با سلام

به سایت خانه و خاطره خوش آمدید

درازترین شب سال

شب یلدا

شب زادروز مهر یا مسیح؟

 

 

25 دسامبر ، جشن زاد روز میترا

 

یلدا واژه ای است سُریانی (شاخه ای از زبان آرامی که آسوریها با آن گفتگو میکنند) به معنی زادروز که به زبان های عربی و ایرانی رخنه کرده است. واژه های تولّد ، مولود و میلاد از این واژه ریشه دارند. این واژه حتی به زبان انگلیسی هم راه پیدا کرده و در YELE که در واژه های YELE TIDE و YULELOG به چشم میخورد.

 

کوتاه ترین روز سال / زادروز خورشید، مهر، میترا

درخشش فروغ اهورائی بر سردی و تاریکی اهریمنی

 

درخشش اهورایی؛

 

کوتاه ترین روز سال / زادروز خورشید، مهر، میترا

در ایران باستان کوتاهترین روز سال را که پس از درازترین شب سال است، زادروز خورشید (میترا یا مهر) میدانستند. خورشید مثل نوزاد کوچکی در کوتاه ترین روز سال به جهان می آید و به همین شیوه که روزها بلندتر می شوند فروغ اهورایی بر تاریکی اهریمنی کم کم پیروزمند میگردد.

 

جشن دیگان / پیآمد دهش اهورائی / تولّد خورشید، مهر، میترا

 

آغاز پیروزمندی از روز دی در دیماه، جشن دیگان است. واژه دی از "دهش" و "دادار" اهورایی میباشد و از برداشت این نام خجستگی ماه دی آشکار میشود.

 

پیدایش آتش/ جشن سده

 

چهل روز بعد از زادروز خورشید، مهر، میترا

در انتهای چلّه بزرگ

از آغاز چلّه بزرگ (روز اول دی) تا جشن پیدایش آتش "جشن سده" چهل روز است و از جشن سده تا روز نوروز ، پنجاه روز میباشد (چلّه کوچک). چهل روز چلّه بزرگ سردترین روزهای سال میباشد. رومیها پس از مسیحی شدن در سده چهارم ترسایی (مسیحی) بر آن شدند که روزهای درگذشت و زادروز حضرت مسیح را بگاه شماری تازه وارد شده خود که "ژولیس" برپا کرده بود، بیفزاید. گاه شماری خورشیدی را مردی از مصر برای رومیها درست کرد و پیش از آن رومیها گاه شماری درستی که با روند ستاره شناسی هم آهنگی کند، نداشتند.

 

کنستانتین قدیس مشوّش میلاد مسیح در سال 325 مسیحی

در سال 325 ترسایی (میلادی) در کنفرانس دینی که در شهر نیقیه NICAEA در ترکیه امروزی به سرپرستی پادشاه روم شرفی یا بیزانس "کنستانتین بزرگ" برپا شد، تاریخ درگذشت مسیح را کم و بیش در بهار (14 نیسان) نزدیک به PASSOVER یهودی ها استوار کردند و چون این تاریخ از روی گاه شماری "قمری" حساب میشد و بهتر آن بود که زیاد هم آهنگی خود را با گاه شماری خورشیدی از دست ندهد آن را به نوروز ایرانیان (روز اول فروردین- بهار) بستگی دادند. روز درگذشت مسیح میتواند یکی از روزهای میان 22 مارس تا پنج هفته پس از آن باشد. حضرت مسیح، یهودی به دنیا آمده بود. مردم سامی روز زادروز را جشن نمی گرفتند.

 

زادروز نزد ایرانیان

هرودوت می نویسد: از همه روزهای سال ، برجسته ترین روز برای یک ایرانی روز "زادروز" یا تولّد او می باشد. این روز با مهمانی و جشن و شادی برگذار میشود. (کتاب یکم تاریخ- آئینهای ایرانیان نوشته هرودوت). این یکی از ویژگیهای ایرانیان است و نشان میدهد که آئین های آریایی ها با فرادادهای نژاد سامی دگرگونی دارد.

