ششم فروردین برابر با 25 مارس و بنا بر تقویم اوستایی "خرداد روز"

اشو زرتشت پیامبر ایرانی چشم بر جهان گشود

 

ششم فروردین برابر با 25 مارس و بنا بر تقویم اوستایی که "خرداد روز" نامیده میشود و بنا بر باور زرتشتیان ایران و نوشته های پهلوی ، زرتشت پیامبر ایرانی چشم بر جهان گشود.

 

اهمیت خرداد روز ، ششم فروردین ماه در ایران باستان

در متن پهلوی و "بندهش" پیرامون روز ششم فروردین یا "خرداد روز" نوشته شده :

خرداد سرور سالها و ماه ها و روزها است و او را آب گیتی خویش میدانند ، چون هستی و زایش و پرورش همه موجودات جهان از آب است و زمین را آبادی از اوست. "خرداد روز" یا "ششم فروردین" ، آخرین روز جشن بزرگ نوروز است، و زرتشتیان با گرامیداشت این روز بمناسبت میلاد پیامبر ایرانی ، شکوه پایانی خاصی به جشن های نوروزی میدهند.

 

اورمزد در پاسخ زرتشت

چرا مردمان "خرداد روز فروردین" و یا "ششم فروردین" را از دیگر روزها گرامی میدارند ، میگوید :

 

- زیرا به "خرداد روز فروردین" به جهانیان جان دادم و در این روز ایران و انیران پدید آمدند،

- کیومرث و هوشنگ اندر جهان به پیدایی آمدند،

- و در همین روز کیومرث "آرزور" را بکشت،

- هوشنگ ، اهریمن دروغ را برای مدت سی سال اسب سواری خود کرد،

- در این روز "مهر" و "مهربانی" از زمین فراز رستند،

- و "جم" (جمشید) به جهان ، جوانی بی پایان بخشید،

- در این روز "فریدون" جهان را میان سه پسرانش تقسیم کرد؛ روم به سلم داد و ترُکستان به تور و ایرانزمین به ایرج،

- در روز ششم فروردین، "اژدهاک" به دست "سام نریمان" و "افراسیاب" به دست "کیخسرو" پسر "سیاوش" کشته شد و "منوچهر" و "آرش کمانگیر" بخشی از ایرانزمین را که به تصرف افراسیاب درآمده بود ، باز می ستانند،

- در روز "ششم فروردین یا خرداد روز فروردین"، زرتشت فرمان پیامبری گرفت،

- و در همین روز زرتشت به معراج "اورمزد" رسید،

- و در همین روز پشتیبان بزرگ او "گشتاسب" آیین زرتشت را پذیرفت.

 

اشو زرتشت در بارگاه گشتاسب شاه و عرضه آیینش؛

 

نوروز بزرگ روز میلاد زرتشت در ششم فروردین

برای ایران باستانی و زرتشتیان از اهمیت ویژه ای برخوردار بوده و بیهوده نیست که این روز را پس از جشنهای پنج روز نخستین فروردین ، "نوروز بزرگ" خوانده اند.

 

اشوزرتشت ، زرتوشتره اسپیتامه ، زروآتسر

گویند نام حقیقی زرتشت به آنگونه که در "گات ها" آمده است ، "زرتوشتره اسپیتامه" است. یونانیان زرتشت را "زروآتسر" نامیده اند که از کلمه آستر یا استر (ستاره) مشتق شده. زادگاه پیامبر زرتشت را در "ماد بزرگ" یا آذربایجان کنونی و در نزدیکی دریاچه رضاییه می دانند. پدرش مردی دانشمند و پارسا و "پورورشست" نام داشت و مادرش دختر یکی از نجبای ایرانی و به نام "دوغو" بوده است.

 

زمان رسالت و پیامبری زرتشت را به 300 سال قبل از حمله و تاراج اسکندر میرسانند و از آنجاییکه اسکندر مقدونی یا "الکساندر کبیر" در سال 330 قبل از میلاد مسیح ، تمامی پرشیان و سرزمینهای امپراتوری دوران هخامنشیان بدستش رسید ، بنابراین میلاد یا تولد "اشوزرتشت" را با احتساب آن که وی در سی سالگی به رسالت پیامبری رسیده ، در 25 مارس سال 660 قبل از میلاد مسیح می دانند که همزمان با ششم فروردین می باشد. بنابر روایات سنتی در روز تولد زرتشت معجزات و کرامات بسیاری روی میدهد.

