با سلام.

به سایت خانه و خاطره خوش آمدید.

 

جامع آدمیت / میرزا عباس قلی خان آدمیت

پدرخوانده های روشنفكری اسكولار در ايران

 

میرزا عباس قلی خان آدمیّت؛

 

مجمع فراموشخانه و میرزا ملکوم خان (میرزا ملکم خان)

 خط و سفارش میرزا ملكم خان در لژهای ديگر اعتبار داشت. البته اگر بخواهيم افكار ميرزا ملكم خان را در چند محور خلاصه كنيم؛

- یکی ترويج تفكر فراماسونری با تشكيل محفل و مجمع فراموشخانه بود كه در ايران پايه گذاری شد و شعب مختلف يافت،

- و ديگر نظريه پروتستانيسم اسلامی بود.

 

میرزا ملکم خان و میرزا عباس قلیخان آدمیت

میرزا ملكم خان (به ارمنی ملکوم خان) پس از تعطیلی فراموشخانه در 1275 ق. به فعاليت های مخفی روی آورد و مجمع آدميت را تأسيس كرد. یکی از كسانی كه مجمع آدميت را در راستای طريق ملكم خان تداوم بخشيد ، ميرزا عباس قلی خان آدميت است.

 

مجمع آدمیت

مجمع آدميت مجمعی بوده كه مانند تشكيلات فراماسونری ، عده ای از شيفتگان ديار فرنگ در آن عضويت داشتند. از اعضای اين مجمع، ميرزا آقاخان كرمانی - داماد صبح ازل بابی - بوده و او در زمينه تفكر غربی، از شاخص ترين منورالفكران ايران بوده است. ميرزا آقاخان كرمانی انديشه های آزاديخواهانه ملكم خان را می ستوده ، با روزنامه قانون همكاری داشته، و عضو حوزه آدميت استانبول هم بوده است.

حال بايد ديد كه اين مجمع درباره قتل ناصرالدين شاه و روی كارآمدن مظفرالدين شاه چه نظری داشته است. اين مورد تاریخی، از مشی فرصت طلبی و صادق نبودن مجامعی نظير مجمع آدميت حكايت دارد.

در "مجموعه آثار ملكم خان"، راجع به جلوس مظفرالدين شاه چنين نوشته شده است:

وجود پادشاه حقيقت پرست، سرود حقیقی آدميان است؛ لذا به جميع جوامع آدميت دستورالعمل اكيد صادر شد كه هم اخوان و كل امنا و عموم آدميان اطاعت و تعظيم آن وجود مبارک را بر ذمه انسانيت خود واجب بدانند... وای بر آن جهال گمراه كه نسبت به اين پادشاه معصوم كه امروز جامع اميدهای ايران است، به قدر ذرّه ای مصدر خيانت بشوند.

با توجه به اين اسناد، تا چه ميزان می توان ادعا نمود كه اين افراد و دستجات سياسی ضد استبداد بوده اند؟!

 

اعضای مجمع

اعضای مجمع نمی بایست نسبت به وضع مملكت خود احساس بی علاقگی نمایند. چه ، علت اصلی تمامی بدی ها، بی علاقگی است.

 

اصول هفتگانه مجمع آدمیت

اعضای انجمن میبایستی به اصول هفتگانه مجمع آدمیت معتقد باشند و در:

- اجتناب از بدی

- اقدام به نیكی

- رفع ظلم

- اتفاق

- طلب علم

- ترویج آدمیت

- حفظ نظم ، كوشا باشند.

 

محمد علیشاه و رئیس مجمع آدمیت میرزا عباس قلی خان آدمیت

محمدعلی شاه در زمان وليعهدی خود قصد داشت به مجمع آدميت بپيوندد. او در تاريخ 25 شوال 1325 ق. ( تقريباً يك سال بعد از امضای فرمان مشروطيت در 1285 خورشیدی) طی نامه ای، به میرزا عباس قلی خان آدميت، رئيس مجمع كه دوست ملكم خان است می نويسد: "حالا بر آن جناب است كه آنچه از ذخاير معارف و اسباب ترقی در مخزن عمر خود نهفته داريد ، به توسط اولاد ايران نسبت به آدميت ايران سعادتمند بنماييد".

 

سیّد حسن تقی زاده و مجمع آدمیت و اندیشه ترقی

ایرادهایی بر اندیشه ترقی

از افراد ديگری كه عضو مجمع آدميت بوده ، سیّد حسن تقی زاده است و ديگری محمد علی خان فروغی ذکاءالملک.