 

مسیح و مادرش مریم مقدس؛

 

میلاد مسیح در پائیز ، از روایات "انجیل متی" ؛ آفرینش سالگرد مسیح در سال 525 میلادی

پیرو روایت انجیل متی (متا خوانده می شود) حضرت مسیح می بایستی در آغازین پائیز به دنیا آمده باشد. اما روز آن به درستی گوشزد نشده است. پس از سپری شدن بیش از دویست سال از کنفرانس نیقیه NICAEA (در 325 ترسایی) و در سال 525 ترسایی، مردی به نام DIONYSIUS EXIGUUS از نژاد ساکایی (که یک روحانی اسکیتی آریایی نژاد بود)، که در روم و زمان یوستینیان (ژوستینیان= ژوستین اول) و تئودیریش بزرگ (451 تا 526 میلادی/ شاه گوتهای شرقی ژرمن نژاد در راونای و روم غربی و تابع عقاید آریانی مسیحیت/ او بانی شهر پاریس بود)، زندگی میکرد، بنا به درخواست پاپ بزرگ، برگزیده شد که زادروز حضرت مسیح را حساب کند. و هفت سال بعد از حساب کردن سالگرد میلاد مسیح و در حوالی 532 ترسایی (میلادی) میان روم و پرشیان ، میان ژوستین اول (ژوستینیان= یوستینیان) و خسرو اول انوشیروان، "صلح جاودانه" که بعدأ معلوم گردید که صلح موقتی است، برقرار گردید.

 

نگاره از وب سایت "چکیده ای از تازه ترین ها

 

ایرانیان از نژاد ساکایی (سک ها)

ایرانیان از نژاد ساکاها می باشند و واژه سیستان از آن می آید. این مرد ساکایی که از قفقاز به روم رفته بود! و در دانش ریاضی سرشناس! باز هم پیرو روایت انجیل "جان ببتیست" (JOHN THE BABTIST) میگوید که پس از من مردی پیدا میشود که چون خورشید فروزان ، فروغ زندگی را هر روز بلندتر میکند. این گفتار را پیش بینی از آمدن حضرت مسیح میدانند. رومیها پس از مسیحی شدن هنوز از آئین مهرپرستی (میتراییسم) که میان ایرانیان پیش از زرتشت پا برجا بود، دل نمیکنند. و به حساب ایرانیها روز 25 دسامبر روز زادروز میترا بود. (NATALIS SOLIS INVICTUS) واژه "نوول" و "ناتالی" هر دو پیشوند "نو" داشته و با "نوزاد" همبستگی دارند. از این رو 25 دسامبر، جشن زادروز میترا با گفتار انجیل سازش داده شد و روز زادروز حضرت مسیح نامیده گردید.

 

روز 22 یا 21 دسامبر (اول دیماه) به درستی کوتاهترین روز سال است اما از دید اخترشناسی چند ثانیه بیشتر تفاوت نیست و دشواری در کار نمی آورد. چنین می شود برداشت کرد که هم از دید فراداده های تاریخی و هم از دیدگاه محاسبه گاه شماری ، ما ایرانیان به گاه شماری ترسایی یارمندی فراوان کرده ایم.

 

ما ایرانیان شب یلدا را که شب پیش از کوتاه ترین روز سال است جشن می گیریم و شب شادی و شادمانی است. چون تاریکی اهریمنی در این شب بلند پایان می یابد و پیروزی فروغ بر سیاهی آغاز میشد.

 

شب یلدا و ابر پاره پاره شراب خلر افکن در پیاله

رفیقان قدر این شب را بدانید خدا کی می دهد عمر دوباره

 

در شب یلدا در زمان بچگی در ایران به ما هندوانه نمی دادند چون ترس از این بود که شاید رختخواب را خیس کنیم!