گاتها (سروده ، اشعار زرتشت که خود سروده) در کوه سبلان به او الهام شده و 12 سال به تبلیغ دین و آیین خود در غرب ایران پرداخته و سپس به شرق ایران و نواحی بلخ و خوارزم رفته و پس از مشکلات فراوان بالاخره شاهنشاه گشتاسب به او معتقد میگردد.

اشوزرتشت با آتش مقدس در دست؛

 

پنجم دی ماه ، روز خورایزد ، روز وفات زرتشت

سپس زرتشت از بلخ به ترویج دین خود در سرزمین های دیگر می پردازد و در جنگی که میان "ارجاسب" پادشاه تورانزمین و گشتاسب روی میدهد، در دفاع از آتشکده خود در مقر گشتاسب ، بدست یک تورانی که نامش "برات رکرش" بود ، کشته میشود که گویند وفات اشو زرتشت در پنجم دی بود و امروزه زرتشتیان ایران خاطره "اشو زرتشت" را همزمان با روز "خورایزد" که مطابق با پنجم دیماه است ، گرامی میدارند.

 

اوستا یا خُرده اوستا به زبان اوستایی

اوستا مجموعه اشعار، آداب و رسوم ، برداشت ها و معتقدات اقوام آریایی است که به ایران مهاجرت نموده و زرتشت را به پیامبری پذیرفته اند. بنا بر روایات زرتشتی گشتاسب شاه دستور داد تا اصول تعلیمات پیامبر زرتشت را جمع آوری کنند و آنها را در دو نسخه تنظیم نمایند. این دو نسخه در مجموعه اوستا نامیده می شود. بنابر روایات کتاب "اوستا" را در دو محل نگاهداری میکردند:

 

- یک نسخه را در بایگانی دولتی در "تخت جمشید" دوران هخامنشی،

- و نسخه دیگر را در خزانه "شیزگان پاشیز" آذرپاتکان.

اما فردوسی محل محافظت اوستا را "آتشکده سمرقند " و بعضی دیگر در "استخر فارس" زمان ساسانیان دانسته اند. طبق این روایات : در حمله و پیروزی اسکندر در 330 قبل از میلاد و به آتش کشیدن تخت جمشید ، نسخه موجود در این کاخ از میان رفته و نسخه دیگر به دست یونانیان و مقدونیان افتاد.

 

خرُده اوستا در مراسم سدره پوشی (انتخاب آزادانه عقیده و ایمان)؛

 

اوستا معرف متون مقدس مذهب زرتشت

یکی از کتابهای بزرگ اعصار قبل از اسکندر و اسلام بوده و در بیرون از مرزهای ایران شهرت داشته و کاملا روشن است که دوستان و دشمنان فراوانی داشته و بعضی ها گویند که:

 

- اوستا بر روی دوازده هزار جلد پوست گاو نوشته شده بود.

- و در روایات سنتی آمده که اوستای اولیه با طلا بر پوست گاو نقش داشته.

- و در شاهنامه آمده که 1200 فصل اوستا روی تخته زرین نوشته شده بود.

- و از "تنسر" هیربدان هیربد زمان "اردشیر پاپکان" ساسانی سندی (نوشته ای) بدست آمده که گفته اند به پادشاه طبرستان "جشنف شاه" نوشته است که در آن میگوید: میدانی که اسکندر از کتاب دینی ما، دوازده هزار پوست گاو بسوخت.

- اوستای هخامنشیان دارای 1000 فصل در 21 کتاب یا "نسک" بوده است.

- و در عهد ساسانیان و هنگامیکه بجمع آوری اوستای پراکنده پرداختند، فقط 348 فصل بدست آمده که آن را به 21 "نسک"(کتاب) تقسیم کردند که شامل 345700 کلمه تخمین زده اند که از این تعداد امروز 83000 کلمه در اوستای کنونی موجود است.