ايرادهایی كه می توان بر انديشه موسوم به انديشه ترقی منورالفكران وارد ساخت با توجه به اسناد فراماسونری و افكار ماسون ها و ارتباطاتی كه داشتند، به نظر می رسد؛

 

- اولأ اعضای آن مجامع و پيروانشان تمدن غربی را خوب نديده و عميق به آن نظر نيفكنده اند... امّا بعداً توانسته اند عميقتر بينديشند و انتقاد كنند...

- ليكن از فاصله 1226 كه اولين دانشجويان ايرانی به غرب رفتند، تا 1324 (تاریخها بر پایه هجری قمری/ سایت خانه و خاطره) كه نهضت مشروطيت اتفاق افتاده است (حدود 100 سال) تغييری عمده در مبانی و اصول آنها ايجاد نشده و حتی می توان گفت در مواقعی تا به امروز هم، تغيير چندانی نداشته است.

- سومين ايراد اين است كه جريان انديشه ترقی هميشه محاسن تمدن غرب را برجسته كرده و در مورد ملّت خود بيشتر معايب را می ديدند. حال آنكه ايران با بسياری كشورهای غير غربی ديگر تفاوت داشت. گرچه دوران صفويه به اتمام رسيده بود و از بد حادثه، رژيم قاجار بر ايران مسلط شده بود و به انحطاط افتاده بود ، امّا عوامل اعتلاء هم می توانست داشته باشد ، و به دليل وجود همين عوامل اعتلاء بود كه به کلی ضربه نديده و نابود نشد ... و در جنگ اول ايران و روس ، 10 سال در مقابل روسيه ايستاده و مقاومت كرده است. همچنين از نظر جغرافيایی ، به عنوان منطقه ای استراتژيك در آسيا، قابل توجه و اعتنا بوده و البته هنوز هم هست. ايران دوره قاجار می توانست مرزهای هندوستان را به خطر بيندازد. ارتباط با خارج در دوران صفويه ، بر اساس يك نياز دوطرفه مطرح بود. آنها می خواستند يك داد و ستد و بده بستان مساوی داشته باشند؛ یعنی دولتمردان و رجال صفويه برای برطرف كردن نقايص خود، با عزت نفس و چشمان باز، به سمت غرب می رفتند. مثلاً هدفشان ، استفاده از جنگ افزارهای جديد آن روز بود برای آنكه بتوانند با آن سلاح آتشين ، بنيه نظامی خود را قوی تر كنند. اگر خط ترقی دوره قاجار هم همين صورت مسئله را به درستی می ديد، حداقل كمبودی از كشور رفع می شد و عقب ماندگی ايران تا حدودی در دهه های بعدی و لااقل در دوره پهلوی جبران می شد.

- ايراد چهارم اين است كه اين دانشجويان و ديپلماتها و سياسيون ، افراد نادانی نبودند ، كه در جريانات اجتماعی - سياسی حضور فعال نداشته باشند؛ بعضی از اين افراد از جزئی ترين مسائل خارجی و بين المللی آگاهی داشتند، اما در همان زمان قرارداد گلستان ، تركمنچای ، و يا معاهده پاريس، كه به موجب آن افغانستان و هرات از ايران جدا شد، و حكميت گلد اسميت، كه براساس آن مقدار زيادی از بلوچستان از كشور جدا شد ، و در نوشته های مدعيان انديشه ترقی ، اثری از اعتراض و يا انتقاد جدی نسبت به اين فجايع به چشم نمی خورد... و اگر هم هست البته بندرت در حاشيه آن هم به طور بسيار سطحی و گذرا راجع به اين مسائل بحث می شود. اين نشان می دهد كه جريان ترقی متعرض استعمار و جنايتها و ظلمی كه غرب در تاريخ ايران انجام داده ، نشده و به جای آن بحثهای علم و آزادی و توسعه و... را مطرح می كردند...

- ايراد پنجم اين است كه می توان به پيروان اين تفكر گفت كه آموختن علوم و فنون مهندسی، شیمی، فيزيك و... چه ربطی به ورود لژ فراماسونری داشته است؟ آموختن فنونی مانند دستگاه چاپ ، درست كردن مركب ، يادگيری ساخت سلاح آتشين و علومی مانند طب و... كه البته مفيد است ولی چه ربطی به فروش مملكت به بيگانگان و پياده كردن سياست آنها در ايران داشت. برای رسيدن به پيشرفت و ترقی چه نيازی به انتقال و ترويج ايدئولوژی غرب مثل ليبراليسم ، اومانيسم و... وجود داشت. به موازات اين دو گروه ، جريان ديگری را هم می توان مشاهده كرد؛ و آن مردم و طبقات مختلف و برگزيدگان اصيل جامعه اند. نوشته هایی وجود دارد كه نگارش آنها را نه روشنفكران بلكه از ميان همين مردم غرب نرفته به رشته تحرير درآورده اند؛

حاج ملا علی کنی؛

 