 

میترا در حال قربانی کردن گاو مقدس؟! (تندیس میترا از موزه لوور پاریس)؛

 

پارتیان و آیین مهر

پارت ها به "مهر" که مظهر پیمانداری و مردانگی در دین کهن آریایی بود علاقه و احترام خاصی قائل بودند و "آیین مهر" را که متعلق به دوران پیش از زرتشت بوده دوباره رواج دادند. آیین مهر در قرن سوم میلادی با رومیان به اروپا رفت و چنان در سراسر آن قاره رواج و محبوبیت یافت که جشنهای آن بویژه جشن یلدا قرنها "جشن عمومی" اروپاییان محسوب میشد. آنچه که "آئین مهر" را در نظر اروپائیان محبوب میساخت اعتقاد آن به یک دنیای پس از مرگ و "بخشوده شدن گناهان" بود. مردم اروپا تا آن زمان مذهب دیگری جز مذاهب رومی را نمی شناختند و این مذاهب رومی یک نوع طرز فکر ماتریالیستی فردگرا بودند که هیچ پاسخی به نیازهای "روحی- معنوی" و پرسشهای انسان درباره زندگی و مرگ نداشتند. اهمیت رسوم و جشن های آئین مهر در زندگی فردی و خانوادگی و اجتماعی مردم اروپا به اندازه ای زیاد بوده که مذهب "مسیحیت" بعد از قلع و قمع و کشتار وحشیانه پیروان آیین مهر، ناچار شد اعیاد خودش را بر روی همان روزهای جشن "آئین مهر" بنا کند و رسوم خودش را با رسوم آن منطیق سازد.

 

هندوانه شب یلدا؛

 

شب یَلدا ، شب چلّه

آخرین شب آذرماه ، شب پیش از نخستین روز زمستان و درازترین شب سال، شب یلدا است. ایرانیان و بسیاری از دیگر اقوام آن را مبارک میدارند و این شب را جشن میگیرند. این شب در نیم‌ کره شمالی با انقلاب زمستانی مصادف است و به همین دلیل از آن شب به بعد طول روز بیشتر و طول شب کوتاهتر می‌شود.

 

ایرانیان باستان با این باور که فردای شب یلدا با دمیدن خورشید، روزها بلندتر میشوند و تابش نور ایزدی افزونی می‌یابد و آخر پاییز و اول زمستان را شب زایش مهر یا زایش خورشید می خواندند و برای آن جشن بزرگی بر پا می‌کردند. یلدا و جشنهایی که در این شب برگزار می‌شود ، یک سنت باستانی است.

 

شب یَلدا ، شب تولد ایزد مهر ، میترا ، گرد آتش جمع شدن و شادمانه به رقص و پایکوبی پرداختن

ایرانیان باستان این شب را شب تولد ایزد مهر میترا می‎‎پنداشتند ، و به همین دلیل این شب را جشن میگرفتند و گرد آتش جمع میشدند و شادمانه رقص و پایکوبی می کردند. آنگاه خوانی الوان می‌گستردند و میزد نثار می‌کردند. میزد نذری یا ولیمهای بود غیر نوشیدنی ، مانند گوشت و نان و شیرینی و حلوا، و در آیینهای ایران باستان برای هر مراسم جشن و سرور آیینی ، خوانی میگستردند که بر آن، افزون بر آلات و ادوات نیایش ، مانند آتشدان ، عطردان ، بخوردان ، برسم و غیره ، برآوردهها و فرآورده های خوردنی فصل و خوراکهای گوناگون ، از جمله خوراک مقدس و آیینی ویژه‌ای که آن را میزد می‌نامیدند، بر سفره جشن می‌نهادند.

 

ایرانیان گاه شب یلدا را تا دمیدن پرتو پگاه در دامنه کوه های البرز به انتظار دوباره زاییده‌ شدن خورشید می‌نشستند. برخی در مهرابه‌ها (نیایشگاه‌های پیروان آیین مهر) به نیایش مشغول می شدند تا پیروزی مهر و شکست اهریمن را از خداوند طلب کنند و شب هنگام دعایی به نام نی ید را می خواندند که دعای شکرانه نعمت بوده‌ است.