- بنابراین یک چهارم اوستای ساسانی به ما ایرانیان به ارث رسیده و بقیه بوسیله دشمنان ایران و ایرانی و زرتشتیان از بین رفته است.

 

اوستا ، خُرده اوستا

بخشی از اوستا ، پس از "ریگ ودا" ، کتاب مقدس هندیان و "تورات" یهودان از قدیمی ترین و معتبرترین کتاب های دنیاست. واژه "اوستا" معرف متون مقدس مذهب زرتشت بوده و به زبان اوستایی تالیف شده.

 

پنج نسک (کتاب) اوستا

پنج نسک یا کتاب مقدس اوستا یا خُرده اوستا عبارتند از:

 

1- یسنا ،

2- ویسپرد ،

3- وندیداد ،

4- یشت ها ،

5- خرُده اوستا .

 

از اوستا هیچ نسخه خطی قدیم در دست نیست که شامل تمامی این جزوات باشد. کهن ترین و مقدس ترین قسمت اوستا "گات ها" هستند که سروده های اشوزرتشت است و در میان "یسنا" جای داده شده.

 

زرتشت سرآینده گات ها

زرتشت در سرآغاز سروده های خود، "گات ها" ، چنین گوید: ای مردم ، با گوش های باز و از روی خرد و معرفت و با چشمهای روشن بین به این حقیقت بزرگ توجه کنید ، تا به چگونگی پرستش خداوند جان و خرد آگاه شوید و به بارگاه فروغ و بهشت و آرامش دست یابید. بهشتی که در درون شما و در وجدان شما بر پا خواهد شد. نسیم دلپذیر انسانیت را احساس کنید و آهنگ دلنواز حرمت را بشنوید تا به صفات کامل دست یابید و خدایی شوید.

 

در "گات ها" زرتشت هیچگونه امتیاز خاصی برای خود و بستگان و یاران در نظر نمیگیرد و همه جا پیرو پایدار راستی است.

 

- در مورد گاتهای زرتشت؛ از فریبرز رهنمون اینجا را کلید کنید (بصورتpdf )

- گاتهای زرتشت از خسرو خزاعی بصورت pdf

خط اوستایی؛

"پندار نیک" ، "کردار نیک" ، "گفتار نیک" ، سه اصل مقدس معتقدات زرتشتیان

سه اصل که از آغاز ظهور دین زرتشت تاکنون بعنوان اصول مقدس ، سرلوحه معتقدات زرتشتیان ایران و دستورالعمل زندگی آنان بوده است ، پیوسته بعنوان یک چهارچوب واقعی و عملی مورد احترام قرار گرفته است و بهترین دلیل برجسته ، اثر عملی تعلیمات زرتشت است. سروده های زرتشت ، بیان و سروده خود اوست و به کلام خداوندی نسبت داده نشده است. به وی خداوند "اورمزد"، موهبت شیرینی کلام و خرد پاک و اندیشه نیک عطا نموده و او با بهره گیری تمام از این عطایا و تعالیم ، سخنانی برای جهانیان بیان نموده که تا آنروز و امروز شنیده نشده.

 

اشو زرتشت؛

 

سروده هایی از زرتشت ، از کتاب "گاتها"ی زرتشت

 

ای مزدا

ای که این زمین و آب و گیاه را آفریدی

با پاکترین خرد خود

رسایی و جاودانگی را به من ببخشای

و در پرتو اندیشه نیک

توش و توان تنی و روانی و پایداری

و زندگی تازه را به من ارزانی دار

و از آموزشهای خود برخوردار کن.

 

...........

 

ای خدای هستی بخش یکتای بی همتا

که بخشاینده همه چیز و از دیده ها ناپیدایی

این فروغ تابناک را

که به آن روی آورده ایم

پرتو آفرینش تو میدانیم

و با گرمی و روشنایی آن می کوشیم تا بفروغ بی پایان تو به پیوندیم.

تویی سرآغاز

تویی سرآنجام

تویی سرچشمه و منش پاک و آفریننده راستی

و بر آن استواریم که سراسر پیدایشها از تو است.