حاج ملا علی کنی باعث بستن فراموشخانه

افرادی چون حاج ملا علی کنی (باعث بستن فراموشخانه میرزا ملکم خان و فتوا برعلیه بابیان شد)، مرحوم ميرزای شيرازی (با تحریم تنباکو موافق بود) و مرحوم مدرس كه به فرنگ نرفته بودند اما حرفهای روشنفكران غرب گرا را به خوبی فهميده و نقد كرده اند. البته می توان گفت همه آنهایی كه به غرب رفتند، با هم يكسان نبوده اند؛ به عنوان مثال، شخصيت حاجی واشنگتن(به ادامه مقاله توجه کنید)- اولين سفير ايران در امريكا- با ميرزا ابوالحسن خان ایلچی تفاوت دارد. یکی می كوشيد آداب و سنتهای خودی را تا حدودی كه ميسر است حفظ كند، و ديگری نه. و دهها نقطه افتراق بين افراد فرنگ رفته وجود دارد.

- ششمين ايراد اين است كه پيروان انديشه ترقی نه اين طرف را خوب شناختند، نه آن طرف را. و به درستی و به وضوح تشخيص نمی دادند كه كشور در چه زمينه هایی عقب و نياز به تحول دارد. به عنوان مثال، از جنبه اخلاقی ، نيازی به تقليد از غرب نبوده؛ در مكتب ، فلسفه و عرفان، در ايران ضعفی وجود نداشت كه انديشه تغيير فرهنگ و تغيير خط مطرح شود (تقی زاده مد نظر است).

- ايراد هفتم اين است كه راه آنان عيناً تقليد از شيوه غربيان بود: آخوند و روحانی را كشيش ، و خودشان را انتلكتوآل ، تجار را هم بورژوا پنداشتند؛ در حالی كه هيچ یک از اين موارد با واقعيت تطبيق نمی كرد: نه آخوند كشيش بود ، نه بورژوا تاجر، و نه روشنفكر انتلكتوآل. از نظر آنها ايران در قرون وسطی بوده (با افكار امثال ملكم خان و اين رساله ها)؛ و برای ايجاد تحوّل در آن، به انقلاب فرانسه ديگری نيازمند بود (كه اين انقلاب، همان انقلاب مشروطه شد). امّا جريان ترقی از اين نكته غافل شد كه با وجود اين همه روحانی در صف اول آزاديخواهان، تحليلها و تطبيقهايشان فرو ريخته بود. امروز هم راجع به افكار غربی به همان روش بحث می شود؛ و مباحثی چون توسعه ، آزادی و مشاركت را با لوازم و اصول غربی آن پيش می برند؛ ....

وقتی مشروطيت اتفاق افتاد ، حدود صد سال از تماس با غرب می گذشت؛ صد سال بود كه دارالفنون تأسيس شده و از رفتن مهندسان و مترجمان به غرب گذشته بود امّا ايران هنوز هم عقب مانده بود؛ و جالب اين است كه تا مدتها عامل اين عقب ماندگی را دين و مذهب معرفی می كردند....

- نقد و ایراد هشتم اين است كه در تحليل های آنها علت های اصلی فراموش شده ، در آثار خود نوشته اند كه مثلاً علّت پيشرفت غربيان اين است كه بانوانشان بی چادرند ، و يا مذهب را كنار گذاشته اند؛ و در واقع برای فرار از مسئوليت خود ، به مواردی اشاره كرده اند كه ربطی به موضوع اصلی نداشته است. در اين تحليلها هم درست و هم غلط را با هم مخلوط می كنند تا اگر کسی موضع گرفت، او را متهم كنند كه در برابر سخن درست موضع گرفته است.

- ايراد نهم اين است كه آنها هيچ گاه ندانستند كه دقيقاً از غرب چه می خواهند ، ولی غرب می دانست كه از ايران ، از شرق و از اسلام چه می خواهد.

- دهمين ايراد اين است كه نگاه اين دسته به غرب هيچ گاه تمام عيار، عميق و كامل نبوده؛ به ويژه در عرصه فرهنگ، سياست و اقتصاد بين الملل.

 

بانيان انديشه ترقی ، علم و ترقی و آزادی می خواستند امّا از موانع تحقق آن مثل كاپيتولاسيون و استعمار كمتر با تأكيد نام بردند و از نقش مخرب اشخاصی بد نام مثل سر گور اوزلی (زمان فتحعلیشاه) كه در لژ فراماسونری بوده ، كمتر اشاره ای و يا نقدی به چشم می خورد. اين خط ترقی با همين مشخصات به دوره مشروطيت منتقل شد.

 

.................. ................. ............... ...............