 

آنان روز پس از شب یلدا (اوب دی ماه) را خور روز یا روز خورشید و دیگان می خواندند و به استراحت می‌پرداختند و تعطیل عمومی بود (خرّمدینان، این روز را خرم روز یا خره روز می نامیدند). در این روز عمدتاً به این لحاظ از کار دست می‌کشیدند که نمی‌ خواستند احیاناً مرتکب بدی کردن شوند که میتراییسم ارتکاب هر کار بد کوچک را در روز تولد خورشید گناهی بسیار بزرگ می‌شمرد.

 

تاثیر یلدا در جشن های اقوام دیگر

امروزه محققان معتقدند که مسیحیت غربی ، چارچوب اصلی خود را که به این دین پایداری و شکل بخشیده به مذاهب پیش از مسیحیت روم باستان از جمله میترایسم مدیون است و برای نمونه تقویم کلیساها، بسیاری از بقایای مراسم و جشنهای پیش از مسیحیت بخصوص کریسمس را در خود نگاه داشته ‌است و کریسمس به عنوان آمیز‌ه‌ای از جشنهای ساتورنالیا و زایش میترا در روم باستان در زمان قرن چهارم میلادی با رسمی شدن آیین مسیحیت و به فرمان کنستانتین به عنوان زادروز رسمی مسیح در نظر گرفته شد.

 

زاد روز میترا در آیین باستان مهر مصادف با شب یلدا و انقلاب زمستانی در روز 21 یا 22 دسامبر

درباره ی میترایسم روم نیز، فرانتس کومون ، باستان‌شناس بلژیکی و موسس "میترا پژوهی مدرن" و دیگر میترا پژوهان همفکر او، مفاهیم آیین میترایسم روم را کاملاً برگرفته از آیین مزدیسنا و ایزد ایرانی میترا (مهر) میدانند. البته از دهه ی 1970 میلادی بازبینی هایی درباره ی برخی از جزئیات این نظر انجام شده است. اما همگی متفق القول هستند که ریشه ی میترائیسم روم به آیین میترایی ایران باز میگردد. ضمناً زاد روز میترا در آیین باستان مهر در ایران زمین مصادف با شب یلدا و انقلاب زمستانی در روز 21 یا 22 دسامبر بوده است و جشن زادروز میترا در آیین میتراییسم روم نیز، متعاقب آن با انقلاب زمستانی مصادف بوده که به علت پیروی رومیان از گاهشماری یولیانی، در 25 دسامبر واقع میشده است.

 

هنگام توسعه آیین‌های رازآمیز(منظور آیین میترائیسم) در اروپا و سرزمینهای تحت فرمانروایی امپراطوری روم و پیش از پذیرفتن آیین مسیحیت، رومیان هر ساله در روز 17 ماه دسامبر در جشنی به نام "ساتورنالیا" به سیاره کیوان(ساتورن)، ایزد باستانی زراعت، احترام مینهادند. این جشن تا هفت روز ادامه می یافت و انقلاب زمستانی را شامل میگردید. از آنجا که رومیان از گاهشماری یولیانی در محاسبات خود استفاده مینموند، روز انقلاب زمستانی بجای 21 یا 22 دسامبر حدوداً در 25 دسامبر واقع میشد. هنگام عید ساتورنالیا ، رومیها ها اقدام به برپا داشتن جشن و سرور، به تعویق انداختن کسب و کار و منازعات، هدیه دادن به همدیگر و آزاد کردن موقتی برده‌ها می نمودند.