 

از سخنان اندیشه برانگیز "اوستا"

- دادار اورمزد را بر توانايی و زور و نیرو و شگفت کاری به یگانگی می‌شناسیم. 

- برای آن بزرگترین ‌خداوند‌ ستایش و نیایش پر از آفرین ما افزون باد. 

- به تن ما و شما و همه فیروزگران همیشه بخشایشگر افزونی کناد.

- همیشه شادی بیفزاید‌.

- بلندی و بالندگی اورنگ برافرازد‌.

- هر اندازه رامش می افزاید ‌، افزایندگیش فرخنده باشد.

- بالاترین جای همیشه روشن (‌بهشت‌) همواره بهره شما شما باشد.

- همیشه در این خانه بهدینان ، فزون خرّمی ، رامش و شادی ، تن آسائی و اندیشه راحت و روان شاد و فرخ پایا باشد.

- از آسمان فراوان ببارد از زمین فراوان بروید و مردم نیکوکار و راد از آن بهره گیرند.

- با هم همبسته باشید ، با همه اشوان و پاکان همبسته باشید ، با همه نیکوکاران همبسته باشید.

- همیار و همیشه فرخ باشید ، و همیشه شاد و خرّم و دارای آرامش پیروزمندانه باشید.

- با کم گناه همیار باشید ، با ثوابکار همیار باشید.

- هر درمی و دیناری که امروز در این کار نیک و عمل خیر هزینه شده یا می‌شود ، پروردگار و امشاسپندان از گنجی که سود همیشگی آن فراوانی ‌، گشایش ‌، آبادی ‌، نیکی و خوبی است به خیرات کننده باز خواهند داد‌.

- هر کسی که در یک روز هزار نفر مردم نیکوکار و پاکدل را خوراک دهد ، از این کار ایدون سبکبال و خرم و آسوده خاطر باشد.

 

نور آتش

 

معنی "آتش زرتشتیان"

از رییس انجمن موبدان تهران موبد اردشیر خورشیدیان: نور و آتش در تمام مذاهب ، نشانه انوار الهی و نماد پروردگار بر روی زمین به شمار می آید. 

- در تورات موسی (ع) یهوه (خدای یهود) در "زبانه‌های آتش" در کوه طور بر پیامبر نمایان می‌شود،

- در انجیل کتاب آسمانی حضرت عیسی (ع) آمده است که خداوند "نور مطلق" است و ظلمت و تیرگی در او راه ندارد.

- در قران کریم نیز خداوند "نورالسماوات والارض" شناخته شده است.

- در اوستا نیز خداوند را "شیدان شید" یا "نورالانوار" دانسته و در همه ذرات هستی در تجلی می بیند.

 

رو به سوی نور ، اهورامزدا را نماز گزاردن

بر اساس این باور، پرستش سو (قبله) زرتشتیان "نور" قرار داده شده است. زرتشتیان در شبانه روز پنج بار ، با تنی پاک و روانی آماده رو به سوی نور ، اهورامزدا را نماز می گزارند.

 

آتش نماد اشا ، نماد راستی و عشق

آتش در مذهب زرتشتی ، نماد "اشا" (عشق و راستی و پاکی) است ، چرا که : آتش تنها ماده ایست که آلودگی را به خود نمیگیرد و همیشه و در همه حال ، بسوی بالا میرود و ماهیت اصلی خود را حفظ می‌کند و خود می سوزد و دیگران را گرما و نور می بخشد. مردمان اشوان (راستی جو) نیز همانند آتش آتشکده در همه حال یکسان و بیرنگ بوده ، پلیدی ها و دروغ را با دانش و آگاهی و عشق به اهورامزدا می سوزانند و نور و گرما و شادی و انرژی به جامعه می‌بخشند. در عرفان ایرانی نیز عشق به آتش تشبیه شده است.