 

 

حاج واشنگتن/ حاج حسینقلی خان صدرالسلطنه فرزند میرزا آقا خان نوری؛

 

حاجی واشنگتن

صدرالسلطنه معروف به حاجی واشنگتن در زمان ناصرالدینشاه بهمراه منشی باشی خود حمزه علی بعنوان سفیر به آمریکا رفت- اکتبر ۱۸۸۸ میلادی /۱۳۰۶ هجری قمری/ حاج حسینقلی خان صدر السلطنه، فرزند میرزا آقاخان نوری بود. او موقعی به امریکا فرستاده شد که ایرانی در آمریکا نبود و چون صدرالسلطنه در یکی از عید قربان ها گوسفندی نذر کرده و قربانی کرده بود که خود حکایت دیگریست، ناصرالدینشاه به او لقب "حاجی واشنگتن" داد/ سایت خانه و خاطره)

 

.................. ................. ............... ...............

 

روشنفکران اسکولار انجمن مخفی و انجمن ملی در زمان مشروطه

- میرزا نصرالله بهشتی معروف به ملک‌المتكلمين‌

- سيد جمال‌الدين‌ واعظ‌

- ابوالحسن‌ ميرزا شيخ‌الرئيس‌

- حاجي‌ ميرزا يحيي‌ دولت‌آبادی‌

- حاجي‌ سيد نصرالله‌ تقوی

- ميرزا سليمان‌خان‌ ميكده‌

- سيد محمدرضا مساوات‌

- ميرزا محمد حسين‌ ذكاء الملك‌ (محمد علی فروغی)

- ميرزا محسن‌ برادر صدرالعلماء

- ميرزا ابراهيم خان‌ منشی‌ سفارت‌ فرانسه‌

- حاج‌ ميرزا مهدی‌ دولت‌آبادی‌

- حاجی‌ ميرزا علي محمد دولت‌آبادی

- سيد اسدالله‌ خرقانی‌

- يمين‌السلطنه‌ اخوی‌ آقای‌ منقح‌

- ميرزا محمدعليخان‌ نصره ‌السلطان‌

- ميرزا حيدر علی‌ زردوز

- يحيي‌ ميرزا

- جلال‌الممالك‌ ايرج‌

- ميرزا علی‌اكبر حکیمی‌ ساعت‌ساز

- حاج‌ شيخ‌ مهدی‌ كاشی‌

- مجدالاسلام‌ كرمانی‌

- مجلسي‌ اصفهانی‌

- جناب‌ اصفهانی‌

- سيد عبدالوهاب‌ اصفهانی‌

- حاج‌ علی نقی ‌خان‌ سردار اسعد بختياری‌

- بحرالعلوم‌ كرمانی‌ (برادر روحی‌ كرمانی)

- سيد عبدالوهاب‌ معين‌العلماء

- اردشير جی زردشتی‌

- ارباب‌ گيو زردشتی‌

- سلطان‌العلماء زواره‌ای‌

- ميرزا جهانگير خان‌

- حاجي‌ سياح‌

- امين‌الاطباء رشتی‌

- ميرزا محمد حسين‌ اعتضاءالحكماء

- حاجی‌ نايب‌الصدر شيرازی‌

- قاضی‌ قزوینی‌

- آقا محمد حسين‌ تاجر (معروف‌ به‌ خياط‌)

- مرشد آقا

- ميرزا نورالله‌ خان‌ مذوی‌

- حاجی شيخ‌ محمد رفيع‌

- ميرزا حسن خان‌ مذوی‌

- نصرالله‌ خان‌ ناظم‌العلوم‌

- آقا ميرزا محمد تقی محرر صدرالعلماء

- لواءالملك‌

- ميرزا عبدالخالق‌ سده‌نی‌

- شيخ‌ غلام‌ حسینی‌

- ميرزا حسن‌ رشيديه‌

- سيد عبدالرحيم‌ كاشانی

- سيد عبدالرحيم‌ اصفهانی‌

- ميرزا محمود اخلاقی‌

- ميرزا محمود شيرازی‌

- حامدالملك‌ شيرازی‌

- خان‌ شوكت‌

- شيخ‌ عبدالله‌ مفيد

- شيخ‌ علی‌ زرندی‌ ناطق‌المله‌

- معين‌ نظام‌

- ......

 

(منبع: سایت کیهان / نويسنده: دكتر موسی نجفی - موسی حقانی)

 

.................. ................. ............... ............... ............

 

"فراموشخانه" میرزا ملکم خان و "لژ بیداری ایران"/ "میرزا ابوالحسن ایلچی شیرازی"/ "ملا اشر" از خانواده هاشمیه/

با تشکر از سایت "کیهان" و دكتر موسی نجفی - موسی حقانی/ سایت خانه و خاطره/ سروش آذرت/ بهمن ماه 1391 خورشیدی/ فوریه 2013 میلادی/