 

هم چنین آیین راز آمیز میترائیسم، بر پایه پرستش ایزد باستان ایران زمین، میترا در سرزمین های تحت فرمانروایی روم باستان اشاعه زیادی یافته بود و بسیاری از رومیان، رویداد بلندتر شدن روزها به دنبال انقلاب زمستانی را با شرکت کردن در مراسمی بمنظور بزرگداشت میترا، جشن میگرفتند. این جشنها و سایر مناسک تا روز اول ژانویه ادامه می یافت ، که رومیان آنرا روز و ماه و سال جدید میدانستند.

 

پس از استیلای مسیحیت در اروپا ، آداب و رسوم آیین مهر که در زندگی مردم و بخصوص در میان رومیان نفوذ کرده بود ، همچنان باقی ماند و با آمدن دین جدید رنگ نباخت. کلیسای کاتولیک روم روز 25 دسامبر را به عنوان زاد روز مسیح برگزید تا به مراسم پگانیسم در آن زمان معنا و مفهوم مسیحی بخشد. برای نمونه، کلیسا جشن زاد روز میترا، خدای نور و روشنایی را با جشن بزرگداشت زادروز عیسی که عهد جدید او را نور و روشنی جهان می نامد ، جایگزین نمود تا از التقاط این دو مناسبت ، نفوذ بیشتری بر زندگی مردم داشته باشد و بزرگترین جشن آیین مهر را در خود حل کنند.

 

اکنون کلیسای ارامنه روز ششم ژانویه (ارتدوکسهای روسی روز 7 ماه ژانویه) را که گفته میشود روز غسل تعمید مسیح میباشد را به عنوان روز میلاد مسیح جشن میگیرند. تاریخ دانان ، تاریخ دقیق زاد روز عیسی را نمی دانند ، اما مسیحیان با رجوع به اناجیل و با توجه به اشاره‌های آن به فصل زراعت و اعتدال هوا، میلاد مسیح را در اعتدالین (بهار یا پاییز) واقع میدانند.

 

با اینحال زاد روز میترا در آیین باستان مهر در ایرانزمین مصادف با شب یلدا و انقلاب زمستانی در روز 21 یا 22 دسامبر بوده است و جشن زادروز میترا در آیین میتراییسم روم هم با انقلاب زمستانی مصادف بوده که به علت پیروی رومیان از گاهشماری یولیانی در 25 دسامبر واقع میشده است.

مصر باستان

در حدود 400 سال پیش در مصر باستان جشن "دوباره زاییده ‌شدن خورشید" ، مصادف با شب چله، برگزار میشده‌ است. مصریان در این هنگام از سال به مدت 12 روز، به نشانه 12 ماه سال خورشیدی، به جشن و پایکوبی میپرداختند و پیروزی نور بر تاریکی را گرامی میداشتند. هم‌ چنین از 12 برگ نخل برای تزیین مکان برگزاری جشن استفاده می نمودند که نشانه پایان سال و آغاز سال نو بوده ‌است.

یونان قدیم

در یونان قدیم نیز، اولین روز زمستان روز بزرگداشت خداوند خورشید بوده ‌است و آن را خورشید شکست ناپذیر، ناتالیس انویکتوس، می نامیدند (که از ریشهٔ کلمهٔ ناتال که در بالا اشاره شد برگرفته شده‌است و معنی اش ، میلاد و تولد است). ریشه‌های یلدا در جشنهای دیگر مرسوم در یونان نیز باقی مانده‌است از مهمترین این جشن‌های میتوان به جشن ساتورن نیز اشاره کرد.

روسیه جنوبی

در قسمت‌هایی از روسیه جنوبی، هم‌ اکنون جشن‌های مشابهی به‌ مناسبت چله برگزار می‌کنند. این آیین‌ها شباهت بسیاری با مراسم شب چله دارد. پختن نان شیرینی محلی بصورت موجودات زنده، بازیهای محلی گوناگون، کشت و بذرپاشی به صورت تمثیلی و بازسازی مراسم کشت، پوشانیدن سطح کلبه با چربی، گذاشتن پوستین روی هره پنجره‌ها ، آویختن پشم از سقف ، پاشیدن گندم به محوطه حیاط ، ترانه خوانی ورقص و آواز و مهمتر ازهمه قربانی کردن جانوران از آیینهای ویژه این جشن بوده و هست. یکی دیگر از آیینهای شبهای جشن، فالگیری بود و پیشگویی رویدادهای احتمالی سال آینده. همین آیین‌ها در روستاهای ایران نیز کم و بیش به چشم می‌خورند که نشان از همانندی جشن یلدا در ایران و روسیه دارند.