 

آتش نیاکان (17 آتش) ، پرچم دینی زرتشتیان

آتش موجود در آدریان (آتشکده) از 17 آتش ، یعنی آتش نیاکانی که هزاران سال توسط  موبدان آترون (آتش بند) روشن نگاه داشته شده ، به اضافه 16 آتش صنوف گوناگون که در اوستا آمده از "زرگر و مسگر و نانوا و خانه دار و موبد و غیره" درست شده ، که در حقیقت "پرچم دینی" زرتشتیان شناخته ‌می شود و همه ساله در روز اردیبهشت از ماه اردیبهشت که جشن اردیبهشت‌گان نامیده میشود ، مس (یعنی بزرگ) می‌شده است و همگی صنوف گوناگون مردم شهر می‌دانند که در زمانی که از کنار آتشکده رد میشوند ، تکه ای از آتش ایشان در این مکان سپندینه (مقدس) روشن نگاه داشته شده و از پرچم ایشان بدقت پاسداری میگردد.

 

دین بمعنی وجدان و انسانیت و اخلاق

واژه دین و دیانت عربی و "دائنای" اوستایی و "دیانای" لاتین از زبان سانسكریت سرچشمه گرفته و به مفهوم "وجدان بیدار و نهایت اخلاق انسانی" است، بر اساس این حقیقت ، همه ما پیروان ادیان یکتا پرستی در جهان بر این باوریم که پیامبران از سوی خداوند برگزیده شده اند تا ما را "دین یعنی وجدان و انسانیت و اخلاق" آموزند و به سوی خداوند رهنمون گردند.

 

آدریان تهران 1392 خورشیدی؛

 

پنجم دی ماه روز وفات اشوزرتشت

زرتشتیان همزمان با روز "خورایزد" که برابر با "پنجم دی" ماه می باشد با برگزاری آیین های ویژه ای خاطره وفات "اشو زرتشت" پیامبر ایرانی را ، که هفتاد و هفت سال زندگی کرد ، گرامی میدارند. در این روز ابتدا "گاتا خوانی" توسط موبدان انجام می گیرد ، سپس نماز را به جای می آورند و به صورت جمعی یا انفرادی "اوستا" می خوانند و در ادامه "دعای برساد" را به نشانه سپاسگذاری به درگاه اهورامزدا زمزمه میکنند و در فواصل خواندن ، پذیرایی با "لورک" ، نوعی نان سرخ شده ، از آنها به عمل میآید. زنان زرتشتی در آیین روز پنجم دی ماه یا روز خورا یزد ، روسری سفید و مردان کلاه سفید بر سر دارند و معمولا به صورت خانوادگی در این آیین ها شرکت می کنند.

 

خانواده زرتشت

دغدو مادر و پوروشسب پدر زرتشت (روشنایی زرين)

در شهر ری از پدری بنام "فراهيم روا" و مادری بنام "فرنو" دختری بدنيا آمد كه او را "دُغدو"‌ ناميدند. اين دختر از آغاز جوانی بنای ناسازگاری را با آداب و رسوم مردم پيرامونش نهاد تا بدانجا كه گروهی به خشم آمده و كمر به آزارش بستند. از اينرو بناچار دغدو و مادرش فِرنو از ری خارج گشته و به خانواده پيترسب پناه بردند. پس از چندی اين دختر با یکی از پسران پَيترسب كه پوروشَسب نام داشت ازدواج كرد و از آنها پسری بدنيا آمد كه او را زرتشت ناميدند.

 

البته گروهی بر اين گمانند كه نام اصلی زرتشت سَپَنتمان به معنی سپيدترين بوده و بعد از رسيدن به پيامبری نام زرتشت را كه به معنای روشنایی زرين است بر خود نهاده است. و نيز برخی كلمه زرتشت را از دو واژه زرث به معنی زرد و زال و پير و ديگری اوشتر كه همان شتر است دانسته و به معنی دارنده شتر زرد يا شتر پير ترجمه كرده اند. اين نام نيز با توجه به نام‌های آن‌زمان عجيب نيست زيرا هميشه اسامی كودكان یک اجتماع تابع حوادث ، آرزوها و خواسته‌های مردم آن اجتماع است. زرتشت زمانی پا به گیتی نهاد كه دارنده شتر و اسب ثروتمندان اجتماع به شمار می‌رفتند و اين یکی از آرزوهای هر پدر و مادری بود كه بچه‌هايش ثروتمند گردند. بنا به عقيده اين گروه سِپَنتمان يا اِسپنتَمان نام جدّ نهم اشوزرتشت است كه اوستا آن وخشور را از خاندان ویمی‌خواند. بعلاوه زرتشت و بخصوص دخترش پوروچيستا از خاندان "هيتچسب" (جدّ چهارم زرتشت) نيز خوانده می‌شوند.

