی از قوم خود را به همسری وی درآورد، ولی جآن چیان هرگز فکر اجرای نقشه اش را کنار نگذاشت.  یازده (11) سال سپری شد و زمانی که نظارت مأموران هون بر جآن چیان کاهش یافت، او و یکی از همراهانش از فرصتی استفاده کرده و بی آب و خوراک از بیابان و کویر و کوه های برفی گذشته و سرانجام به سرزمین یوئه جی بزرگ رسیدند. ولی در آن زمان یوئه جی بزرگ فکر حمله به هون ها را کنار گذاشته بود. جآن چیان حدود یک سال در سرزمین یوئه جی بزرگ اقامت کرد، ولی نتوانست حاکم آن را به ائتلاف با سلسلۀ هان و حمله به هون ها قانع کند، لذا مجبور شد به کشور خود باز گردد. او در راه بازگشت نیز گرفتار مأموران هون ها و حدود یک سال دیگر محبوس شد.

 

جآن چیان و همراهش در سال 126 پیش از میلاد موفق شدند از سرزمین هون ها فرار کرده و به سرزمین سلسلۀ هان بازگردند. او وضعیت جغرافیایی، سیاسی، اقتصادی و آداب و رسوم مردمان سرزمین های آسیای میانه و باختری را به طور مفصل به امپراطور وودی گزارش کرد.

 

نخستین سفرهای جآن چیان در آشنا کردن امپراطوری هان با دنیای خارج و مقابله با حملۀ هون ها نقش مهمی ایفا کرد.

 

حدود 10 سال بعد، جآن چیان مأموریت سفر دیگری به غرب را بر عهده گرفت. در آن زمان هون ها در جنگ با امپراطوری هان شکست خورده و به مناطق بسیار دور عقب نشینی کرده بود. لذا دومین سفر جآن چیان چندان دشوار نبود. او گنجینه ها، پارچه های ابریشمی و احشام فراوانی همراه آورد و به سرزمین های میان راه هدیه داد. دو سال بعد فرستادگان آن سرزمین ها به همراه جآن چیان یا دستیارانش به امپراطوری هان گام نهادند. از آن پس بین امپراطوری هان و سرزمین های آسیای میانه و باختری ارتباط دوستانه برقرار و رفت و آمدها بیشتر شد.

 

سفرهای جآن چیان به باختر (باخترِ چین) راه های ارتباطی زمینی بین آسیا، اروپا و آفریقا را گشود. این راه بعدها به «جادۀ ابریشم» شهرت یافت. از این راه محصولات چین مانند ابریشم، ظروف چینی، ظروف آهنی و شیوۀ پرورش کرم ابریشم به غرب و محصولات و داشته های سرزمین های باختری از قبیل اسب، فلفل، هلو و منسوجات پشمی به چین منتقل شد. جادۀ ابریشم به تبادلات معنوی و فرهنگی شرق و غرب کمک بسیاری کرد.

 

جآن چیان دوران بی سابقه ای در تبادلات اقتصادی و فرهنگی چین و غرب گشود و روحیۀ استقامت و صبوری وی همواره مورد احترام و ستایش قرار گرفت.

 

یوئوجی بزرگ ، یوئوجی کوچک

یویه جی قومی بود که در حدود سدۀ 3 پیش از میلاد تا سدۀ یکم میلادی در تاریخ حضور داشت. این قوم ابتدا در آسیای شمالی به دامپروری مشغول بود؛ ولی به دلیل ادامۀ درگیری با قوم هون به آسیای میانه نقل مکان کرد و در آنجا به دلیل گذر جادۀ ابریشم از سرزمینش و اتصال شرق و غرب در موقعیتی راهبردی قرار گرفت و پرُرونق و شکوفا شد. این قوم بعدها بر اثر حملات هون ها به دو پارچه تقسیم و مجبور به مهاجرت شد. آنها که به بخش موسوم به یی لی در چین کنونی مهاجرت کردند، یوئه جی بزرگ و آنها که به استان های گان سو و چین هایی کنونی در شمال غربی چین مهاجرت کردند، یوئه جی کوچک نامیده شدند.

 

جان چیان/ اولین چینی در ایران/ 119 قبل از میلاد/ زمان مهرداد دوم (از 124 تا 87 قبل از میلاد)

اولین کسی از چینیان که ایران را شناخت «جان چیان» بود. جان چیان نماینده دودمان هان غربی بود که به سرزمین های غربی فرستاده شد و از کشورهای غرب دوبار با هیئت بزرگ همراه خود، یک بار در سال 138 قبل از میلاد و بار دیگر در سال 119 قبل از میلاد دیدار کرد. در نوبت دوم با همراهان به ایران رسیدند و به عنوان مهمان عالیقدر مورد استقبال گرم اشکانیان (زمان مهرداد دوم اشکانی/ از 124 تا 87 قبل از میلاد) قرار گرفتند.

 

جان چیان پس از آنکه به چین برگشت گزارشی به امپرطور داد و در آن نوشت ایران؛ «دارای چندین صد شهر بزرگ و کوچک است و مساحتش در عرض و طول چندین هزار «لی» (هر لی نیم کیلومتر) است. هنگامیکه ما نمایندگان چین بدانجا رسیدیم شاه آن کشور فرمان داد که بیست هزار نفر سوار به سرحد شرقی کشور بیاید و از هیئت استقبال کنند».

 

این یاد داشت اقتباس از مجموعه تاریخ «سی ما چیان» است و برای هر دو دولت ایران و چین گرانبها است.

 

(منبع: سایت بخش فارسی رادیو چین)

 

..................         .................        ...............      ...............     ............

 

با تشکر از حسین مهرپویان و وبلاگ "چشم انداز" و سایت بخش فارسی "رادیو چین"/ سایت خانه و خاطره/ سروش آذرت/ فروردین ماه 1391 خورشیدی/ آپریل 2012 میلادی/