 

جشن یهودیان

یهودیان نیز در این شب جشنی با نام ایلانوت (جشن درخت) برگزار می‌کنند و با روشن ‌کردن شمع به نیایش می‌پردازند.

 

آشوریان مسیحی

آشوریان نیز در شب یلدا آجیل مشکل گشا میخورند و تا پاسی از شب را به شب نشینی میگذارنند و در خانواده‌های تحصیل کرده آشوری، فال با دیوان حافظ نیز رواج دارد.

 

خرّمدینان و روز اول زمستان

نخستین روز زمستان در نزد خرم دینانی که پیرو مزدک هستند ، نیز سخت گرامی و بزرگ دانسته می ‌شود و از آن با نام خرم روز (خره روز) یاد می‌گردد و آیین‌هایی ویژه در آن روز برگذار می‌شود.

شب یلدا در پامیر و بدخشان

مراسم شب یلدا و نیز سالشماری آغاز زمستان (مثل مسیحیان) هنوز در میان برخی اقوام دیده میشود که نمونه آن تقویم محلی پامیر و بدخشان (در شمال افغانستان و جنوب تاجیکستان) است.

مهر، میترا؛

 

جشن یلدا و عادات مرسوم در ایران

در آیین کهن ، بنابر یک سنت دیرینه آیین مهر، شاهان ایرانی در روز اول دی ‌ماه تاج و تخت شاهی را بر زمین میگذاشتند و با جامه‌ای سپید به صحرا می ‌رفتند و بر فرشی سپید می‌نشستند. دربان‌ها و نگهبانان کاخ شاهی و خدمت‌ کاران در شهر و مانند دیگران زندگی میکردند. رئیس و مرئوس، پادشاه و آحاد مردم همگی یکسان بودند. جشن یلدا در ایران امروز نیز با گرد هم آمدن و شب نشینی اعضای خانواده و اقوام در کنار یکدیگر برگزار میشود. متل گویی که نوعی شعرخوانی و داستان خوانی است در قدیم اجرا می‌شده ‌است به این صورت که خانواده ‌ها در این شب گرد می‌آمدند و پیرتر‌ها برای همه قصه تعریف می‌کردند.

 

آیین شب یلدا یا شب چله ، خوردن آجیل مخصوص ، هندوانه ، انار و شیرینی و میوه‌های گوناگون است که همه جنبه نمادی دارند و نشانه برکت ، تندرستی ، فراوانی و شادکامی هستند. این میوه‌ها که اکثراً کثیر الدانه هستند ، نوعی جادوی سرایتی محسوب می شوند که انسان‌ها با توسل به برکت خیزی و پُر دانه بودن آنها، خودشان را نیز مانند آنها برکت خیزمی کنند و نیروی باروی را در خویش افزایش می دهند و همچنین انار و هندوانه با رنگ سرخشان نمایندگانی از خورشیدند در شب. در این شب چله یا شب یلدا هم مثل جشن تیرگان ، فال گرفتن از کتاب حافظ مرسوم است. حاضران با انتخاب و شکستن گردو از روی پوکی و یا پُری آن، آینده‌ گویی می‌کنند.

 

در خطه شمال و آذربایجان رسم بر این است که در این شب خوانچه‌ای تزیین شده به خانهٔ تازه‌عروس یا نامزد خانواده بفرستند. مردم آذربایجان در سینی خود هندوانه ‌ها را تزئین می کنند و شال‌های قرمزی را اطرافش می‌ گذارند. در حالیکه مردم شمال یک ماهی بزرگ را تزئین می‌کنند و به خانه عروس می‌برند.