فرزندان زرتشت 

بنا به روايات ، زرتشت دارای سه پسر با نامهایی "ايسَدواستَر" ، "اُروَتَدنَر" و "خورشيد چهر" بوده كه هر یک از اين پسران بعدها به ترتيب به سرپرستی سه گروه از مردم آن زمان یعنی روحانيون ، كشاورزان و سپاهيان برگزيده شدند. همچنين از "تریتی" ، "فرين" و "پوروچيستا" نيز به عنوان دختران اشو زرتشت ياد شده كه به ‌جز پوروچيستا كوچكترين دختر زرتشت از ديگران در "گاتها" نشانی نيست. 

 

  یسنا 28 . 1 (خط پهلوی اوستایی)؛

 

چگونگی برگزيده شدن زرتشت

در کتاب (بخش) يسنای 29 ، از نياز اجتماع (روان آفرینش) و برگزيده شدن زرتشت در قالب یک نمايش نامه الهی بدين گونه سخن رفته است : در آن جايگاه پريشان و سراسر از كشتار و تباهی ، "روان آفرينش " (نماينده معنوی جهان) سخن بر ميدارد :

 

پروردگارا

روان آفرينش بدرگاه تو گله مند است.

برای چه مرا بيافريدی ؟ 

چه کسی مرا كالبد هستی بخشيد؟ 

خشم و ستيز ، چپاول و غارت ، و گستاخی و تجاوز همه جا را فرا گرفته. 

مرا جز تو پشت و پناهی نيست. 

از اينروی نجات بخشی را كه بتواند مرا از اين تنگنا رهایی بخشد به من نشان ده.

آنگاه اهورامزدا در كنه راستی و درستی می انديشد كه چه کسی بایستی برانگيخته شود تا اين ظلم و ستم را برچيند و راستی و آيين مردمی را در جهان آشفته و پُر بيداد برقرار كند. بی شک اين رهبر بايد بی آزار ، مهربان و نيرومندترين فرد در ميان مردمان بوده و خواستار راستی و درستی باشد. اهورامزدا با نيروی وهومن (نیک اندیشی خود) او را می يابد و به پيامبری برمی گزيند و گزينش زرتشت را به روان آفرينش بشارت می دهد و می گويد :

 

يگانه کسی كه به دستورهای مزدا گوش فرا داد و من او را خوب می‌شناسم همانا زرتشت اسپنتمان است. تنها اوست كه خواستار آموزش آيين راستی و سرودهای ستايش مزداست ، بهمين انگيزه او را شيوایی بيان خواهيم بخشيد.

 

ولی روان آفرينش درست زرتشت را نمی‌شناسد و از اين گزينش خشنود نگشته و بانگ بر می‌آورد : آيا من بايد بدون چون و چرا پشتيبانی شخص ناتوانی را قبول كرده و به سخنان او گوش فرا دهم؟ به راستی مرا آرزوی شهريار نيرومند و توانایی بود. آيا چه وقت چنين کسی برای ياريم بپا خواهد خواست و با بازوان نيرومند خود مرا حمايت خواهد كرد.

 

ليكن مدتی بعد می‌بينيم كه روان آفرينش از خروش افتاده و رهبری زرتشت را می پذيرد و می‌گويد : ای اهورامزدا به زرتشت و پيروانش نيروی معنوی و توانایی بخش و ای وهومن (نیک اندیشی مزدا) تو نيز به زرتشت نيروی انديشه و هوش و خرد سرشار ارزانی دار تا در پرتو آن به جهانيان آرامش و آسايش بخشد. ای دانای بزرگ ، ما همه او را برگزيده‌ترينِ آفرينش و شايسته‌ترين فرزند تو دانسته و به رهبری خويش می‌پذيريم. به اين ترتيب زرتشت برگزيده می‌شود و اجتماع او را به رهبری خويش می‌پذيرد.