 

سفره مردم شیراز مثل سفره نوروز رنگین است. مرکبات و هندوانه برای سرد مزاج ها و خرما و رنگینک برای گرم مزاج ها موجود است. حافظ‌ خوانی جزو جدا نشدنی مراسم این شب برای شیرازیهاست. البته خواندن حافظ دراین شب نه تنها در شیراز مرسوم است ، بلکه رسم کلی چله‌ نشینان شده ‌است.

 

همدانی‌ها فالی می‌گیرند با نام فال سوزن. همه دور تا دور اتاق می‌ نشینند و پیرزنی به طور پیاپی شعر می خواند. دختر بچه‌ای پس از اتمام هر شعر بر یک پارچه نبریده و آب ندیده سوزن میزند و مهمان‌ها بنا به ترتیبی که نشسته‌اند شعرهای پیرزن را فال خود می‌دانند. همچنین در مناطق دیگر همدان تنقلاتی که مناسب با آب و هوای آن منطقه‌ است در این شب خورده می‌شود.

 

در تویسرکان و ملایر، گردو و کشمش و مِیز نیز خورده می‌شود که از معمول ترین خوراکی‌های موجود در این استان هاست. در شهرهای خراسان خواندن شاهنامهٔ فردوسی در این شب مرسوم است.

 

در اردبیل رسم است که مردم، چله بزرگ را قسم میدهند که زیاد سخت نگیرد و معمولاً گندم برشته (قورقا) و هندوانه و سبزه و مغز گردو و نخودچی و کشمش می‌خورند.

 

در گیلان هندوانه را حتما فراهم میکنند و معتقدند که هر کس در شب چله هندوانه بخورد در تابستان احساس تشنگی نمیکند و در زمستان سرما را حس نخواهد کرد. آوکونوس- آب کونوس یکی دیگر از خوردنی هایی است که در این منطقه در شب یلدا رواج دارد و به روش خاصی تهیه می شود. در فصل پاییز ، ازگیل خام را در خمره می‌ریزند ، خمره را پر از آب می‌کنند و کمی نمک هم به آن می‌افزایند و در خم را می بندند و در گوشه‌ای خارج از هوای گرم اطاق میگذارند. ازگیل سفت و خام، پس از مدتی پخته و آبدار و خوشمزه میشود. آوکونوس در اغلب خانه‌ های گیلان تا بهار آینده یافت می‌شود وهر وقت هوس کنند ازگیل تر و تازه و پخته و رسیده و خوشمزه را از خم بیرون می‌آورند و آن را با گُلپر و نمک در سینه کش آفتاب می‌خورند. (آو= آب و کونوس = ازگیل)

مردم کرمان تا سحر انتظار میکشند تا از قارون افسانه‌ای استقبال کنند. قارون در لباس هیزم شکن برای خانواده‌ های فقیر تکه‌های چوب می‌آورد. این چوب‌ها به طلا تبدیل می‌شوند و برای آن خانواده ، ثروت و برکت به همراه می‌آورند.

 

منابع:

- "شب یلدا"، بنقل از سایت "چراغ های رابطه.کام یا " nosratdarvishi.com".

- برگزیده ای از "شب یلدا"، از پژوهش های پرویز ملکی.

- برگزیده ای از "شب یادا، شب زادروز مهر یا مسیح؟"، از پژوهش های شاهرخ وفاداری.

 

 

...... ......... ............ ............... .................. ......................

 

"بزرگداشت شاهنامه فردوسی" در غربت / "نوروز در راه است"/ "آیین میتراییسم"/

با تشکر از آقای شاهرخ وفاداری و پرویز ملکی و سایت "چراغ های رابطه"، / سایت خانه و خاطره/ آتوسا شهریاری و سروش آذرت/ 1 دی 1392 / 22 دسامبر 2013 میلادی/