 

با نگرشی درست به شرحی كه گذشت در می‌يابيم كه در اين نمايشنامه الهی تمام مسایلی درباره پيدايش اديان و سير تكاملی آنها نمايان شده است. یعنی ابتدا روان آفرينش كه نماينده مردمان و به بيان ديگر بازگو كننده نياز اجتماع است خواسته خود را مطرح می‌كند. فردی در ميان اجتماع با نيروی وهومن (نیک اندیشی مزدا داده) اين نياز را در می‌يابد و با استقبال از راستی و درستی برای راهنمایی مردم برگزيده می‌شود ولی اجتماع به آسانی او را نمی‌پذيرد. ولی بعد چون او را برآورنده خواسته‌های نهایی خود می‌يابد به دستورهايش گردن نهاده و پيروزی و سربلندی او را خواستار می‌شود. 

 

آرياها- پيشوايان دینی

در ابتدا بين آرين‌ها به سبب سادگی آيين ، پيشوا و رهبر دینی وجود نداشت و تمام مراسم به وسيله رییس خانواده برگزار می‌شد. ولی چون رفته رفته اين مراسم زيادتر و مشكل‌تر گرديدند در بين آنها افرادی بنام كَرپان يا كَرپَن پيدا شدند و انجام اين مراسم را به عهده گرفتند و راهبر مردم در راه شناخت خدايان گرديدند. ولی با گذشت زمان كرپان‌ها نيرو و توانی يافته و بنام هديه و قربانی برای خدايان از دارایی مردم هر چه بيشتر سود می‌جستند و روز به روز مردم را نسبت به آن خدايان دروغين بيشتر بيمناک كرده و بدينوسيله انديشه و تخيل مردم را در چنگ داشتند.

آرياها- دين زرتشت

برای شناخت ارزش رهبری یک پيامبر ، نخست بايد اجتماع او را از ديدگاه تمدن و آيين مورد بررسی و كاوش قرار داد و با باریک بینی دگرگونی‌هایی را كه فلسفه و دستورهای او در آن اجتماع پديد آورده ، نگريست. از اينرو در اين گفتار كوشش می‌كنيم كه به شرح كوتاهی درباره زندگی و تاريخ و آداب و رسوم نژاد آرين و چگونگی اجتماع ايران در زمان زرتشت بپردازيم تا روشنگر ارزش رهبری زرتشت در اجتماع ايران آن زمان باشد.

نژاد آریا

آريا یکی از نژادهای شايسته جهان است كه بنيان مردمان بسياری از كشورها (برخی از كشورهای اروپایی ، ايران و هندوستان) به خانواده‌های نخستين اين نژاد می‌رسد. درباره بن‌گاه (جایگاه) اوليه آرين‌ها آگاهی ما بسيار ناچيز است ولی برابر با نوشته‌های "اوستا" و "وِدا" می‌دانيم كه اين نژاد در بخشی از جنوب روسيه (ايرانويج) مسكن داشته و از آنجا مهاجرت خود را به جنوب آغاز كرده است. علل مهاجرت اين نژاد گفتگوهای بسياری را در بين دانشمندان برانگيخته كه در ميان آنها سه دليل بيشتر مورد پذيرش است.

 

علل مهاجرت آرین ها

1 - ايرانويج به سبب در بر داشتن چراگاه‌های سرسبز ، توجه بوميان پيرامونش را به خود جلب كرده و با ورود آنها جا برای زندگی آرين‌ها و چرای حيوانات تنگ گرديده است.

2 - آرين‌ها پيوسته مورد آزار و فشار شديد بوميان ساكن در سرزمين‌های شمالی ايرانويج قرار داشته و ادامه اين فشارها آنها را به ترک سرزمين خود واداشته است.

3 - هوای ايرانويج رفته رفته به سردی گراييده و با ايجاد يخبندان‌های دراز مدت ، چراگاه‌ها و سبزه زارهای آنها نابود شدند. از اينرو آرين ها برای كشاورزی و سير كردن چهارپايان خود به سرزمينهای جنوبی كه هوای معتدل‌تری داشتند رهسپار شدند.

مردمان هند و اروپایی

موافق موازین علمی به هشت شعبه تقسیم شده اند :

 

1- آریانی،

2- یونان و مقدونی،

3- ارمنی،

4- آلبانی (در شبه جزیره بالکان)،

5- ایتالیایی،

6- سلتی یا کلتی ( بومی های اروپای غربی مخصوصآ در انگلیس، اسکاتلند، ایرلند و فرانسه و ...)،

7- ژرمنی (آلمانی ها- آنگلو ساکسونها و غیره)،

8- لیتوانی و اسلاوها.

 

نژاد هند و اروپایی و هند و ایرانی

به‌ هر صورت اين افراد مسكن اوليه خود را ترک كرده و به‌ سوی آسيای مركزی روان شدند و از هند تا اروپا پراكنده گرديدند. از اين‌رو به اين نژاد، نژاد هند و اروپایی و به گروهی از آنها كه در ايران و هندوستان منزل كردند هند و ايرانی گفته می‌شود كه در اين ‌جا بررسی مهاجرت و چگونگی زندگی نژاد هند و ايرانی و به‌ ويژه گروه ايرانی مورد توجه ماست.

هند وایرانی

اين گروه هند و ايرانی در آغاز دارای یک زبان بوده و در فرهنگ ، آداب و رسوم و شيوه پرستش ، يكسان بودند اما از همان آغاز مهاجرت پراكنده گرديده و پس از گذشت ساليان دراز گروهی در ايران و دسته‌ای در هندوستان مسكن گزيدند.

 

درباره نفوذ ايرانيان به فلات ايران بايد گفت كه ابتدا اين مردم به ‌صورت دسته‌ها و گروه‌هایی بسيار كوچک وارد اين سرزمين شدند و ميان بوميان فلات پخش گردیدند. ولی پس از چندی اين مهاجرت به شكل مداوم ادامه يافت و اين‌بار هر گروه در سرزمینی از فلات ايران جای گرفتند.

 

شانزده سرزمین آریاویچ از اوستا

در اوستا از 16 شهر بزرگ ياد می‌شود كه نخستين آنها سرزمين ايرانويج است كه گمان می‌رود قوم آريا از آنجا آغاز مهاجرت نموده است. شانزده مملکت آوستایی از این قرار است:

 

1- آیران ویج = مملکت آریان ها

2- سوغده = سغد

3- مورو = مرو

4- باخذی = باختر

5- نیسایه = بعضی نزدیکی سرخس و بعضی با نیشابور تطبیق می کنند

6- هرای و = هرات

7- وای کرت = کابل

8- اورو = طوس یا غزنه

9- وهرکان = گرگان

10- هرهوواتی = رخج در جنوب افغانستان

11- ای تو منت = وادی هیلمند

12- رگ = ری

13- سخر یا چخر = شاهرود

14- ورن = خطه البرز یا خوار

15- هپت هیندو = پنجاب

16- ولایاتی در کنار رودخانه رنگا و سر یعنی مدیر ندارد= معلوم نیست کجاست

 

به باور بعضی از دانشمندان گروه‌های آرين در اين سرزمين‌ها جای گرفته و نام گروه خود را به آنها داده‌اند.

 

منابع:

- جستاری از مهران و آناهیتا از سایت "ایران سرزمین کهن".

- سایت "امرداد" و "همازور".

 

نصایح اشوزرتشت

اینجا را کلیک کنید.

 

(پژوهش، گردآوری، تدوین و پیرایش از آتوسا شهریاری)

 

.................. ................. ............... ............... ...........

 

"آتشکده های زرتشتی" برای انگیزه های عرفان ایرانی / زیارتگاه ها یا "دیدارگاه های زرتشتیان" / "روز 25 آبان 1224 خورشیدی" روز خواندن کتیبه داریوش کبیر/

با تشکر از سایتهای "امرداد"، "همازور"، و "ایران سرزمین کهن"، و از رییس انجمن موبدان تهران موبد اردشیر خورشیدیان، و از مهران و آناهیتا / سایت خانه و خاطره/ آتوسا شهریاری- رضا زینتی/ 25 اسفند ماه 1392 خورشیدی/ 16 مارچ 2014 میلادی/